خدمات

سایت فرهنـگی تبلیـغی حـرم مطهـر رضـوی

ارسال به دوستان
ارسال به دوستان
  • ارسال به دوستان
  • اضافه كردن به ليست دلخواه مرورگر
  • تعیین صفحه پیش فرض مرورگر
  • چاپ
  • آر.اس.اس
  • آمار بازدید
    تعداد بازدید از سایت: 238134776
    تعداد بازدید این صفحه: 1282494
    در امروز: 98110

نام ارسال کننده :  
ایمیل ارسال کننده:
نام دریافت کننده :
ایمیل دریافت کننده :  
موضوع ایمیل :
کد تصویری :
 
 
امتیاز دهی
 
 

نظر شما
نام
پست الكترونيک
وب سایت
نظر
×
جمعه 24/1/1397
 

 زیارت ساده ی عمیق

از رواق دارالولایه به سمت ایوان طلا رفت و گفت: «اینجا ایوان طلای امام رضاست. هر چی میخوای نماز بخون، دعا کن، حاجت می‌گیری  
مشغول خواندن نماز در رواق دارالولایه ، بودم که صدای نفس نفس خانم بغل دستیم، تمرکزم رو به هم ریخت.
سلام نماز را که دادم، نگاهی کردم. پیرزنی در حال سجده بود که یک پایش را از عقب کشیده بود و هنگام نشستن پایش را جمع می کرد، و صدای خس خس سینه و نفس هاش آرامشم رو به هم ریخته بود.
سریع رفتم و از انتهای رواق یک صندلی برداشتم. وقتی به ایشون رسیدم، سلام نمازش را داده بود. گفتم: «مادر جان صندلی برایتان آوردم که راحت‌تر نماز بخوانید.»
گفت: «کی من؟ نه مادر جان، من اینطوری راحت ترم.» گفتم: «ولی به سختی می‌نشینید و نفس نفس زنان نماز می خوانید.» گفت: «خوب آره، زانو و مچ پام درد میکنه؛ قلبم یاری نمیکنه. آسمم دارم، ولی ننه اینطوری نماز می خونم. می خوام این سنگ فرش های حرم آقا شهادت بدن من اینجا نماز خوندم.»
 
 
 
 
کنارش نشستم و او دوباره به نماز ایستاد و من زیر لب غرغر می کردم که نمی دانم کجای دین گفته اند آدم به خودش اینطوری سختی بدهد. این جماعت علم دینشون به روز نمیشه.
نماز دومش را که سلام داد گفت: «ننه جون میای بریم زیارت؟» گفتم: «با این حالتون؟... من؟»
آخرش با هم حرکت کردیم ولی پیرزن جلو دار بود. مستقیم حرکت کرد ولی به طرف ضریح نرفت. از رواق دارالولایه خارج شد و وارد ایوان طلا شد و گفت: «اینجا ایوان طلای آقاست. هر چی میخوای نماز بخون، دعا کن، حاجت می گیری.» و همان جا در شلوغی نشست. 
کنارش نشستم. رو به من کرد و گفت: «ننه اگه میخوای دعا بخونی برای منم بخون.» گفتم: «باشه چی بخونم؟» گفت: «امین الله را که حفظم، زیارت عاشورا رو هم همینطور. هر چی دیگه دلت میخواد بخون.»
گفتم: «جامعه کبیره بخونم؟»
گفت: «بخون، بلند بخون باهات بخونم.»
شروع کردم: السلام علیکم یا اهل بیت النبوة و موضع الرسالة...
گفت: «صبر کن. السلام علیکم و چی چی؟
- السلام علیکم یا اهل بیت النبوة
- السلام علیکم یا اهل بیت چی؟
تو دلم گفتم وای خدای من این تا حالا جامعه نخونده یا اصلاً سواد نداره. چه کاری کردم چرا دعای به این بلندی انتخاب کردم؟
- باشه مادر جون، کلمه کلمه میگم شما هم تکرار کنید.
سر و صدای چند تا بچه که اطرافمان بودند و گرمای هوای ظهر تابستان کلافه ام کرده بود. با وجود این، دعا را کلمه کلمه می‌خواندم و او تکرار می کرد و هر از گاهی دستی در کیسه اش می کرد و آدامس و شکلات در می آورد و در دهان بچه‌ها می‌گذاشت و ساکتشان می کرد. خودش هم یک قورت آب از بطری کوچکی که در دستش بود می‌خورد.
بالاخره دعا تمام شد. از صدای دینگ دینگ ساعت حرم فهمیدم، حدود دو و نیم بعدازظهر است.
گفتم: «مادرجان تمام شد.» گفت: «ننه دستت درد نکنه عاقبت بخیر شی.»
- خواهش می کنم مادر جون. راستی چرا اینجوری آب می خورید؟ اینقدر کم کم؟
گفت: «آخه ننه قلبم درد میکنه، نفسم بند میاد. واسه همین باید کم کم آب بخورم. تو راهم با همین بطری آب هست که میتونم برگردم. آخه از گرما بی تاب میشم، نفسم بند میاد.
 
 
 
مشغول صحبت بودیم که خانمی جلو آمد و گفت: «میشه بطری آبتون رو بدین؟ می خوام وضو بگیرم نمی تونم برم تا وضوخونه؛ عجله دارم.»
پیرزن گفت: «بیا ننه، مال شما»
چشمام گرد شده بود. گفتم این چه کاری بود! خودتون گفتید با کمک این بطری آب میتونید، برگردید خونه! گفت: «غصه نخور ننه، روزی این خانوم بود نیاز داشت بنده خدا.»
سری تکان دادم و گفتم نمی خواهید برید داخل رواق؟ اینجا گرمه یا  برگردید خونه؟
گفت: «ننه من با آقا کار دارم، می خوام بهش بگم تا زنده ام هر سال میام دیدنش، اگه بتونم سالی دو سه بار میام. بذار پولهامو جمع کنم از شیراز راهی میشم... آقا حتماً میام. ولی وقتی مُردم دیگه نوبت شماست، امام رضا باید بیای دیدنم.»
مادر جون اگه کاری ندارید، من برم و خداحافظی کردم.
وارد رواق دارالولایه شدم، هوای خنک حالم رو جا آورد، ولی تمام فکرم درگیر قلب پیرزن و نفس نفس زدن هاش بود.
از کفشداری ۱۷ خارج شدم و وارد صحن جمهوری  شدم . آقایی با لباس‌های خادمی و چوب پر به دست دیدم به طرفش دویدم و گفتم آقا! یه بطری خالی ندارید؟ یه پیرزن قلبش درد میکنه برای برگشت به هتلش باید آب همراهش باشه.
 گفت: «نه ما بطری همراهمون نیست...ولی ...دست کرد توی جیبش یک ظرف پلاستیکی سبزرنگ که چهارگوشه بود در آورد و بازش کرد. چهار طرفش بلند می‌شد. واقعاً به درد جای آب می خورد و گفت این رو بهش بده و بگو آسمش هم خوب میشه.»
 با عجله ازش گرفتم و تشکر کردم و دویدم به سمت ایوان طلای صحن انقلاب.   پیرزن به آرامی همان جا در حال راز و نیاز بود رفتم کنارش و گفتم مادر جون این ظرف مال شماست برای آب که بتونید برگردید، گفتن آسمتون هم خوب میشه.
 
 
یکدفعه به خودم اومدم و گفتم ولی من نگفته بودم شما آسم دارید...!! گفت: «آره ننه جون! خودم به آقا گفتم. آقا از حال و روزم خبر داره، این ظرف تبرکی رو آقا برام فرستاده، به آقا گفته بودم یه چیزی بده که برای عروسمم ببرم، آخه بچه دار نمیشه.
 این ظرفو فرستاده هم خودم توش آب بخورم هم به عروسم آب بدم. قربون امام رضا و مهربونیش برم، دیدی چه طوری حواسش به منه پیرزنه.»
و من شرمنده زیر لب گفتم خوش بحالت که اینطوری با آقا رابطه داری ...صفای دل تو به همه ی سواد من می ارزه.
 
اعظم قایدی کریمی
 
2702 
کلید واژه ها:
حرم امام رضا , رواق دار الولایه , ایوان طلای صحن انقلاب , صحن جمهوری , زیارت 
 
امتیاز دهی
 
 

نظر شما
نام
پست الكترونيک
وب سایت
نظر
نسخه قابل چاپ
مراسم شب شهادت امام سجاد علیه السلام
ویژه برنامه همایش ملی شعر اصحاب الحسین
  • 1397/7/8 يكشنبه ویژه برنامه همایش ملی شعر اصحاب الحسین
    با موضوع «جون» غلام حضرت سیدالشهدا // سخنران : حجت الاسلام و المسلمین مهدوی ارفع// و با حضوراساتید ملی ، شعرای آئینی و فرهیختگان آقایان حاج فیروز زیرک کار ، ولی الله کلامی ، سیدرضا موید ، محمد جواد غفورزاده(شفق)، محمود اکبرزاده ، احمد واعظی ، قاسم صرافان ، مسعود یوسف زاده ، سیدحسین سیدی و سیدرضا یعقوبی آل // مجری : آقای احمد واعظی// یکشنبه بعد از اقامه نماز مغرب و عشا // رواق امام خمینی ره
    اخبار ویژه
شهربازی معارفی، متفاوت ترین شهربازی
مراسم عزاداری دهه دوم محرم
  • 1397/6/31 شنبه مراسم عزاداری دهه دوم محرم
    سخنران: حجج اسلام و المسلمین بندانی نیشابوری و شریعتی تبار// مرثیه سرایی و عزاداری: آقایان محمود کریمی ، امیر کردی ، ابراهیم احمدی و صادق آهنگران// همه روزه بعد از اقامه نماز مغرب و عشاء// رواق امام خمینی ره// سخنران: حجج اسلام و المسلمین حمیدی و رضایی تهرانی// مرثیه سرایی: آقایان سید مصطفی حسینی و محمد گلابگیر// شنبه تا پنجشنبه ساعت 10:00 تا اذان ظهر // رواق امام خمینی ره// سخنران : حجت الاسلام سید رضا حسینی// قرائت زیارت عاشورا و مرثیه سرایی: آقایان مجتبی مقدم و جواد بحرینی// شنبه تا پنجشنبه ساعت 10:00// رواق دارالحجه
    اخبار ویژه
ویژه برنامه هفته دفاع مقدس
نظرات
ارتباط با ما
نشانی:مشهد مقدس حرم مطهر امام رضا علیه السلام صحن جامع رضوی ایوان غربی
تلفن:32214421
فکس:32212008
ایمیل:Razavi.aqr.ir
 
 
  • صفحه اصلی
  • درباره ما
  • سایت های مرتبط