آخرین دیدار

داستان وداع پیامبر با مردم در مسجد  

آخرین دیدار
 
مسجد پر از جمعیت بود. پیامبر از راه رسید. چهره‌ی پریشانش خبر از بیماری سختی می‌داد و به زحمت راه می‌رفت. همه با دیدنش از جا بلند شدند و سلام کردند. لبخند کم‌رنگی بر لبان پیامبر نشست. سلام کرد و بالای منبر رفت. سکوت مسجد را پر کرد.
پیامبر شروع به حرف زدن کرد. این بار حرف‌هایش بوی غریبی می‌داد. بوی جدایی و خداحافظی. پیامبر گفت: ای مردم برای شما چگونه پیامبری بودم؟ همراه شما نجنگیدم؟ دندان‌هایم در جنگ نشکست؟ سنگ بر پیشانی‌ام نخورد و خون بر صورتم جاری نشد؟ دشمنان اذیتم نکردند؟ گرسنگی نکشیدم؟
مردم با آه و اشک گفتند: چرا ای رسول خدا. تو مقاومت کردی و جلوی کارهای زشت را گرفتی. خدا به شما پاداش نیک بدهد.
پیامبر دوباره گفت: ای مردم، خداوند قسم خورده که هیچ ظالمی را نبخشد. شما را به خدا، هر کسی حقی بر گردن من دارد؛ برخیزد و مرا مجازات کند، چون مجازات در این دنیا برایم بهتر از مجازات در آن دنیا، پیش فرشتگان و پیامبران است.
صدای گریه‌ی مردم بلند شد. در بین مردم پیرمردی  بلند شد و گفت: پیشوازت آمدم. شما بر شتری سوار بودی. وقتی شما از سرزمین طائف برگشتی، من هم مثل خیلی‌ها به پیشوازت آمدم. شما بر شتری سوار بودی. وقتی می‌خواستی شترت را هی کنی، عصایت به شکم من خورد و دردم گرفت. اکنون می‌خواهم... .
همه با تعجب به هم نگاه کردند و گفتند: یعنی چه؟ این پیرمرد دیوانه شده. با چه جرأتی می‌خواهی پیامبر را مجازات کنی؟
پیامبر یک نفر را صدا زد و گفت: برو از خانه‌ی دخترم فاطمه عصایم را بیاور. او رفت و فوری عصا را آورد. پیامبر گفت: ای سواده نزدیک بیا!
پیرمرد به سمت پیامبر رفت. مردم خیلی از دستِ او خشمگین بودند، چون می‌خواست با همان عصا پیامبر را بزند و مجازات کند.
پیامبر از منبر پایین آمد. سواده عصای او را گرفت و گفت: ای رسول خدا می‌شود لباستان را کمی بالا بزنید؟
پیامبر لباسش را بالا زد. مردم با مشت بر سر و زانوی خود می‌زدند. پیرمرد خم شد و بدن پیامبر را بوسید. او به پیامبر خیلی علاقه داشت و دوست داشت در آخرین روزهای زندگیِ پیامبر، بدن او را ببوسد. پیامبر او را بلند کرد و گفت: ای بنده خدا ، مجازاتم می‌کنی یا مرا می‌بخشی.
پیرمرد با چشمانِ اشک‌بار گفت: ای رسول خدا، پدر و مادرم فدایت، شما را می‌بخشم. پیامبر دست‌هایش را بلند کرد و گفت: خداوندا، این بنده خدا را ببخش! همان‌طور که او پیامبرت را بخشید.



نویسنده: محمود پوروهاب
 

1397/8/14 دوشنبه 
بازدید:153

  دانلود صوت : دانلود صوت آخرين ديدار.mp35.3 MB 
 
امتیاز دهی
 
 

 
page loader لطفا منتظر بمانید ...