سایت فرهنـگی تبلیـغی حـرم مطهـر رضـوی

ارسال به دوستان
ارسال به دوستان
  • ارسال به دوستان
  • اضافه كردن به ليست دلخواه مرورگر
  • تعیین صفحه پیش فرض مرورگر
  • چاپ
  • آر.اس.اس
  • آمار بازدید
    تعداد بازدید از سایت: 218990775
    تعداد بازدید این صفحه: 1173222
    در امروز: 67997

نام ارسال کننده :  
ایمیل ارسال کننده:
نام دریافت کننده :
ایمیل دریافت کننده :  
موضوع ایمیل :
کد تصویری :
 

نظر شما
نام
پست الكترونيک
وب سایت
نظر
×
چهارشنبه 13/4/1397

 انسان دیگ زود پز نیست

شهر پر جمعیت و زیبایی، کنار دو رود دجله و فرات بود به نام نینوا. مردم این شهر، بت پرست بودند و هر قبیله و دسته، بت مخصوص به خود را داشت. مردم به یکدیگر ظلم می کردند و...

شهر پر جمعیت و زیبایی، کنار دو رود دجله و فرات بود به نام نینوا. مردم این شهر، بت پرست بودند و هر قبیله و دسته، بت مخصوص به خود را داشت. مردم به یکدیگر ظلم می کردند و توجهی به فقیران نداشتند.
یونس پیامبر سال ها در این شهر، مردم را به خدا پرستی دعوت کرد، ولی غیر از دو نفر کسی به او ایمان نیاورد. یونس از هدایت قومش نا امید شد و کاسه صبرش، لبریز. از ایمان آوردن مردم نا امید شد و نفرینشان کرد،تا عذاب الهی نازل شود. با آشکار شدن علائم عذاب،یونس با خشم و نفرت شهر را ترک کرد تا خودش گرفتار عذاب نشود.
چیزی از رفتن یونس نگذشته بود،که آسمان شهر تیره و تار شد و نشانه های عذاب الهی ظاهر شد.
مردم که سخت وحشت کرده بودند، از این که به گفته های پیامبرشان توجه نداشند، پشیمان شدند و بت ها را شکستند و توبه کردند. خدا هم توبه شان را پذیرفت و عذاب را از آنها دور کرد. شاید اگر پیامبرشان یونس، کمی صبوری به خرج می داد، مردم زودتر ایمان می آوردند.
از آن طرف یونس بی خبر از همه جا به ساحل دریا رسید و عده ای را دید که در حال سوار بر کشتی هستند.
با آنان همسفر شد و به راه افتادند، تا این که کشتی گرفتار طوفان شد و امواج سهمگین کشتی را متلاطم ساخت. مسافرین فکر کردند کشتی سنگین است و باید یک نفر را به دریا بیندازند، قرار بر قرعه کشی شد.
سه بار قرعه انداختند و هر سه بار قرعه به نام یونس درآمد! یونس را به دریا انداختند و ماهی بزرگی، فورا او را بلعید .
﴿إِذْ أَبَقَ إِلَى الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ﴾﴿ فَساهَمَ فَکانَ مِنَ الْمُدْحَضينَ﴾ ﴿ فَالْتَقَمَهُ الْحُوتُ وَ هُوَ مُليمٌ﴾ ؛«زمانی را که به سوی کشتی پر( از جمعیت و بار) فرار کرد و با آنها قرعه افکند و( قرعه به نام او افتاد) و مغلوب شد (او را به دریا افکندند) و ماهی عظیمی او را بلعید در حالی که مستحق سرزنش بود.»[1]
یونس چند روزی که در شکم ماهی بود، را به اطاعت و عبادت خدا مشغول بود، و فهمید که این گرفتاری نتیجه کم صبری درباره قومش بوده به اشتباه خود اعتراف کرد و از خدا طلب بخشش کرد.
﴿فَلَوْلَا أَنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُسَبِّحِينَ﴾﴿ لَلَبِثَ فِي بَطْنِهِ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ﴾ و اگر یونس از تسبیح گویان نبود، تا روز قیامت در شکم ماهی می ماند.[2]
خداوند، توبه اش را پذیرفت و او را از تاریکی و ظلمت نجات داد.
﴿وَذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ فَنَادَى فِي الظُّلُمَاتِ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ﴾ [3] ؛ «و (یاد آر حال) ذو النون (یعنی یونس) را هنگامی که (از میان قوم خود) غضبناک بیرون رفت و چنین پنداشت که ما هرگز او را در مضیقه و سختی نمی‌افکنیم (تا آنکه به ظلمات دریا و شکم ماهی در شب تار گرفتار شد) آن گاه در آن ظلمتها فریاد کرد که خدایی به جز ذات یکتای تو نیست، تو (از شریک و هر عیب و آلایش) پاک و منزهی و من از ستمکاران بودم (که بر نفس خود ستم کردم.)
یونس در سایه تسبیح پروردگار مشمول عفو خاصش شد.آنچه باعث گرفتاری یونس شد،غضبش بود.گاهی از کسی یا چیزی بدمان می آید و وجودش ما را ناراحت می کند، اسم این می شود کراهت. وقتی ناراحتی در چهره و ظاهرمان آشکار می شود، خشم و غضب نام دارد. و اگر این حالت شدید شود و باعث رفتار و گفتار نابجایی شود، غیظ گفته می شود.معنای کظم غیظ همین است، بروز ندادن ناراحتی،علاوه بر آن، کنترل خشم و غضب.به علاوه کنترل خشم درونی، هنگامی که دلت می خواهد با تمام وجود فریاد بکشی و ناسزا بگویی و خونی که در رگ هایت به جوش آمده را با اظهار خشم و داد و فریاد نشان دهی،خودت را کنترل می کنی تا حرف ناشایسته ای بر زبان نیاوری یا رفتار غلطی انجام ندهی.کنترل این حالت از خشم و غضب می شود،" کظم غیظ"  برای کظم غیظ،نباید به دنبال نابودی خشم و غضب باشیم،بلکه باید عقل و اراده خود را،تقویت کنیم تا بتوانیم خویشتندار باشیم و بر نفس مان غلبه و کنترل داشته باشیم وزود از کوره در رویم.
اگر حضرت یونس کمی صبوری به خرج می داد وبیشتر تحمل می کرد،شاید گرفتار ظلمت و تاریکی نمی شد.
انسان که دیگ زود پز نیست که دائم در حال جوش و خروش باشد.اگر انسان هم هنگام عصبانیت بجوشد و بخروشد و فریاد بزند و کاسه را بر کوزه بکوبد که چه فرقی میان انسان و دیگ زودپز! حفظ آرامش در موقعیت های عادی کار خاصی نیست مهم این است که هنگام عصبانیت بتوانیم خویشتنداری کنیم و دهانمان را به حرف های ناروا آلوده نکنیم.


-------------------------------------------------------------------------------
پی نوشت ها:
1-  صافات 141 تا 142.
2-  صافات 142 تا 144.
3-  انبیاء،78 .
 
 
کلید واژه ها:
علائم عذاب , غضب , خشم , توبه , قیامت  

نظر شما
نام
پست الكترونيک
وب سایت
نظر
نسخه قابل چاپ
ارسال نظر
ارتباط با ما
نشانی: مشهد مقدس، حرم مطهر امام رضا علیه السلام، صحن جامع رضوی، ایوان غربی
تلفن: 32212008-051
فکس: 32003552-051
صندوق پستی: 91735/517
ایمیل: razavi@aqr.ir 
 
 
مرد بودن یعنی گذشت
  • 1397/4/12 سه‌شنبه مرد بودن یعنی گذشت
    اگر فکر می کنی مرد شده ای باید از خودت بپرسی مانند پدرت گذشت داری یا برای هر اشتباه کوچک هزار بار دوست، همسر یا خانواده ات را مواخذه می کنی؟
ترس از خدا
  • 1397/3/18 جمعه ترس از خدا
    چون آن شب هوا مهتابی نبود، تشخیص نمی دادم کیست. آهسته وارد شد. تعادل نداشت و دستش را به دیوار گرفته بود و همین طور...
خدای خوبم؛ سلام
  • 1397/3/1 سه‌شنبه خدای خوبم؛ سلام
    تجسم کن در بهشت باشی و خدای بی نهایت مهربان هم به تو سلام کند. وای که چه لذتی دارد شنیدن سلامش!
زیارت قبور صالحان
  • 1397/2/3 دوشنبه زیارت قبور صالحان
    از مکه بر می گشتیم که به شهر فید رسیدیم، همه حجاج عراقی از این شهرخاطره خوشی دارند ؛ زیرا این شهر در دل حجاز و درست در نیمه راه...
چوپان های دروغگوی اطراف ما
  • 1397/1/20 دوشنبه چوپان های دروغگوی اطراف ما
    قصه چوپان دروغگو را همه شنیده ایم. پسرک دروغگویی که برای تفریح و سرگرمی الکی فریاد می زد: گرگ آمده گرگ آمده ...