• درباره ما
    معرفی معاونت تبلیغات و ارتباطات اسلامی
    معرفی معاونت تبلیغات و ارتباطات اسلامی

    رضوان علم ، منظومه ای زیباشناسانه در تماشای انسان اشرف در آینه تمام نمای هستی است برای میل به بینهایت مطلق همراه با کملین و پیوستگان تا حقیقت مسجود بودن را در قوسین خلقت در بازگشت از هبوط به نظاره بنشیند . همراه با رضوان نظاره گر باشیم .

     
    ×
  • تماس با ما
    شما می توانید با پر کردن فرم زیر، ما را از نظرات خود در مسیر بهبود کیفیت این وب سایت مطلع سازید:

    فرم ارتباط با ما
    * نام و نام خانوادگي
    * پست الكترونيك
    * نظر
     
    امتیاز دهی
     
     

    ×
راهنما
بازگشت به خانه

درگاه خدمات فرهنگی تبلیغی حرم مطهر امام رضا علیه السلام | رضوان علم


  • فرم ثبت اطلاعات
    * نام و نام خانوادگی * شماره موبایل
    * نام استان * ایمیل
    نام شهرستان نام شهر در خارج از كشور
    تاريخ ثبت
     
    امتیاز دهی
     
     

    ×
  •  
  •  
  •  
  •  

ویژه نامه ها

اوقات شرعی

  اذان صبح
  طلوع خورشید
  اذان ظهر
  غروب خورشید
  اذان مغرب
اوقات به افق :

به مناسبت ارتحال ملکوتی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران


باز انگاری مفهوم ولایت فقیه

علیرضا یعقوبی، کارشناسی ارشد کلامی اسلامی- معادل دکتری حوزه (اتمام 8 سال دروس خارج)

چکیده :
ولی، در «ولی فقیه» به معنای «حاکمیت و تصرف»، و «فقیه» به معنای مجتهدی است که با آگاهی به همه ابعاد اسلام و دارا بودن ملکه تقوی و عدالت و داشتن شجاعت و ذوق مدیریت، به اداره جامعه دینی پرداخته و در دورانی که حاکمیت جامعه با غیبت ولی معصوم خدا روبروست، حفظ نظام اسلامی را بر خود واجب دانسته و به امور آنان همت می گمارد.
بر اساس شرط تقوا و عدالت، شبهه استبداد در ولی فقیه مردود می باشد؛ زیرا وی باید مصالح جامعه را بر مصالح فردی و حزبی مقدم بدارد، و بر اساس قید «آگاهی به همه ابعاد اسلام»، اجتهادش باید مطلق باشد و متجزّی کفایت نمی کند.
ولایت مطرح شده در ولی فقیه به معنای ولایت تشریعی و در همه عرصه هایی است که پیامبر (صلی الله علیه و آله) و ائمه (علیهم السلام) ولایت دارند.
لزوم ولایت فقیه، همچون لزوم ولایت نبی و امام است که با دلیل عقل و نقل قابل اثبات است.
واژگان کلیدی : ولایت مطلقه، پیامبر، امام، ولی فقیه، ولایت تکوینی، ولایت تشریعی، عدالت، شجاعت، مدیریت، مصالح اجتماعی، استبداد

مقدمه
رَبُّنَا الَّذِی أَعْطی کلَّ شی ‏ءٍ خَلْقَهُ ثمَّ هَدَی (سوره طه: آیه 50)؛ پروردگار ما کسی است که همه مخلوقات را خلقت عطا نمود و سپس هدایتشان کرد.
در جهان بینی توحیدی، ربوبیت و پرورش همه موجودات عالم هستی با خداوند که خالق آن هاست می باشد. خالق هستی، همه موجودات طبیعی را هدایت تکوینی نموده به گونه ای که خود، مسیر هدایت و رشد را می پیمایند و به هدف می رسند؛ مانند نباتات و حیوانات که به روش خدادادی، تکامل وجود می یابند.
در این بین اما انسان، سوای از هدایت تکوینی نیازمند هدایتی دیگر به نام هدایت تشریعی است. او باید در همه ابعاد معنوی، روحی، عملی، عقلی و شناختی رشد یابد که این رشد و تربیت با اجرای قوانین فردی و اجتماعی الهی به دست می آید.
راه چنین تکاملی با پذیرش ولایت خدا در مقابل ولایت طاغوت و هوای نفس است. خداوند متعال که ولی مطلق همه موجودات است، برای هدایت فردی و اجتماعی انسان، انبیای خویش و سپس ائمه و اوصیا (1) را فرستاده است؛ بر اساس عقل و نقل در نبود امامان و اوصیا باید شخصی که تعالیم خداوندی را از بین فرمایشات هدایت گران معصوم به خوبی می فهمد و توانایی اجرای آن ها در میان امت را دارد، این وظیفه را بر عهده گیرد و این شخص نائب امام است که به او «ولی فقیه» گفته می شود.
شناخت مفهوم ولی فقیه و مراد از ولایت مطرح شده و مراد از مولی علیهم و نیز مراد از «مطلقه» در ولایت مطلقه فقیه، چیزی است که مورد بررسی موافقان و مخالفان قرار گرفته است. در این مقاله به مفهوم شناسی ولایت فقیه پرداخته می شود.
قائلان به ولایت فقیه، آن را شعبه ای از ولایت نبی و امام دانسته و ولایتش را به معنای ولایتِ متخصص دین بر امور جامعه انسانی می دانند. از آن سو، مخالفان گاهی با طرح شبهه استبداد و یا شرعی نبودن و نظیر آن به ایراد پرداخته اند.
بازشناسی مفهوم ولایت فقیه و التزام به اطاعت از ولی فقیه به عنوان نائب امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) هدف این تحقیق است.
ندانستن مفهوم ولایت فقیه سبب ایجاد شبهات ذهنی و در پی آن، پرهیز از اطاعت پذیری از ایشان به عنوان نائب امام عصر (علیه السلام) خواهد بود. به ویژه که سنگ بنا و محور نظام جمهوری اسلامی ایران، ولایت فقیه است و از سویی دشمنان این نظام به شدت در پی هجمه به این رکن والا و مؤثر می باشند و از این رو واضح شدن مفهوم ولایت فقیه، ضرورت دارد.
درباره ولی فقیه پیش فرض های درست و نادرستی مطرح است.
برخی پیش فرض های درست:
ولایت ولی فقیه طولی است به معنای حاکمیت و ولایت متخصص در دین بر بشر به اذن خداوند.
محدوده ولایت فقیه، شامل تمام افراد جامعه و همه عرصه های اجتماعی بشر است.
برخی پیش فرض های نادرست:
عبودیت در مقام تکوین و آفرینش مخصوص خداست در نتیجه عبودیت در قانون گذاری و تشریع هم از آن خداست و حاکمیت غیر خدا از جمله ولی فقیه بر بشر جایز نیست.
محدوده ولایت فقیه، ولایت بر محجوران و کودکان است.
درباره ولایت فقیه، تألیفات زیادی نوشته شده است و اکثر مؤلفینی که به این بحث پرداخته اند به مفهوم ولایت فقیه به عنوان مقدمات تصوریه بحث توجه داشته اند. نیز بررسی بحث ولایت مطلقه در برخی منابع ذکر شده است. کتاب های کلامی به ویژه در دوران اخیر با صبغه بحث کلامی به این موضوع پرداخته ، و کتاب های فقهی نیز در ابواب طهارت، حجر و ... با رویکرد فقهی به این بحث پرداخته اند. آیت الله جوادی آملی در کتاب «ولایت فقیه، ولایت فقاهت و عدالت»، آیت الله مصباح یزدی در کتاب «نگاهی گذرا به نظریه ولایت فقیه» و نیز در کتاب «در پرتو ولایت»، حجت الاسلام احمد واعظی در کتاب «حکومت اسلامی» و دیگران نیز به این بحث پرداخته اند.
این تحقیق در پی ساده گویی این بحث و بررسی دید گاه های مطرح شده بوده و البته در پاره ای از موارد دقت نظرهایی صورت پذیرفته که به نظر جدید می باشد.
این تحقیق با رویکرد درون دینی و با روش کتابخانه ای صورت پذیرفته است.

تعریف ولی فقیه : (2)
تعریف ولی :

ولی در لغت به معنای آمدن چیزی در پی چیز دیگر و بدون فاصله است، که لازمه آن قرب آن دو به هم است. (مفردات الفاظ قرآن، راغب اصفهانی، ج1، ص885؛ ولایت فقیه، ولایت فقاهت و عدالت، جوادی آملی، ص 122)
مفاهیمی مانند «حب و دوستی، نصرت و یاری، تبعیت و پیروی، سرپرستی» در قرب معنوی وجه مشترک دارند.
از این رو معنای اصطلاحی ولی، همان سرپرستی و اولی به تصرف است. (همان)
مراد از فقیه و شرایط لازم برای ولی فقیه :
فقه در لغت به معنای فهم، آگاهی و دانایی است. (معجم مقاییس اللغه، ابن فارس، ج4، ص442) ابن منظور فقه را چیزی فراتر از این دانسته است و می گوید: فقه، علم و دانستنی همراه با دقت نظر و استنباط است.( لسان العرب، ج 10، ص 305).
فقه در اصطلاح: علم و آگاهی دقیق نسبت به علوم دین و احکام الهی و توان استنباط آن ها از طریق ادله تفصیلی (کتاب، سنت، عقل و اجماع). (دین و سیاست، شاکرین و محمدی، ص 67، به نقل از: مصطفی میر احمد زاده، رابطه فقه و حقوق).
سه ویژگی فقیه :
بر این اساس فقیه، مجتهد جامع الشرائطی است که دارای سه ویژگی باشد: اول: اجتهاد مطلق؛ دوم: عدالت مطلق؛ سوم: قدرت مدیریت و استعداد رهبری جامعه.( ولایت فقیه، ولایت فقاهت و عدالت، جوادی آملی، ص 136).
فقیه، مجتهد جامع الشرائطی است که دارای سه ویژگی باشد: اول: اجتهاد مطلق؛ دوم: عدالت مطلق؛ سوم: قدرت مدیریت و استعداد رهبری جامعه

فقیه، مجتهد جامع‌الشرائطی است که دارای سه ویژگی باشد: اول: اجتهاد مطلق؛ دوم: عدالت مطلق؛ سوم: قدرت مدیریت و استعداد رهبری جامعه


توضیح سه ویژگی :
1. مراد از اجتهاد مطلق
اسلام مجموعه ای منسجم است، دیانت آن عین سیاستش است و سیاستش عین دیانتش؛ بر این اساس به دست آوردن نظر اسلام نیازمند تخصص در همه مسائل و ابعاد آن است؛ از این رو مجتهد متجزی (3) توانایی این کار را ندارد، بلکه فقیه و مجتهد مطلق که ملکه استنباط همه ابعاد دین اسلام نظیر ابعاد فقهی، سیاسی، اقتصادی و ... را فرا گرفته و قدرت تجزیه و تحلیل دارد مراد می باشد. (ر.ک: همان، ص137)
به دست آوردن نظر اسلام نیازمند تخصص در همه مسائل و ابعاد آن است ... که کار مجتهد مطلق است.

به ‌دست آوردن نظر اسلام نیازمند تخصص در همه مسائل و ابعاد آن است ... که کار مجتهد مطلق است.


2. مراد از عدالت مطلق
ولی فقیه باید سوای از کمال در عقل نظری(4) و فهم مسائل دین، در عقل عملی(5) نیز کامل باشد و اسلام را در خودش اجرا کند، مطیع هوس نباشد. «أفرَأَیتَ مَنْ أتَّخَذَ إلهَهُ هواه»؛ آیا دیدی کسی که هوا و هوس خویش را معبود خود ساخته است. (سوره جاثیه: آیه 23). چنین کسی نمی تواند حاکم جامعه اسلامی باشد و عدالت را اجرا نماید. بنابراین ولی فقیه باید در همه عرصه ها بر نفس خود غالب بوده و همیشه رضای خدا و مصلحت اجتماع را بر خواسته های نفسانی و سود فردی و قومی مقدم بدارد. (ر.ک: همان، ص138)
3. مراد از قدرت مدیریت و استعداد رهبری
یکی از صفات لازم برای رهبری جامعه و ولی فقیه داشتن هنر مدیریت و ذوق اداره جامعه است. هر کسی که قواعد ورزش خاصی را خوب می داند، لزوما ورزشکار خوبی نیست؛ هر کس قواعد اسلام را در مدیریت جامعه خوانده و بلد است، لزوما مجری خوبی نیست. ولی فقیه کسی است که بتواند در مقام اجرا، کشور را خوب اداره کند و همه افراد را امیدوار و مطیع قوانین اسلام نگه دارد.
در اصل یک صد و نهم قانون اساسی شرایط و صفات رهبری امور زیر بیان شده است:
1. صلاحیت علمی لازم برای افتاء در ابواب مختلف فقه؛
2. عدالت و تقوای لازم برای رهبری امت اسلام؛
3. بینش صحیح سیاسی و اجتماعی، تدبیر، شجاعت، مدیریت و قدرت کافی برای رهبری.
بنابر شرط سوم، رهبری باید ترفندهای دشمن خارجی را بشناسد و هنر مدیریت داشته باشد. به عنوان نمونه، امام (قدس سره) در شکستن حکومت نظامی بهمن 57 که ـ برخی از علما خروج مردم را جایز نمی دیدند ـ هم شجاعت به خرج داد و هم تدبیر و سیاست. (ر.ک: همان، ص 139)

اقسام ولایت :
در یک تقسیم، برای «ولایت» اقسامی قابل فرض است که برای توضیح مفهوم ولایت در ولی فقیه نیازمند توضیح این اقسام هستیم.
1. ولایت تکوینی : یعنی سرپرستی عالم خارج و موجودات آن، مانند ولایت نفس انسان بر قوای درونی خودش نظیر: قوه و نیروی وهم و خیال، شهوت و غضب و اعضاء و جوارح. (همان، ص 123)
همه ممکنات دارای ویژگی ها و رتبه وجودی خاص خود هستند؛ دسته ای از موجودات مادی هستند و دسته ای غیر مادی. موجودات عالم ماده نیز دسته ای جمادات هستند و دسته ای نباتات و دسته ای حیوانات و دسته ای انسان ها. غیر مادی نیز اقسامی دارد. (6) هر یک از این موجودات، دارای صفات و خصوصیاتی هستند که ایجاد کننده به آن ها داده است و خود، در وجود و عدم آن دخیل نیستند. مانند آن که یک موجودی، انسان خلق شده، آن هم از فلان پدر و مادر، در فلان زمان و دوره، با رنگ و نژاد خاص، در کشور و منطقه خاص، بینا یا نابینا، سالم یا مریض و ... . این امور، تکوینیات موجود است.
این قسم ولایت به «علت و معلول» باز می گردد و تنها به همین مورد اختصاص دارد؛ یعنی علت، ولی و سرپرست معلول است و معلول تحت ولایت و تصرف علت است. معلول کاملا به اراده علت است، «انما أمرُهُ إذا أرادَ شَیئاً أن یقولَ لَه کُنْ فَیَکُون». (سوره یس: آیه 82). (همان، ص 123؛ دین و سیاست، شاکرین و محمدی، ص 68)
ولایت بر تکوین و هستی عالم، اولا و بالذات منحصر در خداست.
2. ولایت بر تشریع : (7) یعنی ولایت بر قانون گذاری و تشریع، و سرپرستی جعل و وضع قانون.
یعنی: چه کسی ولایت داشته و اجازه دارد تا برای موجودات مکلف و دارای عقل (انسان و جن) قانون بریزد و به آنان امر و نهی کند که چه کاری را باید انجام داده و از چه کاری پرهیز نمایند.
نکته قابل ذکر آن است که: اگر چه قانون در مقام جعل، تکوینی و تخلف ناپذیر است ولی در مقام امتثال، قابل تخلف است و افراد ممکن است از قانون سرپیچی و عصیان کنند.
ولایت بر تشریع نیز هم چون قسم پیشین منحصر در ذات خداست. «إن الحکمُ الا لله» (سوره یوسف: آیه 40) و اگر نبی خدا و معصوم حکمی را بگوید به معنای جعل حکم نیست، بلکه به معنای بیان از سوی خداست.
3. ولایت تشریعی : ولایت بر مکلفین در محدوده تشریع و قانون خدا، که نوعی سرپرستی موجودات است و نه تکوینی است و نه بر تشریع. مانند ولایت بر محجوران و ولایت بر جامعه.(8)
ولایت ادعا شده در ولی فقیه از قسم ولایت تشریعی است نه ولایت تکوینی و نه بر تشریع.
از آنجا که ادعا، ولایت فقیه در این دو محدوده است، باید توضیحاتی ارائه شود:
1- ولایت در محدوده تشریع بر قاصران علمی و عاجزان عملی (محجوران) و نیز تصدی امور غائبان مانند مردگان: فقیه بر کسانی که توانایی استیفای حق خود را ندارند، چه به دلیل نقص عقل یا سن کم و یا ورشکستگانی که به نوعی توان مدیریت اقتصادی نداشته اند و نیز بر مردگان و غائبانی که برای تصدی امور خود حضور ندارند، ولایت داشته و وکیل امور آنان است. این مرحله از تصدی تقریبا مورد وفاق علماست و واضح است که این سخن در جایی است که ولی و سرپرستی از نزدیکان و اولیای این افراد برای این امور نباشد. (این قسم از باب امور حسبیه و ولی لمن لا ولی له می باشد). (ر.ک: ولایت فقیه، جوادی آملی، ص 125).
در فقه اسلامی در ابواب گوناگون به این مسأله پرداخته شده است و ورود بحث ولایت فقیه در مباحث فقه نیز به همین موارد اختصاص دارد و گر نه بحث ولایت فقیه یک مسأله کلامی و اعتقادی است که در جای خود اثبات شده است.(9)
به عنوان نمونه بحث ولایت مطرح شده در کتاب طهارت، سخن از ولی و سرپرست در اموری مانند تغسیل، تحنیط، نماز، کفن و دفن است. در کتاب قصاص، سخن از ولی دم است که اگر قتل عمدی بوده حق قصاص یا دیه و یا رضایت دارد. در کتاب حَجر، بحث درباره کودکان یا سفیه و مجنون یا مفلس و ورشکسته که اجازه تصرف در مال خود را ندارند، می باشد.
قرآن کریم درباره ولایت در قصاص می فرماید: «مَن قُتِلَ مَظلُوماً فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِیِّهِ سلْطاناً»؛ کسی که به ناحق کشته شده، برای ولی اش، ولایت (در امور او) قرار دادیم. (سوره إسراء: آیه 33)
آیه 282 سوره مبارکه بقره نیز درباره ولایت بر محجوران عقلی و ناتوانان است: «فَإِن کانَ الَّذِی عَلَیْهِ الْحَقُّ سفِیهاً أَوْ ضعِیفاً أَوْ لا یَستَطِیعُ أَن یُمِلَّ هُوَ فَلْیُمْلِلْ وَلِیُّهُ»؛ پس اگر صاحب حق و وام، سفیه یا ضعیف بود یا توانایی کتابت نداشت، «ولی» او این کار را بکند. (بر اساس آیه، ولایت و سرپرستی بر سفیه و ضعیف و ناتوان از نوشتن، مورد تأیید قرآن است.)
در این آیات شریفه اصل ولایت دیگران بر برخی افراد اثبات می شود و در نبود ولی عادل در اقوام و خویشان، ولایت بر امور او بر فقیه است(10) و این که این امور در فقه، بر عهده ولی فقیه گذاشته شده است به دلیل اطمینان به اوست تا با عدالت رفتار نموده و حق این افراد ضایع نشود و گر نه در پی بیان تمام وظایف ولی فقیه نبوده اند تا وظایف او را منحصر در این امور بدانیم. (11)
2- ولایت و سرپرستی و اداره امور جامعه اسلامی: فقیه به تبع پیامبر (صلی الله علیه و آله) و امام (علیه السلام) بر اداره امور جامعه ولایت دارد. اموری مانند قضاوت، جنگ، صلح، روابط خارجی، نصب و عزل فرمانداران و ... که تفصیل این محدوده ولایت در «معنای مطلقه بودن ولایت فقیه» خواهد آمد.
در این قسم بر عکس نوع پیشین، مردم مصدر کارند و فقیه اندیشه و انگیزه آنان را تقویت می کند تا به سمت خدا و ارزش ها به راه بیافتند، همان گونه که انبیا چنین می کردند: « لَقَدْ أَرْسلْنَا رُسلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَ أَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَاب وَ الْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاس بِالْقِسطِ»؛ همانا انبیا را با نشانه هایی فرستادیم و آنان را با کتاب و میزان همراه کردیم تا با عدل و داد مردم را به پا دارند. (سوره حدید: آیه 25). یعنی خود مردم باید عمل و رفتار کنند، رسولان جهت دهی کنند.
این قسم از ولایت، اعتباری و قراردادی است. (ولایت فقیه، ولایت فقاهت و عدالت، جوادی آملی، ص 124)

مراتب ولایت تشریعی :
1. ولایت الله : عبودیت و کرنش منحصر در خداست که خالق و پدیدآورنده مخلوقات است و تمام شئون موجودات به قدرت اوست. این قسم ولایت، ذاتی و اصیل است. (ولایت فقیه، کریمی، ص 58)
قرآن کریم، در عین این که عزت، قوت، رزق، شفاعت و ولایت را هم به خدا و هم به غیر خدا استناد می دهد، ولی در جمع بندی همه این اوصاف کمالی را به ذات خدا منحصر می داند. به عنوان نمونه: « وَ للَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِینَ ...» (سوره منافقون: آیه8)؛ « الْعِزَّةُ للَّهِ جمیعاً» (سوره نساء: آیه 139)- « یَا یَحْیی خُذِ الْکتَب بِقُوَّةٍ» (سوره مریم: آیه 12)؛ « أَنَّ الْقُوَّةَ للَّهِ جَمِیعاً» (سوره بقره: آیه 165) - « النَّبی أَوْلی بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنفُسِهِمْ» (سوره احزاب: آیه 6)، «فَاللَّهُ هُوَ الْوَلی» (سوره شوری: آیه 9) و ... .
2. ولایت غیر خدا : این قسم ولایت بالعرض و در طول ولایت خدا و به اذن خداست و دارای مراتبی است، برخی ولایت کامل و تام داشته و مظهر و نشانه ولایت خدایند و برخی مراتب پایین تری دارند. مراتب آن از این قرار است:
الف) ولایت نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) : از آن جا که پیامبر اکرم، اشرف خلق خداست ولایت ایشان کامل ترین جلوه ولایت خدا در زمین است.
ب) ولایت ائمه (علیهم السلام) و در صدر آنان حضرت امیر (علیه السلام) (6) : ائمه (علیهم السلام) به لحاظ نورانیت و مقام هیچ فرقی با پیامبر اکرم (ص) ندارند و همگی خلیفه مطلق خداوند هستند. از این رو هم ولایت تکوینی و هم ولایت تشریعی دارند.
نکته: سایر انبیای عظام الهی نیز دارای این گونه ولایت هستند که با توجه به تفاوت جایگاه معنوی آنان متفاوت است.
ج) ولایت فقیه : فقیه جامع الشرائط به عنوان حاکم جامعه ولایت تشریعی دارد و شئون و امور جامعه به دست اوست.
فقیه جامع الشرائط به عنوان حاکم جامعه ولایت تشریعی دارد و شئون و امور جامعه به دست اوست.

فقیه جامع‌ الشرائط به عنوان حاکم جامعه ولایت تشریعی دارد و شئون و امور جامعه به دست اوست.

پاسخ به دو سؤال :
1- آیا ولی فقیه بر افراد ولایت تکوینی دارد یا خیر؟
پاسخ: ولایت ولی فقیه ولایت تشریعی است نه تکوینی. آن چه فقیه به عنوان یک منصب اجتماعی و حکومتی و بر اساس جعل و قرارداد الهی دارد، ولایت تشریعی است (که توضیح آن گذشت)، بر این اساس ولایت تکوینی ندارد. البته باید دانست که ولایت تکوینی بر اساس مقام قرب هر انسان و پیمودن کمالات معنوی است، و بر این اساس ممکن است کسی مقام ولایت تشریعی نداشته باشد، ولی ولایت تکوینی داشته باشد، مانند کسانی که تهذیب نفس نموده ولی در سیاست و حاکمیت جامعه، مدبر خوبی نیستند. و از سویی ممکن است کسی به عنوان ولی فقیه در میدان تهذیب نفس و معنویات هم به مقاماتی رسیده باشد و از این رو علاوه بر مقام ولایت تشریعی به مراتبی از ولایت تکوینی نیز دست یافته باشد. به دیگر سخن رابطه این دو در باب نسب اربعه، نسبت عموم و خصوص من وجه است. پس اگر ولایت تکوینی از ولی فقیه نفی می شود از باب منصب قراردادی فقیه است نه از باب شخصیت معنوی او.
2- آیا ولی فقیه بر ذات و جان انسان ها ولایت دارد؟
پاسخ: برخی گفته اند: اگر چه بر اساس برخی آیات قرآن و روایات محور ولایت تشریعی ذات انسان هاست مانند «النَّبی أَوْلی بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنفُسِهِمْ» (سوره احزاب: آیه 6)، و یا مقبوله عمربن حنظله «جعلته علیکم حاکما» که در این آیه شریفه و روایت دو کلمه «بالمؤمنین و علیکم» ذکر شده و معنای آن، نفس و ذات مؤمنین است، لکن طبق ظواهر برخی ادله نقلی دیگر، مراد شئون و امور جامعه است نه ذات انسان ها مانند آیه «أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسولَ وَ أُولی الأَمْرِ مِنکمْ» (سوره نساء: آیه 59) که مراد خداوند، اطاعت در شریعت و تکالیف و امور زندگی است. (ولایت فقیه، جوادی آملی، ص 135).
به نظر می رسد که با یک دقت بتوان مطلب را به گونه دیگری بیان کرد که ولی فقیه به یک معنا بر جان و ذات انسان ها نیز ولایت دارد. توضیح آن که: ولایت بر ذات انسان ها را می توان به دو نوع تقسیم کرد:
1) گاهی مراد از ولایت بر ذات انسان ها، ذات آن ها به عنوان یک شخص و فرد است که عمل و ذات آن ها به اجتماع و مصالح و مفاسد اجتماع ربطی ندارد، مانند ازدواج و یا طلاق دو نفر. در این قسم حق آن است که ولی فقیه به لحاظ ولایت تشریعی به این موضوع پیوند و وابستگی ندارد و اجازه دخالت ندارد.
2) گاهی عمل، ذات و نفس انسان مرتبط به مصالح و مفاسد اجتماع است، که در این جا حتی ذات و جان انسان ها هم پیوند به ولایت تشریعی فقیه می خورد، مانند: جهاد و دفاع که ولی فقیه، اگر لازم شد برای دفاع از کشور، امر می کند که افراد بذل جان کنند و هم چنین است در بحث قصاص و تعزیرات که با جان انسان ها در ارتباط است.
گاهی عمل، ذات و نفس انسان مرتبط به مصالح و مفاسد اجتماع است، که در این جا حتی ذات و جان انسان ها هم پیوند به ولایت تشریعی فقیه می خورد، مانند: جهاد و دفاع

گاهی عمل، ذات و نفس انسان مرتبط به مصالح و مفاسد اجتماع است، که در این‌جا حتی ذات و جان انسان‌ها هم پیوند به ولایت تشریعی فقیه می‌خورد، مانند: جهاد و دفاع


مراد از معنای مطلقه در ولایت مطلقه فقیه :
برخی به مطلقه بودن ولی فقیه اشکال کرده و آن را مخالف عقل و یا شرع دانسته اند، بنابراین باید مفهوم مطلقه بودن واضح شود تا بررسی صورت گیرد.
معنای مطلقه بودن یعنی ولی فقیه باید:
1. همه احکام اسلامی را تبیین کند نه این که ناظر به بُعدی خاص و یا محدود باشد.
2. همه احکام اسلامی را اجرا کند و نسبت به هیچ حکمی تعطیلی صورت نپذیرد.
3. در تزاحم احکام چاره اندیشی داشته باشد و از باب قاعده اهم و مهم با تعطیلی موقت مهم، اهم را اجرا نماید. (همان، ص463).

توضیح مطلب :
ولی فقیه همه اختیارات پیامبر (صلی الله علیه و آله) و امامان (علیهم السلام) را در اداره جامعه داراست؛ اعم از تشکیل حکومت، اجرای دستورهای اسلام، تقدیم اهم بر مهم در تزاحم، اجرای قوانین جزائی، اقتصادی و ...، جلوگیری از مفاسد و انحرافات جامعه، تعیین مسؤولان نظام، وضع مقررات لازم برای کشورداری در محدوده قوانین ثابت اسلام، نصب فرماندهان نظامی برای حفظ جان و مال و نوامیس مردم و استقلال و آزادی جامعه اسلامی، فرمان جنگ و صلح در صورت لزوم، کنترل روابط داخلی و خارجی، اعزام مرزداران و مدافعان حریم حکومت، نصب ائمه جمعه و جماعات (مباشرتی یا تسبیبی)، تعیین مسؤولان اقتصادی برای دریافت زکات و اموال عمومی، و ... .
حضرت امام خمینی (قدس سره) ولایت فقیه را شعبه ای از ولایت مطلقه رسول الله (صلی الله علیه و آله) می داند و هر آن چه برای پیامبر و امام ثابت است را برای او ثابت می داند به استثنای ولایت تکوینی و امور مخصوص به مقام عصمت و نبوت و امامت. (ر.ک: صحیفه نور، ج20، ص 170 و 171؛ حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران، سید محمد هاشمی، ج 2، ص 77 و 78؛ ولایت فقیه و تفکیک قوا، ناصحی، ص133)
بنابراین :
اولا: در حقیقت قید مطلقه در ولی فقیه یک قید توضیحی است، زیرا امور مذکور در مطلقه همان امور و وظایف ولی فقیه و حاکم جامعه است. (دین و سیاست، شاکرین و محمدی، ص 72).
ثانیا: مطلقه بودن برابر با آزادی مطلق ولی فقیه و خود محوری در قانون و دیکتاتوری نیست. (ولایت فقیه، جوادی آملی، ص 249)، زیرا اطلاق ولایت فقیه، در اجرای احکام اسلامی توسط راهکارهای شرع و عقل ناب است نه در تغییر احکام. (همان، ص 252).
ثالثا: ولی فقیه دارای شرایط و صفاتی مانند عدالت و صیانت نفس و مخالف هوی و هوس بودن، است که در گذشته بیان شد.
رابعا: خود ولایت مطلقه هم مقید است به رعایت مصلحت امت و جامعه نه دل خواهانه و مصالح شخصی و نیز مقید است به تقدم مصالح با اهمیت بالا و عمومی بر پایین و فردی. (دین و سیاست، شاکرین و محمدی، ص73)
خامسا: کسانی که در پی اشکال استبداد و یا گاهی دنبال بهانه تراشی جهت مخالفت با نهاد ولی فقیه هستند، غافلند که ولایت بر امور جامعه، وظیفه است نه امتیاز؛ زیرا امر ولایت و حاکمیت فقیه در صورت وجود شرایط، واجب عینی و یا کفایی بر واجدان است، که اگر فقیهی شرایط را داشته باشد، مدیریت و حاکمیت نکردن او، معصیت و نافرمانی است. (ر.ک: همان، ص 252؛ ولایت فقیه، کریمی، ص27).
امام خمینی (قدس سره): ولایت فقیه شعبه ای از ولایت مطلقه رسول الله (صلی الله علیه و آله) است و هر آنچه برای پیامبر و امام ثابت است برای ولی فقیه نیز ثابت است به استثنای ولایت تکوینی و امور مخصوص به مقام عصمت، نبوت و امامت.

امام خمینی (قدس سره): ولایت فقیه شعبه ‌‌ای از ولایت مطلقه رسول الله (صلی الله علیه و آله) است و هر آنچه برای پیامبر و امام ثابت است برای ولی فقیه نیز ثابت است به استثنای ولایت تکوینی و امور مخصوص به مقام عصمت، نبوت و امامت.


نتیجه : ولی فقیه، مجتهدی که با آگاهی به همه ابعاد اسلام و دارا بودن ملکه تقوی و عدالت و داشتن شجاعت و ذوق مدیریت، به اداره جامعه دینی پرداخته و در دورانی که حاکمیت جامعه با غیبت ولی معصوم خدا روبروست، حفظ نظام اسلامی را بر خود واجب دانسته و به امور آنان همت می گمارد.

پی نوشت :
1- امام صادق علیه السلام می فرماید: «ولایتُنا ولایةُاللهِ التی لَم یُبْعَثْ نبیّاً قطُّ الا بها»؛ ولایت ما، ولایت خداست، آن ولایتی که هیچ پیامبری جز به همان ولایت مبعوث نشد. اصول کافی، ج1، ص 362.
2- مفهوم مطلقه بودن ولی فقیه در آینده و در مباحث بعدی خواهد آمد. به دلیل این که قید «مطلقه» توضیحی است و فهم مفهوم ولایت فقیه مقدمه آن است، آن را مؤخر می کنیم.
3- مجتهد متجزی، مجتهدی است که ملکه اجتهاد را فقط بر برخی از ابواب فقهی پیدا کرده است و هنوز ملکه همه ابعاد فقهی را ندارد.
4- مراد از عقل نظری، ادراک هست ها و نیست هاست و مراد از کمال در این ادراک، یعنی بهترین و بالاترین فهم را در تحلیل و تجزیه مسائل دین داشته باشد و به لحاظ علمی، متخصصی قوی و چیره دست باشد.
5- مراد از عقل عملی، ادراک بایدها و نبایدهاست؛ یعنی رفتارهای مناسب با ادراکات عقل نظری را تشخیص دهد. در این جا مراد آن است که ولی فقیه، فقط گوینده خوبی نباشد، بلکه به لحاظ تقوای دینی، در مرحله عمل، انسانی خودساخته و معنوی باشد که فریب نفس اماره و وسوسه های شیطان را نخورد.
6- غرض در این جا سرشماری اقسام موجودات نیست و مصادیق موجودات مادی و غیر مادی نیز محل اختلاف که مراد در بحث نیست، از این رو توضیح بیشتر این اقسام، خارج از بحث است که برای جستجوی اقوال، کتاب های کلامی و فلسفی توصیه می شود.
7- این قسم را آیت الله جوادی آملی (حفظه الله) افزوده و جعل اصطلاح کرده اند، و تا آن جا که بنده جستجو کردم، سایرین متذکر نشده اند، البته با توضیحی که ایشان بیان کرده اند، تقسیم درستی است. برخی مراحل ولایت تشریعی را پنج قسم و برخی ده قسم نموده اند که یک قسم آن «نفس جعل احکام کلی» است و آن را اختصاص به خدا داده اند، مراد آیت الله جوادی همین قسم است که دیگران زیر مجموعه ولایت تشریعی آورده و از محدوده انسان ها خارج دانسته و مختص به خدا می دانند.
8- برخی مراحل ولایت تشریعی را پنج قسم و برخی ده قسم کرده اند: مانند 1- جعل احکام و قوانین کلی برای موضوعات مختلف مانند وجوب روزه و نماز و...؛ 2- مرحله قضاوت و داوری؛ 3- مرحله حکومت و فرمان روایی؛ 4- ولایت بر اموال و نفوس مردم؛ 5- ولایت در امور شخصی و فردی. مرحله دو، سه و چهار همان گونه که در نبی و امام است برای ولی فقیه نیز وجود دارد. قسم اول، خود، دارای اقسامی است مانند: الف) نفس جعل حکم کلی: که فقط کار خداست؛ ب) تبلیغ و تبشیر و انذار، که کار نبی است؛ ج) حفظ، نشر و تبیین احکام کتاب و سنت، که کار امامان است؛ د) استنباط و افتاء که کار فقیه است.
تذکر: این مقامات منافات با سایر وظایف نبی و امام ندارد. (ر.ک: ولایت فقیه، کریمی، ص63).
9- ر.ک: ولایت فقیه، جوادی آملی، ص 143.
10- اثبات تفصیلی این مطالب در قسمت ادله ولی فقیه باید ارائه گردد. برای اثبات ولی فقیه، هم ادله عقلی ذکر شده که همان برهان نیازمندی انسان اجتماعی به قانون و مجری است ـ که در ادله اثبات نبوت آمده است ـ و هم ادله نقلی مانند: مقبوله عمر بن حنظله و صحیحه ابی خدیجه و ... .
11- ضمنا افراد نام برده «مورد کار» اند نه «مصدر کار» یعنی کاری که «ولی» انجام می دهد بر روی خود این افراد و توسط اوست و این افراد کاری انجام نمی دهند، به استثنای مفلس که خودش کار می کند ولی با اجازه حاکم، اما در ولایتِ فقیه بر جامعه انسانی ـ که قسم دوم مجرای اصلی کار اوست ـ، مردم مصدر کارند.
12- در حدیث شریفی حضرت امیر (علیه السلام) می فرماید: «ما لله آیة اکبر منی» (بحارالانوار، ج 23، ص 206، ح2)

فهرست منابع
1. ابن فارس، احمد، معجم مقاییس اللغه، تحقیق عبد السلام محمد هارون، مکتب الاعلام الاسلامی، 1404ق
2. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، چاپ اول، بیروت، دار صادر، 1997م
3. جوادی آملی، عبدالله، ولایت فقیه، ولایت فقاهت و عدالت، چاپ سوم، قم، إسراء، 1381 ش.
4. کریمی، مرزبان، ولایت فقیه، چاپ اول، شهرکرد، سدرةالمنتهی، 1385 ش.
5. شاکرین، حمیدرضا و محمدی، علیرضا، دین و سیاست، ولایت فقیه جمهوری اسلام، (پرسش و پاسخ های دانشجویی، دفتر 15) چاپ نهم، دفتر نشر معارف، 1389ش.
6. واعظی، احمد، حکومت اسلامی (درسنامه اندیشه سیاسی اسلامی)،چاپ دوم، قم، انتشارات مرکز مدیریت حوزه علمیه قم، (مرکز تألیف متون درسی حوزه)، 1381ش.
7. مصباح یزدی، محمد تقی، نگاهی گذرا به نظریه ولایت فقیه، تدوین و نگارش: محمد مهدی نادری قمی، چاپ دوازدهم، قم، مرکز انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، 1386ش.
8. ناصحی، مصطفی، ولایت فقیه و تفکیک قوا، چاپ اول، قم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، 1387ش
9. مصباح یزدی، محمد تقی، در پرتو ولایت، چاپ دوم، مرکز انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، 1383ش.




 
امتیاز دهی
 
 

نسخه قابل چاپ
  • ارسال به دوستان
نام ارسال کننده :  
ایمیل ارسال کننده:
نام دریافت کننده :
ایمیل دریافت کننده :  
موضوع ایمیل :
کد تصویری :
 
 
امتیاز دهی
 
 

مطالب مرتبط

جایگاه مردم در تحقق حکومت اسلامی از منظر امام علی (علیه السلام)
  • 1395/2/13 دوشنبه جایگاه مردم در تحقق حکومت اسلامی از منظر امام علی (علیه السلام)
    از آنجا که جایگاه مردم در حکومت در دنیایی کنونی جزو دغدغه های اساسی اندیشمندان و عموم مردم در جوامع مختلف است، تبیین موضع اسلام نسبت به این مسئله، گام مهمی در جهت آشنا کردن اذهان عمومی با اسلامِ واقعی محسوب می شود. نوشتار حاضر در مقام پاسخ به این مسئله، بر آنست که بررسی سیره و سخنان ....
تمدن نوین اسلامی، تمدن مهدوی
  • 1392/11/20 يكشنبه تمدن اسلامی ، بستر سعادت و تکامل بشر تمدن نوین اسلامی، تمدن مهدوی
    مفهوم مهدویت، توجه به آینده و تشکیل حکومتی جهانی بر پایه عدالت و رهبری امام معصوم می باشد. مبنای فکری شیعه، ارائه سبک زندگی بر اساس مفهوم انتظار برای شکل گیری جامعه توحیدی مهدوی است. نمود عملی مفهوم انتظار بایستی در سبک زندگی آشکار گردد. منتظر واقعی باید از ویژگیهایی نظیر درک ضرورت انتظار، شناخت آن حضرت، محبت نسبت به ایشان و داشتن اخلاق اسلامی برخوردار باشد. جامعه ای که بر مبنای ویژگیهای تمدنی مهدوی باشد دارای شاخصه هایی همچون اجرای کامل قوانین و احکام اسلام، رفاه عمومی، امنیت ، احقاق حقوق مظلومان و گسترش علم و فرهنگ خواهد بود.
انسان کامل ، ولی الهی
  • 1392/10/25 چهارشنبه پیامبر اعظم ، محور وحدت عالم هستی انسان کامل ، ولی الهی
    یکی از آثار کمال انسانی دست یابی به مقام قرب الهی است و قرب الهی نیز مرحلة نهایی عبودیت یعنی ربوبیت است که در این مرحله به ولایت خاصه می رسد. حال این مسأله مطرح می شود که آیا انسان کامل همان ولی الهی است؟ همچنین مصادیق انسان کامل چه کسانی هستند؟ این مسأله با توجه به اوصاف انسان کامل ثابت می گردد. از طرفی این ولایت تنها در اختیار انسان هایی است که معیار انسانیت قرار گرفته اند. کامل ترین مصداق این مقام، حضرت محمّد( صلّی الله علیه و آله) و اهل بیت(علیهم السلام) ایشان هستند.
اطاعت، راه و بیراهه
معرفت به حق امام
امام على(ع):امروز تنها عید کسى است که خداوند روزه‏اش را پذیرفته و شب زنده‏دارى‏اش را سپاس گزارده است . نهج البلاغه حکمت 428