• درباره ما
    معرفی معاونت تبلیغات و ارتباطات اسلامی
    معرفی معاونت تبلیغات و ارتباطات اسلامی

    رضوان علم ، منظومه ای زیباشناسانه در تماشای انسان اشرف در آینه تمام نمای هستی است برای میل به بینهایت مطلق همراه با کملین و پیوستگان تا حقیقت مسجود بودن را در قوسین خلقت در بازگشت از هبوط به نظاره بنشیند . همراه با رضوان نظاره گر باشیم .

     
    ×
  • تماس با ما
    شما می توانید با پر کردن فرم زیر، ما را از نظرات خود در مسیر بهبود کیفیت این وب سایت مطلع سازید:

    فرم ارتباط با ما
    * نام و نام خانوادگي
    * پست الكترونيك
    * نظر
     
    امتیاز دهی
     
     

    ×
راهنما
بازگشت به خانه

درگاه خدمات فرهنگی تبلیغی حرم مطهر امام رضا علیه السلام | رضوان علم


  • فرم ثبت اطلاعات
    * نام و نام خانوادگی * شماره موبایل
    * نام استان * ایمیل
    نام شهرستان نام شهر در خارج از كشور
    تاريخ ثبت
     
    امتیاز دهی
     
     

    ×
  •  
  •  
  •  
  •  

ویژه نامه ها

اوقات شرعی

  اذان صبح
  طلوع خورشید
  اذان ظهر
  غروب خورشید
  اذان مغرب
اوقات به افق :


بررسی دلالی القاب فاطمی «راضیه» و «مرضیه»


هلاکای تی و حنا زهرا نقوی، کارشناسان ارشد علوم قرآن و تفسیر جامعة المصطفی العالمیه
 
چکیده:
به فراخور ایّام ولادت یگانه بانوی خلقت، پژوهش حاضر بر آنست تا با بهره گیری از روش کتابخانه ای و از رهگذر نگاهی تفسیری و فقه الحدیثی دلالت القاب فاطمی «راضیه» و «مرضیه» را به مطالعه بنشیند و معلوم سازد این دو لقب، چه ابعادی از شخصیّت والای حضرت زهرا سلام الله علیها را به تصویر می کشند. از حاصل این پژوهش می توان دریافت ثبوت لقب راضیه، از وجود اعلی مراتب معرفت توحیدی و ثبوت لقب مرضیه، از وجود اعلی مراتب تنزّه باطنی در حضرتش حکایت میکند.
کلیدواژه: حضرت زهرا سلام الله علیها، القاب فاطمی، راضیه، مرضیه، مقام رضا، معرفت توحیدی، تنزّه باطنی، عبودیّت.
 
دامنه فضایل و مناقب فاطمی، دامنه ای به وسعت «کوثر» است که در اسامی و القاب آن بانو منعکس گردیده است.
بنابر روایات، حضرت زهرا سلام الله علیها دارای نه اسم بوده اند و خاستگاه این اسماء نه گانه، ذات باری تعالی است.
امام صادق علیه السّلام میفرماید:
«لفاطمة علیها السّلام تسعة أسماء عند الله عزّوجلّ: فاطمة، و الصدّیقة، و المبارکة، و الطاهرة، و الزکیّة، و الراضیة، و المرضیّة، و المحدّثة، و الزهراء». (امالی، صدوق، ص592)
به استناد این روایت، حضرت زهرا سلام الله علیها، به افاضه من الله، صاحب اسماء نه گانه، از جمله دو نام شریفه «راضیه» و «مرضیه» است. از آنجا که اسم مشتق از ریشه «س م و» به معنای نشانه است و هر نشانه ای، ما را به یک صاحب نشانه میرساند، هر یک از این اسامی، نشانه ای است که ما را به بُعدی از ابعاد وجودی آن بانو رهنمون می سازد.
این نوشتار بر آنست تا از رهگذر روش کتابخانه ای، به بررسی تفسیری و فقه الحدیثی این دو نام بپردازد و معلوم سازد ثبوت این القاب برای حضرتش، از کدام فضیلت و منقبت ایشان پرده برمی دارد.
هدف از این نوشتار، درک بیشتر و بهتر عظمت مقام فاطمی از رهگذر مطالعه مدلول القاب افاضی آن حضرت است.

  
حضرت فاطمه (سلام الله علیها) صاحب اسماء و القاب فراوان، از جمله دو لقب «راضیه» و «مرضیه» است که به گواهی روایات، القابی افاضی و بیانگر مقامات و فضایل فاطمی اند.

1. معنا شناسی لغوی «راضیه» و «مرضیه»
واژگان «راضیه» و «مرضیه» اسم فاعل و اسم مفعول از ریشه (ر ض ی) و (ر ض و) به معنای خشنودی است. (التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، مصطفوی، ج4، ص133) نیز این ریشه به معنای برگزیدن و اختیار چیزی آمده است. (همان)
لذا واژه «راضیه» به معنای فاعلیِ «خشنود»، و واژه «مرضیه» اسم مفعول به معنای «مورد رضایت و خشنودی» است.
در عرف دینی، آنچه در معناشناسی واژگان «راضیه» و «مرضیه» محوریت دارد، جایگاه مفهوم «رضا» در پیوند عبودی - ربوبی است. (المفردات، راغب اصفهانی، ص356)
 
2. بررسی دلالی القاب فاطمی «راضیه» و «مرضیه»
2 .1. بررسی دلالی لقب فاطمی «راضیه»
فضیلت «رضا» در هندسۀ ملکات اخلاقی (جامع السعادات، نراقی، ج3، ص202)، در برابر رذیلت «سخط» قرار دارد، چنانکه امام کاظم علیه السلام در روایت «جنود العقل و الجهل»، چنین فرموده اند: «وَ الرِّضَا وَ ضِدَّهُ السُّخْط». (الکافی، کلینی، ج1، ص21)
«سخط» که در لغت، معنای خشم و غضب را افاده میکند (لسان العرب، ابن منظور، ج17، ص312)، در اصطلاح اخلاق پژوهان عبارت است از اعتراض و ناخشنودی نسبت به اراده و تقدیر پروردگار (جامع السّعادات، نراقی، ج3، ص200). در مقابل، فضیلت «رضا» به معنای خشنودی و رضایت قلبی بنده نسبت به هرگونه خواسته و تدبیر ربوبی است (احیاء علوم الدین، غزّالی، ج4، ص347) و «راضیه»، اسم فاعل از همین ریشه است.
بدیهی است حالت سخط تنها هنگامی زمینۀ بروز می یابد که پدیده ای نزد انسان نامطلوب و زشت جلوه کند و وی ضرر و آفتی را متوجّه خویش بیند؛ ولی از آنجاکه طبق بینش توحیدی ناب همۀ امور هستی بدست یگانه پروردگار حکیمی است که در ذات، صفات و افعال خویش، جز خیر و زیبایی و کمال، چیزی نیست و از هر آفت و نقصی مبرّاست، دیگر امر زشت و نامطلوبی باقی نمی ماند که بخواهد زمینۀ رذیلت سخط را فراهم آورد.
 
فضیلت «رضا» به معنای خشنودی و رضایت قلبی بنده نسبت به هرگونه خواسته و تدبیر ربوبی است.

لذا قرآن کریم ریشه مقام رضا را در معرفت توحیدی می بیند و برای رساندن بندگان به مرحلۀ رضا، از همین بینش توحیدی بهره جسته، مداومت بر حمد و تسبیح و تنزیه پروردگار از هر نقص و عیب را زمینه ساز نیل به مقام رضا می داند: «وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ غُرُوبِها وَ مِنْ آناءِ اللَّیْلِ فَسَبِّحْ وَ أَطْرافَ النَّهارِ لَعَلَّکَ تَرْضى» (طه:130).[1]
آنچه در آیه مزبور مورد تأکید و سفارش قرار گرفته، تسبیحِ توأم با حمد ذات ربوبی است. مداومت بر تسبیح - به معنای منزّه دانستن خداوند از هر گونه نقص و عیب (المفردات، راغب اصفهانی، ص392) - در کنار حمد - به معنای مدح و ثنای برخاسته از نفس حامد از فرط جمال و کمال (همان، ص256) - به ویژه آنگاه که با وصف ربوبیّت پروردگار همراه شوند، موجب می شوند بینش توحیدی مزبور در ذهن متربّی راسخ گشته، در مدار جذبۀ محبوب، همۀ هستی را زیبا و مطلوب و خوشایند یابد و به هرچه اراده و تدبیر ربوبی بدان تعلّق گیرد، راضی گردد. (الفرقان، صادقی تهرانی، ج 19، ص226؛ فی ظلال القرآن، قطب، ج 4، ص2357؛ المیزان، طباطبایی، ج 14، ص235؛ من وحی القرآن، فضل الله، ج 15، ص176) بدیهی است هرچه این معرفت و بینش ارتقا یابد، مرتبۀ رضامندی وی بالاتر خواهد رفت.
 
قرآن کریم ریشه مقام رضا را در معرفت توحیدی می بیند و لذا ثبوت لقب راضیه برای حضرت زهرا سلام الله علیها، به معنای ثبوت بالاترین مراتب معرفت توحیدی برای ایشان است.
  
از همین روست که می بینیم قرآن کریم در آیۀ «رَضِیَ اللهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذلِکَ لِمَنْ خَشِیَ رَبَّهُ» (بیّنه:8)،[2] اهل خشیت را که به تصریح آیۀ «إِنَّما یَخْشَى اللهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ» (فاطر:28)[3] همان اهل معرفتند، شایستۀ نیل به مقام رضا می بیند و این، خود گواهی است بر این که در مکتب قرآن، ریشه مقام رضا، در مراتب والای «معرفت توحیدی» است، چنانکه امام صادق علیه السّلام در این باره می فرماید: «ان اعلم الناس بالله، ارضاهم بقضاء الله عزوجل». (کافی، کلینی، ج2، ص60)
لذا ثبوت لقب «راضیه» برای بانوی خلقت، در یک بررسی تفسیری، به معنای ثبوت بالاترین مراتب معرفت توحیدی برای آن حضرت است.
 
2.2. بررسی دلالی لقب فاطمی «مرضیه»
واژه «مرضیه» اسم مفعول از ریشه (ر ض ی) است که در عرف دینی، به معنای رضایت خداوند از بنده است.
علامه طباطبایی در تفسیر شریف المیزان به خوبی معلوم می دارد رضایت خداوند در قرآن کریم، گاه به فعل و گاه به نفس فاعل تعلّق دارد و این دو با یکدیگر تفاوت فراوانی دارند. ایشان در این باره در ذیل آیه «رَضِیَ اللهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْه» (مائده/119) می نویسد:
«در این آیه خشنودى را متعلق به خود بندگان راستگوى خود نمود، نه به راستگویى شان، به خلاف آیه «و رضى له قولا» و آیه شریفه «وَ إِنْ تَشْکُرُوا یَرْضَهُ لَکُمْ» که رضایت را متعلق به عمل نموده، و بین این دو قسم تعبیر فرق روشنى است، چه خشنودى از عمل به اینست که از دیدن آن چهره در هم نکشد و از آن نفرت نکند، و چه بسا دشمن انسان کار پسندیده اى کند در حالیکه خود او مورد نفرت است، و به عکس دوست انسان کار ناشایستى مرتکب شود در حالیکه خودش محبوب انسان باشد. پس اینکه فرمود: "رَضِیَ اللهُ عَنْهُمْ" دلالت میکند بر اینکه خداى تعالى نه تنها از فعل ایشان خشنود است، بلکه از خود آنان نیز راضى است». (المیزان، طباطبایی، ج6، ص252)
بر این اساس شایان توجّه است که در ثبوت لقب «مرضیه» برای نفس بانوی خلقت، فضیلتی بس بزرگ نهفته است.
برای بررسی دلالت تفسیری لقب «مرضیه» باید بدانیم خداوند بارها در آیات متعدّدی همچون «وَ لایَرْضى  لِعِبادِهِ الْکُفْر» (زمر/7)[4] و «إِنَّ اللهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إیتاءِ ذِی الْقُرْبى وَ یَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ وَ الْبَغْیِ» (نحل/90)[5] نارضایتی خویش را از رذایل اخلاقی اعلام داشته و روشن ساخته است که آن چه مرضیّ و پسند اوست، فضایل و پاکیهاست.
لذا رضایت خداوند تنها به خوبی ها و پاکیها تعلّق میگیرد و تنها کسی می تواند مرضیّ رضای خداوند باشد که در تمام ابعاد وجودی، طهارت و پاکی را تداعی کند. از همین رو، رضایت خداوند از کسی، به معنای اوج تنزّه روحی مشارٌ الیه و پیراستگی وی از رذایل است.
 
از منظر قرآنی، رضایت مطلق خداوند از کسی، به معنای اوج تنزّه روحی مشارٌ الیه و پیراستگی وی از رذایل است. لذا ثبوت لقب «مرضیه» برای بانوی خلقت، گواه بر اوج تنزّه باطنی حضرتش و بیانگر نیل ایشان به مقام عبودیّت است.
 
ضمن اینکه اساساً رضایت مطلق از هر چیز هنگامی موضوعیّت می یابد که آن چیز در نقطۀ مقتضی و مطلوب باشد و در راستای هویّت اصلی خویش، به خوبی عمل کند. از آنجا که هدف خداوند از خلقت انسان، رسیدن او به مرتبۀ عبودیّت است، تعلّق مطلق و تامّ رضایت باری به نفس، حکایت از نیل او بدین مرتبه دارد. (المیزان، طباطبایی، ج3، ص252).
گواه بر این امر اینکه به تصریح آیۀ «یَأَیَّتهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئنَّةُ * ارْجِعِى إِلىَ رَبِّکِ رَاضِیَةً مَّرْضِیَّةً * فَادْخُلىِ فىِ عِبَادِى» (فجر: 27-29)[6]، آنچه مرضیّ رضای باری است، نفسی است که حائز مقام عبودیّت گردیده است؛ نفسی مطمئنّه که در سایه سار ایمان توحیدی بر صراط مستقیم ثابت قدم گشته و از تزلزلات و آفات روحی و معنوی رهیده و مرضیّ رضای پروردگار و حائز مقام عبودیّت است.
لذا ثبوت لقب «مرضیه» برای بانوی خلقت، از سویی گواه بر اوج تنزّه باطنی حضرتش و از سویی بیانگر نیل ایشان به مقام عبودیّت است.
 
3. تجلّی القاب «راضیه» و «مرضیه» در سیره فاطمی
3 .1. جلوه های مقام رضا و لقب «راضیه» در سیره فاطمی
حضرت زهرا سلام الله علیها به معنای حقیقی کلمه، «راضیه» بود و این وصف، در جای جای سیره حضرتش به خوبی مشهود است.
زندگی کوتاه ایشان سرتاسر با غم و اندوه و نیز با تلاش و سختی همراه بود، اما ایشان همواره شاکر درگاه الهی و راضی به رضای پروردگار بود و بر این امر تصریح می ورزید.
بعنوان مثال، زمانی که حضرتش از طریق پیامبر صلوات الله علیه، خبر شهادت پسری که قرار بود از وی متولد شود را دریافت و مخیّر گردید، رضایت خود را در گرو رضایت خدا و رسولش اعلان فرمود. (همان، ج43، ص82)
نیز زمانی که حضرتش به همسری علی علیه السّلام درآمد و بخاطر فقر ایشان، مورد سرزنش و طعنه ی زنان قریش قرار گرفت، بعد از آنکه جریان را به عرض پیامبر صلوات الله علیه رساند، سر به آسمان بلند کرد و فرمود: راضی شدم به آنچه خدا و رسول خدا به آن راضی شدند. (بحارالأنوار، مجلسی، ج53، ص273)
شایان ذکر است در روایاتی همچون روایت اخیر که حضرت زهرا سلام الله علیها سخن مردم را به عرض پیامبر صلوات الله علیه میرساند و یا در روایاتی همچون روایتِ دالّ بر تسبیح حضرت زهرا سلام الله علیها که پیامبر صلوات الله علیه در مقابل کار زیاد منزل، راهکاری را به ایشان می آموزد، اگر حضرتش مشکلی را به پیشگاه پیامبر صلوات الله علیه می برد، هرگز به معنای شکایت و نارضایتی به رضای خداوند نیست، بلکه به معنای عرض نیاز و مشکل به پیامبر و استمداد راهکار از ولیّ دوران در قبال این مشکل است. اتّفاقاً این مسأله اوج رضامندی را میرساند که وقتی مشکلی عارض انسان میشود، انسان به جای جزع و فزع و ناشکری، ماوقع را به پیشگاه خدا و رسولش برد و از ایشان استمداد جوید و هر آنچه ایشان امر فرمودند، گردن نهد و به فرمایش ایشان، راضی و خشنود باشد. خداوند متعال در قرآن کریم، در آیه «فلا وَ رَبِّکَ لایُؤْمِنُونَ حَتَّی یُحَکِّمُوکَ فیما شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لایَجِدُوا فی أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَیْتَ وَ یُسَلِّمُوا تَسْلیماً» (نساء/65) این فضیلت را بسیار می ستاید و عرض نیاز به پیامبر صلوات الله علیه و رضایت به رضای رسول صلوات الله علیه را شرط کمال ایمان می بیند؛ و این رفتاری نیست جز آنچه بانوی خلقت در روایت اخیر به نحو احسن انجام داده است. در این روایت اخیر، فاطمه سلام الله علیها یاوه گویی های مردم را به پیشگاه پیامبر صلوات الله علیه می برد و قضاوت و رأی را به ایشان می سپارد و پس از شنیدن رأی پیامبر صلوات الله علیه، خشنود و راضی و دلگرم به فرموده ولیّ دوران، میفرماید: راضی شدم به آنچه خدا و رسول خدا به آن راضی شدند.
 
مقام رضای فاطمه سلام الله علیها چنان است که بر صفحه تاریخ، تا همیشه این کلام نبوی ثبت میگردد که: «انّ الله یغضب لغضب فاطمه و یرضی لرضاها».

آری؛ رضامندی فاطمه به رضای خدا و رسول صلوات الله علیه چنین است. این رضامندی تا جایی است که رضایت فاطمه سلام الله علیها، عین رضایت ذات باری میگردد و در هیچ جایی، غیر رضایت خداوند را مرضیّ خود نمی سازد و از غیر سخط خداوند، سخط ناک نمیگردد و بر صفحه تاریخ، تا همیشه این کلام نبوی ثبت میگردد که: «انّ الله یغضب لغضب فاطمه و یرضی لرضاها». (امالی، صدوق، ص384)
در متن این روایت گرچه رضایت خداوند به رضایت فاطمه سلام الله علیها تعلّق گرفته و این امر، مدلول لقب مرضیه است، ولی این تعلّق هنگامی صورت میگیرد که نخست، رضایت عبد به رضایت مولی گره بخورد و اراده اش فانی در اراده الله گردد و جز رضایت حق تعالی را منظور ندارد و در اوج مرتبه رضا سیر کند.
از آنچه گذشت، معلوم میگردد حضرتش - در نتیجه معرفة الله و نیل به مقام رضا - فانی در ذات حق گشته، اراده اش فنای در اراده حق گردیده، رضایتش عین رضایت باری و خشمش عین سخط الهی است و این، همان مدلول حقیقی لقب «راضیه» است.
 
3 .2. جلوه های لقب «مرضیه» در سیره فاطمی
خدا محوری و جلب رضایت باری، اساس سیره فاطمی را تشکیل میدهد.
اگر اوصاف فاطمی را در آیات قرآن کریم دنبال سازیم، با بانویی مواجه می شویم که همۀ وجود خویش را از آن یک معبود ساخته، تنها او را وجهۀ پرستش خود قرار داده، مؤثّری در وجود جز خدا نمی بیند، سر بر آستان کسی جز او نمی ساید، غایتی جز او را بر نمی تابد و با انقطاع از همه چیز، تنها وجه باری را خواستار میشود: «إِنَّما نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللهِ لانُریدُ مِنْکُمْ جَزاءً وَ لاشُکُوراً» (انسان:9)[7] و تنها به دلیل حبّ الهی انفاق میکند: «وَ یُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْکیناً وَ یَتیماً وَ أَسیراً». (انسان:8)[8]
آن حضرت، در تمام جلوه های رفتار و گفتار خویش، رضایت خدا را بر رضایت و راحتی خود مقدم میکرد و در فرازهایی از مناجات هایش می فرمود: «اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ الْهُدَى وَ التُّقَى وَ الْعَفَافَ وَ الْکَفَافَ وَ الْغِنَى وَ الْعَمَلَ بِمَا تُحِبُّ وَ تَرْضَى». (مفاتیح الجنان، دعای روز پنجشنبه)
 
جلب رضایت خداوند در سیره فاطمی تا جایی است که طهارتش در آیه تطهیر ستودنی و مُهر رضایت باری بر سرتاسر سیره او جاری است.

این خدا محوری و جلب رضایت باری در سیره فاطمی موجب گردید حضرتش سرتاپای مرضیّ رضای خداوند گردد، تا جایی که اوج مراتب تنزّه باطنی و طهارت نفسانی را از آنِ خود ساخت و طهارتش را خداوند در آیه تطهیر ستود: «إِنَّما یُرِیدُ اللهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً» (احزاب/33) و طاهره ای «مرضیّه» شد که مُهر رضایت باری بر سرتاسر سیره او جاری است.
 
نتیجه:
از آنچه گذشت، معلوم میگردد از منظر تفسیری و فقه الحدیثی، روایاتی که حضرت زهرا سلام الله علیها را ملقّب به القاب «راضیه» و «مرضیه» میدانند، گویای دو نکته اند:
1. لقب راضیه مقام رضا را برای آن حضرت ثابت میسازد و مقام رضا در یک نگاه تفسیری زمانی رخ میدهد که فرد، در اعلی درجه ایمان و معرفت توحیدی باشد. لذا اطلاق لقب راضیه بر آن حضرت، از وجود اعلی مراتب معرفت توحیدی در ایشان خبر میدهد.
2. لقب «مرضیه»، حاکی از رضایت باریتعالی از آن گرامی است که در یک نگاه تفسیری از اوج تنزّه باطنی ایشان و در مرتبه بالاتر، از اتّصاف تامّ حضرتش به وصف عبودیّت حکایت میکند.
آن بانو در نتیجه معرفت توحیدی و تنزّه باطنی به جایی رسید که هم خداوند از او و هم او از پروردگار خویش راضی است و این رضایت دو سویه بین مولی و عبد، محور سیره فاطمی است.
لذا راه فاطمه از مقام رضا میگذرد و به رضوان الهی ختم میگردد و از آنجاکه طیّ این طریق، جز با دو عنصر معرفت توحیدی و تنزّه باطنی میسّر نیست، رهروان راه فاطمی را کسب این دو امر ضروری می نماید.
 
 
فهرست منابع
- قرآن کریم
- إحیاء علوم الدین، غزّالی، ابوحامد محمّد بن محمّد، بیروت، دارالمعرفة، بی تا.
- بحارالانوار، مجلسی ، محمدباقر بن محمدتقى، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ: دوم، 1403ق
- التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، مصطفوی، حسن، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ‎۱۳۶۰.
- جامع السّعادات، نراقی، مهدی بن ابیذر، تحقیق محمّد کلانتر، نجف، دارالنعمان للطباعة و النشر، بی تا.
- الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن، صادقی تهرانی، محمّد، قم، انتشارات فرهنگ اسلامی، 1365.
- فی ظلال القرآن، قطب، سید، بیروت، دارالشروق، 1412ق.
- الکافی، کلینی، محمّدبن یعقوب، تصحیح علی اکبر غفاری، الطبعة الخامسة، تهران، دارالکتب الاسلامیة، 1363.
- لسان العرب، ابن منظور، محمّد بن مکرم، قم، نشر ادب الحوزة، 1405ق.
- مفاتیح الجنان، قمی، شیخ عباس، ترجمه حکیم الهی قمشه ای، موسسه انتشاراتی نقش نگین، 1389.
- المفردات فی غریب القرآن، راغب اصفهانی، حسین بن محمّد، تحقیق صفوان عدنان داوودی، دمشق، الدارالشامیّة، 1412ق.
- المفردات فی غریب القرآن، راغب، حسین بن محمد، بیروت؛ نشر دارالعلم الدارالشامیة،1412ق.
- من وحی القرآن، فضل‌ الله، محمّدحسین، بیروت، دارالملاک، ‎۱۴۱۹ق.
 

------------------------------------------------------------------------
پی نوشت ها:
[1]- «و پروردگارت را پیش از طلوع خورشید و پیش از غروب آن به پاکى بستاى و در ساعات شب و اول و آخر روز تسبیح گوى. شاید خشنود گردى‏».
[2]- «خدا از آنها خشنود است و آنها از خدا خشنودند. و این خاص کسى است که از پروردگارش بترسد».
[3]- «هر آینه از میان بندگان خدا تنها دانشمندان از او مى ترسند».
[4]- «و ناسپاسى را براى بندگانش نمى پسندد».
[5]- «خدا به عدل و احسان و بخشش به خویشاوندان فرمان میدهد و از فحشا و زشتکارى و ستم نهى میکند».
[6]- «اى روح آرامش یافته * خشنود و پسندیده به سوى پروردگارت باز گرد».
[7]- «جز این نیست که شما را براى خدا اطعام میکنیم و از شما نه پاداشى میخواهیم نه سپاسى».
[8]- «و به پاس دوستی خدا طعام را به مسکین و یتیم و اسیر می خورانند».

 



 
امتیاز دهی
 
 

نسخه قابل چاپ
  • ارسال به دوستان
نام ارسال کننده :  
ایمیل ارسال کننده:
نام دریافت کننده :
ایمیل دریافت کننده :  
موضوع ایمیل :
کد تصویری :
 
 
امتیاز دهی
 
 

مطالب مرتبط

انفاق فی سبیل الله، بایدها، نبایدها و راهکارها
  • 1395/3/13 پنجشنبه انفاق فی سبیل الله، بایدها، نبایدها و راهکارها
    به تناسب اهمیت انفاق در دین مبین اسلام، مسأله اصلی این نوشتار، بایدها و نبایدهای یک انفاق خالصانه و راهکار تربیتی قرآن برای حصول آن است. فرض اصلی مقاله، نیل به انفاق خالصانه از رهگذر تأکید بر معرفت توحیدی و حبّ عبودی است که در کنار ...
رابطه اخلاص در عمل و برترین مصلحت
  • 1395/1/10 سه‌شنبه رابطه اخلاص در عمل و برترین مصلحت
    روایتی از حضرت زهرا (سلام الله علیها) درباره فرود آمدن برترین مصلحت از ساحت الهی برای عبادت خالصانه ی بنده، تأییدی بر اهمیت اخلاص در عبادات است. گرچه عبادات دارای دو نوع مصلحت نفس عبادت و مصلحت سلوکیه اند؛ اما ظاهراً منظور از مصلحت برتر با توجه به روایات قرب نوافل، تحصیل ولایت تکوینی است. بدین ...
امام رضا علیه السلام و مقام رضوان، تحلیلی عرفانی از نام رضا
  • 1394/6/4 چهارشنبه امام رضا علیه السلام و مقام رضوان، تحلیلی عرفانی از نام رضا
    مقام رضا از بالاترین مقامات عرفانی است. تحصیل این مقام میدان وسیعی دارد که همه انسان ها حتی معصومین در آن امکان پیشروی دارند. امام معصوم در نظام هستی وسیله ی رسیدن به این مقام است. رضا برای خواص از نخستین مراحل سلوک و برای عوام از دشوارترین آنهاست. مرتبه ی رضا از ثمرات محبت و نتیجه ی آن صفت است....
امام على(ع):امروز تنها عید کسى است که خداوند روزه‏اش را پذیرفته و شب زنده‏دارى‏اش را سپاس گزارده است . نهج البلاغه حکمت 428