• درباره ما
    معرفی معاونت تبلیغات و ارتباطات اسلامی
    معرفی معاونت تبلیغات و ارتباطات اسلامی

    رضوان علم ، منظومه ای زیباشناسانه در تماشای انسان اشرف در آینه تمام نمای هستی است برای میل به بینهایت مطلق همراه با کملین و پیوستگان تا حقیقت مسجود بودن را در قوسین خلقت در بازگشت از هبوط به نظاره بنشیند . همراه با رضوان نظاره گر باشیم .

     
    ×
  • تماس با ما
    شما می توانید با پر کردن فرم زیر، ما را از نظرات خود در مسیر بهبود کیفیت این وب سایت مطلع سازید:

    فرم ارتباط با ما
    * نام و نام خانوادگي
    * پست الكترونيك
    * نظر
     
    امتیاز دهی
     
     

    ×
راهنما
بازگشت به خانه

درگاه خدمات فرهنگی تبلیغی حرم مطهر امام رضا علیه السلام | رضوان علم


  • فرم ثبت اطلاعات
    * نام و نام خانوادگی * شماره موبایل
    * نام استان * ایمیل
    نام شهرستان نام شهر در خارج از كشور
    تاريخ ثبت
     
    امتیاز دهی
     
     

    ×
  •  
  •  
  •  
  •  

ویژه نامه ها

اوقات شرعی

  اذان صبح
  طلوع خورشید
  اذان ظهر
  غروب خورشید
  اذان مغرب
اوقات به افق :


جایگاه و ویژگی های بیت فاطمه (سلام الله علیها) در قرآن کریم


فاطمه رضاداد، دانشجوی دکتری علوم قرآن و حدیث، دانشگاه فردوسی مشهد
 
چکیده
موضوع این نوشتار، بررسی وجوه امتیاز بیت فاطمه سلام الله علیها در آیات و روایات است. طبق فرض اصلی این مقاله، این بیت، از برترین بیوت الهی بر پهنه هستی است و اهل آن، از برترین خلق اند. در نتیجه بررسی های قرآنی - روایی معلوم میگردد «بیت فاطمه»، از برترین تسبیحگاه های خداوند در آیه 36 سوره نور، و اهل آن، همان «اهل البیت» معهود در آیه «تطهیر» و مصداق اتمّ «مخلَصین فی توحید الله» اند که به دلیل استغراق تامّ در ذات حق، شُربی مدام از حقیقت «ذکر» و «تسبیح» موحّدانه دارند. لذا بیتشان از همه بیوت دیگر رفیع تر و حرمت خانه شان، از حرمت سایر خانه ها بسی عظیم تر است.
کلیدواژه: قرآن، بیت فاطمه سلام الله، اهل بیت فاطمه سلام الله، مخلَصین، ذکر، تسبیح، قدر و منزلت، هتک حرمت.
 
همان گونه که می دانیم، پس از رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله، غاصبان خلافت، حرمت خانه فاطمه سلام الله علیها را دریدند و این مسأله تا به امروز، قلب عالم را به درد آورده است. امّا به راستی مگر خانه فاطمه سلام الله علیها چیست و ساکنانش کیانند که هتک حرمتش، این گونه فاجعه بار است؟ قرآن کریم و روایات معصومین علیهم السلام چه اوصافی را برای بیت فاطمه سلام الله علیها بر شمرده اند؟ قداست خانه فاطمه سلام الله علیها از کجا برخاسته است و هتک حرمت آن به چه معناست؟
این نوشتار بر آن است تا از منظری تحلیلی، با تبیین قرآنی - رواییِ منزلت بیت فاطمه سلام الله علیها، پاسخی درخور برای سؤالات مزبور بیابد. اساساً هدف از این نوشتار، آگاهی از جایگاه قرآنی - روایی بیت فاطمه سلام الله علیها به منظور تبیین وجه اهمّیّت هتک حرمت این خانه است. ذیلاً بدین مهم می پردازیم:
 
1- «بیت» در قرآن
واژه «بیت» در اصل لغت، به معنای مسکن و پناهگاهی است که شایسته بیتوته باشد و بتوان شب را در آن به صبح رسانید و در کاربرد عرفی، خانه را «بیت» گویند. (مفردات، راغب، ص151)
این واژه در قرآن کریم مصادیق گوناگونی دارد و اعمّ از هر خانه ای (خانه کعبه، خانه انبیاء، خانه مردمان و ...) است. (همان) فارغ از خانه کعبه که حرمت و آداب خاصّ خویش را داراست، خداوند متعال حریم خانه و خانواده افراد را بسیار محترم شمرده و برای ورود به خانه مردمان، آداب خاصّی را مقرّر فرموده است، چونانکه در آیات 27 و 61 سوره نور معلوم میدارد:
الف) خانه و خانواده حریمی دارد که هرگز بدون اجازه نباید وارد آن شوید،
ب) پس از اذن، هنگامی که وارد شدید، بر ساکنان خانه سلام و درود بفرستید،
ج) اگر ساکنان خانه به شما اذن ورود ندادند، باید بی درنگ بازگردید.
لذا مطلق «بیت» در قرآن کریم از حرمتی خاصّ برخوردار، و ورود بدان، منوط به اذن و آداب خاصّ است.
 
خداوند متعال مطلق «بیت» را بسیار محترم شمرده و برای ورود به خانه مردمان، آداب خاصّی را مقرّر فرموده است.

2- جایگاه «بیت فاطمه» در قرآن
پس از آگاهی از جایگاه «بیت»، به طور مطلق در قرآن کریم، نوبت به بررسی جایگاه «بیت فاطمه» سلام الله علیها در این کتاب شریف میرسد. برای نیل بدین هدف، بایسته است بدین آیه شریفه بپردازیم:
«فی‏ بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فیها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ»[1] (نور:36).
این آیه مبارکه که پس از آیه «نور» قرار دارد، حاکی از خانه هایی است که ظرف نور الهی اند و جایگاهی بس رفیع دارند و خداوند متعال خود، بدیشان قدر و منزلت ویژه ای داده و رفعتشان بخشیده است. (المیزان، طباطبایی، ج15، ص126) علّت این جایگاه رفیع نیز در ساکنان شریف آن خانه هاست که هماره ذکر خدا را بر لب و دل دارند و پیوسته او را تسبیح می گویند. (همان) امّا این خانه ها، از آنِ چه کسانیست و ساکنان این خانه ها، کیانند؟
در مروری بر منابع تفسیری - روایی شیعه و عامّه در می یابیم از برترین مصادیق این خانه ها، خانه پیامبران است و «بیت فاطمه» سلام الله علیها، از برترین خانه های انبیاست، چه آن که ایشان اهل بیت پیامبرند.
در زیارت شریفه جامعه کبیره خطاب به ائمّه هدی علیهم السلام عرض می کنیم: «فَجَعَلَکُمْ فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ‏». (زیارت جامعه کبیره)
طبق این زیارت شریفه، مولد پیشوایان الهی، از مصادیق بیوت آسمانی و رفیع المنزلتی است که ذکر و مدح خداوند هماره در آن جاری است.
در روایات متعدّد دیگر نیز، بارها تأکید شده است که مراد از این بیوت، خانه پیامبر و نیز، خانه علی و فاطمه علیهم السلام است. (بحارالانوار، مجلسی، ج23، ص325-328)
در منابع مختلف عامّه، با سندهای گوناگون نقل شده است که هنگامی که این آیه نازل شد، مردی از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله پرسید: یا رسول الله، این خانه ها از آنِ چه کسانی است؟ پیامبر فرمود: مراد، خانه پیامبران است. در آن هنگام، ابوبکر برخاسته و پرسید: آیا خانه فاطمه و علی علیهما السلام نیز از زمره این خانه هاست؟ پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: بله و از برترین ایشان است.[2] (الکشف و البیان، ثعلبی، ج7، ص107؛ روح المعانی، آلوسی، ج9، ص367؛ الدّرّ المنثور، سیوطی، ج5، ص50؛ شواهد التّنزیل، حاکم حسکانی، ج1، ص533)
لذا به نقل شیعه و عامّه، «بیت فاطمه» سلام الله علیها که خاستگاه کوثر هدایت و مولد پیشوایان الهی است، از برترین خانه هایی است که خداوند، خود خواسته است تا حرمتش پاس داشته شود تا همگان بدانند این خانه، علیرغم ظاهر گلین و ساده اش، سر بر آسمان دارد و حفظ حرمتش واجب است.
امّا به راستی چه عاملی بیتی چون «بیت فاطمه» سلام الله علیها را در پیشگاه خداوند متعال، چنین بزرگ و شکوهمند می سازد؟ در یک نگاه تفسیری، معلوم میگردد آنچه بدین خانه ها شرافت می بخشد، ساکنان آن اند که هماره حق تعالی را تسبیح می گویند و این تسبیح و ذکر مدام ایشان است که قدر و منزلت این خانه ها را رفعتی چنین می بخشد. (المیزان، طباطبایی، ج15، ص126)
 
آنچه بدین خانه ها شرافت می بخشد، ساکنان آن اند که هماره حق تعالی را تسبیح می گویند و این تسبیح و ذکر مدام ایشان است که قدر و منزلت این خانه ها را رفعتی چنین می بخشد.

بر این اساس، علّت شرافت «بیت فاطمه» سلام الله علیها، این است که این بیت، تسبیحگاه حضرت حق و ظرف ذکر الله است که حقیقت تسبیح و ذکر، هماره در آن جریان دارد.
اکنون زمان این پرسش است که چرا وقتی اهل «بیت فاطمه» علیهم السلام، به ذکر و تسبیح حق تعالی می ایستند، خداوند چنین ذکر و تسبیحشان را می پسندد و نه تنها ذکر و تسبیح ایشان، بلکه محلّ آن را نیز قداست می بخشد؟ مگر چه کسانی در این بیت، به ذکر و تسبیح برخاسته اند و مگر این ذکر و تسبیح، از چه جنسی است؟ در ادامه بدین مهم می پردازیم.
 
3- اوصاف ساکنان «بیت فاطمه» در قرآن
اگر از قرآن کریم درباره ساکنان «بیت فاطمه» جویا شویم، در می یابیم ساکنان این بیت، همان «اهل البیت» معهود در آیه «تطهیر»[3] اند که در بُعد ذات، به مقام طهارت رسیده و از هرگونه رجس و آلودگی به دورند. (برای آگاهی بیشتر ر.ک به: همان، ج16، ص310-316)
حال اگر از قرآن کریم درباره چیستی فضیلت «تطهیر» جویا شویم، در می یابیم این فضیلت از آنِ «مخلَصین»[4] است؛ یعنی کسانی که خداوند ایشان را برای خود خالص کرده است. این افراد با برخورداری از معرفت و محبّت افاضی، در بُعد معرفة الله و محبّت الی الله، به کمال رسیده و در نتیجه، سرتاپای وجودشان خالصاً مستغرق فی ذات الله است، چونانکه در هیچ بُعدی از وجود ایشان، غیر خدا یافت نشود و از هرگونه شرک منزّه اند (المیزان، طباطبایی، ج11، ص128 و 155-160): « السَّلَامُ عَلَى ... التَّامِّینَ فِی مَحَبَّةِ اللَّهِ وَ الْمُخْلَصِینَ فِی‏ تَوْحِیدِ اللَّهِ‏».[5] (زیارت جامعه کبیره)
 
از برترین مصادیق این بیوت، «بیت فاطمه» است که بانویش، بانوی تسبیح است و ساکنانش، «اهل البیت» معهود در آیه «تطهیر» و مصداق اتمّ «مخلَصین فی توحید الله»؛ ایشان بدلیل استغراق تامّ در ذات حق و خلوص از هرگونه پیرایه شرک، شُربی مدام از حقیقت «ذکر» و «تسبیح» موحّدانه دارند.

این فضیلت موجب می شود توفیق حقیقت «ذکر» و «تسبیح» و تداوم در آن نیز از آنِ این پیراستگان و مخلَصان باشد؛ زیرا:
  •  اوّلاً حقیقت ذکر و اعلی مراتب آن، به معنای حضور در پیشگاه ذات ربوبی است و دوام در ذکر، تنها برای کسانی میسّر است که هماره، مطهّر و پیراسته از هر غیرخدایی، مستغرق تامّ در ذات الهی و غرق در شهود وی باشند و چونانکه گذشت، این افراد، همان مطهّرین و مخلَصین اند. (ادب فنای مقربان، جوادی آملی، ج5، ص341) لذاست که ذکر مدام، ویژگی اهل «بیت فاطمه» و اصحاب آیه «تطهیر» است: «و أدمتم ذکره».
  •  ثانیاً مراد از تسبیح، تنزیه خداوند از داشتن هرگونه شریک و نیز جمیع اوصافی است که سزاوار ذات ربوبی نیست. در این میان، هرچه درجه معرفت آدمی به خداوند بیشتر باشد، تسبیح وی نیز کمال بیشتری خواهد داشت. از آنجا که بر اساس آیاتی چون «سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا یَصِفُونَ * إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِینَ»[6] (صافات/159-160)، برترین مراتب معرفة الله به مخلَصین اختصاص دارد و تنها ایشان واصلان به حقیقت مقام توحیدند و ایمان سایر مردمان آمیخته با پیرایه های شرک است: «وَ ما یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلاَّ وَ هُمْ مُشْرِکُونَ» (یوسف/106)[7]، برترین مراتب تسبیح نیز از آنِ ایشان خواهد بود و تنها ایشانند که حقیقتاً می توانند با دل و فکر و زبان و عمل خویش، خداوند را از هرگونه شریکی - خواه شریک در اسم و خواه شریک در معنا و خواه هر نقص و عدم دیگر - منزّه بدانند. (المیزان، طباطبایی، ج10، ص17)
 
از همین روست که ساکنان «بیت فاطمه» علیهم السّلام که همان «اهل البیت» معهود در آیه «تطهیر» و مصداق اتمّ «مخلَصین فی توحید الله»اند، به دلیل استغراق تامّ در ذات حق و خلوص از هرگونه پیرایه شرک، شُربی مدام از حقیقت «ذکر» و «تسبیح» موحّدانه دارند.
لذا رتبه ایشان از همه ذاکران و تسبیح گویان حق بیشتر، ذکرشان از همه اذکار دیگر والاتر، تسبیحشان از همه تسبیحات دیگر منزّه تر و در نتیجه، حرمت بیتشان از بیوت دیگر، بسی رفیع تر است؛ چونانکه گویا حقیقت ذکر و تسبیح، مختصّ بدین «بیت» است و از همین روست که بر اساس روایات بسیار، ذکر و تسبیح بانوی این بیت، الگویی است تامّ برای هر کس که بخواهد از حقیقت ذکر و تسبیح بهره ای یابد.
 
لذا رتبه اهل «بیت فاطمه»، از همه ذاکران و تسبیح گویان حق بیشتر، ذکرشان از همه اذکار دیگر والاتر، تسبیحشان از همه تسبیحات دیگر منزّه تر و در نتیجه، حرمت بیتشان از بیوت دیگر، بسی رفیع تر است.

4- معنای هتک حرمت «بیت فاطمه» سلام الله علیها از منظر قرآن
از آنچه گذشت، معلوم میگردد هتک حرمت «بیت فاطمه» سلام الله علیها به چه معناست.
چونانکه بیان گردید، «بیت فاطمه» سلام الله علیها مصداق برترین بیوت نبی و ظرف نور الهی و دار الذّکر خداوند بر پهنه هستی است که شریف ترین تسبیح گویان حق، صبح و شام در آن به ذکر مدام مشغول اند. چنین خانه ای با چنین اهلی است که خداوند، به طور خاص، فرمان به تعظیم و رفعتش داده و قدر و منزلتش را بزرگ شمرده است.
وقتی از منظر قرآن کریم، خانه افراد عادی جامعه اسلامی، حرمت دارد و ورود بدان منوط به اذن و آداب خاص است، حرمت خانه فاطمه سلام الله علیها چیست و ورود بدان، منوط به چه آدابی است؟
خداوند متعال در آیه «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لاتَدْخُلُوا بُیُوتَ النَّبِیِّ إِلاَّ أَنْ یُؤْذَنَ لَکُمْ إِلى‏ طَعامٍ غَیْرَ ناظِرینَ إِناهُ وَلکِنْ إِذا دُعیتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذا طَعِمْتُمْ فَانْتَشِرُوا وَ لامُسْتَأْنِسینَ لِحَدیثٍ إِنَّ ذلِکُمْ کانَ یُؤْذِی النَّبِیَّ فَیَسْتَحْیی‏ مِنْکُمْ وَ اللَّهُ لایَسْتَحْیی‏ مِنَ الْحَقِّ» (احزاب/53) معلوم میدارد ورود به بیوت پیامبر صلی الله علیه و آله، از آن حیث که بیت نبوّت است، فراتر از بیوت افراد عادی جامعه اسلامی، حرمتی بسیار مضاعف دارد، چونانکه ورود بدان و هر گونه رفتاری که در آن «بیت» صورت می پذیرد - حتّی جزئی ترین رفتارها اعمّ از خوردن، نشستن، زمان استقرار و ... - باید به گونه ای باشد که کوچکترین رنجشی برای پیامبر صلی الله علیه و آله به همراه نیاورد.
مگر نه اینکه به تصریح فرموده پیامبر صلی الله علیه و آله خطاب به ابوبکر، «بیت فاطمه» سلام الله علیها از برترین بیوت نبوی است و مگر نه اینکه به تصریح آیه تطهیر و روایات عامّه و خاصّه، اهل «بیت فاطمه»، مصداق انحصاری اهل «بیت نبوّة» اند؟
آیا ورود غاصبان خلافت به بیت فاطمی، با اذن همراه بود؟ آیا آنها در ورود، نه آداب خاصّ ورود به «بیت نبوّت»، بلکه حتّی آداب دخول به بیت فردی عادی از جامعه اسلامی را رعایت کردند؟
 
وقتی از منظر قرآن کریم، خانه افراد عادی جامعه اسلامی، حرمت دارد و ورود بدان منوط به اذن و آداب خاص است، حرمت «بیت فاطمه» که از برترین مصادیق آیه «فی بیوت اذن الله ... » است، فی نفسه معلوم است.

به گواهی روایت صحیحه (درباره اثبات صحت سند و مدارک این نقل، ر.ک به: دلائل الصدق، مظفر، ص75) از کتب معتبر عامّه ابوبکر در لحظات پایانی عمر خویش بر سه مسأله تأسّف فراوان می خورد و از جمله این مسائل، هتک حرمت «بیت فاطمه» سلام الله علیها است. متن عبارت چنین است:
«لمّا احتضر ابوبکر قال: ما آسى على شیئى الّا على ثلاث فعلتها، و وددت انّى ترکتها، و ثلاث ترکتها و وددت انّى فعلتها، ... فاّما الثّلاث الّتى فعلتها و وددت انّى ترکتها، فوددت أنّی لم أکشف بیت فاطمة و لو کان أغلق على حرب‏».[8] (تاریخ طبری، طبری، ج2، ص619؛ تاریخ الاسلام، ذهبی، ج3، ص120)
این متن حاکی از آن است که درب «بیت فاطمه» سلام الله علیها بسته بوده و غاصبان خلافت، نه با اذن و نه با آداب مخصوص، بلکه آنرا به گونه ای گشوده اند که کابوس آن حتّی در لحظات مرگ نیز از برابر دیدگان متخلّف اوّل کنار نمی رود.
آری؛ این حریم، به دست غاصبان خلافت هتک شد و هتک حرمت «بیت فاطمه» سلام الله علیها، بر اساس تحلیل قرآنی - روایی، به معنای هتک حرمت یکی از برترین بیوت نبوی و یکی از والاترین منازل ذکر و تسبیح خداوند بر پهنه گیتی است که برترین تسبیح گویان حق را در خویش جای داده است.
از همین روست که این ننگ، برای همیشه بر پیشانی غاصبان خلافت باقی خواهد ماند و حسرت بر آن، در یوم الحسره، گریبانگیر ایشان خواهد بود.
 
هتک حرمت «بیت فاطمه»، بر اساس تحلیل قرآنی - روایی، به معنای هتک حرمت یکی از برترین بیوت نبوی و یکی از والاترین منازل ذکر و تسبیح خداوند بر پهنه گیتی است که خداوند فرمان به تعظیمش داده است.

نتیجه:
حاصل سخن اینکه:
  •   به گواهی روایات، «بیت فاطمه» سلام الله علیها، از برترین مصادیق آیه «فی‏ بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فیها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ» است که در آن، هماره حقیقت ذکر و تسبیح پروردگار ساری و جاری است.
  •   ساکنان این بیت، همان «اهل البیت» معهود در آیه «تطهیر» و مصداق اتمّ «مخلَصین فی توحید الله» اند که به دلیل استغراق تامّ در ذات حق و خلوص از هرگونه پیرایه شرک، شُربی مدام از حقیقت «ذکر» و «تسبیح» موحّدانه دارند و بانویش، بانوی «تسبیح» است.
  •  طبق آیه 36 سوره نور، زلالی ذکر و تسبیح ساری در این بیت، قدر و منزلت این بیت را رفیع ساخته است، چونانکه وقتی اهل «بیت فاطمه» علیهم السلام، به ذکر و تسبیح حق تعالی می ایستند، خداوند نه تنها ذکر و تسبیح ایشان، بلکه محلّ آن را نیز فضیلتی تام می بخشد.
  •  قرآن کریم گرچه مطلق «بیت» را محترم می شمرد و ورود بدان را منوط به اذن و آداب خاص میداند، ولی از آنجا که «بیت فاطمه»، از برترین بیوت نبوی و دار الذّکر و دارای مرتبتی منیع است، حرمتی بسیار فزون تر دارد که آیات سوره احزاب بدان می پردازد.
  •  لذا هتک حرمت «بیت فاطمه» سلام الله علیها، مرادف هتک تمام حدود الهی درباره این بیت رفیع و ساکنان والارتبه اش خواهد بود.
 
فهرست منابع:
- قرآن کریم.
- بحارالانوار، مجلسی، محمدباقر، دار احیاء التراث العربی، بیروت، 1403.
- تاریخ الاسلام، محمدبن احمد الذهبی، تحقیق عمرالتدمری، الطبعه الاولی، دارالکتاب العربی، بیروت، 1407ق.
- الدّرّ المنثور، سیوطی، جلال الدین، کتابخانه آیه الله مرعشی نجفی، قم، 1404.
- دلائل الصدق، مظفر، محمدحسین، آل البیت، قم، 1422.
- روح المعانی، آلوسی، محمود بن عبدالله، بیروت، دارالکتب العلمیة، بیروت، 1415ق.
- شواهد التنزیل، الحاکم الحسکانی، تحقیق محمدباقر محمودی، الطبعه الاولی، تهران، 1411ق.
- الکشف و البیان، ثعلبی، احمدبن محمد، تحقیق ابی محمدبن عاشور، الطبعه الاولی، دار احیاء التراث العربی، بیروت، 1422ق.
- مبانی و راهکارهای تربیت اخلاقی در قرآن کریم (پایان نامه کارشناسی ارشد)، فاطمه رضاداد، دانشگاه فردوسی مشهد، بی نا، بی تا.
- المفردات فی غریب القرآن، راغب اصفهانی، دمشق، الدارالشامیّة، 1412ق.
- المیزان فی تفسیرالقرآن، طباطبائی، محمّدحسین، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1417ق.
 
-------------------------------------------------
پی نوشت ها:
[1]- «در خانه هایى که خدا رخصت داده که [قدر و منزلت‏] آنها رفعت یابد و نامش در آنها یاد شود. در آن [خانه‏] ها هر بامداد و شامگاه او را نیایش میکنند».
[2]- «قرأ رسول اللّه صلّى اللّه علیه و سلّم فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ - إلى قوله -: الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصارُ فقام رجل فقال: أیّ بیوت هذه یا رسول اللّه؟ قال: بیوت الأنبیاء، فقال أبوبکر: یا رسول اللّه هذا البیت منها - بیت علىّ و فاطمه - قال: نعم من أفاضلها.»
[3]- «إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً». (احزاب/33)
[4]- «وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأى‏ بُرْهانَ رَبِّهِ کَذلِکَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصینَ». (یوسف/24)
[5]- «برای آگاهی بیشتر ر.ک به: مبانی و راهکارهای تربیت اخلاقی در قرآن کریم، رضاداد، فصل آخر».
[6]- خدا منزّه است از آنچه در وصف مى آورند * به استثناى بندگان پاکدل خدا.
[7]- «و بیشترشان به خدا ایمان نمى آورند جز اینکه [با او چیزى را] شریک مى گیرند».
[8]- هنگامی که زمان احتضار ابوبکر رسید، می گفت: بر هیچ چیز تأسّف نمی خورم مگر اینکه سه کار را انجام دادم که کاش انجام نمی دادم و سه کار را انجام ندادم که کاش انجام می دادم. ... اما آن سه کار که کاش انجام نمی دادم یکی اینکه: کاش خانه فاطمه را (به زور) باز نمی کردم، حتّی اگر درب خانه را از روی جنگ بر ما بسته بودند.

 



 
امتیاز دهی
 
 

نسخه قابل چاپ
  • ارسال به دوستان
نام ارسال کننده :  
ایمیل ارسال کننده:
نام دریافت کننده :
ایمیل دریافت کننده :  
موضوع ایمیل :
کد تصویری :
 
 
امتیاز دهی
 
 

مطالب مرتبط

نقش سیره فاطمی در احیاء هویّت زن مسلمان در جامعه جاهلیِ پس از پیامبر
  • 1395/12/27 جمعه نقش سیره فاطمی در احیاء هویّت زن مسلمان در جامعه جاهلیِ پس از پیامبر
    به فراخور ضرورت تأسّی به سیره فاطمی، موضوع این نوشتار، هویّت زن مسلمان در عصر جاهلیِ پس از پیامبر صلی الله علیه و آله و نقش فاطمه علیها السلام در احیاء این هویّت است. فرض اصلی این نوشتار، این است که با رحلت پیامبر، جاهلیّت بار دیگر هویّت زن مسلمان را به سخره گرفت، ولی بانوی دو جهان، از رهگذر احیاء هویّت زن مسلمان...
حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها ، مشکات ولایت
جایگاه پیامبر گرامی اسلام و اهل بیت علیهم السلام در پایه ریزی و شکوفایی تمدن اسلامی
  • 1392/11/16 چهارشنبه تمدن اسلامی ، بستر سعادت و تکامل بشر جایگاه پیامبر گرامی اسلام و اهل بیت علیهم السلام در پایه ریزی و شکوفایی تمدن اسلامی
    تمدن اسلامی با هجرت پیامبر اسلام به مدینه آغاز شد و با حمایت پیامبر و اهل بیت وعلاقه مسلمانان به فهم قرآن و حدیث و تبعیت از سیره پیامبر و اهل بیت شکوفا گردید. مسلمین چندین قرن در تمامی علوم و صنایع و فلسفه و هنر و اخلاق و نظامات عالی اجتماعی بر همه جهانیان تفوق داشتند. بعد از قرن پنجم هجری، به دلیل نادیده گرفتن جنبه های اخلاقی، علیرغم جهش علمی، تمدن اسلام شکوه اولیه خود را از دست داد. مسلمانان برای بازگشت به آن عظمت اولیه لازم است تمدن نوین اسلامی را با محوریت آموزه های پیامبر گرامی اسلام و اهل بیت علیهم السلام تشکیل دهند.
انسان کامل مظهر رحمانیت الهی
  • 1392/10/28 شنبه پیامبر اعظم ، محور وحدت عالم هستی انسان کامل مظهر رحمانیت الهی
    انسان کامل در مکتب اسلام، مظهر تمام نمای اسماء و صفات الهی است که گام در صراط مستقیم الهی نهاده و به مقصد رسیده است. از آنجایی که خداوند متعال به مقتضای رحمت عام خود، خواستار هدایت نوع بشر است، با معرفی مصادیق انسان کامل در هر زمان و امر به پیروی و الگو گیری از آنها، بشر را در مسیر هدایت به دست بهترین بندگان خود سپرده و به این ترتیب، رحمانیت خود را در حد اعلی به ظهور رسانده است. اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام از جملة بارزترین مصادیق انسان کامل اند که در رأس این هرم هدایتی قرار گرفته و خداوند از طریق ایشان، جملة بشریت را تحت رحمت خاصة خود گرد آورده است.
انسان کامل ، ولی الهی
  • 1392/10/25 چهارشنبه پیامبر اعظم ، محور وحدت عالم هستی انسان کامل ، ولی الهی
    یکی از آثار کمال انسانی دست یابی به مقام قرب الهی است و قرب الهی نیز مرحلة نهایی عبودیت یعنی ربوبیت است که در این مرحله به ولایت خاصه می رسد. حال این مسأله مطرح می شود که آیا انسان کامل همان ولی الهی است؟ همچنین مصادیق انسان کامل چه کسانی هستند؟ این مسأله با توجه به اوصاف انسان کامل ثابت می گردد. از طرفی این ولایت تنها در اختیار انسان هایی است که معیار انسانیت قرار گرفته اند. کامل ترین مصداق این مقام، حضرت محمّد( صلّی الله علیه و آله) و اهل بیت(علیهم السلام) ایشان هستند.
امام على(ع):امروز تنها عید کسى است که خداوند روزه‏اش را پذیرفته و شب زنده‏دارى‏اش را سپاس گزارده است . نهج البلاغه حکمت 428