• درباره ما
    معرفی معاونت تبلیغات و ارتباطات اسلامی
    معرفی معاونت تبلیغات و ارتباطات اسلامی

    رضوان علم ، منظومه ای زیباشناسانه در تماشای انسان اشرف در آینه تمام نمای هستی است برای میل به بینهایت مطلق همراه با کملین و پیوستگان تا حقیقت مسجود بودن را در قوسین خلقت در بازگشت از هبوط به نظاره بنشیند . همراه با رضوان نظاره گر باشیم .

     
    ×
  • تماس با ما
    شما می توانید با پر کردن فرم زیر، ما را از نظرات خود در مسیر بهبود کیفیت این وب سایت مطلع سازید:

    فرم ارتباط با ما
    * نام و نام خانوادگي
    * پست الكترونيك
    * نظر
     
    امتیاز دهی
     
     

    ×
راهنما
بازگشت به خانه

درگاه خدمات فرهنگی تبلیغی حرم مطهر امام رضا علیه السلام | رضوان علم


  • فرم ثبت اطلاعات
    * نام و نام خانوادگی * شماره موبایل
    * نام استان * ایمیل
    نام شهرستان نام شهر در خارج از كشور
    تاريخ ثبت
     
    امتیاز دهی
     
     

    ×
  •  
  •  
  •  
  •  

ویژه نامه ها

اوقات شرعی

  اذان صبح
  طلوع خورشید
  اذان ظهر
  غروب خورشید
  اذان مغرب
اوقات به افق :


پیوند توحید و ولایت در حدیث رضوی سلسلة الذّهب


فاطمه رضاداد، دانشجوی دکتری علوم قرآن و حدیث، دانشگاه فردوسی مشهد
 
چکیده
موضوع این نوشتار، بررسی ابعاد محتوایی حدیث متواتر «سلسلة الذّهب» با تکیه حدّاکثری بر فراز «انا من شروطها» است. در این میان، فرض این نوشتار آن است که فراز «انا من شروطها»، گویای شرطیّت ولایت من الله، هم در مرحله نیل به مقام توحید و هم به منظور بقاء در این مقام است. در نتیجه بررسی های فقه الحدیثی و مراجعه به قرائن متّصله و منفصله قرآنی و روایی، صحّت فرضیّه مزبور به اثبات میرسد و ابعاد والای پیوند توحید و ولایت در کلام رضوی معلوم می گردد.
کلید واژه: امام رضا علیه السلام، احادیث رضوی، حدیث سلسله الذّهب، توحید، ولایت.
 
همان گونه که می دانیم، امروزه فرق مختلف اسلامی، همگی ادّعای توحید دارند، ولی هر کدام با شعار توحید، عَلَمی افراشته و فرقه ای ساخته اند و بعضاً با همین شعار، بر عالم می تازند. به راستی حقیقت ناب این شعار و کارکرد آن چیست؟ توحید ناب نزد کدام فرقه است؟ کدام یک از این فرق، حقّ این شعار مقدّس را ادا می کنند؟ چگونه می توان توحید حقیقی را تمییز داد و به کارکرد اصیل این شعار و آرمان والایش دست یافت؟
این همه سؤالاتی است که ذهن مسلمان معاصر را در مواجهه با حوادث جهان اسلام به چالش می کشد و پاسخی درخور می طلبد؛ پاسخی که حقیقت توحید ناب و کارکرد آن را تبیین سازد و معلوم کند با کدام نشانی و از کدام مسیر، می توان به حقیقت «لا اله الا الله» شناخت حاصل کرد و به وادی توحید درآمد؟
این نوشتار بر آن است تا با تبیین روایت شریفه سلسلة الذّهب و با تأکید بر ابعاد دلالی فراز «انا من شروطها»، در حدّ مجال و به صورتی فشرده، پاسخی درخور برای این پرسش ها بیابد.
ذیلاً از منظری تحلیلی به بررسی فقه الحدیثی این روایت می پردازیم. اساساً هدف از این نوشتار نیز آگاهی از ابعاد دلالی این روایت، به منظور یافتن پاسخی درخور برای نیازهای مسلمانان امروز در جهت تبیین صراط مستقیم توحید و کارکرد حقیقی آن است. در این میان، فرض اصلی این نوشتار، تبیین امنیّت به عنوان کارکرد حقیقی توحید، و تعیین ولایت اهل بیت علیهم السلام به عنوان یگانه عامل نیل بدین مأمن و حصن حصین الهی است.
 
 
هدف از این نوشتار نیز آگاهی از ابعاد دلالی روایت سلسلة الذّهب، به منظور یافتن پاسخی درخور برای نیازهای مسلمانان امروز در جهت تبیین صراط مستقیم توحید و کارکرد حقیقی آن است.

1- مأخذ شناسی و بررسی سندی روایت سلسله الذّهب
روایت شریفه «سلسلة الذّهب»، روایتی است که از آغاز صدور، به نحو متواتر نقل گردیده است. از همین رو، به دلیل تواتر، صحّت آن اثبات می شود و از بررسی سندی آن بی نیازیم.
در بُعد مأخذشناسی، منابع متعدّد تراث اسلامی با اسناد گوناگون، این روایت را نقل کرده اند. قاضی نور الله مرعشی در کتاب شریف «احقاق الحق»، (احقاق الحق، شوشتری، ج12، ص388-392) نیز علامه تهرانی در کتاب امام شناسی، در بحثی تفصیلی، منابع و طرق نقل مختلف این روایت را بررسی کرده اند. (امام شناسی، تهرانی، ج5، ص135-140)
متن مشهور این روایت در منابع چنین است:
«عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ رَاهَوَیْهِ قَالَ: لَمَّا وَافَى أَبُو الْحَسَنِ الرِّضَا نَیْسَابُورَ وَ أَرَادَ أَنْ یَخْرُجَ مِنْهَا إِلَى الْمَأْمُونِ، اجْتَمَعَ عَلَیْهِ أَصْحَابُ الْحَدِیثِ، فَقَالُوا لَهُ: یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ تَرْحَلُ‏ عَنَّا وَ لَا تُحَدِّثُنَا بِحَدِیثٍ فَنَسْتَفِیدَهُ مِنْکَ؛ وَ کَانَ قَدْ قَعَدَ فِی الْعَمَّارِیَّةِ فَأَطْلَعَ رَأْسَهُ وَ قَالَ: «سَمِعْتُ أَبِی مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ یَقُولُ سَمِعْتُ أَبِی جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ یَقُولُ سَمِعْتُ أَبِی مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ یَقُولُ سَمِعْتُ أَبِی عَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ یَقُولُ سَمِعْتُ أَبِی الْحُسَیْنَ بْنَ عَلِیٍّ یَقُولُ سَمِعْتُ أَبِی أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ یَقُولُ سَمِعْتُ النَّبِیَّ یَقُولُ: «سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ حِصْنِی فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِی أَمِنَ مِنْ عَذَابِی» قَالَ فَلَمَّا مَرَّتِ الرَّاحِلَةُ نَادَانَا: «بِشُرُوطِهَا وَ أَنَا مِنْ شُرُوطِهَا».[1] (عیون اخبار الرضا، صدوق، ج2، ص134-136)
 
روایت شریفه «سلسلة الذّهب»، روایتی است که از آغاز صدور، به نحو متواتر نقل گردیده و در جمع ده ها هزار نفری نیشابور، در حالیکه هزاران قلم به دست، آن را مکتوب ساخته اند، صادر گردیده است.

در کنار این نقل مشهور، برخی محدود از طرق نقل دیگر، با عباراتی قریب المضمون، اما با اختلافاتی جزئی در منابع موجودند که مجالی برای ذکرشان نیست.[2]
ذیلاً به بررسی دلالی این روایت می پردازیم.
 
2- بررسی دلالی روایت سلسلة الذّهب
در بررسی دلالت روایت شریفه سلسلة الذّهب، با سه محور عمده مواجهیم که عبارتند از:
 
2 - 1 - مقام توحید، حصن حصین الهی:
نخستین محور دلالی روایت سلسله الذّهب، معرّفی مقام توحید به عنوان حصن حصین الهی است، چونانکه هر که به این مقام درآید، در امان خواهد بود و اساساً کارکرد مهمّ پیام توحید برای جهانیان، کارکرد امنیّت و آرامش است.
پشتوانه قرآنی این دلالت در آیات قرآن کریم فراوان است. (توحید در قرآن، جوادی آملی، ص562) خداوند متعال بارها در قرآن کریم معلوم ساخته است امنیّت به طور کلّی، خواه در دنیا و خواه در آخرت، فقط در سایه سار ایمان توحیدی میسّر خواهد بود، چونانکه طبق آیه «الَّذینَ آمَنُوا وَ لَمْ یَلْبِسُوا إیمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِکَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ» (انعام/82)،[3] واژه «الامن» همراه با الف و لام جنس و دالّ بر تمام انواع امنیّت، با لام اختصاص در «لهم»، مختصّ و منحصر به کسانی گردیده است که حقیقتاً به وادی ایمان توحیدی در آمده اند و ایمانشان آمیخته با هیچ شرکی نیست. (التحریر و التنویر، ابن عاشور، ج6، ص187، المیزان، طباطبایی، ج7، ص279-283)
لذا توحید ناب، قلعه اَمْن و حصن حصینی است که موحّدان را در خود جای می دهد و هیچ عنصری جز توحید، سایه سار امنی از عذاب الهی در دنیا و آخرت نخواهد بود.
 
نخستین محور عمده روایت سلسله الذّهب در بُعد دلالت، معرّفی مقام توحید به عنوان حصن حصین الهی است.

2 - 2 - پیوند توحید و ولایت:
دومین محور دلالی روایت سلسله الذّهب، پیوند توحید و ولایت است. طبق این روایت، اگر توحید، حصن حصین الهی است، ورود به این وادی امن الهی، مشروط به پذیرش ولایت است. این پیوند وثیق در بسیاری از آیات و وروایات دیگر نیز مورد تأکید قرار گرفته است.
به عنوان مثال، اگر تمام رسالت پیامبر خاتم برای تبیین و اعتلای کلمه توحید است: «قُلْ إِنَّما یُوحى‏ إِلَیَّ أَنَّما إِلهُکُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ» (انبیاء/108)،[4] ایفای این رسالت منوط به ابلاغ پیام ولایت است، چونانکه اگر این پیام ابلاغ نشود، گویا اصلا رسالت پیامبر ایفا نشده است و این حقیقت ولایت است که شرط کمال رسالت توحیدی است: «یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَه» (مائده/67).[5] (المیزان، طباطبایی، ج6، ص48-59)
نیز اگر دین حقیقی نزد خداوند، اسلام است (آل عمران/19) و اسلام، چیزی جز توحید و اخلاص نیست: (زمر/3) این دین توحیدی تنها در سایه سار ولایت است که تکمیل می شود و مرضیّ پروردگار می گردد: «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً» (مائده/3)[6]. (همان، ج5، ص179-181؛ الصحیح من سیره النبی الاعظم، عاملی، ص39)
 
 
طبق این روایت، اگر توحید، حصن حصین الهی است، امّا ورود به این وادی امن الهی، مشروط به پذیرش ولایت است.

از همین روست که اساساً در روایاتی چون «وَلَایَةُ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ حِصْنِی فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِی أَمِنَ نَارِی»[7] (امالی، صدوق، ص235) این ولایت معصومین است که حصن حصین الهی و کهف و مأمن مردمان معرّفی شده است که البتّه در کنار هم خانواده های حدیثی معلوم می گردد این حصنیّت، بالاستقلال نیست و مراد، ولایتِ در سایه سار توحید است. (الصحیح من سیره النبی الاعظم، همو، ص40)
اما به راستی چرا ولایت، شرط پذیرش و اکمال توحید است؟ ابعاد پیوند توحید و ولایت چیست؟ ذیلاً به مهمترین ابعاد این پیوند می پردازیم:
 
2 -2 -1- ولایت، یگانه عامل نیل به مقام توحید:
با رجوع به آیات و روایات می توان دریافت حقیقت توحید، گوهر ناب و کمیابی است که به آسانی نصیب آدمی نمی گردد و راهزن شرک، هماره با خیزشی پنهانی در صدد ربودن این گوهر است.
از همین روست که طبق آیه «وَ ما یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللهِ إِلاَّ وَ هُمْ مُشْرِکُونَ»،[8] حتّی ایمان اکثر مؤمنان، آمیخته با شرک است. تشخیص حقّ و باطل و تمییز حقیقت توحید از رگه های شرک و درک حقیقت گوهر توحید، چونان دشوار است که خداوند متعال در آیه «سُبْحَانَ اللهِ عَمَّا یَصِفُونَ * إِلَّا عِبَادَ اللهِ الْمُخْلَصِینَ» (صافات/159-160)[9] معلوم می دارد کسی را نسزد که حقیقتا به وادی توحید و معرفه الله در آید و ذات ربوبی را آن گونه که شایسته است، توصیف سازد، مگر موحّدانی که از وادی «مخلِصین» در گذشته و به وادی «مخلَصین» در آمده اند؛ بزرگمردانی که در مصداق انحصاری، انبیاء و ائمّه معصومین علیهم السّلام می باشند: «السَّلَامُ عَلَى ... التَّامِّینَ فِی مَحَبَّةِ اللَّهِ وَ الْمُخْلَصِینَ فِی‏ تَوْحِیدِ اللَّهِ‏». (زیارت جامعه کبیره) (ادب فنای مقرّبان، جوادی آملی، ج4، ص301)
 
ولایت، شرط ورود به وادی توحید است، زیرا تنها مخلَصان اند که واصلان حقیقی وادی توحید و «محالّ معرفة الله» اند.

لذا اگر تنها واصلان حقیقی وادی توحید، مخلَصان هستند، اگر تنها ایشان نشانی این مأمن را می دانند و اگر دیگران را - بدون رهبری این راهبران - راهی بدین مأمن نیست، رسالت پیشوایی در تبیین توحید و تمییز آن از رگه های شرک و راهنمایی مردمان به قلمرو معرفه الله نیز بر عهده همین بزرگمردان است.
از همین روست که طبق نقل روایت مشهور و معتبر «مَنْ مَاتَ وَ لَمْ یَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ فَقَدْ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً.» (کافی، کلینی، ج1، ص376)، اگر کسی به امام زمان خویش معرفت نداشته باشد، از توحید هیچ بهره ای نمی برد.
 
2- 2- 2- ولایت، یگانه ضامن بقاء در مقام توحید:
افزون بر این که ولایت، شرط ورود به وادی توحید است، یگانه ضامن بقاء در این مقام نیز می باشد. توضیح اینکه شیطان مدام در کمین آدمیان نشسته است تا حق را با باطل در هم آمیخته، باطل را حق جلوه دهد و ایشان را از راه به بیراهه کشاند. لذا حتّی اگر مردمان و جامعه اسلامی نشانی وادی توحید را دریابند و بدین وادی درآیند، باز شیطان در صدد است از هر طریقی، ایشان را از این حصن بیرون کشد. این خطر، تهدیدی همیشگی است که همواره تا روز قیامت، جامعه و امّت اسلامی را تهدید می کند: « قَالَ رَبِّ بمَا أَغْوَیْتَنىِ لَأُزَیِّنَنَّ لَهُمْ فىِ الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِیَنهُّمْ أَجْمَعِینَ * إِلَّا عِبَادَکَ مِنهُمُ الْمُخْلَصِینَ». (حجر/39-40)[10]
با وجود این خطر، عاملی لازم است که خود از وساوس شیطان مصون باشد تا بتواند امّت اسلامی را هماره در صراط مستقیم توحید، از تلبیس ها و تسویلات شیطان در امان نگاه دارد. امّا به راستی چه کسی است که می توان وی را مدار حقّ و حقیقت و معیار تشخیص راه از بیراهه و ضامن بقاء در مقام توحید دانست؟ شیطان خود اعتراف می سازد: «إِلَّا عِبَادَکَ مِنهُمُ الْمُخْلَصِینَ».
آری؛ این بار نیز تنها مخلَصان اند که از وساوس و تسویلات شیطانی مصون اند و لذا تنها می توان بر ایشان در طیّ طریق اعتماد کرد. ایشان هم نشانی وادی توحید را خوب می دانند: ««سُبحانَ اللّهِ عَمّا یَصِفون * اِلاّعِبادَ اللّهِ المُخلَصین» و هم هیچ گاه از این مقام دور نمی گردند و به بیراهه نمی افتند: « لَأُغْوِیَنهُّمْ أَجْمَعِینَ * إِلَّا عِبَادَکَ مِنهُمُ الْمُخْلَصِینَ».
 
ولایت، ضامن بقاء در مقام توحید است، زیرا تنها مخلَصان اند که از وساوس و تسویلات شیطانی مصون اند و لذا تنها می توان بر ایشان در طیّ طریق اعتماد کرد

از همین رو، فقط ایشان می توانند هماره و در هر حال:
- مردمان را به سوی توحید ناب فرا بخوانند: «إِلَى اللهِ تَدْعُونَ»،
- ایشان را به سوی خداوند رهنمون سازند: «وَ عَلَیْهِ تَدُلُّونَ»،
- و راه الهی را بر امت نشان دهند: «وَ إِلَى سَبِیلِهِ تُرْشِدُونَ». (زیارت جامعه کبیره)
 
آری؛ ولایت مخلَصین و پیشوایان معصوم، یگانه ضامن بقاء در مقام توحید است.
از همین رو، حضرتش توحید را با مسأله ولایت پیوند زدند تا معلوم سازند لازمه بقاء در این مقام و مصونیّت از انحراف، هماره و هر لحظه، تمسّک به ولایت حجّت معصومی است که هیچ گاه به بیراهه در نیفتد و از مسیر توحید ناب منحرف نگردد.
این است سرّ آن که گرچه پیامبر در رسالت 23 ساله خویش، راه توحید را به درستی برای مردمان تبیین کرده است، ولی باز قرآن کریم می فرماید اگر ولایت اعلان نشود، گویا هیچ رسالتی نبوده است. زیرا صرفاً داشتن نشانی وادی توحید کافی نیست و بقاء در این مقام، نیازمند ضامنی جدّی و همیشگی است و آن ضامن، ولایت امام حیّ حاضر در همه اعصار و قرون است.
 
3- افاضه من الله، شرط مشروعیّت ولایت
سومین محوری که در حدیث شریفه سلسله الذّهب مورد تأکید قرار می گیرد، پس از معرّفی حصن حصین الهی و شرطیّت ولایت در ورود بدین حصن، تبیین این حقیقت است که شرط مشروعیّت ولایت، افاضه من الله است.
امام رضا علیه السّلام این روایت را آنگاه قرائت فرمودند که مأمون حضرتش را به منصب ولایت عهدی منصوب کرده بود. اکنون در مسیر حرکت ولیّ عهد زمان به نیشابور، آنگاه که مردمان آمده اند تا حضرتش را به عنوان ولیّ عهد خلیفه دوران زیارت کنند، حضرت پرده کجاوه را کناری می زند و از خویش نه با عنوان ولیّ عهد خلیفه عبّاسی، بلکه به عنوان حلقه ای از سلسله نسبی نورانی نام می برد که از امام کاظم علیه السّلام تا رسول الله صلّی الله علیه و آله در می گذرد و حلقه سخنش به جبرائیل و خداوند می رسد. خاستگاه این سلسله نورانی، رسول الهی و سرچشمه کلامش، پیام وحی است و بس. بر اساس این حدیث قدسی، امام رضا علیه السّلام فی نفسه، ولیّ الله و از سلسله اولیاء الله و ولایتش بر اساس جعل الهی و منوط به حکم پروردگار است، نه این که ولایتی عرضی و نیابتی از خلافت خودساخته مأمون باشد. (الحیاة السیاسیّه للامام الرضا، مرتضی عاملی، ص319-320)
امام علیه السّلام در مواقف دیگر این مسأله را با صراحت بیشتری بیان فرموده است. به عنوان مثال، آنگاه که با پیشنهاد مأمون مبنی بر قبول خلافت یا ولایتعهدی مواجه شد، معلوم داشت ولایت، منصبی الهی است که تنها مشروعیّتش را از افاضه من الله می گیرد و کسی چون مأمون هیچ حقّی در بخشش و افاضه آن ندارد و فرمود: (ای مأمون)، اگر خلافت حقّ توست، حق نداری آن را به دیگری واگذاری و اگر حقّ تو نیست، پس در بخشیدن آن حقّی نداری. (عیون اخبار الرّضا، صدوق، ج2، ص140)
نیز ایشان پس از پذیرش توأم با اجبار و اکراه این مقام، در خطبه ای که در آغاز ولایتعهدی خواند، اعلان داشت که ولایت از روز اوّل، مقوله ای الهی بود که به سلسله نورانی اجداد وی و در رأس ایشان، امیرالمؤمنین علی علیه السّلام اختصاص داشت و به ناحق، به یغما رفت. (همان، ص145)
لذا اگر ولایت، شرط ورود به وادی توحید است، مراد ولایتی است که ریشه در افاضه من الله داشته و مشروعیّتش را از حق تعالی اخذ کرده باشد، نه اینکه ولایتعهدی مأمون خاستگاه این ولایت باشد.
 
نتیجه:
حاصل سخن اینکه حدیث شریفه سلسلة الذّهب، از روایات متواتر در تراث اسلامی است که با اندکی تفاوت در الفاظ در مآخذ معتبر روایی آمده است. در یک بررسی دلالی، این روایت بیانگر سه نکته محوری است:
1- معرّفی توحید به عنوان حصن حصین الهی
2- تبیین پیوند وثیق توحید و ولایت؛ شامل:
  •      ولایت، شرط ورود به وادی توحید
  •      ولایت، ضامن بقاء در مقام توحید
3- تعیین معیار مشروعیّت ولایت، یعنی «افاضه من الله».
 
از آنجا که این روایت، روایتِ منتخب حضرت ثامن الحجج علیهم السّلام در مقطعی مهم از تاریخ و در جمع دهها هزار نفری محبّان خویش در نیشابور است، میزان اهمّیّت این محورهای سه گانه معلوم می گردد. امید که امّت اسلامی با تمسّک به ولایت الهی ائمّه معصومین علیهم السّلام، به حصن حصین توحید الهی در آیند و در شاهراه توحید ناب محمّدی، راسخ و استوار به سمت آینده ای روشن گام بردارند.
 
فهرست منابع:

- قرآن کریم.
- احقاق الحق، شوشتری، قاضی نورالله، مکتبه آیه الله العظمی مرعشی نجفی، چاپ اول، قم، 1409.
- ادب فنای مقرّبان، جوادی آملی، عبدالله، چاپ هفتم، بی جا، 1389.
- امالی، صدوق، محمد بن علی، نشر کتابچی، چاپ ششم، تهران، 1376.
- امام شناسی، تهرانی، محمدحسین، نشر علامه طباطبایی، چاپ سوم، مشهد، 1426.
- التحریر و التنویر، محمد طاهر بن عاشور، موسسه التاریخ، بیروت، بی تا.
- تسنیم، جوادی آملی، عبدالله، چاپ هشتم، بی جا، 1388.
- توحید در قرآن، جوادی آملی، عبدالله، چاپ اول، بی جا، 1383.
- التوحید، صدوق، محمدبن علی، جامعه المدرسین، چاپ اول، قم، 1398.
- زیارت جامعه کبیره، مفاتیح الجنان.
- الصحیح من سیره النبی الاعظم، عاملی، سیدجعفر مرتضی، المرکز الاسلامی للنشر، چاپ پنجم، بی جا، 1425.
- عیون اخبار الرضا (علیه السلام)، صدوق، محمد بن علی، نشر جهان، تهران، 1378.
- المیزان، سید محمدحسین طباطبایی، انتشارات جامعه مدرسین، قم، 1387.
- وافی، فیض کاشانی، کتابخانه امیرالمؤمنین، چاپ اول، اصفهان، 1406.
 

------------------------------------------------------
پی نوشت ها:
[1]- حضرت به نقل از پدرانشان از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل کردند که فرمود: جبرئیل علیه السلام براى من حدیث کرد که من از حضرت ربّ العزّة سبحانه و تعالى شنیدم که مى گفت: «کلمه لا إله إلّا الله قلعه و دژ مستحکم من است، و هر کس در این دژ وارد شود، از عذاب من در أمان است». چون کجاوه براه افتاد، حضرت با صداى بلند به ما گفتند: به شروط کلمه لا إله إلّا الله، و من از شروط آن هستم».
[2]- ر.ک به: التوحید، صدوق، ص24-27.
[3]- «کسانى که ایمان آورده و ایمان خود را به شرک نیالوده اند، آنان راست ایمنى و ایشان راه یافتگانند.»
[4]- «بگو: «جز این نیست که به من وحى می شود که خداى شما خدایى یگانه است. پس آیا مسلمان میشوید؟»
[5]- «اى پیامبر، آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده، ابلاغ کن و اگر نکنى پیامش را نرسانده اى».
[6]- «امروز دین شما را برایتان کامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانیدم، و اسلام را براى شما [به عنوان] آیینى برگزیدم».
[7]- ولایت علی بن ابیطالب (علیه السلام) حصن من است، پس هرکه به حصن من در آید، از آتش من در امان است.
[8]- «و بیشترشان به خدا ایمان نمى آورند جز اینکه [با او چیزى را] شریک می گیرند.» (یوسف/106)
[9]- «خدا منزّه است از آنچه در وصف مى آورند * به استثناى بندگان پاکدل خدا».
[10]- گفت: «پروردگارا، به سبب آنکه مرا گمراه ساختى، من [هم گناهانشان را] در زمین برایشان مى آرایم و همه را گمراه خواهم ساخت * مگر بندگان خالص تو از میان آنان را.»



 
امتیاز دهی
 
 

نسخه قابل چاپ
  • ارسال به دوستان
نام ارسال کننده :  
ایمیل ارسال کننده:
نام دریافت کننده :
ایمیل دریافت کننده :  
موضوع ایمیل :
کد تصویری :
 
 
امتیاز دهی
 
 

مطالب مرتبط

صفات ذات الهی از منظر امام رضا (علیه السلام)
  • 1395/6/14 يكشنبه صفات ذات الهی از منظر امام رضا (علیه السلام)
    حدیث دهم از باب احادیث توحیدی امام هشتم در کتاب عیون أخبار الرضا (علیه السلام) آمده است که اشاره به صفات ذاتی خداوند متعال و تحذیر از افتادن در تشبیه و خروج از ولایت ائمه (علیهم السلام) دارد. این حدیث با توجه به بررسی های صورت گرفته ...
امام رضا علیه السلام و مقام رضوان، تحلیلی عرفانی از نام رضا
  • 1394/6/4 چهارشنبه امام رضا علیه السلام و مقام رضوان، تحلیلی عرفانی از نام رضا
    مقام رضا از بالاترین مقامات عرفانی است. تحصیل این مقام میدان وسیعی دارد که همه انسان ها حتی معصومین در آن امکان پیشروی دارند. امام معصوم در نظام هستی وسیله ی رسیدن به این مقام است. رضا برای خواص از نخستین مراحل سلوک و برای عوام از دشوارترین آنهاست. مرتبه ی رضا از ثمرات محبت و نتیجه ی آن صفت است....
اصول زندگی ساده زیستانه در سیره ی رضوی
  • 1394/6/2 دوشنبه اصول زندگی ساده زیستانه در سیره ی رضوی
    زندگی ساده زیستانه، در ارتباط انسان با خود، خدا و دیگری، شکل می گیرد. نمی توان این سه وجه زندگی انسان را از هم جدا کرد. با توجه به سیره ی امام رضا (علیه السلام) در می یابیم: قناعت که در رابطه ی انسان با خدا شکل می گیرد، سخاوت که در رابطه ی انسان با دیگری ست و اعتدال که در رابطه انسان با مصرف ....
التزام حفظ وحدت جامعه اسلامی در عین تبیین حقیقت از منظر سیره رضوی
  • 1394/5/29 پنجشنبه التزام حفظ وحدت جامعه اسلامی در عین تبیین حقیقت از منظر سیره رضوی
    به تناسب فرا رسیدن دهه کرامت و به فراخور ضرورت بررسی مسئله وحدت جامعه اسلامی از منظر سیره رضوی با توجه به آشفتگی کنونی جهان اسلام، فرض این نوشتار، التزام حفظ وحدت در عین تبیین حقیقت است. روش این نوشتار در مسیر تبیین فرضیه مزبور، روش تحلیلِ درون دینی، از رهگذر کاوش های فقه الحدیثی ...
امانت داری در سیره رضوی علیه السلام
امام على(ع):امروز تنها عید کسى است که خداوند روزه‏اش را پذیرفته و شب زنده‏دارى‏اش را سپاس گزارده است . نهج البلاغه حکمت 428