• درباره ما
    معرفی معاونت تبلیغات و ارتباطات اسلامی
    معرفی معاونت تبلیغات و ارتباطات اسلامی

    رضوان علم ، منظومه ای زیباشناسانه در تماشای انسان اشرف در آینه تمام نمای هستی است برای میل به بینهایت مطلق همراه با کملین و پیوستگان تا حقیقت مسجود بودن را در قوسین خلقت در بازگشت از هبوط به نظاره بنشیند . همراه با رضوان نظاره گر باشیم .

     
    ×
  • تماس با ما
    شما می توانید با پر کردن فرم زیر، ما را از نظرات خود در مسیر بهبود کیفیت این وب سایت مطلع سازید:

    فرم ارتباط با ما
    * نام و نام خانوادگي
    * پست الكترونيك
    * نظر
     
    امتیاز دهی
     
     

    ×
راهنما
بازگشت به خانه

درگاه خدمات فرهنگی تبلیغی حرم مطهر امام رضا علیه السلام | رضوان علم


  • فرم ثبت اطلاعات
    * نام و نام خانوادگی * شماره موبایل
    * نام استان * ایمیل
    نام شهرستان نام شهر در خارج از كشور
    تاريخ ثبت
     
    امتیاز دهی
     
     

    ×
  •  
  •  
  •  
  •  

ویژه نامه ها

اوقات شرعی

  اذان صبح
  طلوع خورشید
  اذان ظهر
  غروب خورشید
  اذان مغرب
اوقات به افق :


مبانی فکری اندیشه شیعه در مبارزه با استکبار و دفاع از مظلوم


حجت اله مرزانی، دکترای فلسفه اسلامی و مدرس مؤسسه آموزش عالی آل طه

چکیده:
مبارزه با استکبار و دفاع از مظلوم به عنوان دو روی یک سکه از مهم ترین مؤلفه های حیات ایمانی زندگی مؤمنان است. مستکبر کسی است که می خواهد بزرگی خود را به رخ دیگران بکشد و در این مسیر به حقوق دیگران تعدی می نماید. از منظر تعالیم اسلامی و بر پایه دلایل عقلانی برای رسیدن به سعادت حقیقی می بایستی با انواع مصادیق ظلم و استکبار مقابله نمود. همچنین دفاع از مظلوم در برابر مستکبران مشروط به مرزهای جغرافیایی و عقیدتی نیست.
کلید واژه: ظلم، عدل، استکبار، مظلوم، استکبار ستیزی، دفاع از مظلوم.

مقدمه
انسان موجودی مدنی است و حیات زمینی او بر اساس طبیعت مدنی او در زندگی اجتماعی شکل گرفته است. نگاهی به تاریخ حیات انسانی به خوبی مؤید این نکته است که انسانها همواره در قالب جوامع مختلف زندگی خود را به پیش برده اند. زندگی اجتماعی انسانها، به سبب ماهیت مختار بودن و قدرت انتخاب انسان از میان خوب و بد، موجب شکل گیری مناسبات و روابط مختلفی میان انسان ها در طول زمان شده است. در یک تقسیم بندی کلی این روابط چه در بعد روابط فردی (رابطه دو فرد با یکدیگر) و چه در بعد روابط دولت ها و کشورها (روابط دو کشور یا دو حکومت با همدیگر) یا از سنخ روابط عادلانه و مبتنی بر رعایت حقوق یکدیگر است و یا از سنخ روابط غیر عادلانه و به تعبیر دیگر ظالمانه است که در آن یک فرد یا یک کشور حق فرد یا کشور دیگر را زیر پا گذاشته و در جهت منافع خویش دست به تعدی به حقوق دیگران می زند. تعدی به حقوق دیگران به ویژه در حوزه روابط کشورها عمدتاً بر پایه روحیه تکبر و خود برتربینی است.

تعدی به حقوق دیگران به ویژه در حوزه روابط کشورها عمدتاً بر پایه روحیه تکبر و خود برتر بینی است.

با اندیشه ی برتر دانستن خود در برابر دیگران، کشور یا دولتی خود را مجاز می داند که برای رسیدن به منافع بیشتر به حقوق سایر کشورها و مردمان آن دست اندازی نماید. بررسی تاریخ گواه این مطلب است که همواره کشورهای زورگو با تکیه بر قدرت و امکانات خود با اندیشه ی برتر دانستن خود، حقوق برخی از ملت ها را زیر پا گذاشته و برای تأمین منافع دنیایی خود بدترین جنایت ها را رقم زده اند. امروزه نیز نگاهی به مناسبات و روابط کشورها در حوزه روابط بین الملل به وضوح حاکی آن است که کشورهای زورگو و ظالم و به تعبیر دیگر مستکبر با تکیه بر قدرت تکنولوژی و صنعت و نیز بر پایه قوانین ظالمانه ای که خود وضع کرده اند در قالب شعارهای زیبا همچون حقوق بشر و ... این حق را برای خود قائل هستند که به حقوق سایر ملت ها تعدی نمایند. با نگاهی منصفانه بدون شک وضعیت امروز بسیاری از کشورهای مسلمان (نظیر فلسطین، لبنان، افغانستان، یمن و ... ) و نیز برخی از کشورهای دیگر (نظیر برخی از کشورهای آفریقایی) به گونه ای است که شاهد تحمیل ظلم های آشکاری در قبال آنها از سوی کشورهای ظالم و مستکبر که عمدتاً در حوزه جغرافیای تمدن غرب واقع هستند می باشیم. در چنین شرایطی یکی از مسائل مهم نحوه رفتار سایر دولت ها و ملت ها در قبال مردم کشورهای مظلوم است. سؤال اساسی در اینجا این است که با وجود جدایی انسان ها به سبب مرزهای جغرافیایی و تعلق آنها به یک کشور خاص آیا در قبال سایر ملت ها، به خصوص ملت ها و کشورهای مظلوم وظیفه ای دارند؟ آیا به عنوان مثال یک فرد ایرانی که معمولاً دارای مذهب شیعه می باشد در قبال یک فرد مظلوم با ملیت و مذهبی دیگر و به ویژه یک مظلومِ مسلمان که ممکن است دارای مذهب سنی باشد وظیفه ای دارد؟ آیا دولت و حکومت جمهوری اسلامی ایران – به عنوان یک حکومت شیعی - در قبال سایر کشورهای مظلوم وظیفه ای دارد؟ و دست آخر این که آیا دولت جمهوری اسلامی می تواند از محل درآمدهای مالی عمومی خود برای کمک به سایر ملت های مظلوم چه مسلمان و چه غیر مسلمان استفاده نماید؟ اگر پاسخ به این سؤالات مثبت است دلایل و مبانی آن به ویژه از منظر متون دینی (قرآن و روایات) چه می باشد؟ در این نوشتار به دنبال پاسخ به این سؤالات هستیم و تلاش خواهیم کرد تا بر پایه منابع دینی و دلایل عقلانی به این سؤالات بپردازیم.

آیا دولت و حکومت جمهوری اسلامی ایران - به عنوان یک حکومت شیعی - در قبال سایر کشورهای مظلوم وظیفه ای دارد؟

1- مفهوم شناسی عدل، ظلم و استکبار
عدل و ظلم از پر کاربردترین مفاهیم به ویژه در حوزه حقوق و اخلاق است. مهم ترین معانی لغوی عدل عبارتند از: تساوی، برابری، رعایت حد وسط در امور، در مقابل ظلم. (معجم مقابیس اللغه، ابن فارس، ج ۴، ص ۲۴۶) عدل همچنین به معنای «رعایة الحقوق و إعطاء کل ذی حقٍ حقَّه» است. (پنجاه درس اصول عقاید، مکارم شیرازی، ص ٨٢)
ظلم (مصدر عربی) نیز در لغت به معنای وضع شیء در غیر موضع خود، ستم، ستم کردن و بی داد آمده است. (فرهنگ جامع، سیاح، ج۳ و۴، ص۵۵) ابن فارس گفته است: ظلم دارای دو معنی اصولی است: ۱- تاریکی و سیاهی، ۲- چیزی را از ستم در غیر موضوع خود نهادن. (معجم مقابیس اللغه، ابن فارس، ج ۴، ص 186) همانطور که شخص در تاریکی چیزی را نمی بیند، در حال ستم کردن هم، مثل اینکه در تاریکی فرو رفته، نمی تواند درک حقیقت کند و بطور کلی می توان گفت ظلم به معنای ستم و گذاشتن چیزی در غیر محل آن است.
در قرآن کریم، مشتقات مادۀ «ظلم» و «عدل» بیش از سیصد مرتبه به کار رفته است و عدل سفارش و ستایش، و ظلم نهی و سرزنش شده است. ظلم در این آیات، ٤١ مرتبه از خداوند نفی شده و یک مرتبه نیز فعل خدا با عنوان عدل توصیف شده است: «وَتَمَّت کَلِمَهُ رَبِّکَ صِدقاً وَ عَدلاً؛ کلام پروردگارت با صدق و عدل سرانجام گرفته است.» (انعام: 115) در ارتباط با افعال الهی، عدل به سه قسم عدل تکوینی (رعایت استحقاق در افاضۀ وجود و دادن کمالات به اندازۀ استعداد)، عدل تشریعی (تشریع احکام و تکالیف لازم برای سعادت انسانی و تعیین تکلیف برای هر فرد به اندازه توانایی اش) و عدل جزایی (دادن پاداش و کیفر عادلانه در قبال عملکرد انسان ها در قیامت) تقسیم می شود. (آموزش عقاید، مصباح یزدی، ص 164 و آموزش کلام اسلامی، سعیدی مهر، ج 1، ص 316)
در حوزه انسانی، عدل و ظلم بر محور اختیار انسان و وصف افعال اختیاری انسان هاست. در این حوزه افعال انسان در قبال خداوند، خودش و دیگران متصف به وصف عدل یا ظلم گشته و لذا انسان در انجام افعالش یا عادل و دادگر است یا ظالم و جائر. استکبار نیز از ریشه «کبر» و به معناى برتری خواهی (التحقیق، مصطفوی، ج ۱۰، ص ۱۸)، امتناع از پذیرش حق از روى عناد و تکبّر (لسان العرب، ج ۱۲، ص ۱۳) و خود بزرگ بینی دروغین (مجمع البحرین، طریحی، ج ۴، ص ۹) است. استکبار غیر از تکبر است، استکبار به معنای «ناروا طلب بزرگی کردن» است بر خلاف «تکبر» که ممکن است بزرگی همراه با استحقاق و سزاواری باشد و یا سزاوار آن نباشد (چه اینکه در مورد حق تعالی «تکبر» صحیح است). (مجمع البیان، طبرسی، ج 2، ص 146) علامه طباطبایی در تعریف استکبار می نویسد: «مستکبر کسی است که می خواهد به بزرگی دست یابد و در صدد است که بزرگی خود را به فعلیت برساند و به رخ دیگران بکشد.» (المیزان، طباطبایی، ج 12، ص 234)
در قرآن کریم مستکبران در مقابل ضعیفان یا مستضعفان قرار گرفته اند. در طول تاریخ همواره مستکبرانی بوده اند و نمونه هایى از آنان بدین شرح در قرآن کریم آمده است: خاندان فرعون و سران قوم و سپاهیانش، قارون، هامان، بنی اسرائیل، اشراف مدین (قوم شعیب)؛ قوم عاد، قوم ثمود، مشرکان و اشراف قریش و عرب، کفّار و منافقان. همچنین در قرآن کریم در برابر بیان مصادیقى از مستکبران، مصادیقى نیز از کسانى که استکبار نمی ورزند و در برابر اوامر الهی خاشع اند آورده شده است. (انبیاء: 19) دقت در معنای استکبار به خوبی رابطه آن را با مفهوم ظلم مشخص می سازد. استکبار نوعی خاصی از ظلم و برخاسته از نوعی روحیه خود بزرگ بینی و خود برتر شماری است. به عبارت دیگر ظلم مفهومی عام است که استکبار از جمله مصادیق آن است.

2- اقسام استکبار
بر اساس آیات قرآن عمل استکبار به دو نوع تقسیم می شود:
2-1. انسان یا گروهی از انسان ها در برابر انسان یا گروهی دیگر از انسان ها: استکبار، گاه از فرد یا گروه یا جامعه ای نسبت به دیگر افراد، گروه ها و جوامع ضعیف سر مى زند که همان طلب سیطره و بزرگى کردن بر دیگران است؛ در قرآن بارزترین مصداق این استکبار که به صورت مفصل تری به آن پرداخته شده ماجرای استکبار فرعون در قبال قوم خود و بنی اسرائیل است: «اِنَّ فِرعَونَ عَلا فِى الاَرضِ و جَعَلَ اَهلَها شِیعـًا یستَضعِفُ طَـائِفَةً مِنهُمذ ...» (قصص: 4) «واستَکبَرَ هُوَ و جُنودُهُ فِى الاَرضِ بِغَیرِ الحَقِّ ...» (قصص: 39) این آیات درباره رفتار مستکبرانه فرعون و لشکریانش با مردمى است که در محدوده فرمانروایى وى زندگى مى کرده اند.

استکبار یا در حوزه روابط انسان ها با یکدیگر است یا در حوزه رابطه مخلوقات مختار با خداوند.

2-2. استکبار فرد یا مخلوق در برابر خداوند و اوامر و نواهی و عبادت اوست که به آن استکبار عبادی نیز گفته می شود. (استکبارستیزی در قرآن، فرقانی، ص 16) بارزترین مصداق این نوع استکبار نیز تمرّد ابلیس از فرمان الهی مبنی بر سجده بر آدم است که در آیات مختلفی از قرآن بیان شده است. در سوره «ص» این مطلب به صورت مفصل آمده است که پس از آفرینش انسان و دمیدن روح الهی در او، خداوند به فرشتگان امر می کند که به آدم سجده نمایند. در این میان همه فرشتگان فرمان الهی را اطاعت نموده و این شیطان است که از این دستور الهی سرپیچی می نماید. گزارش این رویداد در قرآن چنین نقل شده است: «فَسَجَدَ المَلائِکَةُ کُلُّهُم أَجمَعُونَ * اِلاّ اِبلیسَ استَکبَرَ وکانَ مِنَ الکـفِرین * قالَ یـاِبلیسُ ما مَنَعَک اَن تَسجُدَ لِما خَلَقتُ بِیدَىَّ اَستَکبَرتَ اَم کنتَ مِنَ العالین * قالَ اَنا خَیرٌ مِنهُ خَلَقتَنى مِن نار وخَلَقتَهُ مِن طین». (ص: 76-73) از این آیات و سایر آیاتی که به تمرد ابلیس از فرمان الهی در قرآن یاد شده می توان استفاده کرد که روحیه استکبار به عنوان مبنای گمراهی و انحراف ابلیس (و نیز پیروان و اولیاء او) از مسیر حق و هدایت است و بر این اساس ابلیس سردمدار و رهبر همه مستکبران است.

همچنین استکبار از دیدگاه فرهنگ سیاسی اسلام، وجود نوعی سلطه گری، سلطه جویی، استعمار و بهره کشی فرهنگی، سیاسی و اقتصادی توسط اقلیت محدودی زورگو و نفع طلب بر خیل عظیم توده های محروم می باشد. این عمل، می تواند داخلی باشد؛ به این ترتیب که یک عده دیکتاتور و زورگو بر ملت های محروم تحت سلطه خود حاکمیت داشته، آنها را تحت فشار و ظلم قرار دهند و همچنین می تواند بین المللی باشد؛ بدین معنی که دولت و یا کشوری، سایر ملت ها را استثمار و به استضعاف بکشاند که نمونه بارز آن اعمال سیاست های استعمارگونه و امپریالیستی قدرت های بزرگ شرق و غرب در جهان می باشد. (سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، محمدی، ص 33) مبنای استکبار در قسم دوم یعنی در حوزه روابط انسانی و تعاملات کشورها با یکدیگر می تواند قدرت اقتصادی، سیاسی، نظامی یا قدرت علمی و فناوری باشد. با توجه به اقسام استکبار آنچه در ادامه مد نظر ماست استکبار فرد یا کشوری در قبال افراد یا کشورهای دیگر است یعنی استکباری که مربوط به حوزه افعال و کنش های انسان ها و جوامع انسانی در ارتباط با یکدیگر است.

ضرورت مبارزه با استکبار و ظلم به ضرورت وجود عدل در جامعه انسانی باز می گردد.

3- اهمیت عدل در جامعه انسانی و لزوم مقابله با استکبار
چنان که گفته شد استکبار نوع خاصی از ظلم است و ظلم نیز مفهوم مقابل عدل است؛ لذا از یک جهت ضرورت مبارزه با استکبار و ظلم به ضرورت وجود عدل در جامعه انسانی باز می گردد. از نگاه متون دینی اصولاً یکی از اهداف اساسی مبعوث شدن پیامبران و انزال کتب و تعالیم وحیانی برای برپایی قسط و عدالت در جامعه انسانی است. خداوند در این باره چنین می فرماید: «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَ الْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ؛ ما پیامبرانمان را با دلیل های روشن فرستادیم و با آنها کتاب و ترازو، را نیز نازل کردیم تا مردم به عدالت عمل کنند.» (حدید: 25) در روایات نیز به اهمیت وجود عدل در موارد فراوانی اشاره شده است از جمله از پیامبر صلى ‏الله ‏علیه‏ و ‏آله و سلم نقل شده که ایشان فرمود: «بِالعَدلِ قامَتِ السَّماواتُ وَ الاَرضُ؛ آسمان‏ها و زمین، با عدالت، پا برجا مى‏مانند.» (عوالى اللآلى، احسایی، ج ۴، ص ۱۰۳)
با نگاهی عقلانی نیز اهمیت و ضرورت برپایی قسط و عدل در جامعه انسانی قابل تبیین است. اگر انسان موجودی مدنی و اجتماعی است و کمال او تنها از مسیر زندگی جمعی و در سایه تعاون و همکاری همه انسان ها با هم حاصل می شود؛ لذا ضرورت وجود عدل و حکفرمایی آن در روابط اجتماعی بدان جهت است که در پرتو آن امکان شکوفایی استعدادها و رسیدن به کمالات و حرکت در مسیر سعادت نهایی انسان از طریق استیفای حقوق هر فرد در بهترین حالت و برای همه افراد انسانی امکان پذیر می گردد.

از آن جایی که استکبار نوع خاصی از ظلم و اخص از آن است؛ لذا هر دستوری درباره مقابله با ظلم که به صورت مطلق ذکر شده باشد خود به معنای مبارزه با استکبار نیز خواهد بود.

4- ضرورت مقابله و مبارزه با استکبار و دفاع از مظلوم
از سوی دیگر توجه به متون دینی نشان دهنده آن است که از جمله وظایف و تکالیف انسان مؤمن در زندگی اجتماعی خویش بیزاری از استکبار، روشن گری درباره آن و نیز مبارزه عملی با آن است. از آن جایی که استکبار نوع خاصی از ظلم و اخص از آن است؛ لذا هر دستوری درباره مقابله با ظلم که به صورت مطلق ذکر شده باشد خود به معنای مبارزه با استکبار نیز خواهد بود. استکبار گاهی در جامعه ای (یا کشوری) اتفاق می افتد که انسان مؤمن و مسلمان خود در آن زندگی می کند و گاهی نیز در جامعه یا کشور دیگری صورت می گیرد. در حالت دوم مقابله و مبارزه با مستکبر به منظور دفاع از مظلوم است. با نظر به آیات قرآن و روایات و سیره معصومین علیهم السلام انسان مؤمن در هر دو حالت وظیفه دارد که اولاً با استکبار مبارزه نموده و ثانیاً به انسان های مظلوم و مستضعفی که مورد ظلمِ مستکبر قرار دارند کمک نماید.
توضیح آن که در نگاه اول وضعیت انسان مؤمن در قبال ظلم و استکبار به لحاظ فرضی می تواند یکی از این سه حالت باشد: همراهی با ظلم و استکبار و یاری ظالم و مستکبر، یا بی طرفی در قبال ظلم مستکبر و مظلومیت مستضعف و مظلوم، و یا مقابله و مبارزه با مستکبر و دفاع از مظلوم و کمک به او.
بی تردید فرض اول خود نوعی شریک شدن در ظلم مستکبر علیه مظلوم خواهد بود و در باطل بودن آن شکی نیست. خداوند متعال در قرآن مجید در این باره چنین می فرماید: «وَ لاَ تَرکَنُوا إِلَى الَّذِینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ وَ مَا لَکُم مِّن دُونِ اللّهِ مِن أَولِیَاء ثُمَّ لاَ تُنصَرُونَ؛ و به کسانى که ستم کرده‏ اند متمایل مشوید که آتش (دوزخ‏) به شما مى ‏رسد، و در برابر خدا براى شما دوستانى نخواهد بود و سرانجام یارى نخواهید شد.» (هود: 113) در این آیه خداوند از میل به ظالم نهی فرموده است و پر ظاهر است جایی که کوچکترین میل به ظالم حرام باشد یقینا یاری کردنش در ظلمش به طریق اولی حرام خواهد بود زیرا یاری کردن ستمگر از بالاترین مراتب رکون و تمایل است.
ضرورت مبارزه با ظالمان و مستکبران و در نتیجه پرهیز از بی طرفی نیز از اصول مسلم تعالیم قرآنی است. از جمله در آیه ای خداوند چنین می فرماید: «الَّذِینَ آمَنُوا یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللهِ وَالَّذِینَ کَفَرُوا یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُوا أَولِیَاءَ الشَّیطَانِ إِنَّ کَیدَ الشَّیْطَانِ کَانَ ضَعِیفاً؛ کسانی که ایمان آورده اند در راه خدا کارزار می کنند و کسانی که کافر شده اند، در راه طاغوت می جنگند. پس با یاران شیطان بجنگید که نیرنگ شیطان در نهایت ضعیف است.» (نساء: 76) در این آیه ابتدا از مبارزه مؤمنان در راه خدا و مبارزه کفار در مسیر طاغوت سخن گفته و در ادامه به مبارزه با اولیای شیطان فراخوانده شده است و شکی نیست که ظالمان و مستکبران در ظلم خود از اولیای شیطان هستند. در روایات نیز به این مطلب به وفور اشاره شده است. امام علی علیه السلام در وصیت های خود به حسنین علیهما السلام چنین می فرماید: «اوصیکُما بِتَقْوَى اللهِ ... وَ کونا لِلظّالِمِ خَصما وَ لِلمَظلومِ عَونا؛ شما را سفارش مى ‏کنم به تقواى الهى ... و دشمن ظالم و یاور مظلوم باشید.» (نهج البلاغه، نامه 47) همچنین حضرت در خطبه شقشقیه یکی از دلایل پذیرش حکومت را لزوم مبارزه با ظالم و حمایت از مظلوم می داند و با صراحت می فرماید: «من طالب خلافت و حکومت بر شما نبودم، آنچه که مرا وادار به پذیرش (خلافت و حکومت) کرد، پیمانی است که خداوند از علمای هر امتی گرفته که در برابر شکم بارگی ستمگران و گرسنگی ستمدیدگان سکوت نکنند و به یاری گروه دوم قیام کنند و با گروه اول به مبارزه بپردازند.» (نهج البلاغه، خطبه شقشقیه) دفاع از مظلوم و ستاندن حق او از ظالم همراهی با پیامبر در بهشت را به دنبال دارد. از حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلّم نقل است که فرمودند: «مَن أخَذَ لِلمَظلُومِ مِنَ الظّالِمِ کانَ مَعِیَ فی الجَنَّةِ مُصاحِباً، هر که دادِ ستمدیده را از ظالم بگیرد در بهشت با من همنشین خواهد بود.» (بحارالأنوار، مجلسی، ج 72، ص 359) اهمیت دفاع از مظلوم در برابر ظالم و مستکبر در روایات به ویژه روایات شیعه تا بدان جاست که در برخی از کتاب های حدیثی شیعه نظیر کتاب کافی (یکی از کتابهای مهم حدیثی شیعه) بابی در دفاع از مظلوم و یاری مسلمین تألیف گردیده است. (اصول کافی، کلینی، ج 2)

سلامت و صلح جهان بسته به انقراض مستکبرین است؛ و تا این سلطه طلبان بى ‏فرهنگ در زمین هستند، مستضعفین به ارث خود که خداى تعالى به آنها عنایت فرموده است نمى ‏رسند.

از منظر عقلانی نیز ضرورت مبارزه با مستکبران امری واضح و آشکار است. مستکبران به دلیل روحیه خودبرتربینی ای که دارند در مسیر حصول منافع بیشتر، برای خود هیچ حد و مرزی نمی شناسند و در نتیجه تهدید کننده صلح و امنیت جهانی و منافع سایر ملت ها هستند؛ لذا هر ملت آزاده و حق طلبی وظیفه دارد برای دفاع از منافع و مصالح خویش و جلوگیری از تعدی مستکبران به این منافع به مقابله به آنها برخیزد. رهبر کبیر انقلاب که در ادبیات سیاسی خود بسیار از استکبارستیزی و دفاع از مظلومان یاد می کند در این باره چنین می گوید: «سلامت و صلح جهان بسته به انقراض مستکبرین است؛ و تا این سلطه طلبان بى ‏فرهنگ در زمین هستند، مستضعفین به ارث خود که خداى تعالى به آنها عنایت فرموده است نمى ‏رسند.» (صحیفه امام، امام خمینی (ره)، ج‏12، ص 144) نکته آخر در اینجا آن است که دفاع از مظلوم و مقابله با مستکبران می تواند دارای مصادیق مختلفی از جمله جنگ با مستکبران در مواقع لازم، مبارزه عملی در وادی سیاست از طریق دیپلماسی، اقتصاد و فرهنگ و حمایت مادی و معنوی از مظلومان باشد بنابراین هنگامی که از لزوم مقابله با مستکبران یاد می شود نباید فقط مبارزه از نوع جنگیدن به ذهن متبادر گردد.

5- شبهاتی درباره دفاع از مظلوم و مبارزه با استکبار
تا کنون و بر پایه آیات و روایات و نیز دلایل عقلانی لزوم مبارزه با مستکبران تبیین گردید. در این میان برخی از شبهات در این باره وجود دارد که بررسی و پاسخ بدانها ضروری می نماید. از جمله مهم ترین شبهات در این باره این است که گاهی گفته می شود با توجه به وجود مرزهای جغرافیایی میان ملت ها و کشورهای مختلف دیگر نمی توان از لزوم دفاع از مظلومانی که در کشوری دیگر تحت ظلم مستکبران قرار دارند سخن گفت؛ چرا که به عنوان مثال در مورد یک ایرانی و کشور ایران که قرار است به یاری سایر مظلومان بشتابد این امر مستلزم بی توجهی به وضعیت مردمان کشور خود و دخالت در حوزه امور مردم سایر کشورها و نیز مهم تر از همه، تفاوت دین (مظلومان غیر مسلمان) و مذهب (مظلومان مسلمان) آنها با ملت و کشور ایران است؛ لذا بر این اساس نمی توان و نمی باید به مظلومان سایر کشورها کمک کرد و از آنها در برابر مستکبران روزگار دفاع نمود.

بر اساس آیات و روایات و سیره معصومان علیهم السلام دفاع از مظلوم مرز عقیدتی و جغرافیایی نمی شناسد؛ لذا کمک به مظلوم مشروط به مذهب یا ملیت او نیست.

در پاسخ بدین شبهه باید گفت بر اساس آیات و روایات و سیره معصومان علیهم السلام دفاع از مظلوم مرز عقیدتی و جغرافیایی نمی شناسد؛ لذا کمک به مظلوم مشروط به مذهب یا ملیت او نیست. این مطلب را از آیات و روایاتی که در بخش قبل درباره لزوم مبارزه با مستکبران و دفاع از مظلومان بیان شد می توان فهمید؛ چرا که در آنها ظالم و مظلوم به صورت مطلق ذکر شده و به عنوان مثال در آنها فقط از مظلوم مسلمان یا مظلوم شیعه یاد نشده است. این نکته در روایتی از رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به خوبی تبیین شده است، ایشان می فرماید: «مَن اَصبَحَ وَ لَم یَهتَمَّ بِاُمورِ المُسلِمینَ فَلَیسَ مِنهُم وَ مَن سَمِعَ رَجُلاً یُنَادِى یَا لَلمُسلِمِینَ فَلَم یُجِبهُ فَلَیسَ بِمُسلِمٍ؛ کسى که (شب را) صبح کند و نسبت به سرنوشت مسلمانان (بى تفاوت بوده و) اهتمام به خرج ندهد، مسلمان نیست و هر کسى فریاد و استغاثه انسانى را بشنود که مسلمانان را به یارى و کمک مى طلبد و به یارى او نرود، مسلمان نیست.» (اصول کافی، کلینی، ج 2، ص 164) در این روایت هر گونه مرز عقیدتی یا جغرافیایی در کمک به مظلوم در مقابل ظالمان و مستکبران، آشکارا نفی گردیده است. سیره معصومان علیهم السلام نیز بر این مطلب گواه است چنان که معلی بن خنیس می گوید: در شبی تاریک امام صادق علیه السلام به قصد سایبان بنی ساعده خارج شد. من نیز او را دنبال کردم. در این هنگام، چیزی از (دوش) امام افتاد. پس گفت: «خدایا، آنرا به ما بازگردان». معلی می گوید: نزد او رفتم و سلام کردم. فرمود: معلی هستی؟ گفتم: بلی، فدایت گردم. امام فرمود: اگر چیزی دیدی که بر زمین افتاده است، به من بده و من خواستم آنچه را افتاده بود و جمع کرده بودم به وی بدهم که کیسه ای چرمی پر از نان دیدم. به امام گفتم فدایت شوم، اجازه دهید کیسه را من حمل کنم، امام فرمود: خیر. من برای این کار سزاوارتر از تو هستم. معلی می گوید: به راه ادامه دادیم تا به سایبان بنی ساعده رسیدیم. مردمی در آنجا خوابیده بودند. امام یکی دو نان زیر پیراهن هر یک از آنها می گذاشت تا آنکه به تمامی آنان نان رسید. در راه بازگشت به امام گفتم: فدایت شوم، آیا این گروه، حق را می شناسند (و شیعه هستند)؟ فرمود: اگر حق را می شناختند، آنان را در نمک خود شریک می ساختیم. (بحارالانوار، مجلسی، ج 47، ص 20)

لزوم یاری مظلومان در هر نقطه جغرافیایی بر اساس تعالیم اسلامی مورد تأکید رهبر معظم انقلاب (مدظله) نیز می باشد. ایشان می فرماید: «ما هر مقداری که بتوانیم از مظلوم حمایت می کنیم و هر مقداری که توانایی های ما و وسع ما باشد وظیفه ی ما است؛ اسلام به ما گفته است که «کُن للِظّالِمِ خَصماً وَ لِلمَظلومِ عَونا» - این سفارش امیرالمؤمنین است - ما نمی گوییم «اُنصُر اَخاکَ ظالِماً اَو مَظلوما» - این شعار جاهلی است؛ می گفتند اگر برادرت ظالم هم هست یا مظلوم است، باید از او دفاع کنی و حمایت کنی - قرآن این را نمی گوید؛ معرفت اسلامی این را منع می کند. نخیر؛ ظالم هر کسی بود باید با او مقابله کرد و جلوی ظلم او را گرفت؛ مظلوم هرکسی هست باید از او حمایت کرد.» (بیانات رهبری در دیدار مسئولان نظام و سفراى کشورهاى اسلامى به نقل از سایت http://farsi.khamenei.ir) همچنین این مطلب در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز تصریح شده است، بر اساس اصل 154 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، سعادت انسان در تمام جامعه بشری را آرمان خود می داند و استقلال، آزادی و حکومت حق و عدل را حق همه مردم جهان می شناسد و در عین خودداری کامل و نفی هرگونه دخالت در امور داخلی ملت های دیگر، از مبارزه حق طلبانه مستضعفین در برابر مستکبرین، در هر نقطه از جهان حمایت می کند.

بر مبنای آیات قرآن، ابلیس با روحیه ی تکبر خویش از فرمان الهی مبنی بر سجده بر آدم سرپیچی کرد و این چنین او سردمدار همه مستکبران است و استکبار بارزترین روحیه شیطانی در وجود همه مستکبران است.

6- نتیجه گیری
استکبار به عنوان نوع خاصی از ظلم مبتنی بر روحیه خود برتربینی است و مستکبر کسی است که می خواهد به بزرگی دست یابد و آن را به دیگران نمایش دهد. مستکبران در مسیر استکبار خویش و رسیدن به منافع دنیایی بیشتر برای خود به حقوق انسان های مظلوم و مستضعف تعدی می کنند. در قرآن داستان های برخی از مستکبران و عاقبت آنها ذکر شده است. از منظر تعالیم اسلامی استکبار به دو نوع استکبار عبادی (استکبار در برابر عبادت و تبعیت از اوامر الهی) و استکبار غیر عبادی (استکبار در حوزه روابط انسانی) تقسیم می شود. بر مبنای آیات قرآن، ابلیس با روحیه ی تکبر خویش از فرمان الهی مبنی بر سجده بر آدم سرپیچی کرد و این چنین او سردمدار همه مستکبران است و استکبار بارزترین روحیه شیطانی در وجود همه مستکبران است. از اهداف بعثت انبیاء الهی دعوت به پرستش خداوند و اجتناب از طاغوت و برقراری عدل و قسط در جامعه انسانی است؛ لذا مبارزه با ظلم، ظالمان و مستکبران از برنامه های همیشگی انبیاء و رهبران دینی بوده است. بر اساس تعالیم اسلامی مبارزه با مستکبران و ظالمان محدود به مرزهای اعتباری جغرافیایی و حتی مرزهای عقیدتی نیست و انسان مسلمان باید به ندای هر مظلومی در هر جای جهان پاسخ گوید هر چند یاری مظلومان مسلمان بر مظلومان غیر مسلمان به جهت هم سنخی عقیدتی اولویت دارد.

فهرست منابع:
- قرآن کریم.
- نهج البلاغه، ترجمه دشتی، محمد، قم: مشهور، 1379.
- آموزش عقاید، مصباح یزدی، محمدتقی، چاپ هفدهم، تهران: چاپ و نشر بین الملل سازمان تبلیغات اسلامی، 1384.
- آموزش کلام اسلامی، سعیدی مهر، محمد، ج 1، قم: طه، 1385.
- استکبار ستیزی در قرآن، فرقانی، قدرت الله، قم: پژوهشکده تحقیقات اسلامی نمایندگی ولی فقیه در سپاه، 1383.
- اصول کافی، محمد بن یعقوب کلینی رازی؛ تحقیق، ترجمه و توضیح حسین استاد ولی، تهران: دارالثقلین، ‎۱۳۹۰.
- التحقیق فی کلمات قرآن الکریم، مصطفوی، حسن، تهران: مؤسسه چاپ و نشر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۴۱۶ ق.
- بحارالانوار، محمد باقر المجلسی؛ تصحیح علی اکبر الغفاری، تهران: المکتبه الاسلامیه، ‎۱۳۸۶ق.
- پنجاه درس اصول عقاید برای جوانان، ناصر مکارم شیرازی، قم: مؤسسه مطبوعاتی هدف، ‎۱۳۷۳.
- سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران: اصول و مسایل، منوچهر محمدی، تهران: نشر دادگستر، ‎۱۳۷۷.
- صحیفه امام: مجموعه آثار امام خمینی (ره): بیانات، پیامها، مصاحبه ها، احکام، اجازات شرعی و نامه ها/ تدوین و تنظیم مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)، ‎۱۳۷۸.
- عوالی اللئالی العزیزیه فی الاحادیث الدینیه، محمد بن علی بن ابراهیم الاحسائی المعروف بابن ابی جمهور؛ قدم له شهاب الدین النجفی المرعشی؛ تحقیق مجتبی العراقی، قم: مطبعة سیدالشهدا، ‎۱۴۰۳ق.
- فرهنگ جامع عربی - فارسی، احمد سیاح، تهران: کتابفروشی اسلام، ‎۱۳۴۴.
- مجمع البحرین، فخرالدین الطریحی؛ تحقیق: احمد الحسینی، تهران: المکتبه المرتضویه، ‎۱۳۹۵ق.
- مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ابو علی الفضل بن حسن الطبرسی، تهران: کتابفروشی اسلامیه، ‎۱۳۷۹ق.
- سایت http://farsi.khamenei.ir




 
امتیاز دهی
 
 

نسخه قابل چاپ
  • ارسال به دوستان
نام ارسال کننده :  
ایمیل ارسال کننده:
نام دریافت کننده :
ایمیل دریافت کننده :  
موضوع ایمیل :
کد تصویری :
 
 
امتیاز دهی
 
 

مطالب مرتبط

انعکاس تصویر جامعه مهدوی در جامعه منتظر (شاخصه های جامعه منتظر)
امام زمان عجل الله تعالی فرجه، جلوه جمال و جلال الهی
امام على(ع):امروز تنها عید کسى است که خداوند روزه‏اش را پذیرفته و شب زنده‏دارى‏اش را سپاس گزارده است . نهج البلاغه حکمت 428