.
.

ارسال به دوستان
ارسال به دوستان
  • ارسال به دوستان
  • اضافه كردن به ليست دلخواه مرورگر
  • تعیین صفحه پیش فرض مرورگر
  • چاپ
  • آر.اس.اس
  • آمار بازدید
    تعداد بازدید از سایت: 238124067
    تعداد بازدید این صفحه: 3269946
    در امروز: 87401

نام ارسال کننده :  
ایمیل ارسال کننده:
نام دریافت کننده :
ایمیل دریافت کننده :  
موضوع ایمیل :
کد تصویری :
 

نظر شما
نام
پست الكترونيک
وب سایت
نظر
×
سه‌شنبه 29/8/1397

 کسی نبود برایش یک جعبه خرما خیرات کند

مال جز با پنج خصلت در یک جا جمع نمی شود: بخل زیاد، آرزوی طولانی، حرص زیاد، قطع رحم و برگزیدن دنیا بر آخرت.

از آن بازاری های قدیمی بود. حجره فرش فروشی داشت. از بچگی پادویی حجره پدرش را کرده بود و عرق ریخته بود تا شده بود صاحب آن حجره و سه، چهار حجره آن طرف ترش. هرجا هم می نشست، می گفت: «من یک عمر جون کندم واسه دوزار ده شاهی پول حلال و یه شبه، ره صد ساله نرفتم.»

علاوه بر فرش فروشی، دستی هم بر ساختمان سازی داشت و مالک چندین مجتمع مسکونی و تجاری بود. در بازار حسابی سرشناس بود و خیلی ها جلوی پایش بلند می شدند، اما پشت سرش یک حرف در دهان همان خیلی ها می‌چرخید: «از حاج کرمی انتظار کرم نباید داشت که چیزی از اسمش بهش نماسیده». این فقط حرف بازاری ها نبود. همه دوروبری های حاج کرمی می دانستند علیرغم این همه مال و املاک، آب از مشتش نمی چکد و خیرش به هیچ کسی نمی رسد.

خیلی پیش آمده بود که جوانی، شاگردی یا حتی همسایه ای به حساب آن همه دارایی و آوازه بی نیازی، از او تقاضای قرض الحسنه کند؛ اما جوابش همیشه یک چیز بود: «سر ماه چک دارم دستم خالیه». اوایل همه جا می خوردند و می گذاشتند به پای عدم اعتماد و ترس از بدقولی. هیچ کس باورش نمی شد حاج کرمی که فرش های ابریشم حجره اش تخته ای صد میلیون می ارزیدند، برای چک سر برجش لنگ پنج میلیون و ده میلیونی باشد که آن ها قرض خواسته بودند؛ اما کم کم همه فهمیدند نقل بی اعتمادی و غریبگی نیست.

حاج کرمی مال دوست بود. گاو صندوقش به جانش وصل بود. صبح و شب، پادوه ها را رد می‌کرد، کرکره حجره را پایین می کشید و با چشم های حریص و نگاه مشتاق، دلارها و تراول هایش را می‌شمرد و دسته دسته می کرد تا ببرد بانک. کمر همت بسته بود که بشود نفرد اول بازار فرش و ساختمان سازی و موجودی حساب هیچ کس در بانک شعبه بازار از او بیشتر نباشد.

کسی درست نمی دانست چند تا حساب جاری و سپرده بلندمدت دارد، اما همه می دانستند جز بانک، به هیچ سرمایه گذاری ریز و درشتی اعتماد ندارد. جوان های فامیل که برای راه انداختن کسب و کار و سروسامان گرفتن از او تقاضای سرمایه و شراکت می‌کردند، جواب می گرفتند: «شما مرد این بازار نیستید، تا بخواهید راه بیفتید و چم و خم بازار را یاد بگیرید، سرمایه من بیچاره رو صدباره به باد فنا دادید.». هرچه هم برایش استدلال می آورند که باید به جوان ها اعتماد کرد و دستشان را گرفت، بهانه می تراشید و دست آخر می گفت: «من ترجیح می دهم پولی را که به هزار زحمت جمع کردم، بزارم تو بانک و خاطرم آسوده باشه که ماه به ماه، سودش میاد تو حسابم. نمی تونم زندگیمو بسپارم دست چهار تا جوون نابلد که معلوم نیست تو این دانشگاه ها چی یاد گرفتن و یه «مهندس» انداختن پشت اسموشن. والا!».

سر همین موضوع، کم کم رابطه اش را با فامیل و آشنا هم قطع کرد که به قول خودش از دست «مگس های دور شیرینی» آسوده باشد و کسی دست کمک جلویش دراز نکند. فامیل هم که می دیدند اگر زندگی شان را به خاطر مشکلات مالی ببازند و گرفتار چند میلیون ناقابل هم باشند، حاج کرمی حاضر نیست کوچک ترین کمکی به آن ها بکند و اتفاقاً با زخم زبان ها و نیش و کنایه هایش بیشتر دل شان را می خراشد، رغبتشان را به رفت و آمد با او از دست دادند.

این شد که آرام آرام، حاج کرمی ماند و زن پیر نازایش که از غصه تنهایی و اجاق کوری، خیلی زود از دنیا رفت. بعد از فوت زنش، اهالی محل یک بار دیگر دل به دریا زدند و از حاج کرمی برای مرمت مسجد تقاضای کمک کردند که صدقات جاریه ای باشد نثار روح همسرش، اما این بار هم توفیری با سایر اوقات نداشت. حاج کرمی که مرد، ملک و املاک زیادی از خودش باقی گذاشت، اما هیچ کس نبود که برایش یک جعبه خرمای ناقابل خیرات کند و فاتحه ای بخواند.

امام رضا (علیه اسلام) فرمود: «مال جز با پنج خصلت در یک جا جمع نمی شود: بخل زیاد، آرزوی طولانی، حرص زیاد، قطع رحم و برگزیدن دنیا بر آخرت.»[1]

منبع: روزهای رضوی، پرستو عسگرنجاد

--------------------------

پی نوشت ها:

[1] . حویزی، عبد علی بن جمعه، نورالثقلین، ج5، ص668، حدیث7.

بازدید: 86
کلید واژه ها:
امام رضا , سخاوت , مال دوستی , رزق حلال , داستان 

نظر شما
نام
پست الكترونيک
وب سایت
نظر
نسخه قابل چاپ
شکر بیشتر یعنی جذبِ بیشتر
سه کار که باعث غضب خداوند می شود
نیش زبان بدتر از از زخم سرنیزه است
نماز اول وقت امام رضا علیه السلام
این جا آرامم!
ارسال نظر
ارتباط با ما
نشانی: مشهد مقدس، حرم مطهر امام رضا علیه السلام، صحن جامع رضوی، ایوان غربی
تلفن: 32212008-051
فکس: 32003552-051
صندوق پستی: 91735/517
ایمیل: razavi@aqr.ir