.
.

ارسال به دوستان
ارسال به دوستان
  • ارسال به دوستان
  • اضافه كردن به ليست دلخواه مرورگر
  • تعیین صفحه پیش فرض مرورگر
  • چاپ
  • آر.اس.اس
  • آمار بازدید
    تعداد بازدید از سایت: 238062189
    تعداد بازدید این صفحه: 3268924
    در امروز: 25523

نام ارسال کننده :  
ایمیل ارسال کننده:
نام دریافت کننده :
ایمیل دریافت کننده :  
موضوع ایمیل :
کد تصویری :
 

نظر شما
نام
پست الكترونيک
وب سایت
نظر
×
پنجشنبه 28/2/1396

 آیا مرگ را دوست دارید ؟

خیلی طبیعی است که ما مرگ را خوش نداشته باشیم، زیرا با فرا رسیدن مرگ، باید از این دنیا دل کنده و وارد دنیایی شویم که هیچ شناختی از آن نداریم…
خیلی طبیعی است که ما مرگ را خوش نداشته باشیم، زیرا با فرا رسیدن مرگ، باید از این دنیا دل کنده و وارد دنیایی شویم که هیچ شناختی از آن نداریم.
به راستی چند نفر را می شناسید که مرگ را دوست داشته باشند؟ تا چه رسد به این که عاشق مرگ باشند !
شاید خیال کنیم همه افرادی که مرگ را دوست ندارند، مؤمن واقعی نیستند چون مومن واقعی مرگ را دوست دارد.
اما من می خواهم بگویم که خیلی از همین مردم عادی، روزی عاشق مرگ می شوند.
آری، نشانه مؤمن این است که عاشق مرگ باشد اما در چه موقعی؟ و در کجا؟
امام صادق(ع) در سخن خود اشاره به این نکته می کند که در لحظه جان دادن، مؤمن عاشق مرگ می شود.
 
پس اگر ما الآن مرگ را دوست نداشته باشیم، عیبی نیست، مهم، آن لحظه های آخر است که عاشق مرگ شویم.آری، مؤمن در آخرین لحظه های زندگی این دنیا، مرگ برایش از هر چیزی شیرین تر می شود و این وعده خداوند است.

«سدیر» یکی از یاران امام صادق(ع) است، یک روز او از آن حضرت سؤال کرد: «آقای من! آیا مؤمن، مرگ را بد می شمارد؟
امام صادق(ع) فرمود: «نه، به خدا قسم، مؤمن مرگ را بسیار دوست دارد ! وقتی عزرائیل برای گرفتن جان مؤمن می آید، در آغاز، مؤمن دچار هراس می شود، امّا عزرائیل به سخن در می آید و خطاب به مؤمن می گوید: نترس و هراس نداشته باش، زیرا که من از پدر، نسبت به تو مهربان تر خواهم بود.
ای مؤمن ! چشم خود را بازکن ! نکاه کن ! این رسول خدا است، آنها هم حضرت علی و حضرت زهرا و امام حسن و امام حسین و بقیه امامان(ع) می باشند که به دیدن تو آمده اند».
پس مؤمن چشم خود را باز می کند و می بیند که چهارده معصوم(ع) در کنار اویند !
آن گاه صدایی به گوش مؤمن می رسد.
خدایا، این صدای کیست؟
این صدای فرشته ای از فرشتگان الهی است که مأمور می باشد تا این کلام خدا را به گوش مؤمن برساند.
آری، خدای متعال دستور داده است تا این فرشته از طرف او با مؤمن چنین بگوید: «ای بنده من ! به سوی پروردگار خود باز گرد تا با بندگان خوب من که همان چهارده معصوم(ع) هستند، همراه باشی و وارد بهشت من گردی».
مؤمن چون این صدا را می شنود که خدای متعال او را به سوی خود فرا می خواند و از او دعوت می کند تا در بهشت او مسکن گزیند، مرگ را در کام خود شیرین می یابد و عاشق مرگ می شود.
 

آری، اینجاست که دری به سوی بهشت، مقابل دیدگان مؤمن، ظاهر می شود و او جایگاه و منزل خود را در بهشت می بیند.
امام صادق(ع) در آخر سخن خود می فرماید: «در آن هنگام هیچ چیز نزد مؤمن دوست داشتنی تر از جان دادن نیست .1

دعایی برای لحظه آخر
به پیامبر خبر دادند که یکی از یاران شما، آخرین لحظه های عمر خود را سپری می کند.
آن حضرت با شنیدن این خبر از جا بلند شد و همراه با گروهی از یاران خود به سوی خانه او حرکت کرد.
پیامبر وارد خانه شدند و در کنار بستر اوقرار گرفتند امااو در حالتی بود که متوجّه حضور آن حضرت نشد زیرا لحظه های جان دادن را به سختی سپری می کرد.
پیامبربا دیدن این منظره، ناراحت شده و رو به عزرائیل کرد و فرمود: «ای عزرائیل، فرصتی به این مرد بده تا با او سخن بگویم».
و تو خود می دانی که پیامبر می تواند عزرائیل را ببیند و با او سخن بگوید و سخن آن حضرت هم مورد قبول عزرائیل واقع می شود چرا که همه فرشتگان مأمورند تا به دستورات پیامبر گوش فرا دهند.
بعد از این که سخن پیامبر با عزرائیل تمام شد همه دیدند که کم کم حال آن مرد بهتر و بهتر شد تااینکه به شرایط عادی بازگشت.
آن مرد چشم خود را باز کرد و دید که وجود مقدس پیامبر در کنار او نشسته است، پس خدمت آن حضرت سلام کرد.
پیامبر در حالی که لبخندی دلنشین به لب داشت به او فرمود: «چه خبر؟ در آن حالت چه می دیدی؟».
آن مرد گفت: «ای رسول خدا ! صحنه عجیبی بود، در آن حال، تاریکی و سیاهی را می دیدم که به سوی من می آمد».
آن مرد در زندگی خود گناهانی انجام داده بود که در لحظه مرگ به شکل سیاهی در مقابلش ظاهر شده و او را غرق ترس و وحشت کرده بودند.
پیامبر که جواب آن مرد را شنید رو به او کرد و فرمود: «این دعایی را که من می گویم بخوان: «الّلهُمّ اغْفِرْ لی الْکَثیرَ مِنْ مَعاصیکَ وَاقْبَلْ مِنّی الْیَسیرَ مِنْ طاعَتِکَ ! بار خدایا ! گناهان زیاد مرا ببخشای و اعمال نیک مرا که بسیار کم است قبول نما».
آن مرد این دعا را زیر لب زمزمه کرد و دوباره بی هوش شد.
پیامبر لحظاتی صبر کرد تا اینکه آن مرد به هوش آمد، آن موفع از او سؤال کرد که در آن حالت بی هوشی، جه منظره ای را دیدی؟
آن مرد گفت: «ای رسول خدا، دیدم که نورسفیدی به سوی من می آمد».
اینجا بود که پیامبر خیلی خوشحال شد و گل لبخند به صورت مبارکش نشست و رو به بستگان آن مرد کرد و فرمود: «خدا گناهان این مرد را بخشید».
و بعد از لحظاتی آن مرد جان به جان آفرین تسلیم کرد.
امام صادق(ع) بعد از نقل این جریان، فرمودند: «هرگاه به بالین کسی رفتید که در حال جان دادن است، این دعا را برای او بخوانید».2
آری، دعا می تواند دوای هر دردی باشد، و در آن لحظه های جان دادن بهترین راه برای کسب بخشش خداوند می باشد.

 
منبع : کتاب در آغوش خدا- مهدی خدامیان

 
-----------------------
پی نوشت :
1- الدعوات، قطب الدین الراوندی
2- ذخیره المعاد، المحقّق السبزواری
بازدید: 921
کلید واژه ها:
مومن واقعی , حیات جاودان , آخرین لحظه , بخشش خداوند , مرگ , معاد 

نظر شما
نام
پست الكترونيک
وب سایت
نظر
نسخه قابل چاپ
چگونه می توان یک حریف قدر را شکست داد؟
در این شهر رابطه مهمان با میزبان مهم است
اسراری از ملاقات بهشتیان
برزخ و رویارویی با باطن اعمال
  • 1395/12/29 يكشنبه برزخ و رویارویی با باطن اعمال
    لذا عمل باید هر چه بیشتر ظاهر و باطنش مطابق شرع مقدس باشد تا صورت حَسن داشته و یاور و کمک‌ کننده صاحبش باشد، به همین جهت تأکید می ‌شود «اعمال ظاهریه، لایق مقام غیب و حشر در ملکوت نشوند، مگر آن ‌که ....
    حیات جاویدان
چرا از مرگ می ترسیم؟
ارسال نظر
ارتباط با ما
نشانی: مشهد مقدس، حرم مطهر امام رضا علیه السلام، صحن جامع رضوی، ایوان غربی
تلفن: 32212008-051
فکس: 32003552-051
صندوق پستی: 91735/517
ایمیل: razavi@aqr.ir