.
.
 
 
 

 
 
ارسال به دوستان
 
ارسال به دوستان
  • ارسال به دوستان
  • اضافه كردن به ليست دلخواه مرورگر
  • تعیین صفحه پیش فرض مرورگر
  • چاپ
  • آر.اس.اس
  • آمار بازدید
    تعداد بازدید از سایت: 210802945
    تعداد بازدید این صفحه: 2892554
    در امروز: 68523

نام ارسال کننده :  
ایمیل ارسال کننده:
نام دریافت کننده :
ایمیل دریافت کننده :  
موضوع ایمیل :
کد تصویری :
 

نظر شما
نام
پست الكترونيک
وب سایت
نظر
×
شنبه 27/8/1396

 خیال با تو بودن

سلام آقای صحن ها و صحبت ها. سلام آقای متن های نانوشته و حرف های ناگفته.

سلام آقای نقاره ها و ناله ها. سلام آقای گلدسته ها و گلایه ها. سلام آقای صحن ها و صحبت ها. سلام آقای متن های نانوشته و حرف های ناگفته.
می دانم می شنوی مرا. در سکوت چشم های خیره من زیارت نام تو در امتداد اشک ها ظهور می کند.
یا رضا می گویم و راضی می شوم به دوری راه و دست بر سینه تا آسمان دیدار تو، قد می کشم. می بارم و در زلال سلام تو جاری می شوم. چه عالمی دارد خیال با تو بودن و در ایوان طلایت مس جان را طلا نمودن.
آقاجان احساس دلشکستگی ام را فقط بغض ها می فهمند. وقتی در گلو می شکند و در بی صدایی تو را به فریاد می طلبند.
هق هق ثانیه های غم گرفته ام را فقط راه ها می شنوند وقتی تا تو دور می شوند. الفبای خواندن نامت را سال هاست که در کلاس دلتنگی به تمرینی غریب هجی می کنم.
بیقراری پنجره های بسته قلبم را قول قرار سبز پنجره فولاد تو داده ام. باز هم می خوانم الف و می نویسم اشتیاق، می خوانم ب و می نویسم باران، می نویسم پ و می خوانم پنجره فولاد. به دال که می رسم سکوت می کنم. لحظه ها فریاد دور، دور را در طبل غربت می زنند و باز هم ناتمام این نامه سرگشاده دل شکستگی، ناگهان پلک می زنم.
قطره ای مقابل مداد روی کاغذ نوشته ام سطر نام راضی تو را آب و جارو می کند.
 

مهربانم! این جا هوای حوصله ابری است و نقطه صفر است در مرز بی قرار رسیدن. چشم هایم را می بندم و راهی می شوم. شرمندگی ای به وسعت شبستان نگاه تو و جان خسته از گناهی در میان هاله ای از خجالت مرا در آغوش آستان مهر تو حواله می دهد.
در ستاره باران صحن و سرای تو چیست که جواب این همه طلب را فقط شوق حضور می فهمد و بس.
به لیاقت کدام غریب نوازی ما این گونه غریب نواز کاروان، کاروان قاصدک خسته از راه رسیده شده ای. مشرقی ترین خورشید می شود دست هایت، وقتی بعد از شام دل شکستگی از پشت کوه های غم و اندوه و گدایی ما طلوع می کند و یک بار دیگر بی منت می بخشد.
این را که می نویسم نامه نیست. ثانیه های شوق یک زیارت نامه است در لهجه های نگران احساس و به زبان دلتنگ اشک.
آقا جان این سر شوریده را سودای شوق زیارت است و غصه فرصت عمری که نامعلوم است. کبوترانت خوب می دانند که در فرج مطلب دل ظهور اشک، دیدن دارد در عصر چشم های نگران تا فردا.
یا امام رضا اگرچه راه دور است ولی تو در اجابت دعای خسته دیدار و شوق در راه مانده زیارت دیر نکن.


 افسانه امیری- مازندران (ساری)


 
بازدید: 680
کلید واژه ها:
ارزوی زیارت , زیارت امام رضا , دلنوشته , نامه به امام رضا , زیارت 

نظر شما
نام
پست الكترونيک
وب سایت
نظر
نسخه قابل چاپ
نواهنگ زیبای «زائر امام رضا»
موسیقی باران...
  • 1397/2/25 سه‌شنبه موسیقی باران...
    من امروز در ترنم نگاه باران به میهمانی فرشته ها آمده ام. کنار آرامش صحن می نشینم؛ صدای موسیقی باران می آید...
    دلنوشته
چگونه از ورودی طوسی به زیارت برویم؟
نقل و نبات
  • 1397/2/19 چهارشنبه نقل و نبات
    سلیقه ‌ی جوان ‌های امروزی فرق کرده، دیگر دست ‌دوزِ مادر را قبول ندارند.
    دلنوشته
باغ کودکی
  • 1397/2/16 يكشنبه باغ کودکی
    از دایی پرسید مادر کجاست؟ گفت: «یه جایی درست مثل همین باغ، ان شا الله تو باغ امام رضا».
    دلنوشته
ارسال نظر
ارتباط با ما
نشانی: مشهد مقدس، حرم مطهر امام رضا علیه السلام، صحن جامع رضوی، ایوان غربی
تلفن: 32212008-051
فکس: 32003552-051
صندوق پستی: 91735/517
ایمیل: razavi@aqr.ir