ویژه نامه هفته دفاع نقدس

ویژه نامه هفته دفاع مقدس

سوال: چرا...؟

با این همه شهید و آسیب دیدن مملکت، برنده جنگ چه کسی بود؟
حمید داودآبادی: یک روز دکتر جاشوا، آلمانی الاصل، استاد دانشگاه آمریکا به ما گفت: فکر می کنید برنده جنگ کی بود؟ گفتم: من و امثال من. گفت: آمریکا و اسرائیل اسلحه هایشان را فروختند، جنگ انداختند بین دو تا گروه شیعه و تلفات وارد کردند. گفتم: برنده ما بودیم که آن معنویت را به دست آوردیم. ما همان بچه هایی بودیم که می ترسیدیم شب بیرون برویم. انقلاب را ما حفظ کردیم. ما برنده های جنگ بودیم که اگر امروز خطرات بدتر از آن هم پیش بیاید، دوباره می جنگیم. این علامت برنده شدن ما است. گفتم: آخر جنگ را نگاه کن! می گویند جوجه را آخر پاییز می شمارند. آخر جنگ کی ماند و کی رفت؟ عراق چی شد و ایران چی؟
.
.
.

چرا جنگ طولانی شد؟؟؟
1.شرايط ايران براى صلح وجود نداشت (شناسايى و تنبيه متجاوز و پرداخت غرامت از سوى عراق)
2. مرزهاى ايران تأمين نداشت و نقاطى در شلمچه، طلائيه، فكه و قصر شيرين در اشغال عراق بود و نيز شهرهاى سومار، نفت‏شهر و مهران عملاً در اشغال دشمن بود و امكان آزادسازى اين نقاط از راه مذكور، غيرمعقول به نظر مى‏رسيد و راهى جز ادامه جنگ وجود نداشت.
3. در حالى كه نيروهاى خودى، پيروزى‏هاى زيادى كسب مى‏كردند، توقف جنگ و چانه‏زنى در پشت ميز مذاكره، براى آزادى نقاط مرزى آزاد شده، صحيح نبود.
4. شهرهاى آزاد شده همچون خرمشهر، به علت حضور دشمن در شلمچه، همچنان مورد تهديد بود
5. توانايى كمى ارتش عراق ترميم شده و با كمك‏هاى همه جانبه دولت‏هاى بزرگ افزايش هم يافته بود
6. تنها چيزى كه ارتش عراق از دست داده بود، روحيه بود كه با توجه به روحيه فرماندهى آن (شخص صدام)، اين مسئله نيز پس از مدتى قابل ترميم بود.
7. در حالى كه نيروهاى جمهورى اسلامى در نوار پيروزى قرار داشتند، آتش بس و صلح ناپايدار در هنگام قدرت و دادن فرصت مجدد به عراق، زيان‏هايى به بار مى‏آورد. اگر آن روز جنگ متوقف مى‏شد و تجربه‏اى چون مذاكرات سوريه و اسرائيل، بر سر ارتفاعات جولان، فراروى ما قرار مى‏گرفت و ما ناچار مى‏شديم بر سر ساير مناطق تحت اشغال، پشت ميز مذاكره با عراق چانه‏زنى بى‏حاصل كنيم؛ امروز جامعه، مسئولان وقت را شماتت مى‏كرد.
8. عراق در نظر داشت با برگزارى اجلاس سران جنبش غير متعهد در بغداد و كسب رياست دوره‏اى اين جنبش، براى تحقق خواسته‏هاى نامشروع خود، به ايران فشار آورد؛ ولى ايران با حمله به داخل خاك عراق در عمليات رمضان، اين امتياز مهم و حياتى را از عراق گرفت.
9. به همين منظور در 20 خرداد 1361ش. جلسه‏اى در حضور امام خمينى در جماران تشكيل گرديد و موضوع به شور گذاشته شد. از نظر نظاميان شركت كننده در آن جلسه، امكان پدافند با توقف روى خط مرزى وجود نداشت؛ زيرا در اغلب نقاط مرزى هيچ گونه مانع طبيعى وجود نداشت و ايجاد استحكامات جديد نيز يك سال به طول مى‏انجاميد و طى اين مدت احتمال حمله مجدد عراق جدى بود. مهم‏تر اين كه با تكيه بر اصل متعارف نظامى «تعقيب دشمن» هرگونه توقف پس از فتح خرمشهر يك حركت غيراصولى بود. به همين دليل امام خمينى(ره) پس از ترديد اوليه در مورد تداوم جنگ در خاك عراق با استماع دلايل نظاميان و نا اميدى از پذيرش شرايط ايران توسط دولت عراق، با ادامه جنگ و ورود نيروهاى ايران به خاك عراق موافقت نمودند
.
.
.

چرا ایران از سوریه حمایت می کند، سوریه چه ربطی به ما دارد؟
در این یادداشت سعی داریم با تحلیلی کوتاه، ساده و روان به بررسی وقایع اخیر پرداخته و دلایل دفاع ملت ایران از دولت سوریه را بیان نماییم.
1) دولت سوریه در زمان مرحوم حافظ اسد در جریان جنگ تحمیلی ایران و عراق از هیچ تلاشی برای دفاع از جمهوری اسلامی ایران دریغ نکرد و این کشور، تنها حکومت عربی بود که در زمینه‌های مختلف ایران را در مقابله با آمریکا و عراق یاری نمود. در نتیجه به نظر می‌رسد حمایت از سوریه امروز می‌تواند پاسخی جوانمردانه به کمک‌های 8 سال جنگ تحمیلی دولت سوریه باشد.
2) حکومت سوریه تنها حکومتی عربی است که در اتحادیه عرب در مقابل زیاده‌خواهی‌های عربستان و قطر و سایر هم‌پیمانان آمریکا ایستادگی کرده و بارها شاهد بودیم که این کشور از آرمان آزادی قدس عزیز در اتحادیه عرب دفاع کرده و به مقابله با رژیم صهیونیستی پرداخته است.
3) دولت سوریه در جنگ‌های 33،22 و 8 روزه حزب الله لبنان را تنها نگذاشت و هم‌سو با آنها در برابر آمریکا و اسرائیل ایستاد و حزب‌الله را در آن جنگ‌ها حمایت نمود.
4) امروز سوریه بعنوان خط مقدم مقاومت در منطقه محسوب می‌شود و آمریکا بدلیل آنکه این کشور در جنگ‌های گذشته از لبنان و ایران حمایت کرده است، امروز به فکر نابودی دولت اسرائیل افتاده است.
نکته‌ای که در این راستا حاثز اهمیت است، این است که چنانچه آمریکا بتواند مقاومت مردم سوریه را بشکند، در گام بعدی به سراغ عراق و لبنان خواهد رفت و مطمئنا ایران مقصد بعدی سران غربی خواهد بود. در نتیجه حمایت امروز از سوریه در واقع حمایت از جمهوری اسلامی ایران در خارج از مرزهای کشور است.
پیشنهاد می‌شود افرادی که مدعی هستند جنگ سوریه و امریکا هیچ ارتباطی به جمهوری اسلامی ایران ندارند به این سوال پاسخ دهند که آیا کمک به سوریه در جنگ بهتر است یا درگیر شدن ملت ایران با یک جنگ تحمیلی دیگر؟ زیرا مطمئنا ایران مقصد بعدی رژیم صهیونیستی پس از نابودی سوریه و لبنان خواهد بود.
5) اگر آمریکا در جنگ مستقیم با سوریه شکست بخورد مطمئنا منافع دوستانش از جمله عربستان، قطر، ترکیه و علی‌الخصوص رژیم اشغالگر قدس در منطقه تهدید می شود و از سوی دیگر جبهه مقاومت که شامل ایران، سوریه و لبنان است به قدرت بیشتری خواهد رسید. در نتیجه کوتاه شدن دست مستکبران از دولت‌های منطقه، آرامش را به خاورمیانه باز خواهد گرداند و این یعنی تحقق آرزوی دیرینه جمهوری اسلامی.
6) آمریکا با حمله نظامی به سوریه و ایجاد شبهه بین شیعه و سنی به دنبال اختلاف افکنی بین مسلمانان است که اگر در جنگ با سوریه شکست بخورد مطمئنا به این هدف شوم خود نیز نخواهد رسید و باز هم این ملت ایران هستند که از اتحاد شیه و سنی قدرت خواهند گرفت و به پیروزی می رسند. 7) برای بیان مورد بعدی قصد دارم استناد کنم به سخنان جک استرو وزیر پیشین امور خارجه آمریکا در رابطه با جنگ آمریکا و عراق که گفته بود: ما میوه جنگ با عراق را در کاخ‌های سعدآباد چیدیم.
این اظهارات اشاره به ترس و واهمه دولتمردان وقت ایران از تهدید‌های غرب و حمله آمریکا به عراق دارد که به تعلیق فعالیت‌های هسته‌ای و جایگزینی سیاست مقاومت با سازی، منجر شد.
از این‌رو به نظر می‌رسد در صورت پیروزی آمریکا بر سوریه، عده‌ای ترسو و سیاستمدار متزلزل داخلی از مواضع اقتدار جمهوری سالامی ایران کوتاه خواهند آمد و دست دوستی به سوی دولتمردان غربی دراز خواهند کرد. که البته اینگونه اظهارنظرها از هم‌اکنون که حتی پیروزی آمریکا بر سوریه در هاله‌ای از ابهام قرار دارد نیز، از گوشه و کنار به گوش می‌رسد.
8) پس از آنکه اوباما، دولت سوریه را به جنگ تهدید کرد، سوریه نیز بیکار ننشست و با سیاست توازن قدرت، تهدید کرد که در صورت حمله آمریکا، سوریه نیز به مراکز نظامی اسرائیل در سرزمین‌های اشغالی حمله خواهد کرد. این تهدید جدی یکی زا عوامل اصلی غقب نشینی فعلی دولت آمریکا از حمله به سوریه است. در نتیجه اگر تهدید آمریکا عملی شود تهدید سوریه نیز، متعاقب آن عملی خواهد شد و قدرت متزلزل رژیم صهیونیستی در منطقه به خطر خواهد افتاد.
9) به اذعان کارشناسان بین‌المللی آمریکا به سفارش لابی صهیونستی و تقویت منافع این رژیم در منطقه، قصد حمله به سوریه را خواهد داشت در نتیجه اگر آمریکا نتواند دولت سوریه را ساقط کند، مطمئنا اسرائیل و آمریکا با هم به ورطه نابودی پیش خواهند رفت.
این 9 دلیل تنها از یک نگاه سطحی بررسی شده است و مطمئنا عوامل مهم دیگری نیز وجود دارد که بتواند مخالفان دفاع از سوریه را قانع نماید.
.
.
.

چرا ما با آمریکا ارتباط برقرار نمی کنیم تا این جنگ ها و فتنه ها بخوابد و مثل مالزی پیشرفت کنیم؟
جمهوری اسلامی ایران، هیچ گاه خواهان قطع ارتباط با امریکا یا سایر کشورها [به جز اسرائیل که یک رژیم غاصب و جعلی است]، نبوده و نیست. منتهی ارتباطی سالم، معقول، مبتنی بر عزّت، احترام و رعایت حقوق و منافع طرفین.
اما امریکا فقط خواهان برقراری ارتباط در **«نظام سلطه»** و چارچوب‌های استعماری است. در واقع این امریکا است که به خاطر قدرت و ثروت و نیز عطش حکومت بر جهان، ارتباط سالم را نمی‌خواهد و فقط خواهان رابطه‌ی گرگ و میش یا هویچ و چماق است.
الف – ارتباط با امریکا به مثابه پیشرفت نیست و این دروغ دومی است که به اذهان عمومی القا می‌کنند و اساساً ارتباط از نوع استعماری و استثماری و وابستگی، هیچ گاه پیشرفتی را به ارمغان نیاورده و نمی‌آورد. اگر می‌خواهیم پیشرفت کنیم، باید خود را باور کنیم، ذلیل دگیران نباشیم و به سرمایه‌های خود توجه داشته باشیم، نه این که متکدی پیشرفت از ناحیه‌ی دیگران باشیم.
ب – باید باور کنیم که امریکا خواهان پیشرفت ما نیست که ارتباط با او منتج به پیشرفتی گردد، چنان چه شاهدیم چه قبل از پیروزی انقلاب و چه بعد از آن با پیشرفت این کشور به شدت مخالف و حتی دشمنی کرده است.
این امریکاست که از همان ابتدای استقرار جمهوری اسلامی ایران و خروج این کشور و این ملّت از نظام سلطه، استقلال ارضی ما را مورد تعرض و تهاجم قرار داد – جنگ‌ها و فتنه‌های داخلی به راه انداخت – شخصیت‌ها علمی، مذهبی و سیاسی ما را ترور کرد – تحریم اقتصادی را تحمیل کرد ... و اکنون نیز با هر گونه پیشرفت [حتی علمی] در این کشور مخالفت و دشمنی دارد. حال آیا سادگی نیست که گمان کنیم پیشرفت ما منوط به چنین ارتباطی با چنین زورگویی می‌باشد؟!
ج – البته پیشرفت نیز تعاریف خود را دارد و جوامع (ملل) نیز در اموری پیش‌رفت و در اموری پس‌رفت داشته و دارند.
به عنوان مثال: امریکا امروز به لحاظ تکنولوژی [چه در صنعت ارتباطات و چه در صنایع نظامی یا یا سایر صنایع] پیشرفت خیره کننده‌ای دارد، اما به لحاظ اقتصادی کاملاً دچار رکود و ورشکستگی شده است - مردمش به لحاظ امنیت شخصی، اجتماعی، شغلی، سلامت و حتی جانی، در امان نیستند – به لحاظ سیاست داخلی دچار تنش شده و در سیاست خارجی نیز کاملاً ورشکسته است – به لحاظ محبوبیت و مقبولیت در اذهان عمومی، منفورترین کشور دنیاست – به لحاظ سلامت اخلاق و روان، کاملاً به هم ریخته است و ... .اما در تبلیغات و ایجاد جنگ روانی، به ویژه برای اذهان عمومی جهان سومی‌ها و یا به اصطلاح کشورهای در حال توسعه، بسیار پیشرفته است. د – مالزی نیز از پیشرفت‌های چشمگیر و غیر قابل انکار اقتصادی برخوردار بوده است، اما مالزی و امثال مالزی نیز کشور مستقلی نیستند، پیشرفت‌هایی داشته و متحمل رکودها و پس‌رفت‌های بسیاری نیز هستند و اگر بخواهند کمی به خود آیند و استقلال سیاسی، ارضی، اقتصادی، فرهنگی و ... خود را بخواهند، به سرنوشت شومی دچار خواهند شد.
دیری نخواهد گذشت که با توجه به آن چه در عرصه‌های متفاوت سیاسی، اقتصادی و به ویژه فرهنگی در مالزی اتفاق افتاده و در حال وقوع است، شاهد چالش‌ها و تنش‌های جدی خواهیم بود.
.
.
.
م

وقتی عنوان میشه که چرا با اسراییل دشمن هستیم؟ جواب داده می شود که آنها به برادران اهل تسنن ظلم می کنند؛ ولی هنگامی که می‌پرسند پس چرا با ارمنستان رابطه داریم در حالی که آنها وطن برادران شیعه ما را تصرف کرده‌اند جواب منطقی وجود ندارد؟
الف – البته که رژیم غاصب اسرائیل بردران مسلمان ما را (نه فقط برادران سنّی که در ساختار سؤال بر آن تکیه می‌شود تا تحریک اختلاف مذهبی القا گردد) از خانه‌هایشان بیرون کرده، وطن‌شان را غصب کرده و در حق آنها ظلم و جنایت می‌کند، اما چه کسی گفته که علت دشمنی ما با "اسرائیل" همین است؟! این که گفته می‌شود: «بسیار هم دلیل قانع کننده‌ای می‌باشد»، نه به خاطر اسرائیل یا مردم فلسطین است، بلکه می‌خواهد القا کند که این یک دلیل قانع کننده است، پس بنا بر همین دلیل باید با دیگران نیز چنین و چنان تعامل شود! وگرنه اصلاً هم دلیل قانع کننده‌ای برای این همه دشمنی نیست، یا دست کم دلیل اصلی، تنها دلیل و علت تامه نمی‌باشد. اگر علت این باشد که ما باید امروز با بحرین و عربستان سعودی وارد جنگ شویم، چون شیعه‌کشی می‌کنند.
ب – علت اصلی دشمنی با ما رژیم غاصب و جلاد اسرائیل در یک کلمه این است که اساساً یک کشور یا دولت نیست و فقط برای "دشمنی با ما" تأسیس شده است. فقط یک پایگاه نظامی صهیونیسم بین‌الملل، برای تصرف اراضی و سرمایه‌های مادی و معنوی جهان اسلام است. پس هر عاقلی، با دشمن خود، دشمن است.
ج – پس علت اصلی دشمنی ما، پس از عدم قبول مشروعیت غصب کشور و خاک دیگران، همان "اهداف کوتاه مدت و دراز مدت دشمن" است. اگر دزدان جنایتکار خانه‌ای را غصب کردند، اهالی آن را بیرون ریختند و آنجا را پایگاه کردند برای غصب خانه‌های دیگران، ساده‌انگاری است که گمان شود چون اهالی آن خانه مسلمان بودند، ما با آن دزدان مخالف و دشمن هستیم. خیر، بلکه اساساً مالکیتی برای دزدان قائل نیستیم و در ضمن از اهداف‌ آتی آنها با خبریم. اهدافی که خبر از آنها، نیازی به وحی، کرامت و یا درایت و بصیرت خاص سیاسی ندارد، بلکه خودشان مکرر و به صراحت بیان می‌دارند.
د – در دانش و بینش سیاسی، دقت کنیم که همیشه "عامل دشمنی" و "دشمن" را بشناسیم. دشمن شناسی، یعنی همین. به عنوان مثال: امریکا رسماً یک کشور است و با جمهوری اسلامی ایران نیز دشمن است و دشمنی می‌کند، اما شما در اخبار و گزاره‌های ژورنالیستی داخل کشور خودمان نیز می‌شنوید: "دشمنی ایران با امریکا"؛ خب این یک تاکتیک و حقه در جنگ روانی است. ما با امریکا یا انگلیس دشمنی نداریم، البته اگر با ما دشمنی نداشته باشند؛ و اگر دشمنی کردند، حتماً دشمن هستیم. آیا ابلهانه و ذلیلانه نیست که یک طرف به صراحت در بیان و عمل دشمنی کند، و طرف دیگر به گدایی و ذلت، ادعا و طلب دوستی نماید؟!
ﻫ – اما نسبت به اسرائیل فرق دارد با امریکا یا انگلیس که دشمنان اصلی هستند، چرا که اساساً مشروعیت کشور یا دولتی به نام "اسرائیل" را قبول نداریم؛ ما (و هر عاقل و باخبر مسلمان و غیر مسلمانی) می‌داند که اسرائیل چرا و چگونه بنا گذاشته شد. هم تأسیس این رژیم غاصبانه بوده و هست و مشروعیت ندارد و هم علت وجودی‌اش نقش آفرینی در سلطه صهیونیسم بر جهان غنی اسلام و مسلمین می‌باشد.
پس، این رژیم از همان ریشه، برای دشمنی بنا شده، پایگاه دشمن و دشمنی است و ما نیز دشمن هستیم.
و – مگر نه این است که در مقوله‌ی صلح پایدار در خاورمیانه، جمهوری اسلامی ایران مدعی است که فلسطین، متعلق به فلسطینیان (نه فقط به قول سؤال، برادران سنّی) است؟
مگر نه این است که قائلیم، فلسطین هیچ تعلقی به چند نفر صهیونیسم که گروه‌های تروریستی (مثل تکفیری‌ها، سلفی‌ها و داعشی‌های امروز) را تشکیل دادند و سپس انگلیس به آنها کمک کرد و رسمیت بخشید ندارد و هیچ تعلقی به هر یهودی دیگری که از امریکا، انگلیس، روسیه، لهستان، آلمان ... و کشورهای آفریقایی به آنجا مهاجرت کردند تا تشکیل جمعیت ملی دهند ندارد. هر چند که با این همه، فقط 33% یهودی هستند.
از این رو، موضع جمهوری اسلامی این است که می‌گوید: از مردم فلسطین (اعم از مسلمان، مسیحی و یهودی)، برای تعیین سرنوشت‌شان رأی‌گیری کنید.
ز – هر کس که علت دشمنی با اسرائیل را دفاع از "برادران سنی یا شیعه" بخواند، یا اطلاع ندارد و یا با دشمن همسویی دارد و می‌خواهد اذهان عمومی را منحرف کند. اگر کسی از اهداف و برنامه‌های "جهانی‌سازی" و نقشه‌ی امریکا (صهیونیسم) برای تشکیل خاورمیانه، تجزیه کشورهای اسلامی به ایالات کوچک‌تر و تشکیل خاورمیانه جدید به مرکزیت اسرائیل، با نقشه "از نیل تا فرات" اطلاع نداشته باشد، مشکل از ضعف اطلاعات و معلومات سیاسی و آگاهی از اخبار روز اوست.
ح – از این رو، مواضع جمهوری اسلامی ایران، راجع به سرزمین فلسطین، رژیم غاصب و نامشروع اسرائیل، اقدامات امریکا و انگلیسِ دشمن در منطقه و ...، بسیار متفاوت است با هر کشور دیگری که با کشورهای مجاورش، تنش‌های مرزی یا حتی جنگ دارد. هر چند که یک طرف مسلمان باشند.
بله، اسلام و نظام جمهوری اسلامی ایران و ملت مسلمان و غیر مسلمان این کشور، با هر گونه لشکرکشی، تجاوز، ظلم، جنایت و ... مخالف است، اما این فرق دارد با دشمنی امریکا با اصل این نظام و مردم و نقش اسرائیل در منطقه.
حتی اگر کسی مسلمان هم نباشد و فقط ملی‌گرا باشد، می‌داند و می‌فهمد که نقطه‌ی آغاز اسرائیل به عنوان پایگاه نظامی صهیونیسم بین‌الملل به مرکزیت امریکا و انگلیس، سرزمین فلسطین بود، اما هدف کلی و نقطه انجام، تمام خاورمیانه است که کشور او را نیز شامل می‌گردد.
ط – در خاتمه دقت شود که در تعاملات [سیاسی، اقتصادی، امنیتی، فرهنگی و ...] بین کشورها، مقوله‌ی "دوستی و دشمنی" با مقوله "ارتباط" بسیار متفاوت است. ما با هر کشوری که موافق و همسو نباشد نیز می‌توانیم "ارتباط" داشته باشیم، و البته در هر "ارتباطی" باید به منافع توجه شود. اما ارتباطِ دوستی با دشمنی که قصد هلاکت را دارد، احمقانه است و سرنوشت و نتیجه‌ای جز همین فلاکتی که بر سر اعراب و سایر دوستداران "اسرائیل" آمده نخواهد داشت.
.
.
.
.

تعداد اسیران ایرانى و عراقی در جنگ چقدر بود؟
طبق آمارى كه ستاد رسیدگى به امور آزدگان در سال ١٣٧٩ ارائه داده، تعداد اسیران ایرانى در جنگ در مجموع ٤٤٨٦٣ نفر اعلام شده است.
درباره تعداد اسیران عراقى منابع مختلف آمارهاى مختلفى را اعلام كرده‏ اند كه در اینجا به نقل از یک منبع بسنده مى‏كنیم. یكى از این منابع سرلشكر معارض عراقى وفیق السامرائى است كه در كتاب خود ادعا مى‏كند كه ایران حدود ٧٠ هزار اسیر از عراق گرفته است. آمار دولت جمهورى اسلامى ایران نیز در این باره با آمارى كه وفیق السامرائى ارائه داده است تقریبا همخوانى دارد.
دولت جمهورى اسلامى ایران رسما اعلام كرده است كه از سال ١٣٦٠ به بعد، ایران ٥٩٨٣٠ اسیر عراقى را آزاد كرده است. حدود ٩٠٠٠ اسیر عراقى نیز از ایران پناهندگى دریافت كرده‏اند كه ٧٣٠٧ نفر از آنان به صلیب سرخ نیز مراجعه و رسما اعلام كردند كه تمایلى به بازگشت به عراق ندارند.
مجموع اسیران آزاد شده و آنهایى كه از ایران پناهندگى گرفتند برابر ٦٨٨٣٠ نفر خواهند شد كه به آمار السامرائى نزدیك است. از سوى دیگر، دولت بعث عراق آمار ایران را در این باره قبول نداشت و ادعا كرده بود كه ٢٩ هزار اسیر عراقى در ایران وجود دارد.

.
.
.

کوتاه و شنیدنی

رمز موفقیت ما در جنگ چه بود؟

جایگاه عظیم شهدا در کلام رهبری

چرا باید برویم کیلومترها دورتر از خاک کشور بجنگیم؟

از قاب تصویر

از لسان دوست

سنگر رزمندگان ایرانی و افغانی و عراقی کدام نقطه از جهان است؟

الان در جنگ فرهنگی چه باید کرد؟

اگر مدافعان حرم نبودند چه می شد؟

یکی از شاخصه های جهاد کنونی نسل جوان

جنگ در لبنان و سوریه چه نفعی برای ما دارد؟

جواب پدر و مادر شهید، وقتی بهشون گفتن آیا فرزند شما برای پول به سوریه رفت...