انسان خوب،بهترازخوبی

قل أعوذ برب الفلق* من شر ما خلق مخلوق شر دارد خدا خیر می آفریند انسانی که خدا او را آزاد آفریده شده می تواند از او شر سر می زند و بستگی به برخورد این انسان آزاد دارد بعضی از رفتارهای ما خیر تولید می کند و بعضی از رفتارهای ما شر تولید می کند پس شر به خود انسان برمیگردد و بستگی به نوع انتخابش است و در این حکمت 32 گفته می شود فاعل الخیر خیر یعنی انجام دهنده کار خیر از خود اون خوبی بهتر است چرا؟محرومیت‌ها را تحمل کند و در برابر این فقدان‌ها قدرت مانور و سوگواری داشته باشد و به پذیرش نهایی واقعیت برسد.

اعتدال،نشانه کمال آدمی

این روایت مربوط به اعتدال است یعنی دوری از افراط و تفریط و اعتدال خیلی اهمیت دارد و اسلام دین اعتدال است اعتدال که خداوند امت پیامبر را و مسلمانان را امت وسط حساب کرده است جعلناکم امته وسطا و این عرصه های گوناگون دارد: در عبادت باید معتدل باشی، در رفاقت باید معتدل باشی

ریشه کمبودها،آرزوهای بلند

برترین ثروت چیست؟ امیرالمومنین (ع) می فرمایند ترک المنی است ترک آرزوها است چرا؟ چون وقتی آرزو داری همش محتاج برآورده شدن آن آرزو هستی.

مراعات ذائقه مردم

کسی که در انجام کاری که مردم خوش ندارند شتاب کند (مردم) درباره او چیزی خواهند گفت که از آن اطلاعی ندارند.

آرزوی طولانی،فراموشی آخرت

اسلام می گوید که آرزو هایتان را طولانی نکنید سوال: آیا انسان می تواند بدون آرزو باشد...؟ جواب: نه!! زندگی موتور محرکه اش آرزو است انسان بدون آرزو یعنی مرده، و زندگی خیلی سرد می شود.

ذلت و حقارت، تحفه پادشاهان

بی خردی،فقری بزرگ

عقل،پرکننده خلاء ثروت

قرآن، کتاب حیات

اهمیت حق الناس

اهمیت آبروی افراد

به دو چیز نمره بده

x
  • سبک زندگی در نگاه مقام معظم رهبری

    در این مقاله، دکتر صحرایی در همایش حیات طیبه در حرم مطهر رضوی به بررسی اهمیت موضوع سبک زندگی در کلام مقام معظم رهبری پرداخته و به بیان رویکردهای ایشان در این زمینه می‌پردازد.
    آنچه به عنوان سبک زندگی است و توسط مقام معظم رهبری مورد توجه قرار گرفته، مجموعه ای از مفاهیم و نکاتی است که باید در یک منظومه، مورد توجه قرار گرفته شود. اگر به عنوان یک کلمه، واژه، یا یک اصطلاح به بحث سبک زندگی بپردازیم، شاید جایگاه بحث، مورد فهم قرار نگیرد
    بنده در این مقام قصد دارم که به بررسی مفهوم سبک زندگی در کلام مقام معظم رهبری اشاره کنم. اما این امکان وجود دارد که در ذهن بعضی، این پرسش نقش ببندد که چرا باید سخنان مقام معظم رهبری را مورد توجه قرار دهیم؟ فرمایشات رهبری چه ویژگی هایی دارد که ما باید آنها را مطرح کرده و بحث کنیم؟ بنده با دو رویکرد اصلی به این پرسش پاسخ خواهد داد. در ابتدا می‌بایست به بررسی تمایز جایگاه گوینده مد نظر (حاکم جامعه اسلامی) با سایر افراد بپردازیم و سپس اهمیت موضوع سبک زندگی ضرورت طرح آن توسط حاکم جامعه اسلامی خواهیم پرداخت.
    جایگاه توجه به نگاه رهبر جامعه‌ی اسلامی
    بنده در ارائه‌ی این بحث پیش فرضی را مدنظر داردم و آن است که رویکرد پذیرفته شده در میان ما، رویکردی در چارچوب اسلام عزیز است. اسلام با تمام استحکامات اعتقادی و مبنایی که به ما می‌دهد، در قسمتی از آموزه های اسلامی به طور بسیار موکد از متدیّنان به اسلام می‌خواهد که همه‌ی آنچه را که در زندگی انجام می‌دهند، متکی بر حجت باشد. حجت چیست؟ حجت یعنی دست‌مایه‌ای که رفتارهای من به عنوان یک متدین را در پیشگاه شارع مقدس، قابل توجیه می‌کند. یعنی اگر از من سوال کنند، چرا کاری را انجام دادی یا فلان جا رفتی و فلان حرف را زدی، بتوانم برای آن استدلال عقلی و قابل قبول بیاورم. به تعبیر آیت‌الله جوادی آملی، مشروع در نگاه اسلامی، عبارت است از معقول و منقول.
    ما در ابعاد متراکمی از زندگی خود برای یافتن حجت، باید به رویکرد پیشوایان و بزرگانمان رجوع کنیم. در نگاه دینی ما، خداوند متعال با یک سلسله مبارک، همه دستوراتش را به افراد انتقال می‌دهد. خداوند، ولی همه مومنان است و بعد از ایشان، پیامبر اکرم(ص)، این سلسله را برای مخاطبان عهده دار می‌شوند. کسانی که از رسول اطاعت کردند، در واقع خداوند را اطاعت کرده اند و مطابق آیه‌ی شریف نیز این افراد پس از رسول می بایست از اولوالامر اطاعت کنند. اگر پذیرفته باشیم که دین اسلام، جامع و کامل است و این‌گونه نخواهد بود که دچار تعطیلی و نقصان گردد، قطعا این رویکرد برای ما راه‌گشا خواهد بود.
    هدف بنده از عرض این مقدمه، بیان این نکته بود که بیان کنم در نگاه ما، گوینده این سخنان، یک گوینده معمولی همانند دیگران نیست. ما معتقدیم که این گوینده، نایب عام امام زمان(عج) است و آنچه که ایشان می‌گوید، حجت شرعی است و جلوه‌هایی از تکلیف را برای ما به همراه دارد
    اهمیت موضوع سبک زندگی
    تمامی انسان‌های زنده، در اصل زندگی کردن با هم مشترک اند. همه‌ی انسان‌ةا غذا می‌خورند، رشد می‌کنند و... اما نکته مهم این جا است که وجه تمایزات انسان‌ها با یک‌دیگر در چیست؟به طور قطع، وجه تمایز انسان‌ها با یک‌دیگر در نحوه و چگونگی زندگی کردن آن‌ها است
    سبک و شیوه‌ی انتخابی زندگی انسان‌ها، در تمامی ابعاد زندگی آن‌ها اعم از ابعاد ارادی و ابعاد غیر ارادی اثرگذار است. سبک زندگی یک فرد، بر روی اعتقادات، اخلاقیات، رفتار و احکام وی نیز اثرگذار است. در نگاه دینی، این سبک زندگی، برگرفته از بینش ما به هستی است. حضرت آقا در این باره می‌فرمایند:" سبک زندگی ما، وابسته به نوع نگاه ما به فلسفه زندگی است."
    سبک زندگی افراد، خانواده ها و جوامع از مهمترین مقیاس‌ها و سنجه‌های خودشناسی و دیگرشناسی است. به عنوان مثال اگر شما تصمیم بگیرید که یک ایرانی را تعریف کنید، به چه نکاتی اشاره خواهید کرد؟قطعا به سراغ وجوه مشترک میان تمام انسانها نخواهید رفت و این‌گونه عنوان نمی‌کنید که ایرانی‌ها راه می‌روند و غذا می‌خورند و .. .در این توصیف، می‌بایست به وجوه تمایز پرداخت. اگر صحبت از غذا خوردن است، باید بیان کنیم که چه غذاهایی را می‌خورند. اگر صحبت از دفاع از میهن است، می‌بایست بیان گردد که روحیه‌ی رشادت و جنگندگی، تا چه میزان در ایرانی‌ها وجود دارد و به چه میزان حاضر به استقامت هستند. همین وجوه تمایز ، نشان‌ دهنده‌ی سبک زندگی اختصاصی یک مردم است.
    حال اگر بخواهیم یک تصویر زیبا از یک زندگی اسلام مدار ارائه دهیم، باید چه بگوییم؟ مقام معظم رهبری در تعریف سبک زندگی اسلامی، الزاما بر روی مفاهیمی مانند زیاد نماز خواندن و بسیار عبادت کردن و یا انجام کار فراوان و تجارت کردن تاکید نمی‌کندد. بنابر نظر مقام معظم رهبری، هنگامی که از حیات طیبه صحبت می‌کنیم، منظورمان تعادل در زندگی دنیوی و اخروی است. این تعادل در زندگی است که سبک زندگی مطلوب اسلامی را پدیدار می‌کند.
    جایگاه مفهوم سبک زندگی
    امروزه ما واژه‌ی سبک زندگی را بسیار شنیده‌ایم و از همین رو، این موضوع در ذهن ما جایگاه ویژه‌ای را دارد، اما پرسش این‌جا است که آیا ما به درک ضرورت ایجاد یک سبک زندگی و دفاع از سبک زندگی پیشنهادی خود را دارم؟ در دنیای امروز، ما الزوما با هم فکران خود صحبت نمی‌کنیم، بلکه در این آشفته بازار ، اگر نظام اسلامی بخواهد یک الگوی زندگی را به جهانیان ارائه دهد، ممکن است برخی از آن استقبال کنند، اما قطعا بسیاری نسبت به این عقاید بی تفاوت و یا بعضا مخالف خواهند بود. ماباید برای کلیه‌ی مخاطبین، ارائه‌ی دقیق و مبتنی بر استدلالی از این موضوع داشته باشیم. در غیر این صورت، اگر قرار باشد که فقط به فکر این باشیم که زندگی خود را داشته باشیم، این نه تنها این سبک زندگی مطلوب ما قابل تسری نیست، بلکه حتی شکل‌دهی آن در زندگی امروز نیز ممکن هم نیست.
    امیرالمومنین (ع) در حدیثی می‌فرمایند:
    مَن نام لم يُنم عنه
    اگر کسی بخوابد باید بداند که دشمنش نخوابیده است (نهج البلاغه، نامه 62)
    کسی که نسبت به مخاطبانش بخوابد، دیگران نسبت به او نمی‌خوابند. حتی اگر من و شما به دیگران کار نداشته باشیم، دیگران به ما کار دارند . ما می‌بایست به این باور برسیم که من و شما برای خود برنامه ریزی نداشته باشیم، تبدیل به قسمتی از برنامه ریزی دیگران خواهیم شد.
    هانگ‌تین تون در کتاب چالش‌های هویت در آمریکا مطلبی مهم را اشاره می‌کند. وی عنوان می‌کند:
    "موفقیت نظام سیاسی آمریکا در هویت سازی، علی‌رغم حضور افراد متعدد خارجی با رسوم ، اعتقادات و فرهنگ‌های متفاوت و بعضیا متضاد با تمامی جهان یک‌دیگر، و در یک کلام آمریکایی کردن یکی از مقومات ماندگاری نظام فعلی آمریکا است."
    به عبارت دیگر نظام آمریکایی، اظهار می‌دارد که شما فارغ از هر رنگ و نژاد و دینی، می‌بایست آمریکایی زندگی کنید. این رویکرد، به معنای تفکیک سبک زندگی از اعتقادات و دین است. به بیان بهتر، سکولاریزه کردن سبک زندگی، یکی از مهمترین دستاوردهای نظام حاکم بر جهان است. مثلا می‌گوید شما اگر میخواهی نماز شب بخوانی یا ختم قرآن برگزار کنی، امرمشکلی ندارد اما هنگامی که می‌خواهی غذایی را بخوری، آن‌گونه که من می‌گویم غذا بخور! خانه‌ات را آن‌گونه که من می‌گویم بساز. زیرا ایمان دارد که این موارد در نهایت، حتی بر سبک عبادتت و دین‌داری مخاطبینش هم اثر گذار است البته نظام سرمایه‌داری، این حرف‌ها را هیچ‌گاه به طور مستقیم بیان نمی‌کند، بلکه در قالب های مختلف زندگی مطلوب از منظر خودش را به ما نشان می‌دهد.
    حال با این مقدمه، پرسش بنده این است که آیا برای نسل بعد از ما، این نوع زندگی دینی ما امکان تداوم دارد؟ آیا نسل‌های بعد ما -بدون داشتن یک برنامه مشخص از سوی ما- این سبک زندگی دیندارانه را خواهند پذیرفت؟ قطعا پاسخ منفی است. کافی است به این نکته توجه کنید که بچه های امروز از چه سنی با رسانه‌های تبلغی آشنا می‌شوند آیا محیط پیرامون آن‌ها –اعم از فضای حقیقی و فضای مجازی - هیچ گزینه ای را به آنها پیشنهاد نمی‌دهد؟ اگر پیشنهاد می‌دهد، تکلیف ما با این پیشنهادات چیست؟
    جایگاه حکومت ‌ اسلامی در سبک زندگی
    هر حکومت، می‌بایست یک کارویژه‌ هایی را به مخاطب خود ارائه نموده و به او نشان دهد که به دنبال چه چیزی است؟ حکومت های مادی، به دنبال مدیریت کلان زندگی مادی مردم خود هستند.. حکومت دینی، علاوه بر مدیریت کلان جامعه، باید هدایت کلان جامعه در راستای نظرات الهی را نیز در نظر داشته باشد. حکومت دینی می‌بایست به هدایت مردم بینجامد. در حکومت دینی، پیشرفت برای پیشرفت معنایی ندارد. در دیدگاه اسلامی، هیچ ارزشی را مستقل از توحید ندارد و می‌بایست درکلیه‌ی دستاوردهای حکومت اسلامی، اعم از رفاه و پیشرفت، توحید دیده شود.
    اگر هدایت کلان جامعه را از وظایف حاکم جامعه‌ی الهی بدانیم، آن‌گاه روشن سازی مسیر تکامل و تعالی و جهت دهی شفاف جامعه به سمت توحیداز وظایف او است.
    انسان و جامعه در به طور طبیعی، در آستانه رخوت و رکود است و از وظایف رهبر جامعه‌ی اسلامی، بیدار کردن جامعه است. در سیره امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری این امر به خوبی دیده می‌شود که با استفاده از ادبیات مناسب و معرفی اصطلاحات اثر گذار، جامعه را با پیشرفت همراه می‌کنند. به عنوان نمونه یکی از خدمات‌ حضرت امام(ره) به اسلام و مسلمین در دهه‌ی اول انقلاب، ایجاد یک ادبیات درون‌زا و اسلامی است. به عنوان نمونه‌، ایشان برای نخستین بار واژگانی هم‌چون مستضعف، بسیج، مستکبر و یا اسلام ناب و اسلام آمریکایی را وضع کردند. ایشان، ادبیات جامعه را از ادبیات غیر دینی، به ادبیات دینی تغییر دادند و این خود آغازگر یک تغییر در سبک زندگی مسلمانان بود. شاید واژه سبک زندگی امروز برای ما، اصطلاحی جدید باشد اما امام خمینی(ره)، روح این نگاه را از همان اولین قدم های انقلاب به مخاطبان ارائه داد.

  • شاخصه‌های اقتصاد اسلامی در سبک زندگی

    دکتر طغیانی در این گفتار که در حرم مطهر رضوی و در قالب همایش حیات طیبه بیان شده است، به بررسی شاخصه‌های سبک زندگی اقتصاد می‌پردازد و با بیان 10 شاخصه‌‌ی اصلی، رویکرد اصلی دین در مباحث اقتصادی را برای مخاطبین روشن می‌سازد.
    گستره‌ی علم اقتصاد
    دانشمندان در گذار زمان تعاریف گوناگونی را برای دانش اقتصاد- بر اساس ماموریتی که برای آن متصور بوده‌اند- ارائه کرده‌اند: در گذشته، اقتصاد متولی معیشت خانواده‌ها بود و از آن با نام "تدبیر منزل" یاد می‌شد. به عنوان نمونه شما اگر به کتاب اخلاق ناصری خواجه نصیرالدین مراجعه کنید، با بخشی به نام تدبیر منزل رویرو خواهید گردید.
    با گذشت زمان، تعریف دانش اقتصاد تغییر یافت و از آن با نام "علم تدبیر فرآیندهای تولید و توزیع و مصرف" یاد می‌گردید. اما امروزه، این دانش دچار تحولات زیادی شده است و خود را متولی "طراحی الگوهای عقلایی انتخاب" می‌داند. دانشمندان این حوزه امروزه، "علم اقتصاد" را، "علم انتخاب" معرفی می‌کنند و اعتقاد دارند که این علم، برای هر انتخابی که فرد می‌خواهد انجام دهد، حرف‌هایی برای گفتن دارد.
    مهمترین عنصری که در سبک زندگی، شاکله و سیاقی خاص به زندگی فرد می‌دهد، انتخاب‌های او است . جالب‌ اینکه در نگاه الهی نیز عنصر انتخاب و اختیار به عنوان وجه تمایز انسان با سایر موجودات معرفی شده است.
    در شریعت ما، هنگامی انتخاب‌ها مطلوب شمرده می‌گردند که نگاه حاکم بر آن‌ها، "نگاه دین" باشد. نگاه حاکم بر دین، اجازه‌ی انجام هر معامله‌ای را به پیروان خود نمی‌دهد و برای انجام یک معاهده‌ی اقتصادی، ملزومات را بر می‌شمارد.
    در ادامه به بعضی از این ملزومات اشاره خواهیم کرد:
    1: تاکید بر حلال بودن و پرهیز از معاملات ربوی و غرری و ضرری
    خداوند متعال در آیه‌ی 168 سوره‌ی بقره بیان می‌کند:
    يَا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُواْ مِمَّا فِي الأَرْضِ حَلاَلاً طَيِّباً
    در این آیه، عنوان تاکید گردیده‌است که ای مسلمانان، شما می‌توانید از تمام نعمت‌های زمین استفاده کنید، بشرط آنکه آن‌ها حلال و طیب باشند. حلیت و حلال بودن، به عنوان چهارچوب اقتصاد دین معرفی می‌گردد است.
    یا در روایتی از پیامبر اکرم(ص) نقل گردیده است:
    مَن سَعى عَلى عیالِهِ فی طَلَبِ الحَلالِ فَهُوَ فی سبیلِ اللّه (کنز‌العمل ۴ / ۱۲ / ۹۲۵۲)
    هرکس در جست و جوى حلال، براى گذران زندگى خانواده اش بکوشد،[تلاشِ] او در راه خدا است.
    در این حدیث نیز عنوان می‌گردد که تلاشی برای معاش خانواده نزد خداوند محبوب است که در جست‌وجوی رزق حلال باشد.
    لذا در نگاه دین اسلام، معاملاتی مانند مبادلات ربوی و غرری (معامله‌ای که مبهم باشد) و بیع ضرری (بیعی که در آن ضرر باشد ) ممنوع است.
    2: توجه به وابستگی های متقابل و همبستگی های جمعی
    در اقتصاد، افراد به یکدیگر وابسته‌اند و حضور آن‌ها در یکدیگر لازم و ضروری است. اگر یک جزء از این کل به کار خود ادامه ندهد، زندگی کل جامعه دچار مشکل می‌شود. بنابراین می‌بایست به خاطر داشت که سعادت و زیان ما مسلمانان، در گرو یک‌دیگر است. شهید مطهری در کتاب احیاء تفکر اسلامی، یکی از دلایل رکود و انحطاط تمدن اسلامی را فراموشی همین امر می‌داند.
    با توجه به این نگاه، نمی‌بایست در عرصه اقتصادی انتخاب‌هایی صورت پذیرد که به زیان دیگر مسلمانان باشد. اما متاسفانه بر خلاف این اصل، بسیاری ما خلاف این قاعده عمل می‌کنیم. به عنوان نمونه، در مشکلات اخیر اقتصادی جامعه‌ی ما، این موضوع مورد پذیرش است که تحریم و سیاست های بعضا نادرست دولت در نوسانات ارز و طلا و سکه تاثیر گذار بوده است اما رفتارها و انتخاب‌های نادرست ما نیز بی‌تاثیر نبود. اگر کالایی گران می‌شد، مردم برای خرید آن هجوم می‌بردند و اگر کالایی دیگر گران می‌شد، به سراغ آن می‌رفتند.
    در نگاه شریعت اسلامی، حتی اگر فردی تصمیم به تخطی از انتخاب درست گرفت باید او را امر و نهی کرد.
    3: توجه به تبعات و نتایج کوتاه مدت و بلند مدت انتخاب
    هر فردی در جامعه، می‌بایست بپذیرد که انتخاب او، تبعاتی را برای خودش و جامعه به همراه دارد. به بیان دیگر، هر آنچه که امروز در اختیار ما است، نتیجه و تبعات گذشته‌ی ما و دیگران است و از همین رو، آینده ما نیز ، نتیجه انتخاب‌های امروز ما خواهد بود.
    حضرت رسول(ص) در حدیثی می‌فرماید:
    إِذَا هَمَمْتَ بِأَمْرٍ فَتَدَبَّرْ عَاقِبَتَهُ , وَإِنْ كَانَ رُشْدًا فَأَمْضِهِ , وَإِنْ كَانَ غَيًّا فَانْتَهِ عَنْهُ (اصول کافی ج8، ص 149)
    اگر تصمیم به انجام کاری گرفتی، ابتدا به نتایج‌اش فکر کن. اگر در آن رشد بود انجامش بده و اگر درآن ضرر بود از انجام آن منصرف شو!
    خداوند در سوره هود بیان به انتخاب‌های نادرست اشاره می‌کند:
    يَاقَوْمِ أَوْفُواْ الْمِكْيَالَ وَ الْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ وَ لَا تَبْخَسُواْ النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ وَ لَا تَعْثَوْاْ فىِ الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ
    ( سوره هود / آیه85)
    اى قوم، در سنجش وزن و كيل اجناس عدالت كنيد و آن را تمام دهيد و به مردم كم نفروشيد و در زمين به فساد برنخيزيد.
    در این آیه اشاره شده است که حاصل برخی انتخاب‌های نادرست اقتصادی ، شکل‌گیری افساد بر روی زمین است
    4: توجه به توالی و تداوم
    همواره می‌بایست به این نکته توجه داشت که انتخاب‌های ما در اغلب مواقع، تکرار می‌شوند و می‌بایست به این توالی توجه داشت. به عنوان مثال معامله‌ای که شما با سوپر محله‌ی خودتان انجام می‌دهید، بسیار متفاوت است با معامله‌‌ای که با یک دست‌فروش صورت می‌پذیرد .در معامله‌ی دوم، شما ناخواسته نگران ضرر کردن هستید، زیرا تضمینی برای توالی و تداوم این ارتباط وجود ندارد.
    ما در سبک زندگی اسلامی، به دنبال تداوم و تکرار هستیم، زیرا این توالی و تدام خوشنامی را با خود به همراه دارد.
    5:توجه به تصمیمات بین زمان ، حال و آینده
    وقف، در نگاه اسلامی به معنی نادیده گرفتن انتخاب‌های حال ما ، به بهای انتخاب‌های پایدار در آینده است و از آن با عنوان صدقه‌ی جاریه یاد می‌گردد. در سبک زندگی ما، وقف جایگاه دارد. وقف، انتخابی است میان حال و آینده.
    6:آگاهی و تبعیت از قوانین و مقررات اقتصادی عادلانه
    توجه و تبعیت از قوانین جامعه، خود عامل رشد و بالندگی جامعه می‌گردد. علامه طباطبایی تفسیر المیزان، اصلی ر تحت عنوان "سامان اجتماع به وجود قوانین است" بیان می‌دارند. می بایست به خاطر داشت که عدم تبعیت از قوانین جامعه، هرج و مرج‌زا است. بسیاری از مفاسد اقتصادی، به جهت پیدا شدن خلا در قانون و استفاده‌ی نادرست از آن است.
    در قرآن کریم نیز بعضی از قوانین در قالب احکام بیان شده است. به عنوان نمونه در کتاب الهی ما، کم فروشان مورد مذمت قرار می‌گیرند.
    7: توازن اطلاعات در انتخاب
    در نگاه اسلامی معامله شرایط و الزمات خاص خودش را دارد. یکی از این اصول اولیه این می‌باشد که اطلاعات می‌بایست میان طرفین تعامل اقتصادی، متقارن و منصفانه و شفاف باشد. در غیر اینصورت تعامل فاسد شناخته می‌شودد.
    روایتی از پیامبر نقل گردیده است که :
    مَن باعَ وَ اشتَرَی فَلیَحفَظ خَمسَ خِصال وَ إلّا فَلا یَشتَرینَّ وَ لَا یَبیعَنَّ: ألرِّبا وَ الحَلفَ وَ کِتمانَ العَیبِ وَ الحَمدَ إذا باع وَ الذَّمَّ إذا اشتَرَی. (من لا یحضره الفقیه ج 3 ، ص 194 ، ح 3727)
    هر که تجارت می کند باید از پنج چیز دوری گزیند و گرنه اصلا خرید و فروش نکند: ربا، قسم خوردن، کتمان عیب، تعریف از کالایی که می فروشد و بدگویی از کالایی که می خرد
    انتخابهایی که با ابهام صورت می‌گیرد در فضای اسلامی جایگاهی ندارد. مثلا فردی که قصد فروش ماشینی را دارد، به طور مبهم و سربسته درباره‌ی آن صحبت می‌کند تا خریدار متوجه عیب و نقص نشود. معامله می‌بایست شفاف باشد.
    8: اثر انگیزه ها
    انگیزه در انتخاب‌های افراد موثر است، لذا می‌بایست انگیزه هایی درست در انتخاب‌هایمان داشته باشیم. برای اینکه اهمیت مفهوم انگیزه را روشن‌تر کنم به حدیثی اشاره می‌کنم. ٍقطعا این روایت را شنیده‌اید که عبادت‌کنندگاه سه دسته اند‌:بردگان و تجار و اغیار. این حدیث آیا به چیزی به جز انگیزه‌ی افراد اشاره دارد؟
    بسیاری از آیات قرآن عزیز، انگیزه‌های درست را به ما نشان می‌دهند. جالب است که در علم اقتصاد امروز، از انگیزه‌های افراد ، با عنوان نقطه پرگار دانش اقتصاد یاد می‌کنند. در ادبیات دینی نیز از این مفهوم، با عنوان "نیت" یاد می‌گردد. قرآن ما را به سمت بعضی انگیزه ها سوق می‌دهد
    به عنوان نمونه اگر به فردی قرض الحسنه بدهی خداوندآن را افزایش می‌دهد.
    مَّن ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَيُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافًا كَثِيرَةً وَاللّهُ يَقْبِضُ وَيَبْسُطُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ
    (سوره بقره/ آیه 245)
    9: بهره وری
    بهره وری به زبان ساده به معنای این است که کار خوب را، خوب انجام بده. رهبری نیز در جلسات مختلف بحث بهره وری را طرح کرده اند
    در ادبیات علمی "انجام دادن خوب کارها"، با واژه "کارآیی" شناخته می‌شود؛ حال آنکه اگر شما "کار خوبی" را انجام دهید، به آن "اثر بخشی" گفته می‌گردد. بهره وری برابر است با ضرب کارایی در اثربخشی، "خوب انجام دادن یک کار خوب"!
    در ادبیات دینی، کارایی ضد اسراف است و در روایات متعدد نیز از اسراف نهی شده است.
    تبذیر از دیگر مفاهمی نهی شده است: تبذیر ضد اثر بخشی است. مثلا در زمینی که 100 بذر برای پاشیدن کافی است و شما 200 بذر بریزی. به این عمل تبذیر گفته می‌شود
    علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، ذیل آیه‌ی
    وَأَحْسِنُوَاْ إِنَّ اللّهَ یحِبُّ الْمُحْسِنِینَ (سوره‌ی بقره / آیه‌ی ا95)
    لفظ احسان را به معنای خوب انجام دادن کار خوب ، تفسیر کرده اند. حال با این تعریفی که از احسان عرض گردید، نگاهی دوباره به این حدیث بیندازید:
    قیمه کل امرء ما یحسنه' (نهج البلاغه، ص 512، حکمت 81،)
    ارزش انسا‌ن‌ها در سبک زندگی اسلامی، به کارهای خوبی است که به خوبی آن را انجام می‌دهند
    10: بهره‌گیری از اصول عقلانی
    عقل انسان، عقل معاش است .عقل معاش، انجام کاری را می‌پذیرد که هزینه هایش، کمتر از منافعش باشد. این اصل در دین نیز پذیرفته است، اما در این میان گاهی نفس، عقل را دچار اشتباه می‌کند و هزینه‌های یک کار را کمتر از منافعش نشان می‌دهد. شهید مطهری در کتاب ده گفتار، عامل "کنترل این نفس" را، تقوا معرفی می‌کند
    در سبک زندگی اسلام، نگاه هزینه و فایده وجود دارد و می‌بایست توسط هر فرد صورت بپذیرد، اما نگاه این نگاه نباید ما را به مسیر اشتباه هدایت کند
    البته امکان دارد این پرسش که مطرح گردد آیا در غرب نیز نگاه هزینه فایده وجود ندارد؟ می‌بایست پاسخ داد که این نگاه در غرب نیز وجود دارد، اما هزینه و فایده غربی چهار رویکرد اصلی دارد :کوتاه مدت ، فردی ، دنیوی و مادی است. در حالی که در نگاه اسلامی عملکرد ما می‌بایست هم فردی و هم اجتماعی، هم کوتاه مدت و هم بلند مدت و توجه به تبعات آن در حال و آینده باشد.

  • نقش اقتصاد در شکل‌دهی سبک زندگی

    دکتر طغیانی در این گفتار که در حرم مطهر رضوی و در قالب همایش حیات طیبه بیان شده است ، با بررسی نظریات دانشمندان غربی در حوزه‌ی اقتصاد، به بررسی نقش اقتصاد در شکل‌دهی سبک زندگی مطلوب غربی می‌پردازد.
    سبک زندگی، از جمله مفاهیمی است که مدت کوتاهی است با آن آشنا شده ایم. اما این موضوع، به صورتهای مختلف در غرب، طرح گردیده و بر روی آن کار گردیده است. به عنوان نمونه یکی از دانشمندان علوم اجتماعی غربی درباره‌ی اهمیت سبک زندگی، این‌گونه بیان می‌کند:"شما به من بگویید یک فرد در چه منطقه جغرافیایی‌ای زندگی می‌کند، سپس من به شما خواهم گفت که او چه می‌خورد، چه می‌نوشد و چگونه رانندگی می‌کند و حتی چگونه فکر می‌کند.
    سبک زندگی و فرهنگ ، یک کل منسجم و به هم پیوسته است و همه‌ی ابعاد مختلف زندگی ما، اعم از فرهنگ و اقتصاد و اجتماعیات ما و .... با سبک زندگی ارتباطات مستحکمی دارد
    محیط و مسائلی از این قبیل بر سبک زندگی ما و در نقطه‌ی مقابل، سبک زندگی ما بر محیط پیرامونمان اثر دارد.
    راهکار ایجاد یک سبک زندگی
    شاید این پرسش برای شما نیز مطرح گردیده باشد که موضوع "سبک زندگی" از چه زمانی در فرهنگ غرب اهمیت پیدا کرده و به عنوان موضوعی مهم طرح گردیده است. مبحث سبک زندگی در جامع غربی، ابتدا در حوزه‌ی اقتصاد به عنوان یک کلان موضوع مطرح گردید و سپس با مرور زمان، به حوزه های دیگری مانند علوم اجتماعی ورود پیدا کرد. شاید اولین فردی که سخن از سبک زندگی به میان آورد، یک اقتصاددان آمریکایی به نام "وبلن" باشد که در مورد تاثیرپذیری مصرف از سبک زندگی، نظراتی را ارائه داد. تا پیش از ظهور نظرات وبلن، تئوری‌های اقتصادی، مصرف را صرفا تابع درآمد و نیاز فرد و جامعه می‌دانستند؛ اما وی در اوایل قرن بیستم اظهار داشت که مصرف الزوما ارتباطی به درآمد و ... نداشته و گاه مصرف یک فرد، به جهت تلاش او برای خودنمایی و یا متمایز نمودن خود از دیگران است. وی در این باره از تعبیر "مصرف تظاهری" استفاده می‌کند. وبلن اعتقاد دارد که مهمترین عامل بروز مصرف تظاهری، ثروت است. در مصرف تظاهری، مصرف کالاها به جهت کارکرد آنها نیست، بلکه به جهت جایگاه نمادین آن‌ها‌ است. به عنوان نمونه روشن کردن شمع بر سر میز شام، در جهت روشنایی بیشتر نیست، بلکه برای خودنمایی به میهمانان و پرستیژ کار می‌باشد.
    از منظر وبلن، رقابت طبقه‌ی مرفه، بر اساس مصرف شکل می‌گیرد و نتیجه‌ی این رقابت، چیزی به جز ضایع کردن منابع و زمان نیست. در نظریه‌ی او، مفهومی به نام "گرانبهایی" مطرح می‌گردد. گران‌بهایی الزما منقطق بر حس زیبایی‌شناسی و زیبایی دوستی انسان‌ها نیست. در واقع، پیش از آن‌که زیبایی یک شیء اهمیت داشته باشد، قیمت بر حس زیبا شناختی انسان غلبه می‌‌کند و مظهر ارزشمندی می‌‌گردد. پدیده‌‌ی مُد نیز از همین نقطه شکل می‌گیرد. مدها الزوما کالای زیبا نیستند، بلکه کالایی گرانبها هستند و اگر این قیمت را از آن‌ها جدا بکنی، دیگر مد تلفی نخواهند شد.
    پس از طرح این نظریه، در ادبیات اقتصادی کالایی، با نام کالای وبلنی شناخته شدند. این کالاها، کاملا بر خلاف قانون عرضه و تقاضا – که اظهار می‌دارد هرگاه قیمت یک شیء افزایش یابد، تقاضای آن کاهش می‌یابد – عمل می‌کنند. در کالای وبلن، هرچه قیمت آن افزایش می‌یابد ، تقاضای آن هم بیشتر می‌شود. از دیگر نظریه پردازان سبک زندگی، می‌توان به "زیمل" اشاره کرده. وی از مصرف بعنوان امری "هویت ساز" یاد می‌کند. زیمل اظهار می‌دارد که در جوامع ابتدایی، افراد در نوع خریدهایشان، مقهور طبقه و گروه اجتماعی، خانواده و... خود هستند. اما در جوامع امروزی، میزان مصرف ، عامل آزادی فرد و راه‌کاری است تا وی خودش را از سایرین متمایز کنند.
    "وبر" و "بوردیو"، دو تن دیگر از کارشناسان حوزه‌ی اقتصادی و سبک زندگی اظهار نظر کرده‌اند. این دو دانشمند، بر خلاف مارکس که روابط تولیدی را مبنای طبقه‌بندی‌های اجتماعی مطرح کرده بود، "مصرف" را به عنوان شاخصه ی طبقه بندی اجتماعی مدنظر قرار دادند. به بیان دیگر، رفتار ، اندیشیدن‌ها، پوشش افراد با مصرف مشخص می‌شود و مصرف گرایی برای آن‌ها، شانی در کلیه‌ی ابعاد زندگی ایجاد می‌کند.
    سیاست‌گذاری اقتصادی، جهت بخشی سبک زندگی
    همان‌گونه که اشاره گردید، سبک زندگی فرد و اقتصاد، رابطه‌ی تنگاتنگی با یک‌دیگر دارند. به عنوان مثال، شما در جایگاه یک سیاستگذار جامعه ، تصمیم به تحلیل اقتصادی جامعه و سیاست‌گذاری اقتصادی‌ای را برای آن گرفته‌اید. شما به عنوان یک سیاست‌گذار می‌بایست به این موضوع توجه کافی داشته باشید که تا هنگامی که سبک زندگی مخاطبتان، برای شما دقیقا معلوم نباشد، مسئله سیاستگذاری اقتصادی مد نظر، لاینحل باقی مانده یا با تبعات و هزینه‌هایی همراه خواهد بود. به عنوان نمونه شما تصمیم به سیاست‌گذاری در حوزه‌ی هدفمندی یارانه‌ها و افزایش قیمت حامل‌های انرژی گرفته. اما مردم شما، به دلیل پایین بودن قیمت حامل‌های انرژی، عادت به مصرف بالایی داشته و گرایشی به صرفه‌جویی ندارند. لذا این سیاست‌ بسیار پر هزینه و دشوار خواهد بود.
    رضایت‌مندی و سبک زندگی
    در سال 2013 پژوهشی با عنوان بررسی میزان تولید ناخالص سرانه‌ی چند کشور مطرح در نسبت با میزان رضایتمندی منتشر گردید. نکته‌ی جالب در این پژوهش، شناسایی عوامل اثر گذار بر میزان رضایت‌مندی مردم یک کشور است . این مقاله، اظهار می‌داشت که شاخص رضایتمندی مردم یک کشور، بر اساس چیزی فراتر از تولید ملی آن کشور است. به عنوان نمونه ، ذکر گردیده بود که میزان رضایتمندی در میان مردم کشورهای آمریکا و مکزیک حدودا برابر است، این در حالی است که تولید ملی کشور آمریکا، سه برابر تولید ملی کشور مکزیک است.
    عامل اثرگذار در میزان رضایت این افراد، سبک زندگی آنها است. لذا می‌بایست به این نکته توجه کرد که اقتصاد بر رضایتمندی اثر تام نداشته و شاخصه‌های دیگری نیز اثرگذار هستند.
    تحریم‌ها و راهکار اثر بخشی آن‌ها
    این روزها، مسئله‌ی تحریم ـ به خصوص در معنای خاص آن و تحریم کشور عزیزمان توسط بعضی دولت‌های خارجی ـ از جمله مباحث جاری در جامعه‌ی ما است. بنده مدتی پیش درباره‌ی موضوع تحریم، پژوهشی را انجام دادم و با مطالب جالبی در این باره مواجه شدم. ، یک موسسه آمریکایی، در زمینه‌ی تحریم‌های اقتصادی، تحقیقی را با عنوان "چه کنیم تا تحریم‌هایی که آمریکا انجام می‌دهد، موثرتر واقع شود" انجام داده‌بود. موسسه‌ی فوق در این پژوهش، به بررسی عواملی که اثرات یک تحریم را تشدید و یا تضعیف می‌کند، پرداخته بود و از عوامل گوناگونی مانند همه جانبه بودن تحریم، بین المللی شدن تحریم، لایه های مختلف داشتن آن و هوشمند بودنش به عنوان عوامل اثرگذار یاد کرده بود. اما موضوعی که در آن پژوهش بر روی آن تاکید ویژه‌ای شده بود و بنده نیز میخواهم به آن اشاره کنم، "ادراک" مردم نسبت به موضوع تحریم بود. نویسنده در این تحقیق، به این موضوع پرداخته بود که نگاه و ادراک مردم به موضوع تحریم، و در نتیجه عکس‌العملی که نسبت به آن واقعه نشان می‌دهند، در پیروزی و یا شکست یک سیاست نقش به سزائی دارد.
    به تعبیر بنده، سبک زندگی اقتصادی‌ و "ادراک اقتصادی" مردم یک کشور، بر تشدید و تقلیل تحریم کشورها بسیار اثرگذار است.
    تربیت؛ تنها راه‌کار ایجاد یک سبک زندگی ماندگار
    همان‌گونه که بیان گردید، سبک زندگی از موضوع اقتصاد آغاز گردیده است. عمده کتابهای که در حوزه بازار یابی حرف می‌زنند، حتما یک فصل در مورد سبک زندگی دارند، زیرا این موضوع در بازار یابی اهمیت دارد که شما این کالا را برای چه کسی فراهم می‌کنید و چه کسی این کالا را می‌خرد و ...؛ اما امروزه سبک زندگی به عنوان یک مبحث کلی در تمام ابعاد زندگی ما است و حتی در روانشناسی اجتماعی و علوم تربیتی نیز به آن پرداخته می‌شود. اگر بخواهیم بین سبک زندگی اقتصادی و تربیت اقتصادی پلی بزنیم باید گفت برای ایجاد یک سبک زندگی، ناچار می‌‌بایست به سراغ تربیت برویم.زیرا سبک زندگی‌ای که فقط با تبلیغ شکل بگیرد، ریشه دار نمی‌شوند و پس از مدتی از بین خواهند رفت . علوم تربیتی و به طور کلی موضوع "تربیت" است ، عامل ایجاد یک سبک زندگی پایدار است.
    شکل‌دهی رفتارهای اقتصادی، گام نخست در تحقق سبک زندگی غربی امروزه در غرب برای ایجاد سبک زندگی، از حوزه تربیت آغاز می‌کند، در حوزه تربیت بحثهای جدیدی را مطرح کردند و سبک زندگی را با عبارت مالیه شخصی) (personal finance معرفی می‌کنند و در 6 حوزه‌ی تصمیم‌گیری مدیریت پول، مدیریت سرمایه گذاری، مدیریت پس انداز، مدریت مصرف، مدیریت بیمه و درآمد آن را بررسی می‌کنند. با همین رویکرد، دانشمندان بر روی ایجاد یک سبک زندگی مطلوب به خصوص برای تربیت نوجوانان و جوانان برنامه‌ریزی می‌کنند. زیرا امروزه دانشمندان غربی اعتقاد دارند که دانش اقتصاد صرفا نباید به تحلیل رفتارهای اقتصادی مردم بپردازد، بلکه می‌بایست به سمت طراحی و شکل‌دهی رفتارهای اقتصادی مردم حرکت کند. اوایل دهه1980، آمریکایی‌ها درمورد تربیت نسل بعدی خود، پژوهشی را با عنوان "ملتی در خطر" انجام دادند. تهیه کنندگان این گزارش عنوان می‌کنند که سبک زندگی فعلی آمریکا، به زودی آن‌ها را از کشورهایی هم‌چون ژاپن و آلمان عقب خواهد انداخت و در ادامه برای جلوگیری از این امر، اصلاحات اساسی در نظام تربیتی اقتصادی فرزندان را توصیه می‌کنند. پس از این پژوهش ، جزوات و راهکارهای گوناگونی جهت حل این موضوع ارائه گردیده است که آخرین آن‌ها، کتابی است در سال 2112 تدوین گردیده و رویکردهای پیشنهادی در حوزه‌ی تربیت نسل آینده‌ي‌ آمریکا را این‌گونه بیان می‌کند:  بچه ها را باید در اقتصاد تربیت کنیم  می‌بایست سبک زندگی بچه ها را بسازیم. در این جزوات اشاره می‌گردد که بچه‌ها را می‌بایست در اقتصاد پرورش دهیم و به طور دقیق بیان شده است که در هر بازه‌ی سنی، چه آموزش‌هایی را می‌بایست در حوزه‌های تصمیم‌گیری در تخصیص منابع، تجارت و قیمت به بچه‌ها ارائه نمود و از آن با عنوان استاندارهای مالی شخصی یاد می‌گردد. ساختار مباحث از مسائل کلی‌تر در مقاطع پایین آغاز شده و در مراحل تحصیلی بالاتر، مسائل جزء به جزء - مانند سرفصل بیمه - به آنها آموزش داده می‌شود. به عنوان مثال در این دفترچه عنوان شده است که از سنین راهنمایی، می‌بایست نرخ بهره به نوجوان آموزش داده شده و وی از این سنین، با این موضوع آشنا شده تا آن را هضم کرده و حتی چگونه محاسبه‌ی آن را فرا گیرد. در دنیا به این نتیجه رسیده‌اند که سبک زندگی مطلوب می‌بایست شکل داده شود و بر همین اساس، به از سنین پایین، به کودکان آموزش‌هایی نیز داده می‌شود. حال پرسش این‌جاست که آیا مولفه‌های سبک زندگی اسلامی – به عنوان سبک زندگی پیشتاز و ممتاز- برای ما روشن است و آیا ما برنامه‌ای برای آموزش این سبک زندگی به مخاطبین خود برنامه‌ای داریم یا خیر؟

  • حیات طیبه، مقصد سبک زندگی اسلامی

    در این گفتار، دکتر صحرایی با تشریح موضوع فوق‌الذکر، به بررسی بیانات مقام معظم رهبری در زمینه‌ی سبک زندگی پرداخته و با توجه سخنان ایشان، حیات طیبه را به عنوان هدف غایی اسلام عزیز در مبحث سبک زندگی معرفی می‌نماید.
    رمز ماندگاری دین در گذار زمان شهید مطهری در مقاله،" خورشید دین هرگز غروب نمی‌کند"، به بررسی راز ماندگاری دین در زندگی بشر می‌پردازد. ایشان ابتدا این پرسش را مطرح می‌کنند که: چرا در زندگی بشر، هیچ‌گاه اصل دین کنار نرفته است؟ و در پاسخ بیان می‌کنند: زیرا بشر همواره از چیزهایی که نیاز دارد، به بهترین شکل نگهداری می‌کند. اما اگر نسبت به چیزی احساس نیاز نداشته باشد، آن را از زندگی خود خارج می‌سازد. هم‌چنین اگر چیزی احساس نیاز فرد را رفع کند، فرد از استفاده‌ از آن‌ احساس لذت و مطلوبیت پیدا می‌‌کند. دو شاخصه‌ی "نیاز" و "احساس لذت" ، عامل پایداری یک پدیده در زندگی بشر است.
    حال با توجه به مقدمه‌ای که عرض شد، می‌بایست به این پرسش پاسخ دهیم که آیا ما به دین و زندگی دین‌مدار، احساس نیاز می‌کنیم یا خیر؟ بسیاری از فرمایشات رهبری و بزرگان ما صرف این موضوع می‌گردد که مخاطب آگاه گردد که به چه نیاز دارد؛ زیرا فهم نیاز، موضوعی مهم و اساسی است. حضرت امام (ره) نیز از همان ابتدای مسیر بر روی همین امر تاکید داشته‌اند. به عنوان نمونه در پیام روزهای آغازین نهضت انقلاب اسلامی، خطاب به محمدرضای ملعون بیان می‌کردند که "ما می‌خواهیم شما مستقل باشید و به کسی وابسته نباشید، آیا این بد است؟؟" این امر نشان می‌دهد که حضرت امام (ره) از همان ابتدا تلاش می‌کردند تا نیازها را نشان دهند. توجه به پیش‌فرض‌های دینی در سبک‌زندگی
    این رویکرد در سیره‌ی مقام معظم رهبری نیز مشاهده می‌شود. حضرت آقا در دیدار با جوانان در بجنورد به موضوعاتی اشاره‌کردند که به ظاهر ساده و پیش پا افتاده هستند اما در زندگی ما مخفی شده‌اند و بسیار مهم و اثرگذار هستند. رهبری در این گفت‌و‌گو، سوالاتی را درباره‌ی شیوه‌ی ارتباط ما با خانواده، دوستان، همسایه‌ها ، همکاران و ... را مطرح می‌کنند امروزه در جامعه‌ی ما، افراد با فرهنگ‌های مختلف در یک‌دیگر زندگی می‌کنند. پرسش این‌ است که در تقابل این افراد، چه اتفاقی رخ خواهد داد. شاید با یک مثال بتوان این مفهوم را روشن‌تر بیان کرد. به عنوان نمونه برای نوجوانی که در یک خانواده‌ی متدین و دین‌مدار پرورش یافته است، حیوان سگ به عنوان موجود مظهر نجاست شناخته می‌شود، این درحالی است که در خانواده‌ای دیگر، نوجوانی از سنین خردسالی با این حیوان بزرگ شده است و او را همراه و دوست خود می‌داند و به طور کلی مفاهیمی مانند نجاست و ... این حیوان برای او معنایی ندارد. حاصل این تقابل چه خواهد بود؟
    این مثال از این جهت عنوان گردید تا علت اهمیت توجه به برخی مسائل به ظاهر ساده و پیش پا افتاده مشخص گردد .جامعه می‌بایست پیش فرض‌های خود را به طور مداوم بازتعریف بکند تا سطح عموم جامعه ارتقاء یابد.
    همان‌گونه که عرض شد، یکی از وظایف رهبر جامعه‌ی اسلامی هدایت کلان جامعه است. شما اگر به سیره‌ی امیر‌المومنین نگاهی بیندازید، مشاهده خواهید کرد که حضرت برخی از احادیث را در عین سادگی اما با نهایت اهتمام مطرح می‌کنند تا سطح جامعه ارتقاء یابد. به این نکته توجه داشته باشید که آن‌چیزی‌هایی که در ذهن ما برای بسیاری از اعضای جامعه‌ مفروض است، ممکن است برای برخی دیگر مفروض نباشد. این افراد نیز می‌بایست این موارد را فرا بگیرند. آیات قرآن نیز همین‌گونه است. گاهی خداوند پرسش‌هایی را در قرآن مطرح می‌سازد که هر عقل سلیمی، پاسخ آن را می‌داند، اما برای رسیدن به مراحل بعدی، ابتدا می‌بایست از این پله‌های ابتدایی عبور کرد.
    به عنوان مثال خداوند در قرآن بیان می‌‌کند: آیا پاسخ نیکوکاری غیر از نیکوکاری است؟ هر عقل سالمی پاسخ می‌دهد: آری جواب نیکی، نیکی است. یا در آیه‌ی شریفه‌ دیگری بیان می‌دارد "آیا کسانی که می‌دانند و کسی که نمی‌داند برابرند؟" پاسخ این سوال روشن است، اما برای حرک او به سمت پله‌های بعدی، این اعتراف درونی لازم است سپس خداوند در گام بعدی بیان می‌کند:
    أَفَمَن يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَن يُتَّبَعَ أَمَّن لاَّ يَهِدِّيَ إِلاَّ أَن يُهْدَى فَمَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ
    (سوره یونس / آیه 35)
    آيا كسى كه به سوى حق رهبرى مى‏كند سزاوارتر است مورد پيروى قرار گيرد يا كسى كه راه نمى‏يابد مگر آن كه هدايتش كنند؟ شما را چه شده است، چگونه حكم مى‏كنيد
    همین نکته‌ی ساده، کلید فهم مسئله‌ی امامت است. ما می‌بایست با همین گفت‌وگوها، به این نتیجه برسیم که به زندگی دینی نیازمند هستیم.
    در باب تهاجم فرهنگی اگر ما امروز نسبت به این مسائل حساس نباشیم، در آینده هنگامی با اثرات آن مواجه خواهیم شد که دیگر کاری از دست ما بر نخواهد آمد.
    جمع بندی نهایی بخش ابتدایی صحبت‌های بنده این است که ما جهت درک عمیق مفاهیم، نیازمند توجه و نگاه شبکه‌ای به فرمایشات مقام معظم رهبری در این زمینه است.
    تمدن و زندگی اسلامی
    یکی از مبنایی‌ترین نکات در کلام مقام معظم رهبری، مفهوم تمدن و زندگی اسلامی است. اگر ما تصویری گذرا و موقت و محدود به زندگی خود و اطرافیان داشته باشیم، اصلا سبک زندگی برای ما ضرورت پیدا نخواهد کرد. سبک زندگی زمانی برای ما مطرح خواهد شدکه ما دارای یک فلسفه، هدف و برنامه‌ای محکم داشته باشیم. مقام معظم رهبری در دیدار با خبرگان فرمودند:"آرمان جمهوری اسلامی را می‌شود در جمله کوتاه، ایجاد تمدن اسلامی خلاصه کرد".
    سپس ایشان در تفسیر واژه‌ی "تمدن اسلامی" بیان کردند:
    "تمدّن اسلامی یعنی آن فضایی كه انسان در آن فضا از لحاظ معنوی و از لحاظ مادّی میتواند رشد كند و به غایات مطلوبی كه خدای متعال او را برای آن غایات خلق كرده است برسد؛ زندگی خوبی داشته باشد، زندگی عزّتمندی داشته باشد، انسان عزیز، انسان دارای قدرت، دارای اراده، دارای ابتكار، دارای سازندگیِ جهان طبیعت" (14/6/1392)
    در نگاه اسلامی مسلمانان نمی‌تواند نسبت به گذشته و آینده خود بی اهمیت باشند و نگاه تمدن اسلامی نیز برگرفته از همین امر است
    .امام علی(ع) در حدیثی می‌فرمایند:
    اِعْمَلْ لِدُنْيَاكَ كَأَنَّكَ تَعِيشُ أَبَداً وَاعْمَلْ لاِخِرَتِكَ كَأَنَّكَ تَمُوتُ غَداً (مستدرك الوسائل ج1 ص146)
    در دنیایت چنان عمل کن که انگار تا ابد زنده‌ای و برای آخـرت خـودت چنان عمل كن مثل اينكه فردا می ميری !
    نقل است که پیامبر اکرم (ص) از کنار قبرستانی عبور می‌کردند،مشاهده‌ کردند که فردی را دفن می‌کنند، اما افرادی متصدی این امر، آن‌گونه که می‌بایست نسبت به این موضوع حساس باشند، توجه انجام نمی‌دهند. رسول خدا(ص) در آنجا بیان کردند:
    رَحِمَ اللهُ اِمرَءً عَمِلَ عَمَلاً فَأَتقَنَه (دعائم الاسلام، ج 1، ص 62).
    رحمت خدا بر انسانى كه كارى را انجام دهد و آن را نيكو و محكم و متقن و صحيح انجام دهد
    هنگامی که ساختن قبر - به فرموده‌ی پیامبر اکرم(ص)- می‌بایست این‌گونه دقیق باشد، آن‌گاه خانه ساختن، اقتصاد و تربیت فرزندان ما می‌بایست چگونه باشد. متاسفانه امروزه گاهی والدین، فرزندان خود را گویا فقط برای دو هفته بعد تربیت می‌کنند نه یک عمر؛ و توجهی به آینده او ندارند . لذا نگاه تمدنی در تمامی ارکان زندگی ما اعم از مطالعه، درس‌خواندن و ... بسیار اثرگذار است.
    تمدن اسلامی، انسان ساز است. در تمدن اسلامی، رنگ و نژاد ملاک نیست بلکه اگر این تمدن برپا گردد، همه اقوام و گروهها به زندگی راحت و مملوء از آسایش خود، در کنار یکدگیر می‌رسند و نقطه اتصال همه اینها ظهور مهدی موعود(عج) است.
    رهبر معظم انقلاب در این باره می‌فرمایند:
    "آن چیزی که مهدویت مبشر آن هست، همان چیزی است که همه انبیاء، همه بعثت ها برای خاطر آن آمدند و آن ایجاد یک جهان توحیدی و ساخته و پرداخته بر اساس عدالت و با استفاده از همه ظرفیت هایی است که خدای متعال در انسان به وجود آورده و قرار داده است." (18/4/1390)
    در نگاه رهبری، نگاه تمدنی، عبارت الاخری نگاه و تفکر مهدوی است. در نگاه دینی ما، ما موظف شده‌ایم که این عقده را ببینیم، بفهمیم و آن را مطرح سازیم.
    حیات طیبه
    شاید این پرسش در ذهن بسیاری از مخاطبین مطرح گردد که هدف از رسیدن به تمدن اسلامی چیست؟ برای پاسخ به این پرسش ، باید به این نکته توجه داشت که خواسته‌ی اسلام عزیز از ما چه چیزی است؟ آیا اگر حکومت اسلامی موفق به تعالی زندگی مادی مردم خود شد، نظر اسلام را براورده‌ ساخته‌است؟ آیا اگر حکومت اسلامی، موفق گردید زمینه‌ای را فراهم سازد و همه‌ی مردم اهل عمل به نماز و روزه باشند، آیا نظر اسلام عزیز براورده شده است؟ پاسخ منفی است.
    مقام معظم رهبری در فرمایشات خود با اشاره به آیه‌ی زیر، پاسخ به همین پرسش‌ را بیان کرده‌اند.
    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَجِيبُواْ لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُم لِمَا يُحْيِيكُمْ (سوره انفال / آیه 24)
    اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، چون خدا و پيامبر، شما را به چيزى فرا خواندند كه به شما حيات مى‏بخشد
    در این آیه، خداوند افرادی را که ایمان آورده اند، به تبعیت از دستورات خدا و رسول دعوت می‌کند تا زنده شوند. خاطر نشان می‌کنم که در مفهوم اسلامی، حیات و زندگی، تفاوت بسیاری با زنده بودن حیوانی دارد.
    یا در جای دیگری بیان می‌دارد
    فَلَنُحْیینَّهُ حَیاةً طَیبَةً (سوره نحل / ایه 79)
    ما می‌خواهیم انسان را به حیات طیبه برسانیم.
    حضرت آقا در جای دیگری، حیات طیبه را این‌گونه تعریف می‌کنند:
    "زندگیِ گوارا وقتی است که رفاه مادی با عدالت، معنویت و اخلاق همراه شود. و این را فقط ادیان الهی می‌توانند برای بشر تأمین کنند. از طرف دیگر، حیات طیبه و زندگی گوارا فقط آخرت هم نیست. اسلام نمی‌گوید من می‌خواهم زندگی اخرویِ بعد از مرگ مردم را آباد کنم، دنیای آن‌ها هرجور شد، شد؛ این منطق اسلام نیست" (۱۳۶۸/۱۱/۱۲)
    "قرآن حیات طیبه را به ما وعده داده است: «فلنحیینّه حیاة طیّبة». حیات طیبه یعنی چه؟ زندگی پاکیزه یعنی چه؟ یعنی زندگی‏ای که در آن، هم روح انسان، هم جسم انسان، هم دنیای انسان، هم آخرت انسان تأمین است؛ زندگی فردی در آن تأمین است، آرامش روحی در آن هست، سکینه و اطمینان در آن هست، آسایش جسمانی در آن وجود دارد؛ فوائد اجتماعی، سعادت اجتماعی، عزت اجتماعی، استقلال و آزادی عمومی هم در آن تأمین است. قرآن این‏ها را به ما وعده داده است. وقتی قرآن می‏گوید: «فلنحیینّه حیاة طیّبة»، یعنی همه‏ی این‏ها؛ یعنی آن زندگی‏ای که در آن عزت هست، امنیت هست، رفاه هست، استقلال هست، علم هست،
    پیشرفت هست، اخلاق هست، حلم هست، گذشت هست. ما با این‏ها فاصله داریم؛ باید به این‏ها برسیم." (1389/04/24)

  • سبک زندگی، از چیستی تا چگونگی

    دکتر غلامی در این گفتار پس از ارائه‌ی تعریفی جامع از سبک زندگی، به بررسی سبک‌های حاکم بر زندگی ایرانیان در گذشته پرداخته و سپس با استفاده از بیانات مقام معظم رهبری در حوزه‌ی سبک زندگی، به بیان راهکارهای برای ایجاد سبک زندگی مطلوب می‌پردازد
    یکی از پرسش‌هایی که همواره مطرح می‌گردد، این است که سابقه‌ی بحث سبک زندگی در کشور ما، به چه زمانی برمی‌گردد؟ بعضی گمان می‌کنند که این موضوع، از زمان سفر مقام معظم رهبری در دو سال گذشته به خراسان رضوی مطرح گردیده است. این در حالی است که موضوعات ناظر به سبک زندگی، از همان آغاز دوران رهبری ایشان، مطرح شده است. مباحثی مانند تهاجم فرهنگی، شبیه خون فرهنگی، ناتوی فرهنگی، عبرتهای عاشورا، بحث عوام وخواص و... همه موضوعات مرتبط با سبک زندگی است. البته موضوع سبک زندگی در یکی دو سال اخیر، به صورت صریح و دسته بندی شده مطرح گردیده است.
    نکته دوم: نوع توجه ما به موضوع است. عموما شیوه‌ی عملکرد ما به گونه‌ای است که تا یک موضوعی مطرح می‌شود، در آغاز به شدت مورد توجه قرار می‌گیرد ولی بعداز مدتی تب آن فروکش می‌کند و به سراغ مطلب بعدی می‌رویم. بحث سبک زندگی نیاز به مطالعات و تحقیقات فراوان دارد و هرکسی نمی‌تواند بدون نگاه بنیادی به این مطلب درمورد آن بحث و بررسی کند. نکته سوم: در سالهای اخیر، حضرت آقا چندین سخنرانی خیلی مهم را در جمع جوانان داشته‌اند. یکی از آنها در شهرستان یزد درمورد جریانات هسته ای دولت اصلاحات بود که از آن راضی نبودند و آنجا فرمودند: من در زمان دولت قبل گفتم اگر این عقب نشینی یکطرفه و کوتاه مدت مطرح شود، من وارد می‌شوم و شدم. بحث دیگر در استان کرمانشاه بود که ایشان فرمودند، ما الآن با رای خودمان، رئیس جمهور را انتخاب میکنیم و شاید بعدها بشود ما نمایندگان را انتخاب کنیم و آنها رئیس دولت را انتخاب کنند.
    بحث سبک زندگی نیز در میان جوانان خراسان شمالی مطرح می‌شود.
    اینکه در میان این همه مخاطب، حضرت آقا توجه خاصی به جوانان داشتند بیانگر این است، کسانی که می‌بایست علمدار این جریانات شوند، جوانان هستند.
    چیستی سبک زندگی
    رهبری در این باره اشاره می‌کنند که یکی از وجوه پیشرفت و لوازم پیشرفت ما، این است که سبک زندگی ما برای پیشرفت مهیا باشد. سبک زندگی تابع تفسیر ما از خود زندگی است.
    به بیان دیگر، شما تا هدف خود از زندگی را ندانید، سبک زندگیتان‌ معلوم نمی‌شود. رهبری در جای دیگر می‌فرمایندکه ما سبک زندگی خود را بر اساس گزاره های ایمانی تعیین می‌کنیم.
    ذیل بحث چیستی سبک زندگی باید به دو نکته مهم توجه کرد؛ ابتدا ماهیت سبک زندگی و سپس تاریخچه این بحث.
    ماهیت سبک زندگی
    هنگامی که در مورد ماهیت سبک زندگی فکر می‌کنیم، سریعا واژه هایی به ذهن ما متبادر می‌شود که هیچ کدام معنی درستی برای این واژه نیست. به عنوان نمونه سبک زندگی را مترادف با فرهنگ می‌دانیم؛ فرهنگ سبک زندگی نیست، بلکه میراث معنوی آن است. اما، سبک زندگی، شامل میراث مادی آن نیز هست. گاه سبک زندگی را اخلاق تعریف می‌کنند ولی اخلاق یکی از چهار حوزه‌ی سبک زندگی است. می‌گویند مهارتهای زندگی است که جواب می‌دهیم، نه این هم نیست. پیش از آن‌که معنای سبک زندگی را برای شما بیان کنیم، ابتدا می‌خواهم این سوال را مطرح کنم که سبک زندگی برای تحقق، چه روندی را باید طی کند؟
    جهت ایجاد یک سبک زندگی، می‌بایست سه مرحله طی شود. ابتدا می‌بایست شناخت پیدا بکنیم، بعد گرایش و سپس رفتارسازی.
    1:شناخت: شناخت یعنی بدانیم که تکلیف ما در این عالم چیست. به بیان ساده، ازکجا آمده ام ،آمدنم بهر چه بود و به کجا میروم. کسی که پاسخ این سوالها را نداند، نمی‌تواند سبک زندگی معناداری داشته باشد. لازمه‌ی ابتدایی برای تبیین سبک زندگی، شناخت است.
    2:گرایش: گرایش به معنای میل پیدا کردن به سمت چیزی است، زیرا انسان کارهایی را انجام می‌دهد که از آن احساس خوش‌آیندی داشته باشد. شناخت اجمالی برای انسان گرایش ایجاد می‌کند.
    3: رفتار: اگر شناخت و میل و رغبت در انسان شکل گرفت، سپس بر اساس این رغبت، رفتار شکل می‌گیرد.
    پس ماهیت سبک زندگی چیست؟ مجموعه ای از گزاره های معنادار رفتاری که تابع گرایش و شناخت است.
    آیا انسان بی ایمان سبک زندگی دارد؟ بله! فرد با توجه به شناختی که از محیط پیرامون خود پیدا می‌کند، سبک زندگی‌ای ‌خاص را برای خود بر میگزیند. دین‌داری لازمه‌ی داشتن سبک زندگی نیست ولی اگر ما به اسلام عزیز مومن بودیم، می‌بایست سبک زندگی ایمانی را برای خود برگزینیم.
    تاریخچه سبک زندگی
    تا پیش از قاجاریه، ما تا حدود زیادی تابع سبک زندگی اسلامی و ایرانی بودیم. در دوران فتحعلی شاه کم کم جریان سفر و آشنایی به فرنگ آغاز شد. بسیاری از این افراد مهاجرت کرده به غرب، توان تحلیل آنچه دیدند را در تعامل با داشته‌های خود نداشتند، بنابراین خود را باخته و سبک زندگی غربی در رفتار و پوشش آنها تاثیر گذاشت. اما این امر در ایران گسترش چندانی پیدا نکرد.
    در زمان پهلوی اول، افرادی مانند علی اکبر داور و ذکاء الملک فروغی و... تئوری هایی در روند غربی شدن را مطرح کردند. تا پیش از آن دوران، نمادهای هخامنشی در ایران نبود اما ایرانیت از دوره پهلوی اول باب شد. در ابتدای کار کلاه شاپو و لباس متحدالشکل و ... مطرح شد و رضاخان تلاش داشت تا به زور سبک زندگی غربی را بر روی مردم ما پیاده کند. در زمان پهلوی دوم، روحانیت به وی اعتراض کردند که قانون منع حجاب را بردار. او پاسخ داد پدرم به زور این کار را کرد اما من زور نمی‌گویم و مردم ما آنقدر با فرهنگ هستند که خود می‌فهمند حجاب آنها را محدود می‌کند.
    پس از انقلاب، سبک زندگی ما ایرانی‌ها به شدت اسلامی شد زیرا ساختار جنگ و فضای معنوی حاکم بر جامعه، این چنین اقتضایی داشت. اما هنگامی که جنگ تمام شد، ما برای تبیین سبک زندگی، کار شایسته‌ای انجام ندادیم. حضرت آقا در سال 90 فرمودند: بزرگ‌ترین گناه ما، عدم تبیین مبانی اسلام و انقلاب است.
    اتفاق دوم این بود که نه تنها سبک زندگی اسلامی ایرانی شناخته نشد، بلکه در بعد گرایشی در نقطه مقابل آن گرفتاری‌هایی را ایجاد کردیم. به عنوان نمونه مصرف‌گرایی در جامعه تبلیغ شد. حضرت آقا در آن دوران بیان می‌کنند: عده‌ای مادی‌گرایی را با سازندگی اشتباه گرفته‌اند.
    اتفاق سوم، عملکرد مسئولین بود. مردم در مقام عمل به بزرگان خود نگاه می‌کنند و وقتی مسئولان رفتاری ناشایست داشته باشند و به زندگی مادی مشغول باشند، مردم نیز به همان‌گونه رفتار خواهند کرد. رهبری در مورد سبک زندگی غلط مدیران نظام، واژه‌ی مسابقه اشرافیت دولتمردان را بکار بردند.
    تمدن نوین اسلامی
    رهبری در سخنرانی بجنورد بیان کردند که ما موظف به تمدن‌سازی نوین اسلامی هستیم.
    غرب به جهت ایدئولوژی، سالهاست به اتمام رسیده است و روی کار آمدن فرقه‌های غرب بیانگر مشکل ایدئولوژیک است رهبری تاکید ویژه‌ای بر روی ایجاد تمدن نوین اسلامی دارند، علت این تاکید، این است که دشمن در جنگ سخت –جنگ تحمیلی- موفق نگردید که آسیبی به ما وارد کنند و حال به سراغ جنگ نرم رفته‌است که مهمترین ابزار آن، سبک زندگی است. غربی‌ها تمام تلاش خود را می‌کنند تا سبک زندگی خود را در تمام دنیا جا بیندازند. زیرا اگر به جهت فرهنگی به آن‌ها وابسته شدی، به جهت سیاسی و اقتصادی نیز وابسته خواهی شد.
    حال پرسش این است که اگر ما قائل به این هستیم که دین ما کامل‌ترین دین و شریعت خاتم است، پاسخ آن به این نیاز بشر چیست؟ما قائل به این هستیم که می‌توانیم تمام نیازهای بشر را پاسخ بدهیم و غیر از ما، هیچ مکتب و آیین و فرقه‌ای، توانایی پاسخگویی به نیازهای بشر را ندارد. ما می‌بایست سبک زندگی‌ای را ارائه نماییم که به کلیه‌ی نیازهای بشریت پاسخ دهد، این امر بنا به گفته‌ی رهبری، بر عهده‌ی نخبگان جامعه‌ی ما است.
    چگونگی ایجاد سبک زندگی
    برای تبیین الگوی ایرانی اسلامی چه مسیری را می‌بایست طی کنیم؟ رهبری در این حوزه، دو نکته را اشاره می‌کنند. ایشان در ابتدا رویکردی سلبی را بیان کرده و اظهار می‌کنند که برای تبیین الگوی ایرانی اسلامی، باید مراقب باشیم که از غرب تقلید نکنیم.
    با توجه به این اصل، پرسش این‌ است که ما در تعامل با فرهنگ غرب، چگونه رفتار کنیم. در این زمینه چهار نظریه وجود دارد:
    1: هرکاری غربی ها می‌کنند، غلط است و اسلام باید همه چیز را فراهم کند و غرب را کلا کنار بگذاریم.
    2: هر اتفاقی در غرب افتاده است باید مورد استفاده ما هم قرار بگیرد، و از فرق سر تا نوک پا باید غربی شویم.
    3: ما باید بین غرب و اسلام به هر نحوی که ممکن است، جمع کنیم
    4: ما از غرب میتوانیم استفاده کنیم و باید استفاده کنیم اما بعد از اینکه چارچوب خودمان و ملاک‌های آن تعیین شد.
    آن‌چه برای ما روشن است، این موضوع می‌باشد که رویکرد چهارم، رویکرد مطلوب و برگزیده است. رویکردی که در آن ابتدا اصول ما مشخص گردیده و سپس، داشته‌های غرب در این ساختار قرار می‌گیرد.
    رهبری در بخش دیگر صحبت‌های خود، رویکردی ایجابی را بیان میکند و اظهار می‌دارندکه تمدن نوین اسلامی، دو بخش دارد؛ یک بخش ابزاری و یک بخش اساسی. در بخش ابزاری؛ مسائلی هم‌چون صنعت و تبلیغ در حوزه بین الملل مطرح می‌گردد است و در بخش اساسی مواردی هم‌چون خانواده، سبک ازدواج، نوع مسکن و لباس، آشپزی و تفریحات، خط و زبان، رفتار با مردم و ... مهم است. اگر این بخش اساسی مستحکم نشود، بخش ابزاری، کاری از پیش نمی‌برد. همان‌گونه که امروز غرب به جهت مستحکم نشدن بخش اساسی، دچار مشکل گردیده‌است.
    راهکارهای تبیین سبک زندگی
    برای تبیین سبک زندگی باید 4 اتفاق روی دهد.
    1:تعیین غایت: ما ابتدا می‌بایست تعیین نماییم که هدف از حضور ما چه بوده است
    وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ (الذاریات /.56)
    و جن و انس را نيافريدم مگر براى اين كه مرا بندگى كنند
    بندگی یعنی، آنچه را خدا گفت انجام می‌دهم.
    ما اگر غایت را بشناسیم و بدانیم کجا می‌خواهیم برویم، هیچ‌گاه دچار سر درگمی نمی‌شویم.
    2: جامعیت: شهید مطهری در کتاب تکامل اجتماعی خود بیان می‌دارد که روابط انسان 4 حیطه دارد: ارتباط با خود، خدا، دیگران و طبیعت. لذا سبک زندگی در چهار حوزه مطرح می‌شود و می‌بایست در هر چهار حوزه، توانایی پاسخ‌گویی به سوالات گوناگون را داشته باشیم. غایت انتخابی ما ، به ما کمک خواهد کرد تا ما به پاسخ‌های مناسبی در هر کدام از این 4 حیطه برسیم. اگر رابطه‌‌ای ما را از غایت مدنظر دور نماید، این رابطه مطلوب نیست.
    3: توازن: رعایت ارتباط بخش‌ها و قسمت‌های گوناگون و هم‌چنین هم‌خوانی این بخش‌ها و قسمت‌ها ، باعث شکل‌گیری یک نگاه کامل در کل فرآیند می‌گردد.لذا در صورت وجود ناهمخوانی میان بخش‌‌های گوناگون، عملا شما به مقصود مطلوب دست نخواهی یافت . به عنوان نمونه اگر شما در مجموعه‌های تلویزیونی خود، مدام جایگاه پدر را تضعیف کنید، دیگر نمی‌توان انتظار داشت که در جامعه فردی که این تصاویر را دیده است، به پدرش احترام گذاشته و ولایت او را بپذیرد. این فرد در مراتب بالاتر، حتی حاضر نخواهد بود که مفهوم ولایت و رهبری را در جامعه بپذیرد
    4: نگاه حداکثری: نوع نگاه و انتظار ما از هر موضوعی، نقش بسیار مهمی در میزان موفقیت آن امر دارد . برای روشن تر شدن موضوع، به این پرسش پاسخ دهید: چه چیز ما را در موضوع سبک زندگی قانع خواهد کرد؟ پاسخ بنده این است که ما به این قانع‌ایم که در سبک زندگی باید به نقطه ای برسیم که همه دنیا ما را الگوی خود قرار دهند. اگر این اصل را بپذیریم، آنگاه با گزاره‌ها و کارهای مختلفی برای پیگری و انجام روبرو خواهیم شد. ما باید اساسی‌ترین و مهم‌ترین کارها را انجام دهیم. باید کارهایی را انتخاب کنیم که بیشترین اولویت و ضرورت را تبیین این هدف دارند.

  • مولفه‌های تشکیل حکومت اسلامی در سبک زندگی دینی

    دکتر عزیزی در این گفتار، با نگاهی به سیره‌ی حضرت علی (ع)، به بررسی اصول حاکم بر جامعه‌ی اسلامی پرداخته و به بیان مصادیقی هم‌چون "قانون گرایی"، جذب حداکثری، وجدان کاری و جدی گرفتن مسئولیت و.... ، شاخصه‌های حکومت مطلوب دینی را تبیین می‌نماید.
    همان‌گونه که در جلسه‌ی گذشته نیز عرض شد، سبک زندگی دینی در حوزه‌ی سیاست، دارای ابعاد و بخش‌های گوناگونی است که در ادامه به بیان بخش دیگری از این موارد خواهیم پرداخت
    قانون گرایی
    یکی از مولفه های سبک زندگی اسلامی که مربوط به حاکم اسلامی می باشد مسئله قانون گرایی است . قانون گرایی در سطوح دیگری مانند فرهنگ جامعه و فرهنگ عمومی هم مطرح است ، ولی مهم ترین بعد قانون گرایی این است که حاکم اسلامی نباید قانون شکن باشد و از قانون عبور کند و نباید در رفتارش نسبت به قانون اهمال و سستی داشته باشد . در سیره امیر المومنین می بینیم که حضرت همواره اصرار داشتند که به قوانین و قواعد اسلامی پایبند باشند و هر نوع قانون شکنی و کوتاه آمدن از قانون را یک نوع انحراف از سیره رسول خدا می دانستند .
    یک مصداق قابل الذکر در این مورد، " نجاشی شاعر" است ، این شخص علیه شامیان و به نفع مردم عراق شعرهای بسیاری گفته است و در دوره حکومت حضرت علی (ع)، در سپاه حضرت قرار گرفته و در جنگ صفین شاعر حضرت بوده و علیه سپاه دشمن نیز شعر سراییده است. این شخص در ماه مبارک رمضان خطایی می‌کند و در اولین روز از ماه مبارک رمضان ایشان را در حالی که شراب خورده بود دستگیر می‌کنند. بزرگان قبیله جمع شده و خدمت حضرت آمدند و عرض کردند :" زمانی که شخص بی سروپایی مشروب می‌خورد شما حد را جاری می‌کنید اما این شخص که آدم مشهوری است و به قدر کافی به شما خدمت کرده و در جنگ صفین دستگاه تبلیغاتی شما علیه دشمن بوده است ، اگر ممکن است از او در گذرید! حضرت قبول نکردند. بزرگ قبیله نجاشی شخصی به نام طارق ابن عبدالله نهدی ( از قوم یمامه ) خدمت حضرت آمد و عرض کرد که اگر حد را برای نجاشی شاعر جاری کنید ما از شما جدا می‌شویم و به معاویه می پیوندیم . حضرت قبول نکردند و حد جاری شد افراد قبیله نجاشی شاعر از اجرای حکم حضرت ناراحت شدند و به سمت معاویه پیوستند و معاویه از این فرصت استفاده کرد و برای تبلیغات عمومی یک جمع عمومی تشکیل داد. بزرگان قبایل مختلف را جمع کرده و نجاشی شاعر را در این جمع عمومی اورده و گفت حال آن شعرهایی که علیه ما در جنگ صفین گفته بودی را بگو ، نجاشی شاعر آنها را تکذیب کرده و گفت منظورم به حکومت شما نبوده و خلاصه تمام آن خدماتی که به حضرت علی(ع) کرده بود از بین برد.
    سپس معاویه از حضرت علی(ع) بدگویی فراوانی کرد که این رفتار، به طارق ابن عبدالله نهدی بر می‌خورد و در حضور معاویه صحبتهای تندی علیه وی می‌کند و اظهار می‌دارد که اگر ما از علی ابن ابی طالب بریدیم بخاطر این بوده است که حکمی را اجرا کرد که ما طاقت آن را نداشتیم، ولی نمی‌خواستیم در جمعی هم شرکت کنیم که به امام ما توهین کنند. بعد ها که این خبر به حضرت رسید ، ایشان فرمودند
    " لو قتل اخو بنی نهداً یوم اذاً لقتل شهیدا "
    اگر آن روز معاویه او را کشته بود شهید حساب میش
    د عدالت علی این‌گونه است.
    جذب حد اکثری
    وظیفه دیگری که حاکم اسلامی در سبک زندگی در عرصه سیاسی دارد، جذب حد اکثری است . یعنی تلاش حاکم می‌بایست بر این باشد که تا جایی که می‌تواند مردم را به جبهه حق دعوت کرده و افراد از جبهه حق دور و دفع نشوند . انسان مکتبی باید جاذبه و دافعه داشته باشد. تفسیر این موضوع را شهید بهشتی در کتاب جاذبه و دافعه‌ی علی(ع) بیان کرده است اما به عنوان حاکم سیاسی ما باید بنا را بر این یگذاریم که با حفظ آرمانها و اصول و مبانی، افراد را در این راه قرار بدهیم، البته در این میان افرادی هم خودشان در برابر راه حق خواهند ایستاد. جذب حداکثری از نکات اساسی حاکم اسلامی است و بعضی ها به اشتباه فکر میکنند که چون ما در نقطه ضعف قرار داریم باید حداکثر جذب را داشته باشیم. خیر اینطور نیست . به عنوان مثال حضرت علی (ع) پس از اعلام فرمان جهاد و پیروزی در جنگ جمل و فتح بصره ، مرکز حکومت خود را به کوفه انتقال داده و تمام مناطق تحت حکومت حضرت بجز شام آرام گردیده بود. در این زمان بسیاری از مردم اصرار داشتند که جهاد ادامه داشته باشد و به جنگ با شامیان بروند اما حضرت می فرماید که دست نگه دارید و صبر کنید. علی(ع) می‌فرماید من از هر روزی که جنگ با شامیان را به عقب می‌اندازم، به دنبال این هستم که راه هدایت به مردم شام بسته نشود. امام در جایی دیگر از خطبه‌های نهج البلاغه می‌فرماید:" اگر آنها در جنگ کشته شوند، گناهشان به گردن خودشان می‌باشد ولی برای من ارزش این است که حتی یک نفر را به راه هدایت بیاورم! و بعد استناد کردند به قول حضرت رسول که به حضرت علی فرمودند که اگر خدای متعال به واسطه تو یک نفر را هدایت کند از زمین و مافی‌ها برای تو ارزشش بالاتر است
    جذب نخبگان و سیاسیون و آدمهای اثر‌گذار هم به همین شکل است و بنای حاکم اسلامی باید بر این باشد که اگر نخبه یا انسان اثر گذار که حتی انسان خوبی هم نمی باشد باید جذب حق شوند .
    یک مصداق در سیره امیر المومنین زیاد ابن ابی (پدر عبیدالله ابن زیاد ) است. این آدم فردی بسیار زیرک ، اثرگذار و توانمند در اداره امور کشور ولی فردی ناسالم است که در زمان خلیفه دوم و سوم به دنبال قدرت بوده است. حضرت علی (ع) چگونه بااو رفتار کردند ؟ آیا بیان کردند چون وی انسان ناسالمی است، در سپاه معاویه قرار بگیرد. خیر ! حضرت او را تحمل کرده و حتی فرماندهی لشکری به او سپرده شد. جالب اینکه چندین نامه از نامه‌های حضرت در نهج‌البلاغه از جمله نامه‌های 20 و 21 و کلمات قصار 476 به همین زیاد ابن ابی است. هدف علی‌بن‌ابی‌طالب(ع) از این نامه‌ها،کنترل زیاد ابن ابی است که گرایش به قدرت طلبی دارد. به متن نامه‌ها نگاهی بیندازید:" اگر ببینم در بیت‌المال دست بردی، با تو برخورد می‌کنم، یا اگر به مردم آسیبی برسد، با تو برخورد می‌کنم.
    حضرت نگذاشت که او به معاویه بپیوندد. زیرا نباید اجازه داد که حتی یک نفر کارآمد نیز به سپاه دشمن بپیوندد.
    از نکات جالب در حکومت علی(ع) این است که وقتی معاویه در دوره قارات ( یکسال و نیم دوسال حکومت حضرت ) اکثر مناطق حکومت حضرت را به آشوب کشید، تنها منطقه‌ای که زیاد در آن حکومت دارد آرامش داشت و وی تا پایان زندگی حضرت، در آن منطقه به حضرت خدمت می‌کرد. بعد از شهادت حضرت علی(ع)، زیاد در شش ماه اول حکومت امام حسن(ع) سعی کرد با ایشان همراه بماند و بعد به دلیل قدرت طلبی خویش، به معاویه پیوست و جنایتهای فراوانی علیه شیعیان کوفه و بصره انجام داد. انسان از تاریخ این‌گونه برداشت می‌کند که اگر حکومت علی(ع) ادامه می‌داشت، زیاد همچنان به حضرت خدمت میکرد و حضرت هم کنترل سنگین بر روی عملکرد وی داشت تا مبادا به مردم صدمه بزند
    در اینجا ممکن است یک سوال جدی مطرح می شود که : چه فرقی بین زیاد با معاویه و دیگرانی بود که حضرت به آنها حکومت نداد. حضرت در جایی پاسخ می‌دهند که یک فردی خودش " ضالِّ " می‌گردد، او را می‌توان جذب کرد و از مضررّاتش گذشت و از فوایدش استفاده کرد، اما فردی که "مضلِّ" است، یعنی اگر سر کار قرار گیرد، دیگران را گمراه می‌کند را نمی‌توان حتی یک روز هم تحملش کرد.
    جذب حداکثری یعنی همه را با یک اصول و مبانی جذب کردن و اصول و مبانی در آن مفروض گرفته شده و مبنا واصل دارد .
    وجدان کاری و جدی گرفتن مسئولیت ها
    مسئله بعدی که باید آن را در نظر گرفت، وجدان کاری و جدی گرفتن مسئولیت ها می باشد.با نگاهی به سیره، متوجه می‌شویم که اصرار علی‌ (ع) بر این است که هر کسی پستی را به عهده می گیرد؛ تمام توان و تلاشش را مصروف به آن کار قرار دهد.
    یک مصداق روشن در این مورد کمیل ابن زیاد است. کمیل ازاصحاب " سِرّ " می‌باشد و از فرمانده های نظامی شجاع و کار آمد حضرت بوده است. حضرت ایشان را در منطقه ای بین شام و کوفه ( منطقه هیت ) مسئول بخش نظامی کرده بودند که کمیل در کار خود کوتاهی کرده و حضرت در نامه 61 نهج البلاغه خطاب به کمیل بیان می‌دارد:
    " پس از یاد خدا و درود! سستی انسان در انجام کارهایی که برعهده اوست، و پافشاری در کارهایی که از مسؤولیت او خارج است، نشانه ناتوانی آشکار است، و اندیشه ویرانگراست . اقدام تو به تاراج مردم «قرقیسا» در مقابل ترک پاسداری از مرزهایی که تو را بر آن گمارده بودیم - درحالیکه کسی در آنجا نیست تا آنها را حفظ کند، و سپاه دشمن را از آن مرزها دور سازد اندیشه ای باطل است . تو در آنجا پلی شده ای که دشمنان تو از آن بگذرند و بر دوستانت هجوم آورند; نه قدرتی داری که با تو نبرد کنند و نه هیبتی داری که از تو بترسند و بگریزند; نه مرزی را می توانی حفظ کنی و نه شوکت دشمنی را می توانی درهم بشکنی; نه نیازهای مردم دیارت را کفایت می کنی و نه امام خود را راضی نگه می داری"
    حضرت بیان می‌دارند که اگر حاکم شدی، نباید ساده ترین راه را انتخاب کنی . هر فردی که وظیفه‌ای به او داده شده، باید وجدان خود را حاکم کند و با جدّیت تمام تلاش کند بیبیند می تواند کار خود را تمام کند یا خیر ؟
    در اواخر حکومت حضرت، شخصی به تمجید از ایشان پرداخت. حضرت فرمودند : "اینقدر ثناگویی نکن! من از نگاه خودم هنوز همه آنچه حق مردم است را ادا نکرده ام." ( نهج‌البلاغه/ خطبه216)
    مواردی مانند حشر ونشر با فقرا و مشورت ، ساده زیستی و زندگی را در سطح عامه مردم نگه داشتن ، انتقاد پذیری و ... از دیگر شاخصه‌های حاکم جامعه‌ی اسلامی است.
    حق طلبی
    یکی از مواردی که در فرهنگ عمومی جامعه باید حاکم شود و در بیان حضرت هم می بینیم مسئله حق طلبی است . حضرت هنگامی که می‌خواهند یک جامعه خوب را ستایش کنند می فرمودند
    عزٌّ حقٌّ بینهم
    حق بین آنها عزیز است
    الّذین قد غُصبَ اذا قصی فی ارضه (خطبه 26 نهج البلاغه )
    کسی که میبیند جایی حقی غصب شده آنها هم غضب می کنند
    در جامعه‌‌ی مطلوب این‌گونه نیست که افراد نسبت به ظلم بی‌تفاوت باشند. زیرا ما باور داریم کسی که ظلم را برای دیگران می‌پسندد، قطعا ظالم به سراغ او هم خواهد آمد.
    در فرهنگ عمومی حق طلبی دارای سطوح مختلفی است. کمترین حد آن این است که اگر در سطح عمومی ظلمی را ببینیم ، دست ‌کم نسبت به آن ناراحت شویم. حضرت می‌فرمایند آخرین کار انسان ضعیف این است که کار ظالم را می بیند اما در دل هم متاثر نمی شود .
    در سطوح بالاتر این حق‌طلبی، سطح بین المللی و فرا مرزی را نیز شامل می‌شود.
    ممانعت و جلوگیری از چاپلوسی
    دومین مولفه از فرهنگ عمومی مخالفت و جلوگیری از چاپلوسی است . چاپلوسی و ثناگویی فضای عمومی جامعه را خراب می کند و باعث ظلم حاکمان می‌شود. در نهج البلاغه حضرت از این موضوع با تعبیر " علیه حبُّ الاتراع " یعنی دوست داشتن اینکه از آدم خوب بگویند یاد می‌کند. اما متاسفانه امروزه این معضل در جامعه‌ی ما بسیار دیده می‌شود. در سطوح فردی، استاد به دانشجو سخت نمی‌گیرد تا دانشجویان از او بدش نیاید.
    در فرهنگ اسلامی،انسان می‌بایست نسبت به زیر دستان رحیم و صبور و خوش برخورد باشد و نسبت به بالا دستان حق گو و صریح باشد. منافق نسبت به زیر دستان زور گو و سرکوب گر وخشن است و نسبت به بالا دستان چابلوس است. غالبا افراد با توجیحات دینی بر عکس عمل می‌کنند. هنگامی که به بزرگان می‌رسند به یاد احادیث مربوط به خوش‌رویی و خوش‌برخوردی می‌افتند و هنگامی که به زیر دستان می رسند به جست‌وجوی صلابت گم‌گشته‌ی خود می‌روند.
    وحدت و اتحاد
    مسئله بعدی، مولفه‌ی وحدت و اتحاد در جامعه است. ما باید اتحاد و وحدت را یک ارزش بدانیم و از هر کاری که وحدت را از بین برده و جامعه را دچار درگیری و اختلاف می‌کند، پرهیز نمایم.
    حضرت علی(ع)، خود امام وحدت است. در ماجرای حکومت (ثقیفه) حضرت به ما درس وحدت می دهد. ایشان علت صبر خود بر این موضوع را از بین نرفتن وحدت می‌داند. در ماجرای جنگ جمل نیز ایشان فرمودند که من، تا زمانی که ترس از بهم خوردن وحدت اجتماع نداشته باشم، صبر کرده و طلحه و زبیر را تحمل میکنم.
    متاسفانه گاهی مشاهده می‌گردد که موضوع وحدت در میان متدینین و مومنین و هم‌چنین افرادی که تعصب ملی دارند نه تنها که ارزش نیست، بلکه یک ضد ارزش نیز شناخته می‌شود است. این افراد وحدت را نوعی دعوت به سستی و کاهلی دینی می‌دانند. کسی نمی‌تواند سیره‌ی حضرت امیر‌المومنین را ببیند و منکر آن بشود که وحدت یکی از اصول اساسی حضرت، وحدت بوده است.
    پرهیز از تهمت و افتراء
    مسئله بعدی در سبک زندگی سیاسی در بخش فرهنگ، مسئله پرهیز از تهمت و افتراء و بدبینی است . از نگاه اسلامی، رابطه بین مردم و حاکم باید رابطه مودّت و رحمت باشد. شرایط باید به گونه‌ای باشد که مردم مانند یاران ناصح و فرزندانی که پدر خود را دوست دارند، حاکم را دوست داشته باشند. فضای تهمت و افتراء و بدبینی، از بین برنده رابطه بین حاکم و مردم است . اگر فردی به دیگری بدبین بود، محبت او از دلش بیرون می رود.
    مقام معظم رهبری بارها و بارها گفته اند که توقع من از عموم مردم و متدیّنین این است که به مسئولین کشور خوشبین باشند و حتی در یک سخنرانی –با ذکر نام جایگاه مسئولین- عنوان کردند که انتظار بنده این است که مردم نسبت به رئیس جمهور ، رئیس مجلس ، رئیس قوه قضائیه ، رئیس تشخیص مصلحت نظام و ... خوشبین باشند.
    متاسفانه متدینین ما در بدبینی به مومنین از هم سبقت می‌گیرند و به دنبال بهانه ای برای متهم کردن مسئولین هستند. این رویکرد، باعث از بین رفتن فضای اعتماد میان مردم و مسئولین می‌شود ..
    پرهیز از افراط و تفریط
    مسئله دیگردر بخش فرهنگ عمومی در سبک زندگی سیاسی، مسئله پرهیز از افراط و تفریط است . حضرت علی(ع) فرموده اند
    لا تریَ الجاهلین لا مفرطاً او مفرطاً (نهج البلاغة، کلمات قصار، شماره 70)
    نادان را نبيني جز كه كاري را از اندازه فراتر كشاند، و يا بدانجا كه بايد نرساند.
    افراط و تفریط نشان دهنده جهالت است و در عمل باید از آن پرهیز کرد. افراط و تفریط به حکومت‌ها صدمه می زنند. یک مصداق از این موضوع در زمان حکومت علی (ع)، بعد از جنگ جمل است.در آن دوران، محبت عمومی مردم برای جهاد و جنگ با معاویه زیاد شده بود. در این ایام، فردی در مسجد کوفه در بین سخنرانی حضرت، به ایشان توهین کرد ولی حضرت تحمل کردند. سیره حضرت این‌گونه بود که گاهی کلامی - حتی با زبان تند - پاسخ می‌دادند که به مردم نشان دهند حرف او باطل است و از روی اغراض سیاسی ناصحیح این حرفها را می‌زند اما برخورد دیگری نمی‌کردند. این شخص به شدت به حضرت توهین کرد. به همین جهت، تعدادی از مردم کوفی به سر او ریختند، وی فرار کرد و در نهایت در بازار به دام کوفیان افتاد. او را آن قدر زدند تا کشته شد! حضرت به بالای سر جنازه رسیدند و گفتند " هذا قتیلُ انیه " این کشته‌‌ی کوری بود، یعنی هم شما ها کور بودید و هم خودش کور بود . اگر می ایستاد و فرار نمی کرد، نمی‌گذاشتم شما او را بکشید. حال که فرارکرد، شما چرا به دنبالش رفتید ، او را زدید و کشتید ؟ حضرت دستور دادند که دیه او را از اموال بیت المال پرداخت شود. چون قتل عمومی صورت گرفته بوده و قاتل نامعلوم بود، اما از طرفی میبایست مذمت این رفتار نیز به کوفیان نشان داده می‌شد.
    نمونه دیگر از این موضوع، شخصی است که در مسجد بلند شده و به حضرت اهانت کرد. مردمو خواستد او را بزنند که حضرت گفتند دست نگه دارید، اگر ناسزا گفته است، نهایتش این است که به او ناسزا بگوئید. فردی که به پیامبر و ائمه اهانت کند، در فقه حکم او معلوم است، اما حضرت می‌خواهد در فرهنگ عمومی آموزش بدهد که تفریط نکنیم و بی حساب و کتاب کاری را انجام ندهیم.
    البته گاهی، برخی افراد نیز به بهانه‌ی افراط و تفریط، ما را از انجام وظیفه‌ی درست باز می‌دارند. به همین جهت نیز برای تشخیص مسیر درست، ما نیازمند مفهومی به نام بصیرت هستیم.
    بصیرت
    مستله مهم و آخرین نکته در فرهنگ عمومی مسئله بصیرت است . بصیرت یعنی اینکه انسان موقعیت خود را شناخته و وظیفه اش را شناسایی نماید . به بیان دیگر، فردی که می‌داند کجاست، مقصد خود را شناخته و به این نقطه رسیده است که برای رسیدن به این مقصد، چگونه می‌بایست عمل کند، دارای بصیرت است.
    لازمه داشتن بصیرت، دین شناسی است. ما باید حد و حدود شرعی را بدانیم و نسبت به حلال و حرام‌های دینی آگاه باشیم و حیطه‌ی مجاز فعالیت در هر زمینه‌ای را بشناسیم

  • مولفه‌های حکومت اسلامی در سبک زندگی دینی

    دکتر عزیزی در این گفتار، با بررسی جوانب گوناگون سبک زندگی سیاسی در منظر اسلام، از دوران خلافت حضرت علی(ع) به عنوان دورانی طلایی جهت استخراج سبک زندگی دینی در حوزه‌ی سیاست یاد کرده و بر اساس این دوران، مولفه‌های حکومت اسلامی را بیان می‌دارد
    مسئله‌ی سبک زندگی یک کلان مسئله می‌باشد که به حوزه‌های گوناگونی هم چون فرهنگ، اقتصاد، سیاست و ... مرتبط است. به همین جهت باید به این نکته توجه داشت که توجه به یک بخش و یک شاخه در حوزه‌ی سبک زندگی، ممکن است ناخواسته این شرایط را به وجود آورد که ما از سایر حوزه‌های اصلی دور شویم. علاوه بر این موضوع، می‌بایست به خاطر داشت که این شاخه‌ها، با یک‌دیگر در ارتباط بوده و بر روی هم اثر می‌گذارند. به عنوان نمونه، این امکان وجود دارد که ما در بخش‌های اقتصادی سبک زندگی دچار معضل باشیم، اما اثرات آن را در بحث‌های سیاسی مشاهده کنیم.
    سطوح بررسی سبک زندگی
    به طور کلی در بررسی موضوع سبک زندگی، باید سه سطح زیر را در نظر داشت:
    1:در سطح اول به بررسی سبک زندگی فعلی می پردازیم
    یکی از معضلات ما این است که موارد سبک زندگی فعلی را به صورت جدی بررسی نمی کنیم.
    2:سطح بعدی،بررسی سبک زندگی مطلوب است.
    وقتی مبدأ و مقصدمان کاملا روشن باشد،در نتیجه مسیر مشخص و واضحی برای خود داریم.
    3:سطح سوم،مسیر رسیدن به وضع مطلوب است.
    دوران خلافت حضرت علی(ع)، دوران طلایی سبک زندگی دینی
    برای رسیدن به وضعیت ایده آل در سبک زندگی، باید از آموزه های پیشوایان دینی خود، خصوصا سیره‌ی حضرت علی(ع) در باب حکومت‌داری استفاده کنیم. علت رجوع به سیره‌ی حضرت علی(ع) بدین جهت است که سایر ائمه‌ی ماعموما به عنوان حاکم در راس حکومت حضور نداشتند. پیغمبر اکرم(ص) نیز در زمان حدودا11 سالی که حاکم جامعه‌‌ی اسلامی بودند، منطقه‌ی حکومت ایشان از نظر وسعت جغرافیایی ، به مناطق نسبتا کوچکی محدود بود. البته این جمله بدین معنی نیست که نمی‌توان از دوران پیامبر (ص) بهره‌‌ای ببریم، اما قطعا در دوران حضرت علی(ع) ، حکومت گستردگی و پیچیدگی‌های‌ بیشتری داشته است و به شرایط امروزی، نزدیک‌تر است. به همین جهت، دوران خلافت امام علی (ع)، دورانی طلایی جهت استخراج نرم‌افزار حکومت‌داری است و باید به این جمع‌بندی برسیم که چه ملاک‌ها و مولفه‌هایی در حکومت حضرت مهم بوده است. لذا می‌بایست ما به طور کامل به بررسی سیره و زندگی ایشان بپردازیم.
    مولفه‌های حکومت اسلامی
    در این بررسی سیره‌ی حضرت علی(ع) در دوران خلافت، باید به سه مؤلفه توجه کامل داشته باشیم:
    1.مؤلفه های حاکم اسلامی
    منظور از حاکم اسلامی صرفا فردی نیست که در راس حکومت حضور دارد، بلکه تمام افرادی است که در حکومت جامعه‌ی اسلامی نقشی را به عهده دارند.
    2. فرهنگ های موجود در جامعه است
    فرهنگ یعنی فضای حاکم بر جامعه ،که در این بخش باید بررسی کنیم که چه مؤلفه هایی باید تقویت شود.
    3.مؤلفه هایی که به فرد فرد ما برمی گردد
    هریک از ما، در قبال جامعه‌ی اسلامی و حکومت اسلامی، وظایفی را بر عهده داریم که می‌بایست به درستی آن‌ها را ایفا کنیم
    در ادامه‌ی بحث، به بررسی کامل‌تر و دقیق تر هریک از سه مولفه‌ی بیان شده خواهیم پرداخت.
    مؤلفه‌های حاکم جامعه‌ی اسلامی
    1: حاکم اسلامی نباید قدرت طلب باشد
    حاکم جامعه‌ی اسلامی می بایست از قدرت طلبی، خودبرتر بینی و ریاست طلبی به دور باشد. شما به این موضوع نگاه کنید که اگر همین نگاهی که عرض شد در جامعه‌ی ما حاکم گردد ، بسیاری از تبلیغات امروزی افراد برای ریاست جمهوری و انتخابات زیر سوال خواهد رفت. زیرا بسیاری از این تبلیغات، بر پایه قدرت طلبی است و تمام کاندیدا‌ها خود را برترین فرد می دانند
    در سبک زندگی اسلامی، حاکم جامعه نباید برای حکومت تشنه باشد.
    حضرت علی(ع) که شایسته ترین فرد در زمان خودشان برای حاکمیت بودند،از بودن در این مقام گریزان بوده و پس از بیعت مردم با ایشان، بیان کردند:
    فبایعتمونی و انا غیر مسروربذلکبايعتموني و أنا غيرمسرور بذلك، و لاجذل، و قد علم الله سبحانه انّي كنت كارهآ للحكومه بين امه محمد (ص) و لقد سمعته يقول: ما من وال يلي شيئآ من امر امتي الا اتي به يوم القيامه مغلوله يداه الي عنقه، علي رؤوس الخلائق، ثم ينشر كتابه، فان كان عادلا نجا، و ان كان جائرآ هوي. (شرح ابن ابی الحدید ۱/۳۰۹ )
    با من بيعت كرديد در حالي كه من بدان مسرور و شادمان نبودم. و خداوند سبحان آگاه است كه من براي حكومت بين امت محمد (ص) اكراه داشته‌ام. از پيامبر اسلام شنيدم كه مي‌فرمود: هيچ حاكمي نيست كه ولايت چيزي از امر امت مرا به عهده بگيرد، مگر آنكه روز قيامت دستانش به گردن بسته شده بر خلايق ظاهر مي‌شود. سپس نامه اعمال او منتشر ميشود، پس اگر عادل باشد نجات مييابد و اگر جائر بوده باشد، در عذاب خدا گرفتار ميگردد.
    اگر نگاه ما به حکومت‌ این‌گونه باشد، آن‌گاه آیا دیگر این همه مسئول نسیت به جایگاه‌ها احساس تکلیف می‌کنند؟آیا ما باور کرده‌ایم که در نگاه شریعت ما –مطابق حدیثی شریف- در روز قیامت، حاکم جامعه ابتدا در غل و زنجیر است، از او بازخواست می‌شود و اگر عدالت او اثبات گردید، سپس نجات می‌یابد؟
    در کتاب اصول کافی بابی تحت عنوان نهی از طلب الریاسه وجود دارد. در این باب به نهی از ریاست پرداخته می‌شود و عنوان می‌گردد کسی که به دنبال ریاست باشد و از ریاست لذت ببرد، زمینه‌ی احتال حضورش در جهنم فراهم می شود.
    نگاه اخلاقی و اسلامی بیان می‌دارد که فرد نباید خود را بالاتر از دیگران ببیند این جمله که "من بهترینم! "حرفی غلط است! افراد عالم و خداشناس حتی بعد از پیشنهاد ریاست،آن را رد می کنند زیرا آن را یک مسؤلیت بزرگ می دانستند. اما اکنون اکثر افراد برای رسیدن به ریاست،با یکدیگر جنگ می کنند و آبروی یکدیگر را برای برکناری طرف مقابل می ریزند.
    به همین جهت است که هنگامی که مجلس خبرگان پس از رحلت امام (ره)، مقام معظم رهبری را به عنوان جانشین معرفی می‌کند، تنها فردی که با استدلال با این امر مخالفت می‌کند، خود مقام معظم رهبری است و اصرار دارند که اعضای خبرگان بررسی مجددی انجام دهند ، شاید فرد اصلح دیگری برای این جایگاه وجود داشته باشد. این رفتار با اصول حاکم بر جامعه‌‌ی اسلامی سازگار است.
    البته این بدان معنی نیست که ما از مسؤلیتی که در جامعه داریم، شانه خالی کنیم اما این احساس قدرت وسلطنت باعث زیان و خسران می‌شود. به خاطر داشته باشید که در جامعه، مسئولیت‌های صرفا محدود به حاکم جامعه نمی‌شود
    2: حاکم اسلامی ،حاکمیت را یک امانت بداند.
    انسان نباید ا حاکمیت را فرصتی برای ثروتمند شدن و بهره‌مند شدن خود ببیند و در این امانتی که به آن داده شده خیانت کند.
    حضرت علی (ع ) به یکی از حاکمینش -رفاعه- در این باره بیان می‌کند:
    یا رفاعة أن هذه الإمارة أمانة (دعائم الاسلام، ج 2، ص 531)
    بدان ای رفاعه که این حکومت امانت است
    بهترین راه تشخیص اینکه فرد امانتدار است یا خیر،مقایسه ی زندگی ابتدای حکومتش است با زندگی بعد از حکومت او است. اگر در این مدت فرد از همه لحاظ زندگی خود و خانواده اش،رشد زیادی داشته،به عنوان مثال ثروتمند شده مدارک تحصیلی دریافت کرده و زندگی اش مجلل تر شده،و بجای اینکه به مردم خدمت کند،به دنبال بهبود کارهای شخصی خود بوده،این نشان می دهد که به امانتی که با آن داده شده،خیانت کرده و سبک زندگی اسلامی ندارد.
    3:پاسخگو بودن حاکم به مردم
    بعضی تصور می‌کنند که مسئله‌ی پاسخ‌گویی حاکمان به مردم، موضوعی است که در فرهنگ غرب برای اولین بار مطرح شده است. این در حالی است که حضرت علی(ع) در زمان عمر پر برکتشان، بارها بر این موضوع تاکید کرده‌اند. حتی در زمان حکومت ایشان،گاهی پیش آمده است که مردم سوالی را در جای نامناسب پرسیده‌اند، به گونه‌ای پاسخ به آن سوال در آن موقعیت حتی ممکن بود مشکلاتی را برای مسلمانان ایجاد کند ، اما حضرت به اطرافیان می‌فرمایند این حق آن فرد است که سوال بپرسند و سؤال کردن از حاکم، حق مردم است.
    به عنوان نمونه، حضرت در ماجرای صفین مشغول صحبت هستند که فردی از امام می‌پرسد که " چگونه شما را که از همه سزاوارتر بودید از مقام خلافت کنار زدند؟". پرسش ، پرسشی نابجاست! آن هم در شرایط جنگ صفین که امام علی(ع) در تلاش بر اتحاد مسلمانان در شرایط جنگی بودند، مسئله‌ای دور از ذهن و نامربوط است. اما حضرت پاسخ می‌دهند:
    یَا أَخَا بَنِی أَسَدٍ إِنَّکَ لَقَلِقُ الْوَضِینِ تُرْسِلُ فِی غَیْرِ سَدَدٍ وَ لَکَ بَعْدُ ذِمَامَةُ الصِّهْرِ وَ حَقُّ الْمَسْأَلَة (نهج‌البلاغه / خطبه162)ِ
    اى برادر بنى اسدى تو مردى پریشان و مضطربى که نابجا پرسش میکنى ؛ اما در عین حال احترام خویشاوندى و بستگى برقرار ، و حق پرسش محترم است
    پس در جامعه اسلامی حاکم باید به حرف و اعتراض مردم گوش کند و مردم حق حرف زدن دارند.
    3:توجه به حق انتخاب مردم در محدوده‌ای مشخص
    نظام اسلامی در نگاه حضرت علی (ع) نظامی نیست که مردم هیچ نقش و حق انتخابی در آن نداشته باشند و البته نظامی هم نیست که مردم به طور کامل و در هر مسلئه‌ای حق انتخاب داشته باشند .حضرت در برخی شرایط به مردم حق انتخاب می‌دادند و در برخی شرایط دیگر مانع می‌شدند.
    به عنوان نمونه، حضرت در زمان خلافت خود،‌ تمایل داشتند که در مصر قیس بن سعد بن عباده را به حکومت بگمارند. اما مردم قیص را دوست نداشته و با وی در زمان خلافتش با وی درگیر شدند. به همین جهت، حضرت علی (ع) به خواست مردم، او را برکنار کردند و تصمیم به جانشینی هاشم بن عقبهبن ابی وقاص گرفتند. مردم او را هم دوست نداشتند، به همین جهت حضرت اصلا هاشم را به این سمت منصوب نکردند. مردم مصر، محمدبن ابی‌بکر را برای حکومت مصر می‌خواستند و به همین جهت هم حضرت در نهایت او را برای حکومت مصر، منصوب کردند. محمد‌بن ابی‌بکر، فرد خوب و صالحی بود و حضرت در نامه‌ای که بعدها برای او نوشتند،بیان کردند که من‌ می‌خواستم حکومت جای دیگری را به تو بدهم و حکومت مصر برای تو دشوار بود . بعدها نیز اوضاع مصر نابسامان شد و معاویه مصر را گرفت.
    حضرت علی (ع) به انتخاب مردم در یک چهارچوبی توجه می‌کردند. اما نمونه‌ای متفاوت با این موضوع، حکومت شام است. مردم شام، معاویه را برای حکومت می خواستند. حضرت در پاسخ فرمودند من یک روز هم حکومت را به معاویه نمی‌دهم.
    حکومت حضرت علی(ع) ، نه حکومت دیکتاتوری است و نه حکومت لیبرال دموکراسی و حاکم اسلامی موظف است به نظر مردم در محدوده‌‌ای خاص توجه نماید.

  • چکاندن قطره در چشم یا گوش یا بینی، آیا مبطل روزه است؟

    الف. قطرۀ بینی اگر به حلق برسد، روزه را باطل می‌کند (حضرت امام و آیات عظام سیستانی، مکارم).
    ب. قطرۀ چشم و گوش:
    ۱. اگر طعم یا بویش به حلق برسد: روزه را باطل نمی‌کند (حضرت امام و آیات عظام سیستانی، مکارم).
    ۲. اگر عینش به حلق برسد بدون‌استهلاک: روزه را باطل نمی‌کند (حضرت امام وآیه الله سیستانی). بنا بر احتیاط واجب، روزه را باطل می‌کند (آیت‌الله‌مکارم).

  • آیا تزریق آمپول و سرم و خون، روزه را باطل می‌کند؟

    اقسام تزریقات، روزه را باطل نمی‌کند (آیه الله سیستانی).
    اقسام تزریقات، روزه را باطل نمی‌کند؛ ولی از تزریق در رگ مطلقاً پرهیز شود (آیت‌الله‌مکارم).
    آمپول بی‌حس‌کننده و دارویی اشکال ندارد؛ ولی از آمپول غذایی:
    ۱. بنا بر احتیاط واجب خودداری کند (حضرت امام).
    ۲.احتیاط واجب آن است که روزه‌دار از آمپول‌های مقوی یا مغذی و هر آمپولی که در رگ تزریق می‌شود و نیز انواع سرم‌ها خودداری کند و همچنین تزریق خون نیز بنا بر احتیاط واجب، مبطل روزه است؛ ولی آمپول بی‌حس‌کننده و آمپول دارویی که درعضله تزریق می‌شود، اشکال ندارد (رهبر معظم انقلاب).

  • خواب‌ماندن جنب همراه تصمیم بر غسل‌کردن

    الف. خواب اول
    اگر شخص در شب ماه رمضان در بیداری جنب شود و بخوابد درحالی‌که تصمیم داشته است قبل از اذان غسل کند، ولی خواب بماند، حکم روزه‌اش چیست؟
    اگر احتمال می‌داده است بیدار می‌شود، روزه‌اش صحیح است (حضرت امام و آیه الله مکارم).
    اگر اطمینان داشته است بیدار می‌شود، روزه‌اش صحیح است (آیه الله سیستانی).
    ب. خواب غیراول
    شخص جنب در شب ماه رمضان از خواب دوم یا بیشتر بیدار می‌شود و دوباره می‌خوابد درحالی‌که تصمیم داشته است قبل از اذان غسل کند؛ ولی خواب می‌ماند. روزه‌اش چه حکمی دارد؟
    اگر احتمال می‌داده است که بیدار می‌شود، فقط باید روزۀ آن روز را قضا کند و کفاره بر او واجب نمی‌شود (حضرت امام).
    اگر اطمینان داشته است بیدار می‌شود، باید روزۀ آن روز را قضا کند و کفاره بر او واجب نمی‌شود (آیه الله سیستانی).

  • آیا روزۀ ماه رمضان بر دخترانی که تازه به سن بلوغ رسیده‌اند یا کسانی‌که کارهای سخت دارند، واجب است؟

    چنانچه روزه‌گرفتن در ماه مبارک رمضان برای آنان ضرر معتنابهی دارد و موجب مریض‌شدن آنان می‌شود یا خوف مرض دارند، احکام مریض درخصوص آنان جاری می‌شود؛ اما اگر روزه‌گرفتن برای آنان ضرر ندارد، ولی به‌علت مثلاً طولانی‌بودن روز و شدت گرما اتمام روزه بر آنان حَرَجی است و مشقّتی فوق‌العاده دارد که عادتاً تحمل‌پذیر نیست، باید روزه بگیرند. هنگامی‌که به‌علت ضعف شدید یا احساس تشنگی زیاد، ادامۀ روزۀ ماه مبارک رمضان بر آنان حَرَجی شد، می‌توانند آب بیاشامند یا غذا بخورند؛ ولی روزۀ آن‌ها باطل می‌شود و باید در بقیۀ روز نیز از انجام کاری که روزه را باطل می‌کند، خودداری کنند (تمام مراجع عظام تقلید).
    اما دربارۀ مقدار خوردن و آشامیدن:
    بنا بر احتیاط لازم، در خوردن و آشامیدن، به‌مقدار ضرورت اکتفا کنند (رهبر معظم انقلاب و آیه الله سیستانی).
    باید در آشامیدن، به‌مقدار ضرورت اکتفا کنند (حضرت امام ).
    نکته مهم :
    اگر شخص روزه‌دار ،آنچه که روزه را باطل می کند را سهواً انجام دهد، روزه‌اش باطل نمی‌شود و فرقی هم بین انواع روزه‌ها نیست (مشهور).

  • کارهایی که روزه را باطل می کند و فقط باید شخص قضای روزه را بگیردو کفاره ندارند

    نکته: اموری که ذکر می‌شود، تفصیل دارد و در بسیاری از حالات بین فقهای عظام اختلاف فتوی وجود دارد که در کتابهای مفصل توضیح داده شده است.
    ۱. قی‌کردن عمدی؛
    ۲. خواب‌ماندن جنب؛
    ۳. کسی‌که مفطری را انجام ندهد؛ ولی نیت روزه نکند یا قصد کند که روزه نباشد یا ریائاً روزه بگیرد؛
    ۴. کسی‌که مفطری را انجام ندهد؛ ولی قصد انجام‌دادن کاری را کند که روزه را باطل می‌کند. این مسئله اختلافی است؛
    ۵. کسی‌که غسل جنابت را فراموش کند و بعد اذان صبح یا در بین روز یا بعد از چند روز متوجه شود؛
    ۶. کسی‌که شک در صبح‌بودن داشته و مفطری را انجام داده و بعد فهمیده صبح بوده است؛
    ۷. کسی‌که به‌واسطۀ تاریکی هوا مفطری انجام داده و بعد فهمیده مغرب نبوده است؛
    ۸. کسی‌که به‌منظور مضمضه برای غیروضو، آب در دهان کرده و آن آب، بی‌اختیار فرو رفته است؛
    ۹. کسی‌که به‌سبب اکراه افطار کرده است؛
    ۱۰. کسی‌که به‌سبب تقیه افطار کرده است؛
    ۱۱. کسی‌که منی از او بدون‌قصد خارج شده است؛
    ۱۲. کسی‌که روزه‌هایش را به‌سبب عذری مثل سفر یا حیض و نفاس یا مریضی نگرفته است؛ به‌خلاف استحاضه که اگر عمداً نگیرد، کفاره هم باید بدهد؛
    ۱۳. امور دیگر که در کتب مفصل فقهی ذکر شده است.

  • راه‌‌های ثابت‌شدن اول ماه

    اولِ ماه به پنج طریق ثابت میشود
    اولین طریق: دیدن ماه
    آنکه خود انسان ماه را ببیند و دیدن باید با چشم معمولی، یعنی با چشم غیرمسلح باشد. بنابراین دیدن با تلسکوپ کافی نیست (حضرت امام و آیات عظام سيستاني ، مکارم).
    آنکه خود انسان ماه را ببیند؛ خواه با چشم عادی ببیند، خواه با چشم غیرعادی. بنابراین دیدن با تلسکوپ نیز کافی است (رهبر معظم انقلاب).
    دومین طریق: یقین یا اطمینان عقلایی
    سومین طریق: شهادت دو مرد عادل
    چهارمین طریق: گذشتن سی روز از اول ماه شعبان
    پنجمین طریق: حکم حاکم

  • فطريه

    وجوب زکات فطره انسان باید فطریه خودش و كسانی راكه درغروب، یا مغربِ شب عید فطر [برحسب اختلاف‌ فتاوا] نان‌خور او هستند؛ پرداخت نماید و تفاوتی ندارد كوچك باشند یا بزرگ، مسلمان باشند یا كافر، دادن‌ِ نفقه وخرج آنها بر او واجب باشد یا نه، در شهر او باشند یا شهری دیگر (مشهور).
    زمان پرداخت زکات فطره
    انتهای پرداخت زكات فطره چه زمانی است؟
    1. کسی که در نماز عید حاضر ‌‌شود:
    الف. باید قبل‌از نماز آن را پرداخت کند (آيه الله مکارم).
    ب. بنابر احتیاط، قبل‌از نماز آن را پرداخت نماید و یا آن را از مال خود جدا نماید
    (مقام معظم رهبری، آيه الله سیستانی).
    ج. بنابر احتیاط، قبل از نماز آن را پرداخت کند (حضرت امام).
    2. کسی که در نماز عید حاضر ‌نشود:
    تا قبل‌از زوال روز عید فطر، زکات فطره را پرداخت نماید (مشهور).

آیا کفاره روزه را باید فوری انجام داد؟