ارسال به دوستان
 
ارسال به دوستان
  • ارسال به دوستان
  • اضافه كردن به ليست دلخواه مرورگر
  • تعیین صفحه پیش فرض مرورگر
  • چاپ
  • آر.اس.اس
  • آمار بازدید
    تعداد بازدید از سایت: 182860911
    تعداد بازدید این صفحه: 378627
    در امروز: 55064

نام ارسال کننده :  
ایمیل ارسال کننده:
نام دریافت کننده :
ایمیل دریافت کننده :  
موضوع ایمیل :
کد تصویری :
 

نظر شما
نام
پست الكترونيک
وب سایت
نظر
×
 
سه شنبه 19/11/1395

 ایدئولوژی و رهبری در انقلاب اسلامی ایران

دو رکنی که در قالب نظریه‌های انقلابی نادیده گرفته شده شاید مهم‌ترین ابعاد انقلاب اسلامی ایران باشند. اسلام و رهبری امام خمینی دو رکنی هستند که به انقلاب اسلامی ایران خاصیتی متمایز بخشیده‌اند. 
ایدئولوژی انقلاب اسلامی
ایدئولوژی انقلاب اسلامی برخاسته از آموزه های اسلامی بود. اسلام‌ به‌ مدد مقوله ‌های‌ نوین، از حالت‌ فرهنگ‌ صرف‌ به‌ حالت‌ اسلام‌ ایدئولوژیک‌ تغییر چهره‌ داده‌ است؛ چهره ‌ای‌ که‌ در آن‌ باورها و پندارهای‌ دینی‌ شکلی‌ حرکت ‌آفرین‌ می ‌یابند و عناصر و تعاریفی‌ تعبیه‌ می ‌شود که‌ همگی‌ انقلابی‌ و برانگیزاننده است. بدین معنا نوعی‌ پیکره ‌‌‌ی اندیشگی‌ و یوتوپیایی‌ از تلقی ‌های‌ یک‌ دین‌ مبارز و ستیزه‌خو طراحی‌ می‌شود[1] و بدین‌ ترتیب‌ در فرآیند انقلاب‌ مذهب‌ به‌ مثابه‌ ی‌ واژگان‌، آیینی جلوه‌ گر شد که‌ نمایش‌ تاریخی‌ یک‌ ملت‌ را، که‌ هستی ‌شان‌ را در مقابل‌ هستی‌ پادشاهان‌ قرار داده‌ بودند، در درون‌ خود جای‌ می ‌داد.

انقلاب‌ ایران ‌بر مدار ارائه ‌‌ی تفسیر تازه‌ ای‌ از یک‌ سلسله‌ مفاهیم‌ اصلی‌ شیعه‌ می ‌گردید «که‌ هدف‌ آن‌ ایجاد نوعی‌ تحرک‌ سیاسی‌ و ظلم‌ ستیزی‌ بود و مسلماً بدون‌ برداشت‌ تازه‌ی‌ تشیع‌ نمی ‌توانست‌ نقشی‌ را که‌ در حوادث ‌سال‌های‌ 1356-1357 بازی‌ می ‌کرد برعهده‌ گیرد.»[2] بدین ترتیب، اسلام‌ شیعی‌ ثابت‌ کرد که‌ ابزار ریشه ‌دار بومی و مانایی برای‌ بسیج‌ یک‌ نهضت‌ فراگیر و‌ مؤثر است‌ و قادر است‌ مفهوم‌ هویت‌ و تاریخ‌، نمادها و ارزش های‌ مشترک‌ را برای‌ رهبری‌ قدرتمند مذهبی- سیاسی‌ و مراکز سازمانی‌ نهضت‌ فراهم‌ آورد.
این‌ ایدئولوژی‌ که‌ ایدئولوگ ‌های‌ اولیه‌‌ ی انقلاب‌ اسلامی‌ ایران،‌ امام‌ خمینی‌ و دکتر علی‌ شریعتی،‌ آن‌ را طرح‌ کرده‌ بودند، بر چند اصل‌ تکیه‌ می‌کرد:

1.تأکید مجدد بر اسلام‌ به‌ مثابه‌ ی‌ شیوه ‌ی‌ زندگی‌ تمام‌عیار؛
2. نفی‌ الگوی‌ غیردینی‌ و غربی‌ جدایی‌ دین‌ از دولت‌؛
3. اعتقاد راسخ‌ به‌ بازگشت‌ قدرت‌ و موفقیت‌ های‌ مسلمانان‌ با برگشت ‌به‌ اسلام و حاکمیت‌ دین‌ الهی‌ به‌ جای‌ سرمایه ‌داری‌ غربی‌ و روسیه‌‌ی ملهم‌ از مارکسیسم‌ و سوسیالیسم‌؛
4. معرفی‌ دوباره‌ی‌ شریعت‌ به‌ مثابه‌ی‌ طرح اسلامی‌ جامعه ‌ای‌ مطلوب‌ دارای ‌اجتماعی‌ عادلانه‌ و اخلاقی‌ از مؤمنان؛‌
5. تمایل‌ به‌ نبرد (جهاد) علیه‌ تمام‌ ناراستی ‌ها (حتی‌ اگر لازمه ‌ی‌ آن‌ تحمل‌ سختی ‌ها و در صورت‌ لزوم‌ به‌ شهادت‌ رسیدن‌ در راه‌ خدا باشد).[3]

رهبری انقلاب اسلامی
امام خمینی (ره) رهبری فکری، مدیریتی و بسیج‌ گرانه‌ ی انقلاب را به عهده داشت. با توجه‌ به‌ وجهه‌ ی‌ روحانی و جذاب امام، که می ‌توان آن را تحت قالب مفهومی «کاریزما» قرار داد،‌ ایشان توانست این ویژگی ‌های بالقوه را (که شاید برخی از آن‌ها نزد افراد و گروه‌ های مبارز دیگر نیز بود) بالفعل سازد.
امام خمینی در ابتدا به نقد حکومت موجود و نفی آن بر مبنای آموزه‌ های اسلام پرداخت. سپس با نومیدی از اصلاح حکومت وقت، راه مبارزه را انقلاب علیه نظام سیاسی موجود تشخیص داد. ترسیم وضعیت آرمانی نیز با نظریه ‌ی ولایت فقیه ایشان صورتی نظری به خود گرفت. نظریه ‌ی ولایت فقیه امام، که در اواخر دهه‌ی چهل عنوان شد، نمود اندیشه‌ای است که خود زمینه ‌ساز حکومت اسلامی در ایران شد. این نظریه که در طی جلسات درس امام در نجف اشرف عنوان شد، جنبه ‌ی ایجابی مبارزه‌ ی امام در مقابل شاه بود که در تبعید ارائه شد. هرچند سابقه‌ی این نظریه به «عوائدالایام» ملا احمد نراقی بازمی‌ گشت که برای نخستین بار به آن صبغه ‌ای سیاسی-حکومتی بخشیده بود، اما امام نخستین فقیهی بود که نه تنها لزوم حکومت اسلامی، بلکه راهکار اجرایی آن را نیز لازم می ‌دانست.
فقیهان دیگر تمهید مقدمات حکومت را به مثابه ‌ی شرط وجوب می‌ دانستند (همچنان که اگر استطاعت حاصل شود، حج واجب می ‌شود.) اما امام در حکم شرط واجب، از قبیل وضو برای نماز، تمهید مقدمات و آماده کردن شرایط انقلاب را برای اقامه‌ ی حکومت اسلامی واجب دانست و انقلاب کرد. بدین ترتیب، امام‌ رسالت‌ تشکیل‌ مدینه ‌ی‌ فاضله ‌ای‌ داشت‌ که‌ حکومت‌ جهانی‌ اسلام‌ بود. آن‌ زمان‌ مخاطبان‌ می ‌انگاشتند اکنون که‌ امام‌ خمینی‌ رهبر انقلاب‌ است‌ هم‌ طرح‌ کلی‌ و اجمالی ‌آینده‌ی‌ حکومت‌ را بیان‌ می‌کند و هم‌ در حوادث‌ روزمره‌‌ راهنمای‌ قوم‌ است.[4]
پس از پیروزی انقلاب و زمانی که امام در رأس حکومتی انقلابی و اسلامی قرار گرفت، شأن ایجابی و تأسیسی آموزه‌های دینی خود را نشان داد و باعث تقویت اعتماد مردم به حکومت گردید. همین امر باعث می‌شد تا مردم هم‌بسته‌تر گردند و از آنجا که امام را به عنوان کسی می‌شناختند که منافع دنیوی و اخروی آن‌ها را در نظر دارد، به هم نزدیک‌تر شدند.
افزون بر این، ایشان با تأکید بر هم‌بستگی و وحدت بین همه‌ی اقشار و ذکر نمونه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های بسیاری از بزرگان و علمای دینی، به تقویت اعتماد جامعه می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌پرداخت. از آنجا که مردم ایران خود دارای علقه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های مذهبی بودند و مذهب به عنوان یک جنبه‌ی هویتی آن‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها مطرح بود، امام با تأکید بر حفظ و تقویت این هنجارها، به خصوص با تأکید بر آموزه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های مذهبی و اجرای آن‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها از یک سو، یکی از جنبه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های مهم هویتی ایرانیان را برجسته کرد و از دیگر سو، سلب اعتماد آن‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها از منابع هنجارساز رسمی پهلوی و عدم اجرای قوانین آن را موجب شد.
پس از پیروزی انقلاب و زمانی که امام در رأس حکومتی انقلابی و اسلامی قرار گرفت، شأن ایجابی و تأسیسی آموزه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های دینی خود را نشان داد و باعث تقویت اعتماد مردم به حکومت گردید. همین امر باعث می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شد تا مردم هم‌بسته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تر گردند و از آنجا که امام را به عنوان کسی می‌شناختند که منافع دنیوی و اخروی آن‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها را در نظر دارد، به هم نزدیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تر شدند. در واقع اطلاعات و آگاهی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هایی که امام از طریق سخنرانی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها و بیانیه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های خود در اختیار مردم می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گذارد، در راستای تأکید بر هم‌بستگی و وحدت بین همه‌ی اقشار و دعوت نمودن از آن‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها و استفاده از نمادها و شخصیت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های مذهبی بود که موجبات تقویت اعتماد اجتماعی را فراهم می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نمود.
در واقع اهمیت نقش و جایگاه مذهب در اندیشه‌ی امام باعث شده بود تا راهبردهای مبارزاتی ایشان آمیخته با نگرش مذهبی باشد. بدین ترتیب، «گفتاری که امام خمینی به عنوان یک رهبر انقلابی برگزیده بود، چنان کلی، جامع و شامل بود که همه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی گروه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های مبارز، خود را در آن متبلور و مجسم می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌یافتند. به عنوان نمونه، همگان در این شعار که «شاه باید برود» و «سلطنت از اساس غیرقانونی است» آن‌چنان به باورهای مشترک دست یافته بودند که در آن شک و تردیدی روا نمی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌داشتند.[15]

 
* حسین صادقی؛پژوهشگر و کارشناس ارشد علوم سیاسی/ انتهای متن


-----------------------------------
پی نوشت ها:
1- محسن خلیلی، پیدایی و پایایی تئوریک انقلاب اسلامی، آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی، مشهد، نشر سنبله، 1385،ص 74.
2- حمید عنایت‌، «انقلاب اسلامی» مذهب در قالب ایدئولوژی سیاسی، سعید الهی، امیر، فصلنامه‌ی اطلاعات سیاسی و اقتصادی، شماره‌ی 137 و 138، بهمن و اسفند 1377، ص 137 و 138.
3- جان اسپوزیتو، انقلاب ایران و بازتاب جهانی آن، تهران، انتشارات باز، 1382، ص 49.
4- رضا داوری،‌ انقلاب اسلامی و وضع کنونی آن، تهران، مرکز فرهنگی علامه طباطبایی، 1361، ص 98.
5- محسن خلیلی، پیدایی و پایایی تئوریک انقلاب اسلامی، ص 99.
6- بخشی از دیالوگ مفتش تأمینات در سریال «هزاردستان»، اثر ماندگار مرحوم علی حاتمی.
 
کلید واژه ها:
انقلاب اسلامی ایران , ایدئولوژی و رهبری , اسلام و رهبری 

نظر شما
نام
پست الكترونيک
وب سایت
نظر
بيشتر
نسخه قابل چاپ
بیانات  مقام معظم رهبری در مراسم بیست و هشتمین سالروز رحلت حضرت امام خمینی (رحمه‌الله)
صفحه ویژه انقلاب
ویژه نامه 57 ریشتر
انقلاب‌اسلامی‌ایران، فرصت‌ها و تهدیدها
نقش شخصیت امام (ره) در شکل گیری انقلاب اسلامی ایران
ارتباط با ما
نشانی: مشهد مقدس، حرم مطهر امام رضا علیه السلام، صحن جامع رضوی، ایوان غربی
تلفن: 32212008-051
فکس: 32003552-051
صندوق پستی: 91735/517
ایمیل: razavi@aqr.ir 
 
 
گسترش معنویت در دنیای مدرن و استشمام شمیم خوش تفکر الهی در قرن ما بی تردید مدیون انقلاب اسلامی در ایران عزیز به رهبری بنیانگذار کبیر انقلاب حضرت امام خمینی (ره) است .
 بی شک درسالهای بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تبلیغ معارف اهل بیت در حرم مطهررضوی رشدی شگرف داشته است . لذا توجه به گسترش فرهنگ انقلاب اسلامی و اندیشه های حضرت امام و مقام معظم رهبری یکی از بخش های مهم پورتال معاونت تبلیغات را تشکیل می دهد .
در این سایت ریشه های انقلاب اسلامی مردم ایران ؛ بیداری ا سلامی؛ نقش انقلاب در گسترش معارف اهل بیت و سایر موضوعات از این دست مورد توجه و دقت خواهد بود.
 
×