ارسال به دوستان
ارسال به دوستان
  • ارسال به دوستان
  • اضافه كردن به ليست دلخواه مرورگر
  • تعیین صفحه پیش فرض مرورگر
  • چاپ
  • آر.اس.اس
  • آمار بازدید
    تعداد بازدید از سایت: 222856311
    تعداد بازدید این صفحه: 518477
    در امروز: 82392

نام ارسال کننده :  
ایمیل ارسال کننده:
نام دریافت کننده :
ایمیل دریافت کننده :  
موضوع ایمیل :
کد تصویری :
 

نظر شما
نام
پست الكترونيک
وب سایت
نظر
×
شنبه 27/8/1396

 طاغوت ستیزی در سیره امام رضا علیه‌السلام

روش مبارزه سیاسی ائمه اطهار علیهم السلام با طاغوت‌ها، روشی مبتنی بر عقلانیت دینی بود که در آن ضمن تاکید بر خطوط قرمز شریعت، جمود و تحجر در مواضع و رفتارها جایی نداشت، بلکه آن بزرگواران با رصد فعالیت‌ها و مواضع سیاسی مزورانه دشمن، اقداماتی متناسب با آنها اتخاذ می‌نمودند  

خداوند متعال در قرآن کریم در کنار پرستش خویش، طاغوت‌ ستیزی را نیز از ارکان رسالتِ انبیاء الهی می شمرد:

« وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِی کُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ؛ و ﻫﻤﺎﻧﺎ ﺩﺭ ﻫﺮ ﺍﻣﺘﻰ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮﻯﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻳﻢ ﻛﻪ [ ﺍﻋﻠﺎم ﻛﻨﺪ ﻛﻪ ] ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺑﭙﺮﺳﺘﻴﺪ ﻭ ﺍﺯ ﻃﺎﻏﻮت دوری گزنید.»[1]

از همین رو ائمه بزرگوار شیعه- علیهم‌السلام- نیز طاغوت ستیزی را از وظایف اصلی خویش در تبیین و تبلیغِ آموزه‌های دین اسلام دانسته و در این راه جانفشانی‌های فراوانی نمودند.

البته روش مبارزه سیاسی ائمه اطهار علیهم السلام با طاغوت‌ها، روشی مبتنی بر عقلانیت دینی بود که در آن ضمن تاکید بر خطوط قرمز شریعت، جمود و تحجر در مواضع و رفتارها جایی نداشت، بلکه آن بزرگواران با رصد فعالیت‌ها و مواضع سیاسی مزورانه دشمن، اقداماتی متناسب با آنها اتخاذ می‌نمودند.

در میان ائمه شیعه علیهم‌السلام، زندگی سیاسی امام رضا علیه‌السلام با مطرح شدن موضوع ولایت عهدی مأمون، نمایشی خاص از جریان عقلانیت شیعی در مبارزات با طاغوت‌های زمان خویش دارد. موضوعی که تحلیل آن می تواند هدایت‌گر مبارزات سیاسی با طاغوت‌های زمان باشد.

همان‌گونه که اشاره شد بعضی از افراد تحجر و جمودِ رفتاری خویش را به عنوان خطوط قرمز شریعت برشمرده و عدول از مواضع ثابت خویش‌را به عنوان عدول و گذر از حدود شریعت تعریف می‌کنند، متأسفانه در مسئله قبول ولایت عهدی امام رضا علیه‌السلام نیز بعضی آن را به معنای تأیید حکومت طاغوتی بنی‌عباس تفسیر نموده و از این رو اعتراض‌های فراوانی به امام رضا ‌ علیه‌السلام صورت گرفت. ولی آن حضرت با روش‌های مختلف بر این نکته تأکید نمودند که تلازمی میان قبول ولایت عهدی و تأیید سیاست‌های طاغوتی مأمون و بنی‌عباس نیست، بلکه حتی سیاستِ عمیق امام در پذیرش این ولایت‌عهدی- که آن مشروط به عدم دخالت در عزل و نصب‌ها و امور اجرایی و تعیین قوانین نمودند- چنان مأمون را سرخورده نمودکه چاره‌ای جز به شهادت امام علیه‌السلام ندید.

حقیقت این‌که امام با شرط نمودن عدم دخالت در امور حکومتی برای قبول ولایت‌عهدی[2]، از تأیید رفتارهای حکومت مأمون برائت جستند، ولی در ضمن، این فرصت را فراهم ساختند تا امت اسلامی از وجود پربرکت ایشان بهره ببرد. آن گونه که آن حضرت در مدت کوتاه ولایت‌عهدی خویش فرصتی یافت تا به وظایف آسمانی خویش در هدایت امت اسلامی با فراغ بال بیش‌تری عمل کند و از جمله، با علما و بزرگان به گفتگوی علمی بنشیند و انحرافات آنان را گوشزد کند. برگزاردن نماز پرشکوه عید فطر به امامت امام رضا - علیه‌السلام- که مأمون چاره‌ای ندید جز آنکه اقامه نماز را در همان آغاز ممنوع سازد، و نماز باران امام- علیه‌السلام-که به بارش باران انجامید و آتش محبّت ایشان را بیش از پیش در دل مشتاقان شعله‌ور ساخت، از فعّالیت‌های این دوره است.

با این حال امام علیه‌السلام در این مسیر از خرده‌گیری‌ها و نکوهش بعضی افراد ساده‌دل و مقدس‌نمای شیعه به دور نبود[3] و برای رفع استبعداد و کوته‌نظری های آنان، موضوع ولایت‌عهدی خویش را با موضوع وزارت و مسئولیت اقتصادی حضرت یوسف علیه السلام در حکومت فرعون مصر مقایسه می‌نمودند.[4] همچنین امام رضا- علیه‌السلام- در پاسخ «محمد بن عرفه » که دلیل قبول ولایتعهدی را پرسید؟ فرمود: به همان دلیل که جدم امیرالمؤمنین داخل شدن در شورای شش نفره را پذیرفت [من نیز ولایتعهدی را پذیرفتم.].[5] حقیقت این‌که ائمه شیعه در مبارزات سیاسی با طاغوت‌ها دو موضوع را همواره در نظر می‌گرفتند: موضوع اول در نظر گرفتن خطوط قرمز و اصول و ارکان اسلام بود و موضوع دوم در نظر گرفتن خیر و مصلحت امت اسلامی بود. از این رو با وجود آن که امام علی و امام حسن علیهما‌السلام در راستای حفظ امت اسلامی از خطرها و جلوگیری از سوء استفاده دشمن از تفرقة میان مسلمانان، از خلافت و حاکمیت ظاهری خویش بر مسلمانان گذشتند، ولی تحریف ارکان اعتقادی اسلام و اضمحلال فرهنگی آن موجب شد تا امام حسین به قیام علیه یزید پرداخته و بفرمایند: «وَ عَلَى الاِسْلامِ، السَّلامُ إِذْ قَدْ بُلِیَتِ الاُمَّةُ بِراع مِثْلَ یَزِیدَ[6]؛ هنگامى که امّت اسلامى به زمامدارى مثل یزید گرفتار آید، باید فاتحه اسلام را خواند!»

همچنین از جمله مبارزات سیاسی امام رضا علیه‌السلام در این دوران می‌توان به تذکر مسیر انحراف حکومت اسلامی و بازگشت دادن خلافت مسلمانان به جایگاه اصیل و الهیش دانست. متأسفانه در عصر اموی و عباسی همراه با انحراف بیش از پیش جایگاه خلافت اسلامی، دین نیز از عرصه اجتماعی رنگ باخت و حکومت‌های باطل آن را به مثابه سنت‌های عبادی و فردی درآورند. از این رو  آن حضرت در حدیث معروف «سلسلة الذهب»[7] خطاب به مردم نیشابور این گونه روایت نمودند:  

«پدرم، موسی بن جعفر الکاظم، برای من روایت کرد از قول پدرش، جعفر بن محمد الصادق، از قول پدرش، محمد بن الباقر، از قول پدرش، علی بن الحسین زین العابدین، از قول پدرش، حسین بن علی که در سرزمین کربلا شهید شد، از قول پدرش، امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب که در کوفه شهید شد، از قول برادر و پسر عمویش، محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم، از قول جبرئیل، که خداوند فرمود:

«لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ حِصْنِی فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِی أَمِنَ مِنْ عَذَابِی؛کلمه توحید (لا اله الا الله) دژ و حصار محکم من است. هر کس آن را بگوید، داخل حصار من شده و هر کس داخل قلعه و حصار من شود، از عذاب من در امان است.»

در این هنگام کجاوه امام به راه افتاد، ولی امام اشاره کرد کجاوه را نگه دارند و ندا داد: «بِشُرُوطِهَا وَ أَنَا مِنْ‏ شُرُوطِهَا» (اما در صورتی که به شرط‌های آن عمل شود، و من یکی از آن شرط‌ها هستم.)[8]

همچنین آن حضرت در خطبه‌ای[9] در قبول ولایت عهدی، از مردم خواستند که در قبال قبول ولایت عهدشکنی نکنند و با اشاره با نادیده گرفته شدن حق امیرالمؤمنین- علیه‌السلام- در جانشینی پیامبر‌- صلی الله علیه‌ و آله- فرمودند:

چنان که در گذشته این کار صورت گرفت [حرمت وصایت رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله نگهداشته نشد] و شخص وصىّ بر آن نابکاری‌ها و اعمال خلاف صبر نمود و پس از آن‌هم در دوران قدرت متعرّض آن نشد از بیم آنکه مبادا تفرقه ایجاد شود و اسلام سست گردد، و رشته وحدت و اتّحاد مسلمین بگسلد زیرا که افکار زمان جاهلیّت در مغزها باقى بود و بدان نزدیک و قریب العهد بودند، و منافقین کاملا کمین کرده و در راه یافتن فرصت نشسته بودند تا دستاویزى پیدا کرده و شرّ بپا کنند، و اکنون هم نمى‏دانم سرانجام با من و شما چه رفتارى خواهد شد، قلم قضا نیست مگر بدست خدا و او بدرستى آشکار سازنده حقّ است و بهترین فصل‏کننده و جدا سازنده حقّ از باطل است.[10]

پررنگ نمودن موضوع قیام امام حسین علیه‌السلام و تأکید بر عزاداری و احیای یاد شهدای کربلا موضوع دیگری است که امام رضا علیه‌السلام از آن برای جریان داشتن روحیه طاغوت ستیزانه در میان امت اسلامی و شیعه بهره می برند. آن‌گونه که سخنان و روایات فراوانی از آن حضرت در این باره بیان شده است.‌آن حضرت ضمن توصیه به بزرگداشت عزاداری ماه محرم می‌فرمایند:

«یَا ابْنَ شَبِیبٍ إِنْ کُنْتَ بَاکِیاً لِشَیْ‏ءٍ فَابْکِ لِلْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیهما السّلام؛ اى ابن شبیب! اگر می‌خواهی گریه کنى، بر حسین بن علىّ ابن ابی طالب علیهما السّلام گریه کن!»[11]

حاصل سخن این‌که زندگی سیاسی امام رضا علیه‌السلام نمایشی خاص از عقلانیت سیاسی و مذهبی شیعه است که باید بیش از پیش به تحلیل آن پرداخت و اصول و روش‌های مبارزاتی شیعه را با استفاده از آن تدوین نمود.

 




[1]. نحل: 36

[2]. همان، ص315. همچنین گفته شده است امام – علیه‌السلام- این شرط ها را در پذیرش ولایت‌عهدی قرار داده بود: ۱. در امر و نهی حکومت دخالت نکند؛ ۲. فتوا ندهد؛ ۳. قضاوت نکند؛ ۴. در عزل و نصب شرکت نجوید؛ ۵. امور و سنن دینی را جابه جا نکند. رک: کشف الغمة فی معرفة الأئمة،ج‏2، ص 276: (فَقَالَ لَهُ الرِّضَا علیه السلام فَإِنِّی أُجِیبُکَ إِلَى مَا تُرِیدُ مِنْ وِلَایَةِ الْعَهْدِ عَلَى أَنَّنِی لَا آمُرُ وَ لَا أَنْهَى وَ لَا أُفْتِی وَ لَا أَقْضِی وَ لَا أُوَلِّی وَ لَا أَعْزِلُ وَ لَا أُغَیِّرُ شَیْئاً مِمَّا هُوَ قَائِمٌ فَأَجَابَهُ الْمَأْمُونُ إِلَى‏ ذَلِکَ کُلِّه‏)

 

[3]. شیخ صدوق، عیون أخبار الرضا علیه‌السلام، ترجمه غفارى و مستفید،ج‏2، ص308.

[4]. شیخ صدوق، عیون أخبار الرضا علیه السلام،ج 1، ص52.

[5]. شیخ صدوق، عیون أخبار الرضا علیه‌السلام، ترجمه غفارى و مستفید، ج‏2، ص315.

[6]. ملهوف (لهوف)، ص 99 و بحارالانوار، ج 1، ص 184.

[7]. یعنی(سلسله‌ی طلا)؛ این نام گذاری بدان خاطر است که راویان آن حدیث همه از معصومین (رسول خدا و ائمه ) و جبرئیل علیهم السلام هستند.

[8]. شیخ صدوق، الأمالی، ص235.

[9]. شیخ صدوق در عیون اخبار الرضا علیه‌السلام، روایت کرده است که هنگامی مردم اجتماع کرده و به ایشان تهنیت مى‏گفتند، حضرت به آنان اشاره کرده سکوت کنند، و سپس بعد از استماع تهنیت به آنان این سخنان را فرمود. ولی در منابع دیگر آمده است که حضرت این سخنان را به خط مبارکشان در پشت حکم ولایت‌عهدی که مأمون نوشته بود، ایراد فرمودند. اگرچه جمع این دو سخن نیز ممکن است. (رک: شیخ صدوق، عیون أخبار الرضا علیه‌السلام، ترجمه غفارى و مستفید،ج‏2، ص 329 و ابن شهرآشوب، مناقب آل أبی طالب علیهم السلام، ج‏4، ص365.

[10]. شیخ صدوق، عیون أخبارالرضا علیه السلام، ترجمه غفارى و مستفید، ج‏2، ص329؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل أبی طالب علیهم السلام، ج‏4، ص365 و محمد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج‏49، ص153.

[11]. شیخ صدوق، عیون أخبار الرضا علیه السلام، ترجمه غفارى و مستفید، ج‏1، ص 605.

 

 
  
تعداد بازدید : 357
 

نظر شما
نام
پست الكترونيک
وب سایت
نظر
بيشتر
نسخه قابل چاپ
ارتباط با ما
نشانی: مشهد مقدس، حرم مطهر امام رضا علیه السلام، صحن جامع رضوی، ایوان غربی
تلفن: 32212008-051
فکس: 32003552-051
صندوق پستی: 91735/517
ایمیل: razavi@aqr.ir 
 
 
گسترش معنویت در دنیای مدرن و استشمام شمیم خوش تفکر الهی در قرن ما بی تردید مدیون انقلاب اسلامی در ایران عزیز به رهبری بنیانگذار کبیر انقلاب حضرت امام خمینی (ره) است .
 بی شک درسالهای بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تبلیغ معارف اهل بیت در حرم مطهررضوی رشدی شگرف داشته است . لذا توجه به گسترش فرهنگ انقلاب اسلامی و اندیشه های حضرت امام و مقام معظم رهبری یکی از بخش های مهم پورتال معاونت تبلیغات را تشکیل می دهد .
در این سایت ریشه های انقلاب اسلامی مردم ایران ؛ بیداری ا سلامی؛ نقش انقلاب در گسترش معارف اهل بیت و سایر موضوعات از این دست مورد توجه و دقت خواهد بود.
 
×