.
.

دلنوشته/چهارشنبه 9/8/13972018-10-31T08:56:23+03:30

 مهربانی میراث قبیله ی شماست

آمده ام ضامنم شوید، تا برای همیشه دست صیاد گناه از سرم کوتاه شود.
دلنوشته/پنجشنبه 26/7/13972018-10-18T09:51:42+03:30

 این همه آشنا و غریب!

بابا چرا به امام رضا (ع) می گویند امام رضای غریب؟
دلنوشته/چهارشنبه 18/7/13972018-10-10T10:13:53+03:30

 این جا خانه امید است

مقابل پنجره ی فولاد به ندبه می نشینم و تمام آرزوهایم را با سرانگشتانم بر سنگ فرش های صحن حک می کنم.
دلنوشته/يكشنبه 1/7/13972018-09-23T15:54:24+03:30

 هوشیار باش

من چقدر بی انصافم اگر پشت پنجره ی فولاد که دریچه ی ملکوت است، بایستم و آب نشوم از شرم
دلنوشته/چهارشنبه 7/6/13972018-08-29T07:50:13+04:30

 پیام رسان غدیر زمان خود باشیم

تا برپایی قیامت این سخن را حاضران زمین به غایبان برسانند و پیام رسان غدیر باشند
دلنوشته/يكشنبه 14/5/13972018-08-05T15:30:09+04:30

 پس کو آن همه دلتنگی و حرف؟

حالا دوباره روبروی گنبد روشنی بود که تماشایش برای او آرامش داشت و او مانده بود که پس کو آن همه دلتنگی و حرف؟
دلنوشته/سه‌شنبه 9/5/13972018-07-31T12:32:18+04:30

 آن روزها

یونس که حجره را می‌بست، دوتایی می‌آمدیم زیارت.
دلنوشته/چهارشنبه 27/4/13972018-07-18T10:47:40+04:30

 مشهدالرضا، کانون عاشقی ست

تا چشم باز می‌کنی، این میانه‌ای. میانه ‌های آرامش، حرم.
12345678910...>>>
نسخه قابل چاپ