• درباره ما
    معرفی معاونت تبلیغات و ارتباطات اسلامی
    معرفی معاونت تبلیغات و ارتباطات اسلامی

    رضوان علم ، منظومه ای زیباشناسانه در تماشای انسان اشرف در آینه تمام نمای هستی است برای میل به بینهایت مطلق همراه با کملین و پیوستگان تا حقیقت مسجود بودن را در قوسین خلقت در بازگشت از هبوط به نظاره بنشیند . همراه با رضوان نظاره گر باشیم .

     
    ×
  • تماس با ما
    شما می توانید با پر کردن فرم زیر، ما را از نظرات خود در مسیر بهبود کیفیت این وب سایت مطلع سازید:

    فرم ارتباط با ما
    * نام و نام خانوادگي
    * پست الكترونيك
    * نظر
    کد امنیتی
     
     
    امتیاز دهی
     
     

    ×
راهنما
بازگشت به خانه

درگاه خدمات فرهنگی تبلیغی حرم مطهر امام رضا علیه السلام | رضوان علم


  • فرم ثبت اطلاعات
    * نام و نام خانوادگی * شماره موبایل
    * نام استان * ایمیل
    نام شهرستان نام شهر در خارج از كشور
    تاريخ ثبت
     
    امتیاز دهی
     
     

    ×
  •  
  •  
  •  
  •  

ویژه نامه ها

اوقات شرعی

  اذان صبح
  طلوع خورشید
  اذان ظهر
  غروب خورشید
  اذان مغرب
اوقات به افق :


صفات ذات الهی از منظر امام رضا (علیه السلام)

کامران اویسی، دکتری تفسیر تطبیقی دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم قم، عضو هیأت علمی مؤسسه آموزش عالی آل طه تهران
 
چکیده
حدیث دهم از باب احادیث توحیدی امام هشتم در کتاب عیون أخبار الرضا (علیه السلام) آمده است که اشاره به صفات ذاتی خداوند متعال و تحذیر از افتادن در تشبیه و خروج از ولایت ائمه (علیهم السلام) دارد. این حدیث با توجه به بررسی های صورت گرفته ضعیف السند بوده؛ زیرا دو راوی آن مهمل بوده، اما از لحاظ محتوایی با برخی احادیث دیگر و اعتقادات امامیه هم خوانی دارد؛ زیرا زیادت صفات بر ذات را نفی کرده است؛ گرچه احتمال عدم پذیرش نظریه عینیت صفات با ذات نیز وجود دارد.
واژگان کلیدی: امام رضا (علیه السلام)، صفات ذات، صفات فعل، روایت توحیدی، عینیت صفات
 
مقدمه
اهمیت مسائل اعتقادی آن چنان است که آگاهی نسبت به آن را فقه اکبر نامیده اند. (إشارة السبق إلى معرفة الحق، حلبی، ص4؛ شرح المقاصد، تفتازانی، ج1، ص164) اهمیّت حدیث حضرت رضا (علیه السلام) با توجه به اعتقادی بودن و نقل آن در تفسیر "نورالثقلین" در ذیل برخی آیات روشن است. (ر.ک: تفسیر نور الثقلین، عروسى حویزى، ج2، ص707) مسأله مورد مطالعه با تکیه بر حدیث نامبرده این است که آیا روایت در صدد پاسخ به شبهه اعتقادی خاصی است؟ تبیین پاسخ مذکور در حدیث کدام است؟ روش مطالعه منبع شناسی روایت، بررسی رجال سند و دلالت حدیث است که یک روش تحقیق توصیفی با رویکرد مطالعه کتابخانه ای است.
 
متن و ترجمه روایت عبارت است از:
«حدثنا علی بن أحمد بن محمد بن عمران الدقاق رضی الله عنه قال حدثنا محمد بن أبی عبدالله الکوفی عن محمد بن إسماعیل البرمکی قال حدثنا الفضل بن سلیمان الکوفی عن الحسین بن خالد قال سمعت الرضا (علیه السلام) یقول لم یزل الله تعالى عالما قادرا حیا قدیما سمیعا بصیرا فقلت له یا ابن رسول الله إن قوما یقولون لم یزل الله عالما بعلم و قادرا بقدرة و حیّا بحیاة و قدیما بقدم و سمیعا بسمع و بصیرا ببصره فقال (علیه السلام) من قال ذلک و دان به فقد اتخذ مع الله آلهة أخرى و لیس من ولایتنا على شیء ثم قال (علیه السلام) لم یزل الله عز و جل علیما قادرا حیا قدیما سمیعا بصیرا لذاته تعالى عما یقولون المشرکون و المشبهون علوا کبیرا»: حسین بن خالد گوید: شنیدم که امام فرمود: خداوند همیشه، عالم، قادر، حىّ، قدیم، شنوا و بینا بوده است. راوى گوید: پرسیدم: بعضى مى گویند: خداوند همیشه با علم، عالم بوده، و با قدرت قادر بوده و با حیات زنده بود و با قدم قدیم بوده و با شنوایى شنوا بوده و با بینایى بینا بوده است؛ حضرت فرمود: هرکس چنین حرفى بزند و به آن معتقد باشد، در واقع به همراه خدا، به خدایان دیگرى قائل شده است و چنین شخصى از دوستان ما محسوب نمى شود. سپس فرمود: خداوند همیشه به ذات خود عالم، قادر، حىّ، قدیم، شنوا، بینا بوده است، خداوند بالاتر از آن است که مشرکین و تشبیه کنندگان مى گویند. (عیون أخبارالرضا (علیه السلام)، صدوق، ج1، ص119)
 
خداوند به ذات خود عالم و قادر و حیّ است.
 
1- بررسی اجمالی رجال سند
علی بن احمد بن موسی الدقاق توسط شیخ صدوق، ترضّی شده است. (التوحید، صدوق، ص140) کتب رجالی او را از مشایخ صدوق دانسته اند. (معجم رجال الحدیث، خویی، ج12، ص278) اما ظاهر این است که عبارات دعایی شیخ صدوق در مورد علی بن احمد نظیر رضی الله عنه یا رضوان الله علیه دلالت بر مدح دارد و از توثیق خبری نیست.
محمد بن ابی عبدالله، همان محمد بن جعفر الاسدی (منتهی المقال، حائری مازندرانی، ج5، ص29-30) و ثقه است چنان که رجالیون تصریح کرده اند از ابواب و نواب عامه حضرت ولی عصر (عجل الله فرجه الشریف) بوده است. (رجال ابن داود، حلی، ص302) حتی با اینکه در نسخه های موجود دیده نشد که شیخ طوسی وی را توثیق کند اما به نقل برخی، شیخ طوسی وی را از ثقات دانسته است. (منتهی المقال، حائری مازندرانی، ج7، ص484)
محمد بن اسماعیل البرمکی احتمالاً ابوالحسن الرازی باشد (معجم رجال الحدیث، خویی، ج22، ص123) کهنجاشی او را ثقه و مستقیم دانسته است. (رجال نجاشی، نجاشی، ص341)
در مورد فضل بن سلیمان - جز برای فضل بن سلیمان بغدادی و مدائنی - چیزی در کتب رجال نیامده است. در مورد بغدادی آمده است که او کاتب عباسیان بوده و از امام صادق و امام کاظم علیهما السلام روایت کرده است. (رجال النجاشی، نجاشی، ص306) آیت الله خویی احتمال داده اند مدائنی همان فضیل بن سلیمان مدائنی از اصحاب امام صادق علیه السلام باشد. (معجم رجال الحدیث، خویی، ج14، ص307) ابن داود، کاتب بغدادی را مهمل می داند. (رجال ابن داود، حلی، ص272) یعنی در مورد او توصیفی در کتب رجالی نیست. (فرهنگ اصطلاحات علم الحدیث، زبری قاینی، ص45) از آنجا که توثیق همه اصحاب امام صادق علیه السلام معلوم نیست (معجم رجال الحدیث، خویی، ج1، ص55)؛ لذا مهمل بودن فضل بن سلیمان با توجه به عدم وجود قرینه ای بر توثیق وی، محرز است.
اما حسین بن خالد، آیا حسین بن خالد خفاف ثقه است یا صیرفی؟ وثاقت صیرفی ثابت نیست؛ زیرا با توصیه امام رضا (علیه السلام) در مورد التزام به عافیت مخالفت کرد. (عیون أخبارالرضا (علیه السلام)، صدوق، ج2، ص229) اما با توجه به روایاتش در کتاب التوحید صدوق (علیه الرحمه) فضلش ظاهر است که می توان از آن مدحش را برداشت نمود. (منتهی المقال، حائری مازندرانی، ج3، ص36)؛ لذا حداقل می توان از حسین بن خالد که بصورت مطلق آمده است، مدح وی را استنباط نمود. سرانجام با توجه به مهمل بودن فضل بن سلیمان، سند حدیث مورد بحث، ضعیف است.
 
در میان رجال سند حدیث، فضل بن سلیمان مهمل است که توصیفی در کتب رجالی ندارد.
 
گرچه این حدیث، مورد نظر قدما بوده است (ر.ک: متشابه القرآن، ابن شهرآشوب مازندرانى، ج1 ص56-57؛ علم الدرایه تطبیقی، مودب، ص48)؛ اما از نظر بررسی سندی از آنجا که نتیجه تابع اخس مقدمات است و همه ی راویان جز فضل بن سلیمان که مهمل است، ثقه یا ممدوح بودند، روایتی ضعیف است.
 
2- بررسی دلالی
در بررسی دلالی می توان به چند بحث اشاره نمود؛ از جمله بررسی نوع صفات مورد بحث در حدیث، رابطه صفات و ذات که در ادامه خواهد آمد.
 
2-1- بررسی نوع صفات مورد بحث در حدیث
این حدیث هم به صفات جمال و کمال (ثبوتیه) و هم به برخی صفاتجلال (سلبیه) اشاره دارد. صفات جمال صفاتی هستند که نشان دهنده ی کمال وجودی خداوند است. (بدایة المعارف الإلهیة فی شرح عقائد الإمامیة، خرازی، ج1، ص43) صفاتی مثل علم و قدرت و حیات از صفات ثبوتیه شمرده می شوند؛ زیرا به وجود کمال و واقعیتی در ذات الهی اشاره می کنند. (سلسله المسائل العقائدیه، سبحانی، ج4، ص7) در این روایت هم به صفات علم، قدرت و دیگر صفات ثبوتیه توجه شده است. البته این دقت نظر لازم است که حتی در نام گذاری این صفات به ثبوتیه یا جمالیه تسامح بکار رفته است؛ زیرا خدا احتیاجی بر اثبات این صفات برای خود ندارد و از روی ضیق مقام تکلم و جهت تبیین مطلب این نام گذاری ها برای صفات خدا صورت میگیرد؛ نه اینکه واقعاً بتوان چیزی را برای خدا اثبات کرد که او طبق برخی روایات مثبَت است. به عنوان نمونه از امام رضا یا امام جواد (علیهما السلام) نقل شده که کمترین درجه معرفت به خدا اقرار به این است که جز او خدائى نیست و مانندى و نظیرى ندارد و قدیم است و پابرجا و ثابت شده، موجود است و گم نشدنى و اینکه محققاً به مانندش چیزى نیست. (الکافی، کلینى، ج1، ص86)[1]

این روایت تلویحاً به صفات سلبیه جلالیه هم اشاره دارد؛ زیرا تقابل بین صفت ثبوتیه با سلبیه، از نوع نقیضان است و اگر عالم باشد، ناعالم نیست. بنابراین به محض ثبوت یک صفت کمالیه، عدم نقیض آن صفت که یک صفت سلبی است، نیز اثبات می شود یعنی اتصاف خدا به وصف عالم بودن، سبب اتصاف او به ناعالم نبودن می گردد.[2](منشور عقاید امامیه، سبحانی، ص55)این سلب کردن هم نوعی احتیاج بر خدا بار می آورد؛ چرا که او را نیازی به سلب از ناحیه ما نیست که او سبوح قدوس است؛ (الکافی، کلینی، ج3، ص482) یعنی در سبوحیت و تنزهش هم قداست دارد و هرچه گفته شود بازهم در تنزیه او قاصر است. علامه مجلسی در معنای "سبوحٌ قدّوس" می گوید: صفات جلالیه صفاتی هستند که دلالت می کنند بر این که خدا اجلّ و برتر از این است که بدانها متصف شود. (سلسله المسائل العقائدیه، سبحانی، ج4، ص8) این صفات نشانه ی نقص و کاستی، عجز و ناتوانی موصوف است و خدا غنی مطلق و منزه از هر نقص و عیب است.
«معنای آن دو یکی است؛ یعنی خدا منزّه است از هرچه سزاوار نیست بدان توصیف شود.» (بحارالأنوار، مجلسی، ج4، ص198)
 
صفات ثبوتیه نشان دهنده ی کمال وجودی خداوند و صفات سلبیه، سلب نشانه های نقص و کاستی و عجز و ناتوانی از اوست.
 
تقسیم بندی دیگری که متکلمین از صفات الهی نموده اند تقسیم صفات به دو دسته ی صفات ذات و فعل است. این تقسیم بندی در کتب برخی محدثین مانند شیخ کلینی، شیخ صدوق نیز غالباً به صورت یک باب به نام "صفات الذات" یا "باب صفات الذات و صفات الأفعال" دیده می شود. (ر.ک: الکافی، کلینی، ج1، ص107؛ التوحید، صدوق، ص139)
مقصود از صفات ذات، صفاتی است که در وصف خداوند به آنها تصور ذات کافی است و به اصطلاح از مقام ذات خداوند انتزاع می شود مانند علم و قدرت و حیات. (فرهنگ معارف اسلامى، جعفری، ج2، ص1107)
روایتی که از آن در این تحقیق بحث می شود صفات ذات را مانند علم، قدرت، حیات، قدیمیت، سمیعیت، بصیریت صراحتاً نام برده است. اگر ذات تصور شود، خدا به این صفات، متصف می گردد. البته منظور از فرض ذات، تعقل ذات نیست زیرا هیچ یک را راهی به خدا نیست پس از این طریق راه برای شناسایی صفات ذات بسته است. خدا معلوم و معروف است اما نه به علم و معرفت بندگان بلکه به خودش. در روایت آمده است که بندگان به سبب نور او به معرفتش راهنمائى شده اند. (الکافی، کلینی، ج1، ص129)
به نظر میرسد صفات ذات را خدا برای خود اختیار کرد تا خلقش او را بخوانند و از وله و حیرانی در این که چگونه مألوه و معبود خود را بخوانند، بیرون آیند. نه اینکه خدا دارای ذاتی باشد و غیر ذاتی که این تقسیم ثنایی خود نوعی تعیّن و تحدّد برای خداست.
صفات ذات، کلماتی است برگرفته از ذات الهی برای اینکه بتوان او را به آنها خواند.
 
2-2- رابطه ذات و صفات الهی
در مورد رابطه ی ذات با صفات ذات، دیدگاه های گوناگونی وجود دارد که به مهمترین آنها اشاره می شود.
 
الف) نظریه نفی صفات: نظریه ی یاد شده به جهم بن صفوان منسوب است که صفات مشترک الهی با مخلوق لازم است انکار شوند. پس توصیف خدا به حیّ و عالم خطاست ولی می توان او را قادر، فاعل و خالق خواند. (ر.ک: اعتقادات فرق المسلمین و المشرکین، رازی، 1413ق: ص69-70)
 
ب) نظریه زیادت صفات بر ذات: اشاعره[3] (ر.ک: رابطه ذات و صفات الهی، احمد وند، ص143- 144) معتقدند صفات الهی، حقایقی متمایز از ذات و متمایز از یکدیگرند و از ازل تا ابد همراه ذاتند. آنها صفاتیه نامیده شده اند.
منشأ دیدگاه اشعری در مورد صفات الهی، این است که از طرفی، اعتقاد بر واقعی بودن صفات باعث می شد که آنها را مانند خدا قدیم شمرد که اشکال تعدد قدماء پیش می آید؛ از طرف دیگر نیز واقعیت صفات را نمی توان انکار کرد، زیرا واجب تعالی نمی تواند از صفات کمال خالی باشد؛ لذا به تناقض گویی افتاده که صفات نه عین ذاتند و نه غیر او. هرچه که عین ذات او نباشد غیر اوست؛ بنابراین صفات باید زائد بر ذات باشند. (ر.ک: همان، ص284)
 
ج) نظریه عینیّت صفات با ذات: اکثر متکلمان و فلاسفه نظریه ی گفته شده را پذیرفته اند. آنها قائلند که همراهی هر حقیقت قدیمی با ذات الهی ممتنع است بنابراین صفات ذاتیه عین ذاتند که از قدیم بودن آنها تعدّد قدیم پیش نمی آید. (ر.ک: بحار الانوار، مجلسی، ج54 ، ص163)
 
د) نظریه حالّیّت صفات: ابوهاشم جبائی معتقد است که صفات الهی حالّ برای واجب استو حالّ یعنی خودش نه موجود است نه معدوم و فقط صفت برای موجود است پس صفات نه زائد بر ذاتند نه عین ذات. (ر.ک: رابطه ذات و صفات الهی، احمد وند، ص144)
 
در حدیث مورد بحث ملاحظه می گردد که اعتقاد به زیادت صفات بر ذات از اموری شمرده شده که انسان را از ولایت امام و به تعبیر دیگر از دایره ی اعتقادی تشیّع بیرون میسازد. البته دیدگاه زیادت صفات، مخصوص اشاعره نبوده زیرا زمان صدور روایت، نشان میدهد که هنوز ابوالحسن اشعری، مؤسس مکتب کلامی اشاعره به دنیا نیامده بود. شهادت ثامن الحجج (علیهم السلام) در سال 203 قمری بوده (ر.ک: الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد، مفید، ج2، ص247) و ابوالحسن اشعری در عصر آن امام همام نبوده است. (ر.ک: مستدرکات أعیان الشیعة، امین، ج5، ص277)
 
مهمترین نظریه ها درباره صفات ذات عبارتند: نفی صفات،زیادت صفات بر ذات،عینیّت صفات با ذات، حالّیّت صفات.
 
3-2- بحث آخر
در کنار دیدگاه مشهور دانشمندان امامیه، سزاوار است به این نکته نیز توجه نمود که برخی روایات، ظهور در نفی صفات از باری تعالی دارد و نشان میدهد هرگونه صفتی، مخلوق خداست. مانند: «کمال توحید، نفی صفات از خداست زیرا هر نوع صفتی شهادت میدهد که او غیر از موصوف است و هر موصوفی نیز شهادت میدهد که غیر از صفت است.» (الکافی، کلینی، ج1، ص140)
بنابراین نمی توان، صفات ذات را نیز عین خدا خواند زیرا هر نوع صفتی غیر از موصوفش و در نتیجه خدا غیر از اوصافش است. مانند کلام حضرت رضا (علیه السلام):
«او خودش و خودش او بود، قدرتش نافذ بود پس محتاج به این نبود که نفس خود را به نامى بنامد ولیکن اسم هایی را براى غیر خویش برگزید که او را بدان ها بخوانند زیرا هرگاه بنامش خوانده نشود، شناخته نخواهد شد.» (التوحید، صدوق، ص192)
در روایتی دیگر آمده است: «معنای اسم، همان صفت برای موصوف است.» (ر.ک: معانی الاخبار، صدوق، ص2)
بنابراین، اسم همان صفت بوده و تفاوت آنها فقط اعتباری است و اسماء الهی همان صفات الهی بوده و همگی حادث و مختار خداوند هستند تا بندگانش او را با آن اسماء بخوانند.
روایات نافی صفات، این را از ساحت الهی نفی می کنند که مثلاً خدا به اعتبار قادر بودن عالم و به اعتبار عالم بودن قادر باشد وگرنه بر عینیت صفات دلالت دارند یعنی خدا و صفاتش چند چیز نیستند؛ بلکه همان خدای عالم، قادر هست و همان خدای حی، عالم و قادر است و یکی بیش نیست.
 
نتیجه گیری
با توجه به مطالب پیش گفته، می توان نتیجه گرفت که روایت مورد بحث از امام رضا (علیه السلام) گرچه ظاهراً دارای سندی ضعیف است؛ اما از لحاظ دلالت با اصول کلامی و اعتقادی مذهب تشیّع کاملاً همخوانی داشته و حتّی ضعف سند، با مدّ نظر قرار دادن روایات مشابهش، قابل جبران است. عبارات نورانی امام رضا (علیه السلام) در روایت یاد شده نشان میدهد که علم و قدرت و حیات و امثال آن از صفات ذات بوده و خداوند در این موارد نیاز و احتیاجی به چیزی برای اقامه ی آنها بر خود ندارد چرا که او ذاتاً علیم و قادر و حی است و هرچه غیر از این باشد تشبیه الهی و یا تعطیل او است.
 
فهرست منابع
- الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد، مفید، محمد بن محمد بن نعمان، چاپ اول، قم، کنگره ی شیخ مفید، 1413ق.
- إشارة السبق إلى معرفة الحق‌، حلبى، ابن ابى المجد على بن حسن‌، چاپ اول، قم، دفتر انتشارات اسلامى، 1414ق.
- اعتقادات فرق المسلمین و المشرکین، رازى، فخر الدین، چاپ اول، قاهره، مکتبة مدبولی، 1413ق.
- بحارالأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، مجلسى، محمدباقر بن محمدتقى، چاپ دوم، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، 1403ق.
- بدایة المعارف الإلهیة فی شرح عقائد الإمامیة، خرازى، محسن، چاپ چهارم، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، 1417ق.
- ترجمه منطق، مظفر، محمدرضا، ترجمه علی شیروانی، چاپ چهاردهم، قم، دارالعلم، 1384ش.
- تفسیر نورالثقلین، عروسى حویزى، عبد على بن جمعه، چاپ چهارم، قم، اسماعیلیان، 1415ق.
- التوحید، صدوق، محمد بن علی بن بابویه، چاپ اول، قم، انتشارات جامعه مدرسین، 1398ق.
- رابطه ی ذات و صفات الهی، احمد وند، معروف علی، چاپ دوم، قم، بوستان کتاب، 1389ش.
- رجال ابن داود، حلی، ابن داود، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، 1383ق.
- رجال النجاشی، نجاشی، احمد بن علی، قم، انتشارات جامعه مدرسین، 1407ق.
- سلسله المسائل العقائدیه، سبحانی، جعفر، بی چا، قم، مؤسسة الإمام الصادق علیه السلام، بی تا.
- شرح المقاصد، تفتازانى، سعدالدین، چاپ اول، قم، انتشارات شریف رضی، 1409ق.
- علم الدرایه تطبیقی، مودب، رضا، چاپ اول، قم، مرکز جهانی علوم اسلامی، 1382ش.
- عیون أخبارالرضا (علیه السلام)، صدوق، محمد بن علی بن بابویه، چاپ اول، تهران، نشر جهان، 1378ق.
- فرهنگ اصطلاحات علم الحدیث، زبری قاینی، محمدحسن، چاپ اول، مشهد، آستان قدس رضوی، 1389ش.
- فرهنگ فرق اسلامى، مشکور، محمدجواد، چاپ دوم، مشهد، آستان قدس رضوى، 1372ش.
- فرهنگ معارف اسلامى، سجادى، جعفر، چاپ اول، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، 1373ش.
- الکافی، کلینى، محمد بن یعقوب، چاپ اول، تهران، دارالکتب الإسلامیة، 1365ش.
- متشابه القرآن، ابن شهرآشوب مازندرانى، چاپ اول، قم، انتشارات بیدار، 1328ش.
- معانی الأخبار، صدوق، محمد بن علی بن بابویه، چاپ اول، قم، دفتر انتشارات اسلامى، 1403ق.
- معجم رجال الحدیث، خویی، ابوالقاسم، چاپ اول، قم، موسسه آل البیت علیهم السلام، 1411ق.
- مستدرکات أعیان الشیعة، امین، حسن، بیروت، دارالتعارف للمطبوعات، 1408ق.
- منتهی المقال، حائری مازندرانی، محمد، چاپ اول، قم، موسسه آل البیت علیهم السلام، 1416ق.
- منشور عقاید امامیه، سبحانی، جعفر، چاپ ششم، قم، موسسه امام صادق علیه السلام، 1389ش.
 
 


پی نوشت ها:
[1]. مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ عَبْدِاللهِ بْنِ الْحَسَنِ الْعَلَوِیِّ وَ عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنِ الْمُخْتَارِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ الْمُخْتَارِ الْهَمْدَانِیِّ جَمِیعاً عَنِ الْفَتْحِ بْنِ یَزِیدَ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ أَدْنَى الْمَعْرِفَةِ فَقَالَ الْإِقْرَارُ بِأَنَّهُ لا إِلَهَ غَیْرُهُ وَ لا شِبْهَ لَهُ وَ لا نَظِیرَ وَ أَنَّهُ قَدِیمٌ مُثْبَتٌ مَوْجُودٌ غَیْرُ فَقِیدٍ وَ أَنَّهُ لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْ‏ءٌ. (الکافی، کلینى، ج1، ص86)
[2]. تقابل نقیضان مانند: انسان و نا انسان، سیاهی و ناسیاهی که همواره یکی از دو نقیض، وجودی و دیگری عدمی یعنی عدمِ همان امرِ وجودی است. (ترجمه منطق، مظفر، ج1، ص78)
[3]. اشاعره، بر پیروان مکتب کلامی ابوالحسن اشعری (260-324ق) اطلاق میشود. (ر.ک: فرهنگ فرق اسلامى، مشکور، ص54)





 
امتیاز دهی
 
 

نسخه قابل چاپ
  • ارسال به دوستان
نام ارسال کننده :  
ایمیل ارسال کننده:
نام دریافت کننده :
ایمیل دریافت کننده :  
موضوع ایمیل :
کد تصویری :
 

مطالب مرتبط

پیوند توحید و ولایت در حدیث رضوی سلسلة الذّهب
  • 1395/11/12 سه شنبه پیوند توحید و ولایت در حدیث رضوی سلسلة الذّهب
    موضوع این نوشتار، بررسی ابعاد محتوایی حدیث متواتر «سلسلة الذّهب» با تکیه حدّاکثری بر فراز «انا من شروطها» است. در این میان، فرض این نوشتار آن است که فراز «انا من شروطها»، گویای شرطیّت ولایت من الله، هم در مرحله نیل به مقام توحید و هم به منظور بقاء در این مقام است. در نتیجه بررسی های فقه الحدیثی و...
امام رضا علیه السلام و مقام رضوان، تحلیلی عرفانی از نام رضا
  • 1394/6/4 چهارشنبه امام رضا علیه السلام و مقام رضوان، تحلیلی عرفانی از نام رضا
    مقام رضا از بالاترین مقامات عرفانی است. تحصیل این مقام میدان وسیعی دارد که همه انسان ها حتی معصومین در آن امکان پیشروی دارند. امام معصوم در نظام هستی وسیله ی رسیدن به این مقام است. رضا برای خواص از نخستین مراحل سلوک و برای عوام از دشوارترین آنهاست. مرتبه ی رضا از ثمرات محبت و نتیجه ی آن صفت است....
اصول زندگی ساده زیستانه در سیره ی رضوی
  • 1394/6/2 دوشنبه اصول زندگی ساده زیستانه در سیره ی رضوی
    زندگی ساده زیستانه، در ارتباط انسان با خود، خدا و دیگری، شکل می گیرد. نمی توان این سه وجه زندگی انسان را از هم جدا کرد. با توجه به سیره ی امام رضا (علیه السلام) در می یابیم: قناعت که در رابطه ی انسان با خدا شکل می گیرد، سخاوت که در رابطه ی انسان با دیگری ست و اعتدال که در رابطه انسان با مصرف ....
التزام حفظ وحدت جامعه اسلامی در عین تبیین حقیقت از منظر سیره رضوی
  • 1394/5/29 پنجشنبه التزام حفظ وحدت جامعه اسلامی در عین تبیین حقیقت از منظر سیره رضوی
    به تناسب فرا رسیدن دهه کرامت و به فراخور ضرورت بررسی مسئله وحدت جامعه اسلامی از منظر سیره رضوی با توجه به آشفتگی کنونی جهان اسلام، فرض این نوشتار، التزام حفظ وحدت در عین تبیین حقیقت است. روش این نوشتار در مسیر تبیین فرضیه مزبور، روش تحلیلِ درون دینی، از رهگذر کاوش های فقه الحدیثی ...
امانت داری در سیره رضوی علیه السلام
امام على(ع):امروز تنها عید کسى است که خداوند روزه‏اش را پذیرفته و شب زنده‏دارى‏اش را سپاس گزارده است . نهج البلاغه حکمت 428