• درباره ما
    معرفی معاونت تبلیغات و ارتباطات اسلامی
    معرفی معاونت تبلیغات و ارتباطات اسلامی

    رضوان علم ، منظومه ای زیباشناسانه در تماشای انسان اشرف در آینه تمام نمای هستی است برای میل به بینهایت مطلق همراه با کملین و پیوستگان تا حقیقت مسجود بودن را در قوسین خلقت در بازگشت از هبوط به نظاره بنشیند . همراه با رضوان نظاره گر باشیم .

     
    ×
  • تماس با ما
    شما می توانید با پر کردن فرم زیر، ما را از نظرات خود در مسیر بهبود کیفیت این وب سایت مطلع سازید:

    فرم ارتباط با ما
    * نام و نام خانوادگي
    * پست الكترونيك
    * نظر
    کد امنیتی
     
     
    امتیاز دهی
     
     

    ×
راهنما
بازگشت به خانه

درگاه خدمات فرهنگی تبلیغی حرم مطهر امام رضا علیه السلام | رضوان علم


  • فرم ثبت اطلاعات
    * نام و نام خانوادگی * شماره موبایل
    * نام استان * ایمیل
    نام شهرستان نام شهر در خارج از كشور
    تاريخ ثبت
     
    امتیاز دهی
     
     

    ×
  •  
  •  
  •  
  •  

ویژه نامه ها

اوقات شرعی

  اذان صبح
  طلوع خورشید
  اذان ظهر
  غروب خورشید
  اذان مغرب
اوقات به افق :


مفهوم شناسی تروریسم در قرآن کریم


مائده رضایی

چکیده
تروریسم واژه ای یونانی به معنای ایجاد ترس با هدف سیاسی و مترادف ارهاب است. معادلهای قرآنی آن عبارتند از: فساد، فتنه، محاربه، ارجاف، بغی، قتل بنا حق سیاسی و تخویف. فساد و فتنه بیشترین ملاکهای موجود در تعاریف تروریسم را دارند. بدلیل آیات ترور عملکرد مشرکان، یهودیان و منافقان است. دیدگاه منفی قرآن به این پدیده بهترین وسیله دفع تهمت تروریسم از اسلام است.
واژگان کلیدی: تروریسم، ارهاب، فساد، فتنه، محاربه، ارجاف، قتل ناحق، تخویف، بغی

مقدمه
دانش مفردات شناسی قرآن شاخه ای از تفسیر موضوعی بشمار میرود که در طی آن میتوان مصادیق روزآمد مفاهیم قرآن را دریافت. از جمله مفاهیم پرجنجال عصر حاضر «تروریسم» است که دانشمندان اسلامی بخصوص صاحب نظران فقه را بر آن داشته تا با معادل یابی قرآنی آن، احکامش را استنباط کنند.
تروریسم به مفهوم سیاسی اش از جمله مفاسد جامعه بشری بشمار میآید که پیشینه ای به درازای تاریخ بشر دارد. سرآغاز آن قتل هابیل بدست قابیل بود و همچنان با قتل پیامبران، از جمله ترور ناموفق پیامبر (ص) توسط یهودیان خیبر، ترور امیرمؤمنان (ع) بدست ابن ملجم از گروه شورشی خوارج و در زمان حاضر، ترور مبارزان حزب الله لبنان و دانشمندان هسته ای ایران بدست ایادی رژیم صهیونیستی ادامه دارد؛ این درحالیست که غرب مسلمانان را متهم به تروریسم میکند و با اینکار به ترویج اسلام هراسی میپردازد. لذا ضروری است که از باب جهاد دفاعی با سلاح قلم به معرفی دیدگاه قرآن به تروریسم بپردازیم.
ناگفته نماند که صاب نظرانی نیز در این موضوع مقالاتی را نوشته اند؛ مانند: «تروریسم از دیدگاه اسلام و غرب» اثر قاسم شبان نیا، وی به معادل یابی در قرآن و روایات و بیان احکام فقهی ترور پرداخته؛ ولی در نتایج قرآنی با دستاوردهای مقاله پیشرو تفاوتهایی دارد. در فرهنگها و دانشنامه های قرآنی جدید مانند فرهنگ قرآن اکبر هاشمی رفسنجانی این مفهوم بطور بسیار مختصر معادل یابی و اغلب به نمونه هایی از ترور پیامبران اشاره شده است؛ اما در این مقاله با تمرکز بر معادل یابی از قرآن کوشیده ایم نزدیکترین معادل را استخراج تطبیق کنیم.

مفهوم تروریسم:
الف) مفهوم لغوی: تروریسم مکتب و ایده ترور است. واژه ترور از ریشه یونانی terss بمعنای ترساندن، ترس و وحشت است. (رویکردی حقوقی به تروریسم، محمدی، ص7) بمعنی قتل سیاسی بوسیلة اسلحه در فارسی متداول شده است. (لغتنامه، دهخدا، ج15، ص636)
معادل عربی آن «ارهاب» است که بر خشونتهایی با اهداف سیاسی اطلاق شده است. (مجمع اللغه العربیه، المعجم الوجیز، ص279) ارهاب از ماده رهب اخذ شده که معانی گوناگونی دارد مانند ترس، شتر لاغر، تیر باریک ، آستین، استخوان جناغ، شتر ماده درشت اندام و رهبانیت (خداترسی و زهد افراطی مسیحیان) مصدر متعدی رهب را رَهبَه است: أرهَبَهُ رهبۀً و إسترهَبَهُ: او را ترساند؛ به وحشت انداخت. (لسان العرب، ابن منظور، ج5، ص339-337)
لغویان معاصر تنها به معانیِ ترساندن، رهبانیت مسیحیان و بیماری رُهاب که همان هاری است [بدلیل ترس از آب به این نام نهاده شده است] اشاره کرده اند. (مجمع اللغه العربیه، همان؛ فرهنگ معاصر، آذرتاش، ص249) برخلاف ترادف لغوی ارهاب با تروریسم، هیچ یک از کاربردهای قرآنی آن به معنای تروریسم یا معادل آن نیست.

ب) تعریف اصطلاحی: جدای از این بحث که تروریسم اصطلاحی تاریخی، اجتماعی یا سیاسی یا حقوقی است یا نه، بدلیلی که بارزترین هدفش سیاسی است، تعریف اصطلاحی اش نیز غالبا در فرهنگهای سیاسی و قطعنامه های سازمان ملل آمده ولی بصورتهای متفاوتی ارائه شده است. (تروریسم در اسلام و غرب، شبان نیا، 1385؛ رویکردی حقوقی به تروریسم، محمدی، ص14) برای نمونه در سایت «پژوهشی در تروریسم» آمده است: تروریسم یک عمل مجرمانه است که دامنة آثارش افرادی فراتر از قربانی جنایت است. [1]
جامع ترین تعریف در قطعنامة 3034 سال 1972 میلادی سازمان ملل به اینگونه آمده است: «تلاشهایی با هدف ایجاد تحولات در حکومت، اخلال در ارایة خدمات عمومی، مسموم ساختن روابط بین الملل با قتل رؤسای دولتها یا نمایندگان حکومتها، تخریب ابنیه، تسهیلات و ارتباطات عمومی، ایجاد آلودگی در غذا یا آب و تحریک بیماری های واگیر.» (رویکردی حقوقی به تروریسم، محمدی، ص14، بنقل از: (Dona. M. Schlaghech) بر اساس این تعریف اگرچه ترویسم رهبران سیاسی و حاکمان را هدف قرار میدهد؛ اما بیشترین آسیب را بر مردم و بیگناهان میگذارد و از این جهت یک بحران اجتماعی نیز بشمار میآید. همچنین ملاکهای مستفاد از تعاریف: قتل، ویرانگری و ناامنی است. بنابراین معادلهای قرآنی بسیاری برای آن میتوان یافت.

معادل های قرآنی تروریسم:
با توجه به ملاکهای پیش گفته میتوان معادلهای قرآنی متعددی را برای تروریسم برشمرد؛ چون: فساد، محاربه، قتل، ارجاف، رعب، فتنه، بغی، تخویف و ... در ادامه به بیان هریک میپردازیم.

1- فساد:
در لغت بمعنای ایجاد اختلال در نظم و سلامت چیزی است. (التحقیق، مصطفوی، ج9، ص85) در قرآن عملکرد متجاوزان، بنی اسرائیل و منافقان معرفی شده است:

1-1- عملکرد ابرقدرت های متجاوز
: «قالَتْ إِنَّ الْمُلُوکَ إِذا دَخَلُوا قَرْیَةً أَفْسَدُوها وَ جَعَلُوا أَعِزَّةَ أَهْلِها أَذِلَّةً وَ کَذلِکَ یَفْعَلُون» (نمل:34) افساد در این آیه به معانی ذیل آمده است: اشغال و ویرانی (الدر المنثو، رسیوطی، ج5، ص107)، گمراه کردن و تهاجم فرهنگی (التفسیر القرآنى للقرآن، خطیب، ج10، ص241)، کشتن سران (الکاشف، مغنیه، ج6، ص19) قتل عمومی و تخریب (مجمع البیان، طبرسی، ج7، ص346). بر این اساس فساد به معنای تروریسم بسیار نزدیک است؛ زیرا پس از اتمام جنگ و پیروزی بر دشمن، قتل باید متوقف شود؛ اما اشغالگر بدلیل جلوگیری از تجدید قدرت دشمن به قتل و تخریب و ارهاب میپردازد.
فرهنگ و روش فرمانروایان دیکتاتور و قدرتمند در طول تاریخ بشر این بوده که به محدودۀ حاکمیت خود قانع نمیشدند و در فرصتهای مناسب برای اشغال کشورهای دیگر یا باج گیری از آنان، با بهانه های گوناگون سیاسی به حملۀ نظامی یا تهدید به آن، اقدام میکردند.

1-2- عملکرد بنی اسرائیل:
«وَ قَضَیْنا إِلى‏ بَنِی إِسْرائِیلَ فِی الْکِتابِ لَتُفْسِدُنَّ فِی الْأَرْضِ مَرَّتَیْنِ وَ لَتَعْلُنَّ عُلُوًّا کَبِیرا» (اسراء:4) این آیه اشاره به دو بار حاکمیت بنی اسرائیل دارد که در هر دو مرتبه به فساد و تباهی پرداختند. به این دلیل پس از هر مرتبه، گروه دیگری از بندگان قدرتمند خدا بر آنان چیره و حاکمیت و فرمانروایی را از آنان سلب میکنند.[2]
براساس روایات تفسیری، فساد نخست بنی اسرائیل به شهادت رساندن شعیای نبی و دوّمین فساد شهید کردن یحیای نبی بود. (جوامع الجامع، طبرسی، ج4، ص121) بنی اسرائیل پیش از شهادت این دو پیامبر الهی (ع) به فساد و تباهی و ستم در زمین میپرداختند و این پیامبران با بازگویی پیام خدا، آنان را از تباهی بازمیداشتند امّا مؤثر واقع نشد. این قوم با کشتن پیامبران، فساد را به اوج خود رساندند و مستوجب کیفر الهی و سلطه زورمندان بر خود شدند.

1-3- عملکرد منافقان:
خداوند در چندین آیه صفت مفسد را به منافق نسبت میدهد (بقره:12،11) که مصادیق فسادشان قتل مردم، تباهی گیاهان و مزارع (بقره:205) و شایعه پراکنی با هدف ایجاد پریشانی و اندوه در مردم (احزاب:60) است.
نمونه بارز فساد در تاریخ اسلام ترور امام علی (ع) بود که امام حسن (ع) آن را فساد در دین خواند [3] (بحارالأنوار، مجلسی، ج42، ص232) که بگفته جبرائیل فرشته وحی ستونهای هدایت را منهدم و پرچمهای پرهیزگاری را واژگون کرد و دستاویز استوار [ایمان مجسم را] شکست [4] (همان، ص280) و انحرافی پایدار در جامعة اسلامی و تسلط حاکمان جوری چون بنی امیه و بنی عباس و رهروانشان تاکنون گشت.

2- محاربه:
محاربه از ریشۀ «حرب» و به معنای سرِ جنگ با کسی داشتن است که اگر آن کس خدا و رسول (ص) باشد کیفر سختی در پی خواهد داشت.
قرآن می فرماید: «إِنَّما جَزاءُ الَّذِینَ یُحارِبُونَ اللهَ وَ رَسُولَهُ وَ یَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَساداً أَنْ یُقَتَّلُوا أَوْ یُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَیْدِیهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ أَوْ یُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ذلِکَ لَهُمْ خِزْیٌ فِی الدُّنْیا وَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظِیم» (مائده:33) محاربه دو تعریف سیاسی و فقهی دارد: در تعریف سیاسی گفته اند: «محاربه رویارویی با خدا و پیامبر و تلاش و حرکت و پیگیری برای براه انداختن فساد و تباهی است.» (التحقیق، مصطفوی، ج9، ص86) اما در تعریفی دیگر محاربه نوعی فساد اجتماعی است که مرتکب آن در فقه کیفر خاصی دارد. فقها در تعریف آن گفته اند: «محارب هر کسی (زن یا مردی) است که به منظور ترساندن مردم و قصد آشوب و تباهی و فسادافکنی در زمین سلاح را بکشد یا آماده سازد. چه در خشکی این حرب را مرتکب شود چه در دریا، چه در شهر چه در روستا، چه شب چه روز.» (تحریرالوسیله، امام خمینی، ج2، ص492؛ الوضه البهیه، شهید ثانی، ج2، ص384 و ...) در تعریف فقهی اگرچه هدف محارب سیاسی اعم از سیاسی و غیرسیاسی لحاظ شده؛ اما از نگاه اعتقادی، ارعاب مسلمانان که دوستان خدا و رسولند به دشمنی با خدا و رسول باز میگردد. (آیات الاحکام، جرجانی، ج‏2، ص677)

محاربان:
براساس اسباب نزول آیه، محاربه عملکرد مشرکان، مرتدان، منافقان و راهزنان مسلح است؛ اما بیشتر مفسران و فقها راهزنان مسلح را سبب نزول آیه میدانند. (طبرسی، مجمع البیان، ج3، ص291) و در روایات زورگیران نیز مصداق محارب بشمار آمده اند. (البرهان، بحرانی، ج‏2، ص285) اگرچه در سایر آیات کافران (مشرکان و اهل کتاب سرسخت) و منافقان از جمله کسانی معرفی شده اند که پیوسته سرِ جنگ و دشمنی با مسلمانان را دارند؛ اما از نظر کیفر مذکور در آیۀ معلوم میشود که گروه های اخیر مصداق محارب بشمار نمی آیند؛ زیرا پیامبر (ص) و نیز حضرت علی (ع) در جنگ با آنها، کیفر محاربه را بر آنان جاری نمیکرد.
بنابراین تنها مصداق آیه راهزنان مسلحند که امنیت داخلی را به مخاطره می اندازند و بدین وسیله برای دولت پیامبر (ص) و دولتهای اسلامی کارشکنی میکنند. (طباطبایی، ج5، ص326)
محققان دیگر برآنند که به اعتقاد برخى از اندیشمندان و فقهاى اسلامى واژه های «محاربه» و «فساد فی الارض» با واژه «تروریسم» مترادفند. (تروریسم از دیدگاه اسلام و غرب، شبان نیا، 1385)

3- ارجاف:
این واژه از ریشۀ «رجف، یَرجُفُ رَجفاً» و مصدر باب افعال با معنای بشدت تکان دادن و لرزاندن همچون تکان خوردن سخت درختان در تندباد است. (لسان العرب، ابن منظور، ج5، ص153) ارجاف مردم یعنی شایعه پراکنی در حوادث بد و آشوبها. رجفِ دل به معنای لرزیدن از شدت ترس است. (همان)
ارجاف با توجّه به مفهومش یکی از مصادیق تروریسم بشمار میآید که در قرآن عملکرد منافقان معرفی شده است. میفرماید: «لَئِنْ لَمْ یَنْتَهِ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْمُرْجِفُونَ فِی الْمَدِینَةِ لَنُغْرِیَنَّکَ بِهِمْ ثُمَّ لا یُجاوِرُونَکَ فِیها إِلَّا قَلِیلا» (احزاب:60) گویند مرجفون گروه کوچکی از منافقان در مدینه بودند که هنگام جهاد در شهر میماندند و شایعاتی دروغین دربارة شهادت یا اسارت پیامبر (ص) پخش میکردند. (المیزان، طباطبایی، ج16، ص344)

4- بغی:

بغی بر دیگری، تجاوز بر اوست (مفردات، راغب اصفهانی، ص136) و طبق نص صریح قرآن حرام و به شدت از آن نهی شده است: «قُلْ إِنَّما حَرَّمَ رَبِّیَ الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ وَ الْإِثْمَ وَ الْبَغْیَ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَ أَنْ تُشْرِکُوا بِاللهِ ما لَمْ یُنَزِّلْ بِهِ سُلْطاناً وَ أَنْ تَقُولُوا عَلَى اللهِ ما لاتَعْلَمُونَ‏» (اعراف:33) بغی در این آیه به معنای ظلم و فساد است (مجمع البیان، طبرسی، ج4، ص640) و از باب تأکید، مقید به ناحق شده است وگرنه تجاوز بحق نداریم.
بغی عملکرد فرعونیان (یونس:90)، مشرکان حجاز (شوراء:39) و منافقانی مانند عبدالله بن ابی (اسباب النزول، واحدی، ص409) معرفی شده است.

5- قتل بناحق سیاسی:
قتل در لغت معنای معروفی دارد (لسان العرب، ابن منظور، ج،11، ص547) که زایل کردن زندگی و کشتن است. (التحقیق، مصطفوی، ج‏9، ص193) در قرآن غالبا به معنای کشتن و بندرت به معنای مجازی کتک زدن (مجمع البیان، طبرسی، ج9، ص199) استعمال شده و از جهت حکم بر دو قسم عمدی و خطائی است.
قتل عمدی اگر بناحق و با هدف سیاسی ارتکاب شود مصداق ترور خواهد بود و از نظر قرآن محکوم است و قاتل اگرچه مسلمان باشد، مستوجب بقای ابدی در دوزخ همراه با خشم و لعنت خدا و کیفر و شکنجه بزرگ است. (نساء:93) مگر اولیای دم به جای قصاص عفو کنند یا به اخذ دیه راضی شوند (بقره:179) و قاتل نیز از گناه خود توبه و طلب آمرزش کند.

6- فتنه:

واژۀ فتنه پس از کلمۀ «فساد» نزدیکترین واژه به مفهوم تروریسم و عملکردهای تروریستی است. قرآن در آیات متعددی آنرا محکوم و زیان بارتر، بدتر و بزرگتر از جنگ و کشتار برشمرده است. (بقره:191و217) منظور از بزرگی فتنه، میزان خسارات جانی، مالی، معنوی و ... است که فتنه برجای میگذارد؛ مانند همان رفتارهای تروریستی، شکنجه ها، قتلها، آواره کردنها، محاصرۀ اقتصادی، ناامنی ها و ... است که مشرکان مکه با مسلمانان صدراسلام عمل میکردند. (المیزان، طباطبایی، ج2، ص167)

فتنه جویان: قرآن چندین دسته را عامل آشوب و فتنه در جامعه میداند از جمله مشرکان (بقره/191)، منحرفان (آل عمران/7)، منافقان (توبه/48) فتنه جویان غالباً زمانی به آشوبگری میپردازند که امت از ایمانی راستین و دولت اسلامی از قدرت و پایداری برخوردار باشند و نحوۀ عملکردشان علاوه بر شکنجه، تهدید، محاصره، تخریب و غارت و ... تا حدّی است که امور سیاسی و مدیریتی را برای حاکم اسلامی آشفته و دگرگون می سازند و در تصمیمات او کارشکنی میکنند و تنها راه نجات از فتنه هایشان مدد و یاری الهی و پیروزی دین خدا برخلاف میل آنها است.

قرآن می فرماید: «لَقَدِ ابْتَغَوُا الْفِتْنَةَ مِنْ قَبْلُ وَ قَلَّبُوا لَکَ الْأُمُورَ حَتَّى جاءَ الْحَقُّ وَ ظَهَرَ أَمْرُ اللهِ وَ هُمْ کارِهُون» (توبه:48)
سرآغاز عمل فتنه جویان پیروی از هوای نفس و بدعت گذاری و پیروی از بدعت هاست. (سیدرضی، ص88) فتنه جویان در طول تاریخ اسلام یا به گروه های فساد و مافیایی تبدیل شده اند مانند خوارج و یا اگر هم قدرت و حکومتی کسب کرده اند به بدعت در دین، بیدادگری و استبداد پرداخته اند همچون بنی اُمیّه، آل زبیر و ... .

7- تخویف:
از ماده خوف به معنای ترساندن است. فقط در یک آیه از قرآن و بنابر یک دیدگاه تفسیری به معنای ارهاب و تهدید به قتل استعمال شده است: «أَلَیْسَ اللهُ بِکافٍ عَبْدَهُ وَ یُخَوِّفُونَکَ بِالَّذینَ مِنْ دُونِهِ وَ مَنْ یُضْلِلِ اللهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ»؛ (زمر:36) این آیه اشاره دارد که مشرکان پیامبر (ص) را بدلیل دعوت به توحید و ترک بت پرستی از جمعیت خود ترسانده و او را تهدید به قتل کردند. (اطیب البیان، طیب، ج‏11، ص314)
اگرچه حضرت نه تنها از تهدیداتشان نمی ترسید؛ بلکه آزار و شکنجه ها را به جان میخرید تا بشر را از تاریکی جهل و کفر برهاند؛ اما کارشان مصداق ترور بشمار میرفت.

سایر واژگان: تبییت بمعنای کاری یا سخنی را شب انجام دادن؛ مانند برنامه ریزی شبانه گروه مفسد قوم ثمود بمنظور کشتن حضرت صالح و خانواده اش (نمل:49) (التحقیق، مصطفوی، ج1، ص359) بنابراین تبییت مقدمه ترور است، نه چنان که برخی مفردات نویسان آنرا معادل ترور دانسته اند. (فرهنگ قرآن، هاشمی، ج7، ص531) واژة ارعاب نیز در معنای منفی ارهاب استعمال نشده بلکه به ایجاد ترس از جانب خدا در دل کافران اطلاق شده است. (آل عمران:151) دو واژة اغتیال و فتک که معادل ترورند فقط در احادیث آمده اند.[5]

نتیجه:
قرآن نگاهی منفی به پدیدة تروریسم دارد و با بدترین تعابیر پرده از ماهیت حقیقی آن که فساد، فتنه، محاربه، بغی، تخویف و قتل بناحق است برداشته و آنرا عملکرد مشرکان، یهویان، منافقان میداند؛ و با این نگاه هرگونه اتهام به تروریسم را از ساحت پیروان راستین خود رفع میکند.
قرآن به سایر ابعاد تروریسم نیز پرداخته است؛ مانند عملکردهای افراد و گروه ها، اهداف، ابزار و شیوۀ کار، راه های مبارزه و ... که شایسته است صاحبان قلم به نگارش آثاری کاربردی - قرآنی در این موضوعات همت گمارند. همچنین موضوع از دیدگاه فقه سیاسی با بهره گیری از مفاهیم معادل مورد بررسی قرار گیرد.


فهرست منابع
• قرآن کریم
• نهج البلاغه، سیدرضی، ترجمۀ محمد دشتی، تهران، سنبله، 1386.
1- اسباب نزول القرآن، واحدی، على بن احمد، تحقیق: کمال بسیونى زغلول، بیروت‏، دارالکتب العلمیة، 1411ق‏.
2- اطیب البیان فی تفسیرالقرآن، طیب، عبدالحسین‏، تهران‏، انتشارات اسلام‏، چاپ دوم.
3- آیات الأحکام، حسینى جرجانى سیدامیر ابوالفتوح، تحقیق: میرزا ولى الله اشراقى سراب؛ تهران؛ انتشارات نوید؛ 1404ق.
4- بحارالانوار، مجلسی، محمدباقر، بیروت، الوفاء، 1404ق.
5- البرهان فى تفسیر القرآن بحرانى؛ سیدهاشم؛ تحقیق: قسم الدراسات الاسلامیة موسسة البعثة؛ تهران بنیاد بعثت؛ 1416ق.
6- التبیان فى تفسیرالقرآن؛ طوسى محمدبن حسن؛ تحقیق احمد قصیرعاملى؛ بیروت؛ داراحیاء التراث العربى؛ بى تا.
7- التبیان فى تفسیر غریب القرآن، ابن هائم شهاب الدین احمدبن محمد؛ بیروت دارالغرب الإسلامی؛ 1423.
8- تبیین القرآن، حسینى شیرازى سیدمحمد؛ دارالعلوم؛ بیروت؛ چاپ دوم؛ 1423ق.
9- تحریرالوسیله، خمینی، روح الله، قم، اسماعیلیان، چاپ سوم، 1408ق.
10- تحف العقول، حرانی، حسین ابن شعبه، قم، اسلامی، 1404ق.
11- التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، مصطفوى؛ حسن؛ بنگاه ترجمه و نشر کتاب؛ تهران؛ 1360.
12- تروریسم از دیدگاه اسلام و غرب، شبان نیا، قاسم، معرفت شماره105، مرداد1385.
13- تفسیرالصّافی، فیض کاشانی، ملامحسن، تهران، مکتبه صدر، چاپ3، 1373.
14- التفسیرالقرآنى للقرآن، خطیب عبدالکریم، بی نا، بی جا، بی تا.
15- تفسیرالکاشف؛ مغنیه محمدجواد؛ تهران؛ دارالکتب الإسلامیة؛ 1424ق.
16- تفسیر نمونه‏، مکارم شیرازی، ناصر، تهران‏، دارالکتب الإسلامیة، سال چاپ1374.
17- جوامع الجامع؛ طبرسى فضل بن حسن؛ انتشارات دانشگاه تهران و مدیریت حوزه علمیه قم؛ 1377.
18- الدرالمنثور فى تفسیر المأثور، سیوطى جلال الدین؛ کتابخانه آیة الله مرعشى نجفى؛ قم؛ 1404ق.
19- الروضة البهیة، شهیدثانی، زین الدین عاملی، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ هشتم، 1373.
20- رویکردی حقوقی به تروریسم، محمدی، احمد، تهران، فرهنگ شناسی، 1390.
21- زبدة التفاسیر، کاشانى ملا فتح الله؛ قم؛ بنیاد معارف اسلامى؛ 1423.
22- فرهنگ قرآن، هاشمی رفسنجانی، علی اکبر و دیگران، قم، بوستان کتاب، 1385.
23- فرهنگ معاصر، آذرتاش آذرنوش، تهران، نی، چاپ نهم، 1387.
24- فقه استدلالی، دادمرزی، مهدی، قم، طه، چاپ2، 1379.
25- فى ظلال القرآن؛ سید بن قطب، بن ابراهیم شاذلی؛ بیروت، قاهره دارالشروق؛ چاپ هفدهم؛ 1412ق.
26- لسان العرب، ابن منظور، تحقیق سیری، بیروت، داراحیاء التراث العربی، 1988م.
27- لغتنامه، دهخدا، علی اکبر، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۴۳.
28- مجمع البیان، طبرسی، فضل بن حسن، بیروت، دارالمعرفة، 1406ق، افست تهران، ناصرخسرو، چاپ3، 1372.
29- معجم الوجیز، مجمع اللغة العربیه، قم، دارالثقافه، 1411ق.
30- مفردات الفاظ قرآن، راغب اصفهانی، حسین، مترجم، غلامرضا خسروی حسینی، تهران، مرتضوی، 1363.
31- المیزان، طباطبایی، محمدحسین، قم، اسماعیلیان، چاپ3، 1393ق.

------------------------------------------
1 . www.terrorism-research.com
2. در تورات به بنی اسرائیل اعلام کردیم که بدون شک دومرتبه در زمین فساد و تباهی میکنید و هرآینه بسیار طغیان و ستم خواهید کرد.
3. «یا عدو الله قتلت أمیرالمؤمنین و أعظمت الفساد فی الدین».
4. «تهَدَّمَتْ وَ اللهِ أَرْکَانُ الْهُدَى وَ انْطَمَسَتْ وَ اللهِ نُجُومُ السَّمَاءِ وَ أَعْلَامُ التُّقَى وَ انْفَصَمَتْ وَ اللهِ الْعُرْوَةُ الْوُثْقَى».
5. فی الحدیث قَیَّدَ الْإِیمَانُ الْفَتْکَ لایَفْتِکُ مُؤْمِن (مجلسی، ج28، ص358) أعطه من المنزلة لدیک ما لایطمع فیه غیره من خاصتک لیأمن بذلک اغتیال الرجال إیاه عندک. (حرانی، ص134)



 
امتیاز دهی
 
 

نسخه قابل چاپ
  • ارسال به دوستان
نام ارسال کننده :  
ایمیل ارسال کننده:
نام دریافت کننده :
ایمیل دریافت کننده :  
موضوع ایمیل :
کد تصویری :
 
امام على(ع):امروز تنها عید کسى است که خداوند روزه‏اش را پذیرفته و شب زنده‏دارى‏اش را سپاس گزارده است . نهج البلاغه حکمت 428