• درباره ما
    معرفی معاونت تبلیغات و ارتباطات اسلامی
    معرفی معاونت تبلیغات و ارتباطات اسلامی

    رضوان علم ، منظومه ای زیباشناسانه در تماشای انسان اشرف در آینه تمام نمای هستی است برای میل به بینهایت مطلق همراه با کملین و پیوستگان تا حقیقت مسجود بودن را در قوسین خلقت در بازگشت از هبوط به نظاره بنشیند . همراه با رضوان نظاره گر باشیم .

     
    ×
  • تماس با ما
    شما می توانید با پر کردن فرم زیر، ما را از نظرات خود در مسیر بهبود کیفیت این وب سایت مطلع سازید:

    فرم ارتباط با ما
    * نام و نام خانوادگي
    * پست الكترونيك
    * نظر
    کد امنیتی
     
     
    امتیاز دهی
     
     

    ×
راهنما
بازگشت به خانه

درگاه خدمات فرهنگی تبلیغی حرم مطهر امام رضا علیه السلام | رضوان علم


  • فرم ثبت اطلاعات
    * نام و نام خانوادگی * شماره موبایل
    * نام استان * ایمیل
    نام شهرستان نام شهر در خارج از كشور
    تاريخ ثبت
     
    امتیاز دهی
     
     

    ×
  •  
  •  
  •  
  •  

ویژه نامه ها

اوقات شرعی

  اذان صبح
  طلوع خورشید
  اذان ظهر
  غروب خورشید
  اذان مغرب
اوقات به افق :


جایگاه مردم در تحقق حکومت اسلامی از منظر امام علی (علیه السلام)


حسن حسینی یار، کارشناس ارشد فقه و مبانی حقوق

چکیده
از آنجا که جایگاه مردم در حکومت در دنیایی کنونی جزو دغدغه های اساسی اندیشمندان و عموم مردم در جوامع مختلف است، تبیین موضع اسلام نسبت به این مسئله، گام مهمی در جهت آشنا کردن اذهان عمومی با اسلامِ واقعی محسوب می شود. نوشتار حاضر در مقام پاسخ به این مسئله، بر آنست که بررسی سیره و سخنان امام علی علیه السلام به عنوان الگوی تمام عیار اسلامی، نشان دهنده ی این واقعیت است که گرچه حق تعیین حاکم جامعه ی اسلامی تنها در اختیار خداوند است، اما تحقق این حاکمیت، مشروط به پذیرش اکثری و نظارت دائمی مردم بر عملکرد کارگزاران حکومتی است.
کلیدواژه ها: امام علی علیه السلام؛ حکومت؛ مردم؛ تحقق حکومت؛ نظارت مردم

مقدمه
از آنجا که جایگاه مردم در حکومت در دنیای کنونی جزو دغدغه های اساسی اندیشمندان و عموم مردم در جوامع مختلف است، تبیین موضع اسلام نسبت به موارد کلان جامعه، گام مهمی در جهت آشنا کردن اذهان عمومی با اسلام واقعی محسوب می شود. به همین منظور، نوشتار حاضر درصدد یافتن پاسخ این سؤال است که جایگاه مردم در تحقق حکومت اسلامی از منظر امام علی علیه السلام، چیست؟
در زمینه ی موضوع این پژوهش تاکنون کتب و مقالات متعددی به رشته تحریر درآمده؛ برخی اصل حکومت را حقی الهی شمرده اند که تعیین آن تنها در اختیار خداوند است و مردم تنها در تحقق آن نقش ایفا می کنند. [1] برخی معتقد هستند مردم نقش کلیدی در انتخاب حاکم اسلامی دارند [2] و برخی با الهی دانستن اصل تعیین و انتخاب حاکم، به تأکید اسلام بر عدم تحمیل این حاکم بر مردم در صورت عدم اقبال آنها به وی، پرداخته اند.[3] برخی نیز حاکم اسلامی را تنها امین و وکیل مردم دانسته اند و مردم را صاحبان اصلی حق حاکمیت، عنوان کرده اند. [4]
اما به هر روی همچنان جای اثری که به صورت جامع همزمان به نحوه ی نگرش و روش امام علی علیه السلام نسبت به نوع تأثیرگذاری اقبال عمومی بر تحقق حکومت اسلامی و نحوه ی نظارت مردمی بر عملکرد حاکمان، پرداخته باشد، خالی است. بر همین اساس نوشتار حاضر سعی دارد در حد توان به این مقوله بپردازد.
این پژوهش با استمداد از روش تحلیلی - توصیفی با استناد به سیره و سخنان امام علی علیه السلام، به بررسی جایگاه مردم در تحقق حکومت اسلامی، پرداخته است.

تبیین موضع اسلام نسبت به جایگاه مردم در حکومت، گام مهمی در جهت آشنا کردن اذهان عمومی با اسلام واقعی محسوب می شود.

جایگاه مردم در انتخاب حکومت
1- اهمیت آزادی در پذیرش حاکم اسلامی
اهمیت پذیرش آزادانه ی حاکمان توسط مردم در نگاه امام علی علیه السلام به گونه ای است که در فرازی از سخنانشان به عنوان نقطه قوت حکومت خویش، یاد می کند:
« ... مردم بدون اکراه و اجبار و از سر میل و اختیار با من بیعت کردند ....» (نهج البلاغة؛ شریف الرضى، ص363)
اگرچه ظاهر کلام امام علیه السلام اینست که آنچه را که اتفاق افتاده توصیف می کنند و از کلام امام علیه السلام به خودی خود داوری ارزشی برداشت نمی شود، اما از اینکه امام به دو وصف عدم اکراه و اجبار در این اقبال عمومی - اشاره می کند - استفاده می شود که ایشان اکراه و اجبار مردم در تعیین یک فرد به حکومت را امری ممدوح و مطلوب نمی شمارند.

2- اقبال عمومی دلیل پذیرش حکومت
امام علی علیه السلام در تبیین چرایی قبول مسئولیت حکومت، اقبال عمومی را به مردم و جامعه اسلامی یادآور می شود:
« ... مردم چنان از هر طرف به سوی من هجوم آوردند که حسنین زیر دست و پا رفتند و دو طرف جامه و ردایم پاره شد، مردم چونان گله گوسفند محاصره‏ ام کردند ....» (الطرائف فی معرفة مذاهب الطوائف؛ ابن طاووس؛ ج‏2؛ ص418)
بعبارت دیگر امام علیه السلام در این فرمایش پاسخ به اقبال اکثری و شدید مردم برای برقراری حکومت اسلامی به کسانی که شایستگی آن دارند را وظیفه ای الهی می شمارند.
امام علیه السلام در فرمایشی دیگر حضور مردم در صحنه و اقبال عمومی مردم به عالمان برای برپایی حکومت را دلیل قبول مسؤلیت اداره جامعه از سوی خودشان، عنوان می کنند که نشان دهنده نقش کلیدی پذیرش مردمی، در تحقق انتصاب الهی است:
« ... اگر مردم در صحنه حاضر نمی شدند و با وجود یاران متعهّد، اتمام حجّت نمی شد و خداوند از عالمان وظیفه شناس پیمان نگرفته بود که بر سیری ظالم و گرسنگی مظلوم، آرام ننشینند، افسار شتر خلافت را بر کوهانش می انداختم و فرجام خلافت را به جام آغاز آن، آب می دادم و (آن وقت) خوب می فهمیدید که دنیای شما نزد من از عطسه یک ماده بز خوارتر است ....» (علل الشرائع؛ ابن بابویه؛ ج‏1؛ ص151)

امام علی علیه السلام پاسخ به اقبال اکثری و شدید مردم برای برقراری حکومت اسلامی به کسانی که شایستگی آن دارند را وظیفه ای الهی می شمردند.

3- تعیین حاکم وظیفه ی دینی جامعه اسلامی
امام علی علیه السلام در فرمایشی، تعیین حاکم را وظیفه ی الهی و اسلامی مردم می شمارند:
« ... بر مسلمانان به حکم الهی و اسلامی واجب است که پس از کشته شدن یا مردن رهبرشان - اعم از این که رهبر گمراه باشد یا اهل هدایت، مورد ستم یا ستمگر، خونش حلال باشد یا حرام - قبل از هر کار و اقدام، به انتخاب رهبری برای خویش اقدام کنند ....» (بحار الأنوار؛ مجلسى؛ ج‏33؛ ص144)
ممکن است این سؤال مطرح شود که این حدیث با مفاد احادیث دیگر که در آنها حاکمیت امری تنصیصی و انتصابی معرفی شده است، چطور قابل جمع است؟!
پاسخ این است که از منظر امام علیه السلام اگرچه حق تعیین حاکم جامعه ی اسلامی اختصاص به خداوند دارد، اما همچون سایر تکالیف که در ظرف اختیار و انتخاب، محقق می شود، این وظیفه ی مردم است که با پذیرش این انتصاب الهی، به تکلیف خویش در این باب، عمل کنند.

4- درخواست و تمایل عمومی، شرط إعمال حق حکومت
نقش مردم در پذیرش حاکم اسلامی در نگرش امام علی علیه السلام به گونه ای است که ایشان إعمال حق حاکمیت را مشروط به درخواست و اقبال عمومی می شمارند:
« ... ای مردم، کسی در امر حکومت حقی ندارد مگر آن کس که شما مأمور به حکومت کنید. دیروز بر سر مسأله ای از هم جدا شدیم و اینک اگر دوست دارید و بخواهید به امر حکومت شما می پردازم و در غیر این صورت از کسی هم گله مند نیستم ....» (همان؛ ج‏32؛ ص8)
در این فرمایش امام علیه السلام ملاک حق حاکمیت را درخواست و اقبال عمومی، می شمارند، اما با توجه به اینکه به تصریح آیات قرآن حق سرپرستی و مدیریت جامعه ی اسلامی، اختصاص به خداوند، پیامبر صلی الله علیه و آله و کسانی که خداوند تعیین کرده [5]، دارد [6]، و نیز با توجه به اینکه به تصریح روایات، حق زعامت و ولایت جامعه ی اسلامی بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله، اختصاص به امام علی علیه السلام دارد [7]، منظور امام علی علیه السلام از این که ملاک حقانیت در حکومت را تمایل و درخواست عمومی می شمارند، چیست؟!
پاسخ اینست که منظور امام علیه السلام اینست که إعمال حق حکومت، مشروط به درخواست و اقبال عمومی است، نه اینکه اصل حق حکومت مشروط به درخواست و اقبال عمومی باشد. بعبارت دیگر در مقام ثبوت حق حکومت تنها از آنِ کسانی است که خداوند این حق را به ایشان عطا فرموده اما در مقام اثبات و تحقق، علاوه بر اذن الهی، درخواست و تمایل عمومی هم لازم است.

از منظر امام علی علیه السلام اگرچه در مقام ثبوت حق حکومت تنها از آنِ کسانی است که خداوند این حق را به ایشان عطا فرموده اما در مقام اثبات و تحقق، علاوه بر اذن الهی، درخواست و تمایل عمومی هم لازم است

هچنین امام علیه السلام در نامه ای که بعد از جنگ نهروان نوشت و دستور داد برای مردم خوانده شود، از قول پیامبر صلی الله علیه و آله، شرط عهده داری حکومت و قبول اداره جامعه را اقبال عمومی و اختیاری مردم به خودشان، عنوان کرد:
«رسول خدا صلی الله علیه و آله از من عهدی گرفتند سپس فرمودند: ای فرزند ابیطالب برای توست سرپرستی امتم، پس اگر با رضایت به تو روی آوردند و بر تو با رضایت اجماع کردند، حکومت بر ایشان را بپذیر و اگر در مورد حاکم شدن تو اختلاف کردند، آنان را به حال خودشان واگذار ....» (مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل؛ نورى؛ ج‏11؛ ص78)
در سیره ی حکومتی امام علی علیه السلام اهمیت حضور مردم در برپایی حکومت دینی و مقبولیت عمومی حکومت، مورد تأکید قرار گرفته است. چنانچه بر اساس منابع تاریخی زمانی که پس از قتل خلیفه سوم، مردم به امام علیه السلام روی آوردند و مصرانه از او تقاضای قبول خلافت و رهبری امت اسلامی را کردند فرمودند:
«بارها برای برپایی حکومت نزد من آمدید! شرطی دارم، اگر قبول کنید حکومت بر شما را می پذیرم وگرنه نیازی به آن ندارم؛ مردم گفتند: هرچه بگویی می پذیریم ایشان فرمود: بیعت من باید در مسجد و با رضایت مسلمانان باشد. وقتی صبح گاه همه در مسجد حاضر شدند، امام علیه السلام به منبر رفت و فرمود: خلافت شما را خوش نداشتم، ولی اصرار کردید که خلیفه باشم ... آنگاه امام علیه السلام پس از ذکر شروط خود، خطاب به مردم فرمود: آیا رضایت می دهید؟ گفتند: آری، سپس امام علیه السلام فرمود: خداوندا، بر آنها شاهد باش و سپس با آنها بیعت کرد.» (تاریخ طبری؛ طبری؛ ج3؛ ص450-456)

جایگاه مردم در نظارت بر حکومت
در نگرش و روش امام علی علیه السلام مردم جایگاهی مهمی در امر نظارت بر عملکرد حکومت دارند و امام علی علیه السلام در موارد متعدد به این حق مردم تصریح کرده اند.

1- عزل والیان بر اساس شکایت مردم
جایگاه نظارتی مردم در نگرش و روش امام علی علیه السلام تا جایی است که ایشان به دلیل شکایت مردمی از برخی والیان و کارگزارانشان، آنها را از منصبشان عزل می کردند. [8]

2- فراهم بودن امکان نظارت مردم، شرط اقبال مردم به حکومت

امام علی علیه السلام شرط خیرخواهی و علاقه مردم نسبت به حکومت را فراهم بودن امکان نظارت مردمی عنوان می کند:
« ... و خیرخواهی و نصیحت گری آنان (مردم برای حکومت) جز با احاطه و اشراف آنان بر حاکمان و اینکه دوام حکومت آنان را سنگین نشمارند و گفتگو از دیر ماندن آنان بر سر کار را واگذارند، راست نیاید ....» (جامع أحادیث الشیعة؛ بروجردى؛ ج‏22؛ ص648)
معنای این سخن اینست که مردم وقتی حقیقتاً به نصیحت رهبران خویش اقدام می کنند که امکان نظارت و اشراف بر حاکمان داشته باشند و حکومت حاکمانشان برای آنها امری سخت و دشوار به شمار نیاید.

امام علی علیه السلام شرط خیرخواهی و علاقه مردم نسبت به حکومت را فراهم بودن امکان نظارت مردمی عنوان می کردند.

3- لزوم ارائه ی توضیح به مردم نسبت به عملکرد و اقدامات
امام علی علیه السلام در نامه هایی که به فرمانداران و کارگزارانشان می نوشته اند، به لزوم رفع اتهاماتی که در جامعه نسبت به عملکرد آنها مطرح می شود، اشاره می کنند و علاوه بر رفع سوء ظن عمومی نسبت به کارگزار حکومت، از جمله منافع این عمل را اطلاع و آگاهی مردم نسبت به تلاش های صورت گرفته توسط کارگزاران حکومت، عنوان می کنند که باعث ایجاد زمینه ی رضایت و اقبال عمومی به حکومت می شود. [9]

4- تقدم نقد بر مدح
از آنجا که عادت اکثریت افراد یک جامعه به مدح و ستایش حاکمان و تنزیه مطلق عملکرد آنان، باعث از دست رفتن روحیه نقادی و از سوی دیگر عادت رهبران به شنیدن تمجید و ستایش، مانع شنیدن و توجه به اعتراضات و انتقادات می شود؛ امام علی علیه السلام مردم را به نقد منصفانه حاکمان دعوت و از افراط در مدح آنها بر حذر می دارد و بدین وسیله فضای ذهنی لازم برای نظارت جدی مردم بر حاکمان را فراهم می آورد:
« ... همانا از پست ترین حالات والیان نزد انسانهای صالح اینست که آن والیان دوستدار تکبر شمرده شوند و (نیز از پست ترین حالات والیان نزد انسانهای صالح اینست که) این انسانهای صالح کارهای آنها را به حساب خودبزرگ بینی آنها بگذارند و خوش ندارم به ذهن شما خطور کند که من چاپلوسی و شنیدن تعریف و تمجید را دوست دارم ....» (الکافی؛ کلینى؛ ج‏8 ؛ ص355)

امام علی علیه السلام مردم را به نقد منصفانه حاکمان دعوت و از افراط در مدح آنها بر حذر می داشتند.

5- تکلیف شمردن نظارت بر عملکرد کارگزاران حکومتی
نکته کلیدی و اساسی در نگرش امام علی علیه السلام به مسئله نظارت مردمی بر عملکرد حاکمان اینست که از فحوا و مضمون سخنان ایشان برداشت می شود که این مسئله را مقوله و سنخ حق نمی شمارند بلکه آن را از مقوله و سنخ حکم [10] می شمارند، یعنی این طور نیست که نظارت بر حاکمان و نقد عملکرد آنها صرف یک نوع امتیاز و سلطه ای بر مردم باشد که اجازه داشته باشند آن را اعمال و یا اسقاط کنند بلکه بر ایشان واجب است که آن را اعمال کنند و قابل اسقاط نیست:
هنگامی که امام علی علیه السلام عبدالله بن عباس را به امارت بصره منصوب کرد، خطاب به مردم فرمود:
«ای مردم، من عبدالله بن عباس را به عنوان کارگزار خود بر شما حاکم قرار دادم. سخن او را بشنوید و از اوامر او مادامی که در جهت اطاعت خدا و رسول اوست، اطاعت کنید و اگر مرتکب بدعتی شد یا از حق روگردان شد، مرا آگاه کنید تا او را از حکومت بر شما عزل کنم ....» (الجمل و النصرة لسید العترة فی حرب البصرة؛ شیخ مفید؛ ص420)
چنانچه در سخنان نقل شده از امام علی علیه السلام مشاهده می شود ایشان مردم را به نظارت بر عملکرد حاکم اسلامی و اطلاع اعمال او در صورت تخلف از شرع امر می کنند و در علم اصول فقه ثابت شده است که اگر مولی عبد را به کاری امر کرد، این امر و طلب مولی، اگر قرینه ای که دال بر استحباب داشته باشد، وجود نداشته باشد، به خودی خود ظهور در وجوب دارد. (أصول الفقه؛ مظفر؛ ج‏1؛ ص101) [11]

نتایج
یکم: از منظر امام علی علیه السلام پذیرش حاکم جامعه ی اسلامی بر اساس اکراه و اجبار، امری مطلوب و ممدوح نیست.
دوم: بنابر فرمایشات امام علی علیه السلام، اگرچه اصل تعیین حق حکومت با خداوند است اما پذیرش مردمی نقشی کلیدی و اساسی در تحقق و إعمال این حق الهی دارد.
سوم: از منظر امام علی علیه السلام و در نگرش ایشان؛ پذیرش حاکمیت کسی که خداوند او را ولی و سرپرست جامعه ی اسلامی قرار داده، بر مردم، یک تکلیف دینی است.
چهارم: بررسی سیره ی امام علی علیه السلام در حکومت و زمامداری نشان دهنده ی اینست که ایشان در دوران نسبتاً کوتاه حکومت خود، با انواع شیوه ها، تلاش کردند نظارت مردمی بر عملکرد کارگزاران حکومت را نهادینه کنند.


منابع
1- أصول الفقه، مظفر، محمدرضا، ج‏1، چ5، قم، 1375ش.
2- تاریخ طبری، طبری، محمد بن جریر، ج3، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، 1879م.
3- تحف العقول عن آل الرسول صلى الله علیه و آله، ابن شعبه حرانى، حسن بن على، چ2، قم، جامعه مدرسین، 1404ق.
4- تحقیق الأصول، حسینى میلانى، على، چ2، قم، بی نا، 1428ق.
5- تسدید الأصول، مومن قمى، محمد، ج‏1، چ1، قم، بی نا، 1419ق.
6- تفسیر نمونه، مکارم شیرازى، ناصر، ج‏4، چ1، تهران، دار الکتب الإسلامیة، 1374.
7- جامع أحادیث الشیعة، بروجردى، آقاحسین، ج‏22، چ1، تهران، انتشارات فرهنگ سبز، 1386ش.
8- الجمل و النصرة لسید العترة فی حرب البصرة، مفید، محمد بن محمد، چ1، قم، کنگره شیخ مفید، 1413ق.
9- الطرائف فی معرفة مذاهب الطوائف، ابن طاووس، على بن موسى، ج‏2، چ1، قم، خیام، 1400ق.
10- علل الشرائع، ابن بابویه، محمد بن على، ج‏1، چ1، قم، کتاب فروشى داورى، 1385ش.
11- الکافی، کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، چ4، ج‏8، تهران، دار الکتب الإسلامیة، 1407ق.
12- کتاب سلیم بن قیس الهلالی، هلالى، سلیم بن قیس، ج‏2، چ1، الهادى، قم، 1405ق.
13- الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، زمخشرى، محمود، ج‏1، چ3، بیروت، دارالکتاب العربی، 1407ق.
14- کشف الغمة فی معرفة الأئمة، اربلى، على بن عیسى، ج‏1، چ1، تبریز، بنى هاشمى، 1381ق.
15- کفایة الأصول فی اسلوبها الثانى، ایروانى، باقر، چ1، نجف اشرف، بی نا، 1429ق.
16- مجلسى، محمدباقر بن محمدتقى، بحارالأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (علیهم السلام)، ج‏33، چ2، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، 1403ق.
17- مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، نورى، حسین بن محمدتقى، ج‏11، چ1، قم، مؤسسة آل البیت علیهم السلام، 1408ق.
18- منیة الطالب فی حاشیة المکاسب، نائینى، میرزامحمدحسین غروى، ج1، چ1، تهران، المکتبة المحمدیة، 1373ق.
19- موسوعة الإمام أمیرالمؤمنین على بن أبیطالب علیه السلام‏، شریف قرشى، باقر، ج‏10، چ1، بی جا، مؤسسة الکوثر‏، 1423ق.
20- المیزان فى تفسیر القرآن، طباطبایى، سیدمحمدحسین، ج‏6، چ5، قم، دفتر انتشارات اسلامى جامعه ى مدرسین حوزه علمیه قم، 1417ق.


-------------------------------------------------------------------
پی نوشت ها:
1. م‍ع‍رف‍ت‌، ولایت فقیه، ص91.
2. ن.ک: امام علی (علیه السلام) و رویکرد مردمی به مقوله حکومت و خاستگاه آن، محسنی، علی، مجله دانش سیاسی، شماره1، تابستان 1384.
3. ن.ک: مردم سالاری در بینش و منش امام علی علیه السلام، هزاوه ای، سید مرتضی، فصلنامه علوم سیاسی، شماره 11، اسفند 1386.
4. ن.ک: نقش مردم در حکومت از دید نهج البلاغه، مجله پاسدار اسلام، خرداد1380.
5. ن.ک: تفسیر نمونه، مکارم شیرازى، ج‏4، ص422، المیزان فی تفسیر القرآن، طباطبایى، ج‏6، ص16، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، زمخشرى، ج‏1، ص649.
6. «سرپرست و ولىّ شما، تنها خداست و پیامبر او و آنها که ایمان آورده اند همانها که نماز را برپا مى دارند، و در حال رکوع، زکات می دهند.» (مائده:55)
7. ن.ک: کتاب سلیم بن قیس الهلالی؛ هلالى؛ ج‏2؛ ص644.
8. ن.ک: کشف الغمة فی معرفة الأئمة؛ اربلى؛ ج‏1؛ ص174.
9. ن.ک: تحف العقول؛ حرانى؛ ص145.
10. البته چنانچه در متن هم اشاره شده این اصطلاح در کلام امام علی علیه السلام مطرح نشده و یک اصطلاح فقهی است که در منابع فقهی مورد استفاده قرار گرفته است (ن.ک: منیة الطالب فی حاشیة المکاسب؛ غروى، ج1، ص28)، اما فحوا و مضمون فرمایش امام علی علیه السلام، ملهم اینست که نظارت مردم بر حکومت یک امر لازم و ضروری بر آحاد جامعه است و کسی نمی تواند از آن سر باز زند.
11. و نیز ن.ک: تحقیق الأصول؛ حسینى میلانى؛ ج‏4؛ ص418، تسدید الأصول؛ مومن قمى؛ ج‏1؛ ص107، کفایة الأصول فی اسلوبها الثانى؛ ایروانى؛ ج‏1؛ ص508.



 
امتیاز دهی
 
 

نسخه قابل چاپ
  • ارسال به دوستان
نام ارسال کننده :  
ایمیل ارسال کننده:
نام دریافت کننده :
ایمیل دریافت کننده :  
موضوع ایمیل :
کد تصویری :
 

مطالب مرتبط

انسان کامل ، اُسوه حسنه
  • 1392/10/27 جمعه پیامبر اعظم ، محور وحدت عالم هستی انسان کامل ، اُسوه حسنه
    انبیاء و اولیاء الهی و در رأس همة آنها وجود مقدس پیامبر اسلام و ائمة اثنی عشر علیهم السلام به جهت اتصال به دریای بی کران اسماء و صفات الهی و بهره مندی از حد اعلای فضائل انسانی در جایگاه انسان های کامل، ریسمان محکمی هستند که بشریت با چنگ زدن به آن، امنیت خاطر و آرامشی را در حیات فردی و اجتماعی خود، تجربه خواهد کرد به طوری که در هیچ طریق دیگری نظیر آن را نخواهد یافت. انسان کامل به عنوان الگویی تمام عیار، در تمامی حوزه های حیات بشری از جمله اعتقادات، سیاست، حکومت، اقتصاد، علم، اخلاق و امنیت مشعل هدایتی برای وصول بشر به سعادت حقیقی خواهد بود.
امام على(ع):امروز تنها عید کسى است که خداوند روزه‏اش را پذیرفته و شب زنده‏دارى‏اش را سپاس گزارده است . نهج البلاغه حکمت 428