• درباره ما
    معرفی معاونت تبلیغات و ارتباطات اسلامی
    معرفی معاونت تبلیغات و ارتباطات اسلامی

    رضوان علم ، منظومه ای زیباشناسانه در تماشای انسان اشرف در آینه تمام نمای هستی است برای میل به بینهایت مطلق همراه با کملین و پیوستگان تا حقیقت مسجود بودن را در قوسین خلقت در بازگشت از هبوط به نظاره بنشیند . همراه با رضوان نظاره گر باشیم .

     
    ×
  • تماس با ما
    شما می توانید با پر کردن فرم زیر، ما را از نظرات خود در مسیر بهبود کیفیت این وب سایت مطلع سازید:

    فرم ارتباط با ما
    * نام و نام خانوادگي
    * پست الكترونيك
    * نظر
    کد امنیتی
     
     
    امتیاز دهی
     
     

    ×
راهنما
بازگشت به خانه

درگاه خدمات فرهنگی تبلیغی حرم مطهر امام رضا علیه السلام | رضوان علم


  • فرم ثبت اطلاعات
    * نام و نام خانوادگی * شماره موبایل
    * نام استان * ایمیل
    نام شهرستان نام شهر در خارج از كشور
    تاريخ ثبت
     
    امتیاز دهی
     
     

    ×
  •  
  •  
  •  
  •  

ویژه نامه ها

اوقات شرعی

  اذان صبح
  طلوع خورشید
  اذان ظهر
  غروب خورشید
  اذان مغرب
اوقات به افق :


شجرة ملعونه از دیدگاه مفسّران فریقین

مائده رضایی طلبة درس خارج فقه و اصول مدرسة علمیة نرجس و دکتری تفسیر تطبیقی جامعه المصطفی (صلی الله علیه و آله) مشهد
 
چکیده
آیة 60 سورة اسراء از جمله آیات اعتقادی است که خبر از رؤیای پیامبر و شجرة ملعونه می دهد. بررسی آرای تفسیری فریقین در این باره، ما را به دیدگاه حق رهنمون می سازد. رؤیا به معنای مشاهدة صحنه های معراج و نیز در خواب دیدن بنی امیّه آمده و بارزترین تفسیر شجرة ملعونه، درخت زقوم و بنی امیّه است. اکثر مفسّران شیعه بر اساس روایات بسیار و قراین ادبی، برخلاف اهل سنّت، معنای دوم هر دو واژه را برگزیده اند. شناخت نظر قرآن دربارة بنی امیّه عامل مؤثّری در دوری از آنان و رهروانشان است.
کلیدواژگان: رؤیای پیامبر، شجره ملعونه، بنی امیه، شجرة زقوم، فتنه، معراج
 
مقدمه
یکی از آموزه های قرآن، شناساندن دشمنان دین و تکمیل ایمان مؤمنان، با اصل تبرّاست. بر اساس روایاتی از اهل بیت عصمت (علیهم السلام) بخشی از قرآن دربارة دشمنان آنان نازل شده است. (کافی، کلینی، ج2، ص627و628) از جملة این آیات، آیة 60 سوره اسراء[1] است که روایات بسیاری در تفاسیر شیعه و سنّی مبنی بر نزول آن، در معرفی چهرة منافقان بویژه بنی امیّه نقل شده است.
این، در حالیست که در زمان حاضر آل سعود وهّابی و به تعبیر مقام معظّم رهبری، این شجرة ملعونه همچون بنی امیّه به فساد در زمین پرداخته و با ایجاد شاخه های نظامی متعدد از جمله داعش و با کمک ابرقدرت ها و صهیونیسم، به کشتار بی گناهان در یمن، سوریه، عراق و حتّی در سرزمین وحی می پردازند. بنابراین بیان دیدگاه قرآن دربارة این دودمان نفرین شده، انگیزه نیرومندتری را در مبارزه و جنگ با این شاخه های نظامی در رزمندگان شیعی ایجاد نموده و پوشالی بودن دست اندازی های کوتاه مدّتشان را برای عموم مردم ثابت می کند.
 
بر اساس روایاتی از اهل بیت عصمت (علیهم السلام) بخشی از قرآن درباره دشمنان ایشان از جمله بنی امیّه نازل شده است.

در این مقاله کوشیده ایم تا با پژوهشی تحلیلی، توصیفی و کتابخانه ای و در دامنة تفاسیر شیعه و سنّی به پرسش هایی دربارة تفسیر رؤیا و شجرة ملعونه پاسخ گوییم. پرسش هایی از قبیل اینکه رؤیای پیامبر (صلی الله علیه و آله) چه بوده است؟ مفهوم و مصداق خارجی شجرة ملعونه چیست؟ چرا رؤیای پیامبر (صلی الله علیه و آله) و شجرة ملعونه فتنه خوانده شده اند؟
این موضوع علاوه بر تفاسیر در مقالات علمی - پژوهشی چون «شجرة ملعونه در قرآن و حدیث» اثر علی لطفی و مقالات ترویجی مانند «این شجره ملعونه چیست؟» (www.hawzah.net) و پاسخ به شبهاتی مانند «منظور از شجره طیبه و شجره ملعونه چیست؟» (www.ghatreh.com) مطرح شده است؛ اما وجه تمایز این مقاله در تحلیل نوینی از آرای فریقین است.
 
1- تفسیر رؤیا
مفسّران فریقین، دو دیدگاه کلّی دربارة معنای «رؤیا» در آیة مورد بحث دارند: «دیدن صحنه هایی در معراج» و «دیدن صحنه هایی در عالم خواب»؛ از بررسی تفاسیر در می یابیم که بیش از نیمی از مفسّران اهل سنّت معنای نخست را برگزیده اند. (بیضاوی، انوار التنزیل، ج3، ص260؛ اندلسی، البحر المحیط، ج7، ص74؛ ابن عجیبه، البحر المدید، ج3، ص211 و...) اما اکثر مفسران شیعه معنای دوم را گفته اند. (تفسیر القمی، ج‏2، ص22؛ تبیان، شیخ طوسی، ج6، ص494؛ مجمع البیان، طبرسی، ج6، ص654؛ الجوهر الثمین، شبر، ج‏4، ص33 المیزان، طباطبایی، ج13، ص192؛ و...) پذیرش معنای نخست منوط به آنست که با معنای حقیقی رؤیا و کاربردهای قرآنی آن مطابق باشد. امّا معنای حقیقی رؤیا، دیدن صحنه هایی در عالم خواب است و به ندرت به معنای دیدن در بیداری بکار رفته است. (نک: لسان العرب، ابن منظور، ج14، ص292) در استعمالات قرآنی نیز این واژه به معنای دیدن صحنه هایی در خواب استعمال شده که در مجموع در آیات 5 سورة یوسف و 27 سورة فتح و 105 سورة صافات آمده است. به اتفاق مفسّران فریقین «رؤیا» در این دو آیه به معنای دیدن صحنه هایی در عالم خواب است؛ بنابراین در آیة مورد بحث نیز باید به معنای حقیقی استعمال شده باشد چرا که خروج از این معنا نیاز به قرینه صارفه دارد که چنین قرینه ای وجود ندارد. حال بنگریم که موضوع رؤیای حضرت چه بوده است.
 
نقد و بررسی آرا دربارة موضوع رؤیای پیامبر (صلی الله علیه و آله)
مفسّران شیعه در این زمینه، حدوداً یازده دیدگاه دارند که در مجموع به سه رأی باز میگردد: 1- پیامبر (صلی الله علیه و آله)، بنی امیّه و کسان دیگری را دید که بر منبرش تردّد کرده و به گمراهی مردم می پردازند. 2- میمون هایی را دید که بر منبرش بالا و پایین می دوند. 3- پیروزی در جنگ های بدر و فتح مکّه را دید.
نظر تفسیری دوم به اوّل باز میگردد؛ زیرا در میان روایات دستة اوّل و دوم، روایاتی نقل شده که حضرت، بنی امیّه را چون بوزینگانی دید که بر منبرش تردّد می کنند؛ بنابراین رؤیاهای دستة اوّل در واقع تعبیر دستة دومند. در روایتی آمده که جبرئیل، میمون ها را به بنی امیّه تعبیر کرد.
رأی سوم نیز پذیرفته نیست؛ زیرا اولاً: آیات جداگانه و مختص به خود دارند؛ مانند آیة (فتح:27) که دربارة ورود پیامبر (صلی الله علیه و آله) و اصحاب به مسجدالحرام است و آیة (انفال/43)[2] و تطویل نابجا خلاف بلاغت قرآن است. ثانیًا: آیة مورد بحث پیش از هجرت نازل شده ولی آیات دو رؤیای دیگر پس از هجرت نازل شده اند و همان زمان محقق گشتند. (المیزان، طباطبایی، ج13، ص188) اما برخی روایات اهل سنت این توجیه را مخدوش می کند زیرا نقل شده که پیامبر (صلی الله علیه و آله) پس از این رؤیا، نام کشته های مشرکان در جنگ بدر را به آنها خبر میداد اما آنان پیش بینی پیامبر (صلی الله علیه و آله) را به استهزاء می گرفتند و در جنگ بدر، پیش از آغاز جنگ جای کشته شدن مشرکان را به اصحاب نشان میداد و عاقبت پیش بینی حضرت به وقوع پیوست. (فواتح الهیه، نخجوانی، ج1، ص457) اما اشکال این روایات در این است که هیچ قرینه ای که نشان دهد سبب نزول آیه اند، ندارند؛ به عبارت دیگر، این روایات از عبارت «فنزلت و إذ قلنا ...» خالی اند؛ بنابراین ارتباط به آیة مورد بحث ندارند؛ و بعید نیست که پیامبر (صلی الله علیه و آله) صحنه های جنگ بدر را در رؤیاهای دیگری دیده باشند که آیه ای درباره شان نازل نشده باشد.
 
روایات رؤیای تردد بنی امیه بر منبر از شیعه و سنی تا حد تواتر و از طرق گوناگون، نقل شده است.

 افزون بر آن، ارتباطی میان جنگ بدر و شجرة ملعونه وجود ندارد. این در حالیست که رؤیای موجود در آیه و شجرة ملعونه پیوند ماهوی دارند و به عنوان یک فتنه و آزمون تلقی شده اند؛ بنابراین شجرة ملعونه باید تعبیر همان رؤیا باشد.
روایات رؤیای تردد بنی امیه بر منبر از شیعه و سنی تا حد تواتر (انوار درخشان، ج10، ص101) و از طرق گوناگون نقل شده است؛ اما چنان که بیان شد دیدگاه های مفسران اهل سنت در تفسیر رؤیا، غالباً و به ترتیب کثرتِ نقل، مردد میان معراج و رؤیای بنی امیه است. (نک: الدرالمنثور، سیوطی، ج4، ص191) البته بسیاری از آنان با تحلیل هایی ناقص کوشیده اند روایات رؤیای بنی امیه را از جهت متن و سند تضعیف کنند و معنای معراج را ترجیح دهند. (نک: جامع الاحکام، قرطبی، ج11، ص383) اما استفاضة روایاتی که برخی از آنها صحیحند مفسران بزرگی چون فخر رازی را وادار به پذیرش روایت عایشه کرده است. در این روایت عایشه مروان بن حکم را نکوهش کرده که او از دودمانی است که خداوند آنان را شجره ملعونه خوانده است. (تفسیرکبیر، رازی، ج21، ص365)
از جمله اشکالاتی که بر متن این روایات، وارد شده اشارة آنها به تردد بنی امیه بر منبر حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) است به این بیان که آیة مورد بحث در مکه نازل شده و پیامبر (صلی الله علیه و آله) منبری نداشت. اگرچه برخی از مفسران اهل سنت اشکال را این گونه پاسخ داده اند که مانعی نیست که حضرت آیندة مدینه را در خوابی دیده باشند. (جامع الاحکام، قرطبی، ج11، ص383)
اما در برخی روایات آمده است آن حضرت رؤیا را با اشاره به منبرش: «علی منبری هذا» گزارش می کردند. (الدرالمنثور، سیوطی، ج4، ص191) در پاسخ باید گفت: اولاً این روایات در مقام بیان سبب نزول آیة مورد بحث نیستند. ثانیًا پیامبر (صلی الله علیه و آله) در مدینه پیش از نزول سورة قدر نیز این رؤیا را دید. (حویزی، نورالثقلین، ج5، ص633) پس روایت نام برده ممکن است ناظر به سبب نزول سورة قدر باشد. افزون بر آن، روایات متعددی نقل شده اند که نامی از منبر حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) نبرده اند؛ بلکه منبر یا مطلق آمده است یا با عبارت «منبرهایی از آتش». (تفسیر عیاشی، ج2، ص298) بنابراین می توان گفت روایات محتوی «منبری هذا» مربوط به سبب نزول سوره قدر و روایات مشتمل بر «منبر یا منابر من نار» مرتبط با نزول آیة مورد بحثند.
برخی از مفسران برجسته شیعه نیز دو رأی تفسیری اسراء و بنی امیه را بدون ترجیح دادن یکی بر دیگری، برای رؤیای حضرت نقل کرده اند. (تبیان، طوسی، ج6، ص495) این عدم ترجیح، نشان دهنده گرایش مفسر به صحت این نظر است. به این دلیل برخی مفسران کوشیده اند میان این دو دیدگاه جمع کنند؛ به این بیان که معراج در عالم رؤیا بود (= اسرای منامی) و از جمله صحنه های آن، دیدن شجرة زقوم در دوزخ که غذای بنی امیه است. (ثقفی تهرانی، تفسیر روان جاوید، ج‏3، ص372)
اما این جمع هم درست نیست؛ زیرا این رؤیا، به دلیل قرآن، وسیلة آزمایش مردمی بوده که در نهایت بر سرکشی شان افزوده و به دلیلِ روایات مایة اندوه پیامبر (صلی الله علیه و آله) از عاقبت گمراهی مردم شد. در حالیکه به دلیلِ آیاتِ آغازینِ سورة اسراء، اولاً قرینه ای بر رؤیا بودن اسرا ء(= معراج) نیست بلکه تصریح بر حرکت شبانه شده «اسری بعبده لیلاً» (اسراء:1) ثانیاً اسراء با هدف نشان دادن نشانه های قدرت خدا به پیامبر (صلی الله علیه و آله) انجام گرفت نه ترساندن عدّه ای سرکش.
 
این رؤیا وسیلة آزمایش بنی امیّه بود و در نهایت بر سرکشی شان افزود و مایة اندوه پیامبر (صلی الله علیه و آله) از عاقبت گمراهی مردم شد.

به این دلیل، خداوند با تسبیح و تنزیه یاد شده که این نمایانگر عظمت فعل خداست، «سبحان الذی ...». (اسراء:1) همچنین نه تنها هیچ اشاره ای به این نشده که اسراء وسیلة ترساندن مردم است، بلکه پیامبر (صلی الله علیه و آله) صحنه های بسیار مفرح و شادی بخشی چون: نزدیکی به خدا، حوض کوثر، تجلیل و خوش آمدگویی فرشتگان را در بهشت دید. (بحارالانوار، مجلسی، ج18، ص303) با این توضیح تفسیر رؤیا را به معراج نمی توان پذیرفت.
اما آنچه باعث شده تفسیر رؤیا به اسراء (= معراج) را مفسران شیعه نیز نقل کنند، وجود روایات تفسیری صحابه و تابعان بزرگی چون: ابن عباس، سعید بن جبیر، مجاهد، قتاده و ... است. (تبیان، شیخ طوسی، ج6، ص495) اما این روایات که با سندهای اهل سنت نقل شده اند، روایات معارض نیز دارند زیرا از خود ابن عباس نیز روایتی نقل شده که رؤیا را به پیش بینی ورود پیامبر (صلی الله علیه و آله) به مکه (همان) و در روایت دیگر به تردد بنی امیه بر منبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) تفسیر کرده است. (تفسیر کبیر، رازی، ج2، ص361) بنابراین نمی توان به روایات تفسیری اهل سنت اعتماد کرد. در تفسیر مقاتل بن سلیمان هم رؤیا به اسراء تفسیر شده، اما مقاتل زیدی است و روایتش ضعیف به شمار می آید. (تفسیر مقاتل، ج2، ص539)
در مقابل، در روایات تفسیری اهل بیت (علیهم السلام)، رؤیای پیامبر (صلی الله علیه و آله) فقط به دیدن تردد بنی امیه در عالم خواب و بر منبرهایی آتشین، یا منبرش یا منبر بطور مطلق تفسیر شده است. (البرهان، بحرانی، ج3، ص543؛ تفسیر قمی، ج2، ص22) البته در روایاتی نیز به جای بنی امیه عبارت «رجالا علی المنابر یردون الناس ضلالاً»[3] (البرهان، همان، ج3، ص543) نقل شده که بقرینة جملة «إنا لانسمی الرجال باسمائهم»[4] بر تقیه دلالت دارد. مؤید این مدعا صدور این روایات از امام باقر و امام صادق (علیهما السلام) است که در زمان حکومت بنی امیه زندگی می کردند. در روایت دیگری به جای بنی امیه عبارت های ذیل آمده است: «رجالا من بنی تمیم و عدی»[5] و «الأفجران من قریش».[6] (تفسیر عیاشی، ج2، ص299) در احادیث دیگری بجای «رجالا من بنی امیه»، از تردد صبیان (= کودکان) بنی امیه بر منبر حضرت (صلی الله علیه و آله) و بدون عبارت (یضلون الناس)[7] یاد شده است؛ اما همین تردد، پیامبر (صلی الله علیه و آله) را اندوهگین ساخت. (همان)
 
اکثر مفسران شیعه و بسیاری از مفسران اهل سنت به استناد روایات، شجرة ملعونه را به بنی امیه تفسیر کرده اند.
 
در آیه مورد بحث این رؤیا با شجره به عنوان یک فتنه، نام برده شده است. لذا کشف مراد قرآن از رؤیا با تفسیر شجره ملعونه مرتبط است.
 
2- شجرة ملعونه
شجرة ملعونه عبارتی توصیفی است مرکب از شجره و ملعونه. شجر در لغت عرب در اصل از «اشتجر الشیء» گرفته شده است یعنی بخشی از آن در بخشی دیگر فرو رفت و به دلیل این که شاخه های درخت در یکدیگر فرو رفته اند شجر نام گرفته است. (تاج العروس، زبیدی، ج12، ص139) در اشعار جاهلی نیز دودمان به شاخه هایی که ریشه دارند، تشبیه شده است.[8] (دیوان الهذلیین، المکتبه الوقفیه) «و یقال فلان من شجرة مبارکة، ای من اصل مبارک»؛ فلانی از ریشة با شگونی است. (لسان العرب، ابن منظور، ج7، ص36) این معنا در احادیث فریقین تکرار شده است؛ مانند شجرة نبوت (کافی، کلینی، ج1، ص221، درباره شجره نبوت)، عبارت عبدالله بن عمر: «اجد رجلا من شجره معاویه یسفک الدماء و...»[9] (اتحاف الخیره، بوصیری، ج8، ص38) و روایت نبوی «یا علی، الناس من شجر شتی و انا و انت من شجرة واحدة».[10] (المستدرک، نیشابوری، ج7، ص75)
اکثر مفسران شیعه به استناد روایات شجره ملعونه را به بنی امیه و به ندرت به شجره زقوم، ابوجهل، دو تن از بنی تمیم و بنی عدی، شیطان و منافقان تفسیر کرده اند.[11](البرهان، بحرانی، ج3، ص543؛ تفسیر قمی، ج2، ص22 و ...) مفسران اهل سنت نیز همان آرای تفسیری شیعه را نام برده اند با این تفاوت که شجرة خبیثه (پیچک)، یهودیان و کافران را هم افزوده اند. آرای اهل سنت از نظر کثرت به ترتیب پیرامون معانی: شجره زقوم و بنی امیه دور میزند. (تفسیر کبیر، رازی، ج21، ص365؛ و نک: الدر المنثور، سیوطی، ج4، ص191؛ جامع الاحکام، قرطبی، ج11، ص383 و ...)
اما آنچه که از واشکافی آیه بدست می آید انطباق صحنة رؤیای پیامبر (صلی الله علیه و آله) بر شجره ملعونه است به دلایل ذیل:
الف) «ال» در شجره ملعونه، یا عهد ذکری است یا حضوری یا ذهنی؛ اما ذکری و حضوری نیست؛ زیرا نه قبل از این آیه یاد شده و نه در صحنة نزول آیه درختی بوده تا پیامبر (صلی الله علیه و آله) به آن اشاره کند بنابراین عهد ذهنی است؛ یعنی این شجره در ذهن پیامبر (صلی الله علیه و آله) بوده و ایشان با آن آشنا بوده اند و این آشنایی فقط از طریق صحنه های رؤیا باید باشد، یعنی شجرة ملعونه ای را که در عالم خواب دید به دلیل روایات همان بنی امیه اند.
 
ب) رؤیای پیامبر (صلی الله علیه و آله) و شجرة ملعونه هر دو به عنوان یک فتنه معرفی شده اند. پس اگر دو چیز بودند می بایست فتنه با صیغه تثنیه (= فتنتین) گفته می شد.
 
ج) آن طورکه علامه طباطبایی فرموده است در قرآن درختی به معنای حقیقی لعن نشده است. بلکه ملعونان سه دسته از انسان هایند: یهودیان (مائده:60)، کافران (بقره:161) و منافقان (توبه:68) پس این شجره که در قرآن لعن شده است یکی از این سه دسته باید باشد. اما به دلیل ابتدای آیه که میفرماید: «إِنَّ رَبَّکَ أَحَاطَ بِالنَّاسِ»، خداوند فریب و نیرنگ کافران و مشرکان را از پیامبر (صلی الله علیه و آله) دور داشت، اما منافقان همچنان به آزار و کارشکنی ضد حضرت (صلی الله علیه و آله) ادامه می دادند؛ بنابراین شجرة ملعونه، طایفة خاصی از منافقان خواهد بود که در روایات بر بنی امیه و مصادیق دیگری، تطبیق داده شده است. (المیزان، طباطبایی، ج13، ص127)
 
د) در روایات تاریخی بسیاری که صحابیان و تابعیانی چون عایشه (تفسیر کبیر، رازی، ج20، ص358)، امام حسن مجتبی (علیه السلام)، عبدالله بن جعفر (بحارالانوار، مجلسی، ج33، ص266) و ... نقل کرده اند. معاویه و مروان بن حکم را به دلیلی که از افراد شجرة ملعونه اند، نکوهش می کردند و آنان دم بر نمی آوردند. امیر مؤمنان علی (علیه السلام) نیز نزول آیه شجره ملعونه را در شأن بنی امیه به عمر بن خطاب گوشزد کرد. (تفسیر عیاشی، ج2، ص297)
 
بعضی از صحابیان و تابعیان، معاویه و مروان بن حکم را به دلیل اینکه از افراد شجرة ملعونه  بودند نکوهش می کردند و آنان دم بر نمی آوردند.

بطورکلی در اکثر نقل های تاریخی هرگاه ائمة معصوم ما (علیهم السلام)، یادی از بنی امیه می کردند به عنوان شجره ملعونه نام می بردند. (نک: احتجاج، طبرسی، ج1، ص276-279؛ اختصاص، شیخ مفید، ص178؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج9، ص219؛ طبرسی، دلائل الامامه، ص253) حتی سعدالخیر بن عبدالملک یک از نوادگان عمر بن عبد العزیز خلیفه اموی که از اصحاب امام باقر (علیه السلام) بود، با گریه ای سخت، نگرانی خود را از الحاق به شجرة ملعونه ابراز کرد. امام (علیه السلام) او را با پذیرش و انتساب به خود، دلداری داد. (اختصاص، شیخ مفید، ص85) خلاصه، شهرت بنی امیه به شجرة ملعونه، گاه بیش از نامشان بود بطوریکه در برخی موارد هنگام یادشان فقط از «شجره ملعونه در قرآن» استفاده می شد. (ارشاد، مفید، ج1، ص290). بر این اساس شجرة ملعونه، تعبیر رؤیای پیامبر (صلی الله علیه و آله) است.
در روایتی، از ام هانی عمه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) از تفسیر شجره پرسیدند؟ در پاسخ گفت: «شجرة ملعونه کسانی اند که ترسانده شدند ولی ترساندن چیزی جز بر سرکشی شان نیفزود». (اتحاف الخیره، بوصیری، ج7، ص49) اینان کسانی جز بنی امیه نبودند چنان که امام حسن (علیه السلام) مروان و پدرش را مصداق این دودمان سرکش دانست.[12] این دودمان با حکومت هشتاد سالة خود همچنان به طغیان ادامه دادند.
متاسفانه برخلاف علمی بودن نظر تفسیری شیعه و جمع قابل توجهی از موافقانشان از اهل سنت مغرضانی چون ابن تیمیه (منهاج السنه، ابن تیمیه، ج3، ص404) و محمد عزت دروزه (تفسیرالحدیث، دروزه، ج3، ص404)، شیعه را به تکبر بر خدا و کذب متهم کرده اند؛ اما با بررسی هایی که در این مقاله کردیم این شبهه و اتهام از شیعه زدوده میگردد.
 
نتیجه
 با بررسی آرای تفسیری فریقین دریافتیم که بر اساس ادله متقن شیعه و برخی از اهل سنت، شجرة ملعونة در قرآن همان دودمان منافق بنی امیه اند که پیامبر (صلی الله علیه و آله) آنها را بصورت میمونهایی در خواب دید که بر منبر تردد می کنند و به گمراهی مردم می پردازند؛ و تاریخ نیز ثابت کرد که حکومت هشتاد ساله شان چیزی جز بازگرداندن مردم به دوران جاهلیت نبود. بنابراین انکار این تفسیر سخنی گزاف و فاقد ارزش علمی است. پذیرش دیدگاه حق در آثار تطبیقی عامل مؤثری در ایجاد وحدت کلمه راستین است.
 
فهرست منابع
* قرآن کریم
1- البحر المحیط، اندلسی، ابوحیان محمد بن یوسف، تحقیق: محمدجلیل صدقی، بیروت، دارالفکر، 1402ق.
2- البحر المدید فى تفسیر القرآن المجید، ابن عجیبه احمد بن محمد، قاهره، حسن عباس زکى، 1419ق‏.
3- اتحاف الحیره المهره بزوائد المسانید العشره، بوصیری، شهاب الدین احمد بن ابی بکر، ریاض، دارالوطن، 1420ق.
4- احتجاج، طبرسی، احمد، مشهد، نشر مرتضی، 1403ق.
5- اختصاص شیخ مفید، قم، کنگره شیخ مفید، 1413ق.
6- ارشاد، شیخ مفید، قم، کنگره شیخ مفید، 1413ق.
7- اسباب نزول القرآن، واحدى على بن احمد، تحقیق: کمال بسیونى زغلول بیروت‏، دارالکتب العلمیة، 1411ق‏.
8- أنوار التنزیل و أسرار التأویل‏، بیضاوى عبدالله بن عمر، تحقیق: محمد عبدالرحمن المرعشلى‏، دار احیاء التراث العربى‏، بیروت‏، 1418ق.
9- انوار درخشان، حسینی همدانی، محمدحسن، محقق: محمدباقر بهبودی، تهران، لطفی، 1404ق.
10- البرهان فی تفسیر القرآن، بحرانی، سیدهاشم، تهران، بنیاد بعثت، 1416ق.
11- التبیان فی تفسیر القرآن، شیخ طوسی، محمد بن حسن، تحقیق احمد قیصر عاملی، بیروت، دار احیای تراث عربی، بی تا.
12- التحقیق فی کلمات القرآن، مصطفوی، حسن، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب،1360.
13- التفسیرالحدیث، محمد عزت دروزه، قاهره، دار احیای کتب عربیه، 1383م.
14- بحارالانوار، مجلسی، محمدباقر، بیروت، الوفاء، 1404ق.
15- تفسیر، عیاشی، محمد بن مسعود، تهران، علمیه، 1380ش.
16- تفسیر الصافى، فیض کاشانى ملامحسن، تهران، انتشارات الصدر، 1415ق.
17- تفسیر قرآن، بلخی، مقاتل بن سلیمان، تحقیق: محمد الله محمود شحاته، بیروت، دار احیای تراث عربی، 1423ق.
18- تفسیر قرآن، قمی، علی بن ابراهیم، تحقیق طیب موسوی جزایری، قم، دار الکتاب، 1367.
19- التفسیر الکبیر، فخرالدین، رازى ابوعبدالله محمد بن عمر، دار احیاء التراث العربى، بیروت‏، چ3، 1420ق‏.
20- تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب، قمى مشهدى محمد بن محمدرضا، تحقیق: حسین درگاهى تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد اسلامى؛ 1368ش.
21-  الجامع لأحکام القرآن، قرطبى محمد بن احمد، تهران، ناصر خسرو، 1364.
22- الجوهر الثمین فی تفسیر الکتاب المبین، شبر سید عبدالله، کویت، مکتبة الألفین، 1407ق.
23- چرا رهبر انقلاب از عبارت شجره ملعونه استفاده کردند؟ پورغلامی، محمد، farsi.khamenei.ir.
24- درس تفسیر تطبیقی، نقی زاده، حسن، جامعه المصطفی العالمیه، مشهد، 2/1395.
25- الدر المنثور فى تفسیر المأثور، سیوطى جلال الدین، قم، کتابخانه آیة الله مرعشى نجفى، 1404ق‏.
26- دلائل الإمامه، طبری، محمد، قم، دار الذخائر، افست نسخه کتابخانه حیدریه، 1383ق.
27- دیوان الهذلیین، بی نام، مصر، دار قومیه، 1369ق.
28- شجره ملعونه در قرآن و حدیث، لطفی، علی، مشکات، ش79، 1388.
29- شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید معتزلی، عبدالحمید، قم، کتابخانه مرعشی، 1404ق.
30- عین العبره، ابن طاووس، احمد بن موسی، قم، دارالشهاب، بی تا.
31- الفواتح الالهیه و المفاتح الغیبیه، نخجوانى نعمت الله بن محمود، مصر، دار رکابى، 1999م‏.
32- کافی، کلینی، محمد بن یعقوب، تحقیق علی اکبر غفاری، بیروت، دار تعارف، دار صعب، ج4، 1409ق.
33- لسان العرب، ابن منظور، محمد بن مکرم، تحقیق علی سیری، بیروت، دار احیای تراث عربی، 1408ق.
34- مجمع البیان، طبرسی، فضل بن حسن، تحقیق محمدجواد بلاغی، ناصر خسرو، چاپ سوم، 1372.
35- المستدرک علی الصحیحین، نیشابوری، حاکم، بی جا، بی تا.
36- منهاج السنة النبویه، ابن تیمیه، ابوالعباس احمد بن عبدالحلیم، محقق محمد رشاد سالم، 1406ق.
37- تفسیر نور الثقلین، عروسى حویزى عبد على بن جمعه،‏ تحقیق: سید هاشم رسولى محلاتى، قم، اسماعیلیان، چ4، 1415ق‏.

------------------------------------------------
پی نوشت ها:

[1]. (به یاد آور) زمانى را که به تو گفتیم: «پروردگارت احاطه کامل به مردم دارد؛ (و از وضعشان کاملاً آگاه است) و ما آن رؤیایى را که به تو نشان دادیم، فقط براى آزمایش مردم بود؛ همچنین شجره ملعونه [درخت نفرین شده‏] را که در قرآن ذکر کرده‏ایم. ما آنها را بیم داده (و انذار) مى کنیم؛ اما جز طغیان عظیم، چیزى بر آنها نمى‏افزاید!». (اسراء:60)
[2]. [یاد کن پیش از جنگ بدر سپاهیان دشمن را] در عالم خواب به تو اندک نمایاند و اگر بسیار نشان می داد هر آینه شکست می خوردید و در موضوع جنگ به اختلاف می پرداختید.
[3]. مردانی که مردم را به حالت گمراهی باز میگردانند.
[4]. ما نام مردانی را بر زبان نمی آوریم.
[5]. مردانی از قبیایل بنی تمیم و بنی عدی (قمی، تفسیر کنز الدقائق، ج‏7، ص 439)
[6]. دو فاجر قریش در روایتی دیگر به بنی مغیره و بنی امیه معنا شده اند بنی مغیره که در جنگ بدر هلاک شدند و بنی امیه که تا مدتی حکومت کردند. (عین العبره، سید ابن طاوس، ص 49)
[7]. مردم را گمراه می کنند.
[8]. وإنِّی لَابنُ أقوامٍ زِنادِى ... زَواخِرُ والغُصونُ لها أُصولُ (ممن در درختی ام که شاخه هایش بلند و ریشه اش استوار)
[9]. می بینم که مردی از دودمان معاویه خون ها را می ریزد...
[10]. ای علی، من و تو از یک ریشه ایم و مردم از ریشه های گوناگونند.
[11]. البته مرحوم آقا مصطفی خمینی (قدس سره) نیز گیاه منهیة آدم (علیه السلام) را شجره ملعونه خوانده است.
[12]. «یا مروان ما تنکر أنت و لا أحد ممّن حضر هذه اللعنة من رسول اللَّه صلَّى اللَّه علیه و آله و سلم لک و لأبیک من قبلکَ و ما زادک اللَّه یا مروان بما خوّفک إلّا طغیاناً کبیراً و» ای مروان، نه تو و نه کسانی که هنگام شنیدن این لعنت از رسول خدا حاضر بود انکار نمی کند که از همان زمان برای و پدرت است اما با ترساندی که خدا تو را ترساند چیزی جز سرکشی بزرگ بر تو نیفزود.(تفسیر الصافی، فیض کاشانی، ج‏3، ص 202)
 



 
امتیاز دهی
 
 

نسخه قابل چاپ
  • ارسال به دوستان
نام ارسال کننده :  
ایمیل ارسال کننده:
نام دریافت کننده :
ایمیل دریافت کننده :  
موضوع ایمیل :
کد تصویری :
 
امام على(ع):امروز تنها عید کسى است که خداوند روزه‏اش را پذیرفته و شب زنده‏دارى‏اش را سپاس گزارده است . نهج البلاغه حکمت 428