• درباره ما
    معرفی معاونت تبلیغات و ارتباطات اسلامی
    معرفی معاونت تبلیغات و ارتباطات اسلامی

    رضوان علم ، منظومه ای زیباشناسانه در تماشای انسان اشرف در آینه تمام نمای هستی است برای میل به بینهایت مطلق همراه با کملین و پیوستگان تا حقیقت مسجود بودن را در قوسین خلقت در بازگشت از هبوط به نظاره بنشیند . همراه با رضوان نظاره گر باشیم .

     
    ×
  • تماس با ما
    شما می توانید با پر کردن فرم زیر، ما را از نظرات خود در مسیر بهبود کیفیت این وب سایت مطلع سازید:

    فرم ارتباط با ما
    * نام و نام خانوادگي
    * پست الكترونيك
    * نظر
    کد امنیتی
     
     
    امتیاز دهی
     
     

    ×
راهنما
بازگشت به خانه

درگاه خدمات فرهنگی تبلیغی حرم مطهر امام رضا علیه السلام | رضوان علم


  • فرم ثبت اطلاعات
    * نام و نام خانوادگی * شماره موبایل
    * نام استان * ایمیل
    نام شهرستان نام شهر در خارج از كشور
    تاريخ ثبت
     
    امتیاز دهی
     
     

    ×
  •  
  •  
  •  
  •  

ویژه نامه ها

اوقات شرعی

  اذان صبح
  طلوع خورشید
  اذان ظهر
  غروب خورشید
  اذان مغرب
اوقات به افق :


التزام حفظ وحدت جامعه اسلامی در عین تبیین حقیقت از منظر سیره رضوی

فاطمه رضاداد، دانشجوی دکتری علوم قرآن و حدیث، دانشگاه فردوسی مشهد
 
چکیده:
به تناسب فرا رسیدن دهه کرامت و به فراخور ضرورت بررسی مسئله وحدت جامعه اسلامی از منظر سیره رضوی با توجه به آشفتگی کنونی جهان اسلام، فرض این نوشتار، التزام حفظ وحدت در عین تبیین حقیقت است. روش این نوشتار در مسیر تبیین فرضیه مزبور، روش تحلیلِ درون دینی، از رهگذر کاوش های فقه الحدیثی و مراجعه به حدیث و سیره رضوی است که در نتیجه آن، صحت فرضیه مزبور به اثبات می رسد و ضرورت حفظ وحدت در عین تبیین حقّانیت اهل بیت علیهم السلام و حفظ تولی و تبری معلوم می گردد.
کلید واژه: امام رضا علیه السلام، وحدت جامعه اسلامی، تبیین حقیقت، مناظره، تقیه، ظرفیت مخاطب، اخلاق مداری.
 
مقدمه:
همان گونه که می دانیم، امروزه جهان اسلام با شرایطی بحرانی روبروست؛ شرایطی که در آن مسلمانان به دشمنی و منازعه با یکدیگر برخاسته اند، از سویی با فتنه وهابیت و تکفیر شیعیان، هر روز شماری از شیعیان در خون خویش می غلطند و از سوی دیگر منازعات درونی بین خود شیعه و بین خود عامّه، توان و انسجام جوامع اسلامی را فرو کاسته و بر سلطه دنیای کفر افزوده است.
اکنون به فراخور دهه کرامت بایسته است به این موضوع و به این مسأله اصلی بپردازیم که ائمه و پیشوایان ما و به ویژه امام رضا علیهم السلام، در سخن و سیره خود چه نگاهی به وحدت جامعه اسلامی داشته اند؟ چگونه بدین مهم می پرداختند و چه راهکاری را برای حفظ وحدت جامعه اسلامی در پیش می گرفتند؟
آنچه ضرورت بخش پرداختن بدین مسئله است، دیدگاه های افراطی و تفریطی است که در این حوزه وجود دارد. چونانکه متأسّفانه برخی تفریط گرایان به نام وحدت و تقریب مذاهب، بر روی اصل تاریخ شیعه و مبانی فکری آن سرپوش گذاشته، حقّ شیعه را نادیده انگاشته، حقیقت را مخفی نگاه داشته، با بی اعتنایی از کنار حقّ اهل بیت علیهم السلام می گذرند و صریحاً اعلام می دارند امروز روزی نیست که بنشینیم و بحث کنیم که هزار و چهارصد سال پیش چه کسی باید به منصب خلافت می نشست.
از سوی دیگر برخی افراط گرایان با نادیده انگاشتن مصلحت دنیای اسلام و زیر پا گذاشتن اصل تقیه، به لعن علنی و تکفیر غیر شیعیان می پردازند و بر فتنه انگیزی دشمنان اسلام و شیعه دامن می زنند.
ذیلاً از منظری تحلیلی و درون دینی بدین مهم می پردازیم. اساساً هدف از این نوشتار نیز چیزی جز آگاهی و تبعیت از حدیث و سیره رضوی در مسئله وحدت مسلمانان و راه تحکیم وحدت اسلامی نیست. در این میان، فرض اصلی این نوشتار ضرورت حفظ وحدت در عین تبیین حقّانیت اهل بیت علیهم السلام و حفظ تولی و تبری است. 
 
امروزه جهان اسلام با شرایطی بحرانی روبروست؛ شرایطی که در آن مسلمانان به دشمنی و منازعه با یکدیگر برخاسته اند.

1.
اهتمام به حفظ وحدت اجتماعی از منظر قرآن کریم و سیره رضوی:
ارزش وحدت، اخوت، برابری، برادری و دوستی در دین اسلام بر کسی پوشیده نیست. دین مبین اسلام ضمن محترم انگاشتن جامعه تا جایی که امکانش وجود دارد، همگان را به صلح و دوستی و وحدت و برادری می خواند. از آنجا که اجتماع از سطوح گوناگون شکل می گیرد، توصیه به وحدت نیز سطوح گوناگون دارد:
 
1.1. وحدت در اجتماع خانواده:
قرآن کریم جامعه خانواده را جامعه ای صمیمی می بیند که مبنای اصلی آن باید بر پایه مؤانست و دوستی و ادای حقّ والدین و حقّ خویشی باشد. اهمیت این مسئله تا جایی است که حتی اگر پدر و مادر مشرک باشند و فرزند خویش را به شرک وادارند، باز باید در حقّ ایشان با نیکی رفتار کرد و حقّ احسان را به جای آورد: «وَ وَصَّینَا الانسَانَ بِوَالِدَیهِ ... * وَ إِن جَاهَدَاک عَلی أَن تُشْرِک بی مَا لَیسَ لَک بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا وَ صَاحِبْهُمَا فی الدُّنْیا مَعْرُوفًا».[1] (لقمان/15-14)
در همین راستا معمّر بن خلّاد می گوید به امام رضا علیه السلام گفتم برای والدینم که حق را نمی شناسند و ]شیعه نیستند[ دعا کنم؟ امام رضا علیه السلام فرمود: «برای آن دو دعا کن و به نیابت آنان صدقه بده و اگر زنده اند و از مذهب حق بی اطّلاع می باشند، با آنان مدارا و نیکی کن. زیرا رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمود: خداوند مرا با پیام مهر و شفقت مبعوث کرد، نه عداوت و بریدن از پدر و مادر و خویشان.»[2] (الکافی، کلینی، ج2، ص159)

 

دین مبین اسلام و پیشوایان مطهّرش ضمن محترم انگاشتن جامعه تا جایی که امکانش وجود دارد، همگان را به صلح و دوستی و وحدت و برادری می خوانند.

2.1. وحدت در اجتماع اسلامی:
خداوند در قرآن کریم مسلمانان را به وحدت و برادری فرا می خواند و از آنها می خواهد با تمسّک به حبل الله، از تفرقه و تشتّت بپرهیزند: «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا».[3] (آل عمران/103)
تاریخ و سیره گواه بر این است که امام رضا علیه السلام در طول عمر شریف خویش از سویی بر ضرورت اخوّت و برادری میان شیعه تأکید داشته و از هرگونه دشمنی و عداوت میان ایشان حذر داشتند. امام خطاب به جناب عبدالعظیم حسنی می نویسد: «سلام مرا به دوستدارانم برسان و به آنان بگو در دلهای خویش برای شیطان راهی نگشایند. ... ایشان را به صله رحم و رفت و آمد با یکدیگر و رابطه دوستانه با هم دعوت کن، چرا که این کار باعث تقرّب به من است. مبادا به دشمنی با یکدیگر برخیزند. ... هر کدام از آنها یکی از دوستانم را برنجاند یا در دلش کینه او را بپروراند، ... از ولایت ما بیرون خواهد بود و از دوستی ما اهل بیت نصیبی نخواهد داشت». (الاختصاص، شیخ مفید، ص247)[4]
از سوی دیگر امام رضا علیه السلام نسبت به حفظ وحدت کلّ پیکره جامعه اسلامی اهتمام داشته، آنگاه که ولایتعهدی به حضرتش عرضه شد از روی حفظ وحدت و مصلحت جامعه اسلامی آن را پذیرفت و در خطبه ای که در آغاز ولایتعهدی خویش خواند به سکوت جدّش امیرالمؤمنین علیه السلام برای رعایت حفظ وحدت جامعه اسلامی چنین اشاره فرمود: «در گذشته این کار صورت گرفت (حرمت وصایت رسول خدا صلی الله علیه و آله نگهداشته نشد) و شخص وصی بر آن نابکاری ها و اعمال خلاف صبر نمود و پس از آن هم در دوران قدرت متعرض آن نشد، از بیم آنکه مبادا تفرقه ایجاد شود و اسلام سست گردد، و رشته وحدت و اتّحاد مسلمین بگسلد. زیرا که افکار زمان جاهلیت در مغزها باقی بود ... و منافقین کاملا کمین کرده و در راه یافتن فرصت نشسته بودند تا دستاویزی پیدا کرده و شرّ بپا کنند».[5] (عیون اخبار الرضا علیه السلام، صدوق، ج2، ص146)
آن حضرت پس از تبیین نافرجامی خلافت جدّش امیرالمؤمنین علیه السلام و سپس صبر آن حضرت برای حفظ وحدت جامعه اسلامی، به تبیین وضعیت نافرجام ولایتعدی خویش می پردازد و اینکه این امتداد، حکایت از امتداد همان سیره دارد. چونانکه در روایتی دیگر حضرتش تصریح کرد که سیره اش، سیره جدّش علی و پذیرش ولایتعهدی اش همچون شرکت جدّش در شورای شش نفره خلافت است.[6] (همان، ص141)
 
تاریخ گواه بر این است که امام رضا علیه السلام در طول عمر شریف خویش از سویی نسبت به اخوّت و برادری میان شیعه و از سوی دیگر نسبت به حفظ وحدت در کلّ پیکره جامعه اسلامی تأکید داشت.
 
3.1. وحدت در پیکره جامعه بشری:
قرآن کریم فراتر از جامعه اسلامی فرمان می دهد که با عموم بشر، به نیکویی سخن بگویید: «وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً»[7] (بقره/83) و از جدال بپرهیزید: «وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذینَ ... إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً».[8] (فرقان/63)
قرآن کریم حتّی اهل کتاب را به وحدت و همدلی بر مبنای اصل توحید فرا می خواند و اصل همزیستی مسالمت آمیز را حتّی با غیر مسلمانان توصیه می کند، مگر این که به جنگ با اسلام بر خیزند: «قُلْ یا أَهْلَ الْکتابِ تَعالَوْا إِلی‏ کلِمَةٍ سَواءٍ بَینَنا وَ بَینَکمْ».[9] (آل عمران/64)
در همین راستا امام علی علیه السلام در فرمایشی نیکو به مالک اشتر، وی را به احسان در حقّ عموم مردمان فرا می خواند و می فرماید: «مردم از دو قسم خارج نیستند، یا در دین برادر تواَند و یا در خَلق، نظیر و مانند تو.»[10] (نهج البلاغه، شریف رضی، ص427)
امام رضا علیه السلام نیز که خلف صالح امیرالمؤمنین علیه السلام است، با عموم مردمان و حتّی با غیر مسلمانان در کمال مدارا و همدلی رفتار می کند. شیوه برخورد امام رضا علیه السلام با عالمان اهل کتاب که در مناظرات حضرتش متجلّی است، گواه بر این مدّعاست. آن حضرت، به آرامی و وقار اهل کتاب را به حضور می پذیرد، به سخنان و سؤالات ایشان گوش فرا می دهد و سپس با نرمی و مدارا و با استناد به منابع خود ایشان، به دور از هرگونه توهین به مقدّساتشان، با بیانی شیوا و رسا و با منطق مذهب خودشان، سعی بر هدایتشان دارد. فضای آرام و منطقی و به دور از هر گونه تنش و جدل که بر مناظرات حضرتش حاکم است، نیز استناد آن حضرت به خود منابع اهل کتاب، حاکی از شیوه برخورد حضرتش با اهل کتاب است. (ر.ک به: نگاهی به برخی ویژگی های مناظره امام رضا علیه السلام با علمای ملل و نحل، شوبکلائی) 
 
امام رضا علیه السلام با عموم مردمان و حتّی با غیر مسلمانان در کمال مدارا و همدلی رفتار می کرد.
 
2. راهکار حفظ وحدت در جامعه اسلامی:
اکنون فراتر از بحث اهتمام امام رضا علیه السلام به وحدت در سطوح مختلف جامعه، سؤال اصلی این است که حضرتش برای حفظ وحدت در جامعه اسلامی و به ویژه وحدت میان شیعه و عامّه چه راهکاری را در پیش گرفته است؟ زیرا امروزه آنچه جهان اسلام بیش از همه محتاج آن است، وحدت میان شیعه و عامّه در برابر سلطه کفر جهانی است.
اگر به آیه شریفه «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا» (آل عمران/103) بنگریم، در می یابیم قرآن کریم تمسّک به حبل الله را مایه وحدت جامعه اسلامی می خواند. امام رضا علیه السلام، بزرگ مفسّر قرآن، در فرمایشات خویش حبل الله را به قرآن و عترت تفسیر می کند. (عیون اخبار الرضا علیه السلام، صدوق، ج1، ص127و 272) از این رو، از منظر قرآن و سیره رضوی، شاهراه حفظ وحدت جامعه اسلامی، تمسّک به قرآن و عترت یا همان ثقلین است.
در همین راستا، حضرت زهرا سلام الله علیها در خطبه فدکیه صریحاً اعلام می کند که: «خداوند متعال امامت ما را به جهت پرهیز از تفرقه واجب فرمود».[11] (بحارالانوار، مجلسی، ج29، ص223) در زیارت شریفه جامعه کبیره نیز امام هادی علیه السلام، ولایت اهل بیت علیهم السلام را شاهراه حفظ جامعه از تفرقه و گسستگی می بیند: «وَ بِمُوَالاتِکمْ ... ائْتَلَفَتِ الْفُرْقَةُ». (من لا یحضره الفقیه، صدوق، ج2، ص616)
این همه از آن روست که وقتی مردمان پیشوای بر حقّ واحدی نداشته باشند و هر کسی در جایی دعوی ناحقّ امامت کند و عدّه ای را به سوی خود بخواند، فساد و تفرقه و تباهی نتیجه اش خواهد بود؛ ولی وقتی که یک پیشوای بر حقّ الهی مردمان را راهبری کند و همه مردمان تحت لوای یک رهبر، گرد یکدیگر آیند، تفرقه از میان برخواهد خاست و جای خود را به وحدت خواهد داد. 
 
از منظر قرآن و سیره رضوی، شاهراه حفظ وحدت جامعه اسلامی، تمسّک به حبل الله، یعنی قرآن و عترت است.
 
از این رو امام رضا علیه السلام با وجود همه سختی ها و مشکلاتی که در دوران امامت خویش با آن مواجه بود، هماره سعی بر معرّفی خاندان اهل بیت علیهم السلام داشت که هم قرآن را مفسّری حقیقی اند و هم امامت را سکّان داری قاهر.
آن حضرت در سفر به مرو، وقتی با جمعیت کثیر مردمان در نیشابور مواجه می شود و در قالب حدیث متواتر سلسلة الذهب، توحید را حصن امن الهی می خواند، به تبیین ضرورت ولایت پذیری اهل بیت علیهم السلام برای جمعیت حاضر می پردازد و معلوم می دارد که ولایت ایشان شرط پذیرش توحید است. (عیون اخبار الرضا، صدوق، ج2، ص135)
در مواجهه حضرتش با مأمون، آنگاه که وی نخست خلافت را عرضه می کند، حضرت صریحاً معلوم می دارد که اگر خلافت حقّ توست، حق نداری آن را به دیگری واگذاری و اگر حقّ تو نیست، پس در بخشیدن آن حقّی نداری.[12] (همان، ص140) این گونه امام رضا علیه السلام معلوم می دارد ولایه الله و خلافة رسول الله، از مسیر خویش منحرف و به دست غاصبان سپرده شده است.
آن حضرت در خطبه ای که در آغاز ولایتعهدی خواند، به جایگاه خاندان عصمت و طهارت پرداخت و اعلام داشت که خلافت و امامت از روز آغازین، از آن علی و خاندان مطهّرش بود که به یغما رفت. (همان، ص145)
امام رضا علیه السلام هیچ گاه و در هیچ لحظه ای، دست از تبیین مسیر صحیح حقّ و ولایت بر نداشت و در هیچ مسیری با مأمون همراهی نکرد و سیره ایشان را تبعیت نکرد. چونانکه وقتی مأمون به حضرت دستور داد که نماز عید را بخواند، حضرت شرط فرمود که من اگر برای نماز خارج شوم، نه به شیوه تو، بلکه به شیوه و روش پیامبر و جدّم امیرالمؤمنین علیهم السلام خواهد بود.[13] (همان، ص150)
آن حضرت مدام سیره پیامبر و امیرالمؤمنین ، حقّانیت اهل بیت علیهم السلام نسبت به خلافت، جایگاه خاندان اهل بیت علیهم السلام و ... را به مردمان یادآوری می فرمود و هیچ گاه در این مسیر کوتاهی و اغماض نکرد. 
 
از این رو امام رضا علیه السلام هماره سعی بر معرّفی خاندان اهل بیت علیهم السلام داشت که هم قرآن را مفسّری حقیقی اند و هم امامت را سکّان دارانی قاهر.
 
به تعبیر دیگر امام علیه السلام، هم خود به احیاء امر امامت و ولایت می پرداخت و هم شیعیان را بدین مسئله امر می فرمود. این همه از آن رو بود که امام علیه السلام می دانست اگر مردمان علوم و معارف اهل بیت علیهم السلام را فرا بگیرند و محاسن کلام و سیره ایشان را بشناسند، همانا به تبعیت از ایشان خواهند پرداخت و ولایت ایشان را خواهند پذیرفت: «رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً أَحْیا أَمْرَنَا فَقُلْتُ لَهُ وَ کیفَ یحْیی أَمْرَکمْ قَالَ یتَعَلَّمُ عُلُومَنَا وَ یعَلِّمُهَا النَّاسَ فَإِنَّ النَّاسَ لَوْ عَلِمُوا مَحَاسِنَ کلَامِنَا لَاتَّبَعُونَا». (همان، ج1، ص137)
لذا بر خلاف تفکر کنونی رایج در برخی اذهان که لازمه حفظ وحدت را نادیده انگاشتن حقّ اهل بیت علیهم السلام و دم نزدن از تحریف جریان خلافت می دانند و اینها را مسائلی تاریخی می خوانند که امروزه تأکید بر آنها فتنه انگیزی است، از منظر سیره رضوی و خاندان اهل بیت علیهم السلام، تنها راه تحقق کامل وحدت، تبیین معارف خاندان اهل بیت علیهم السلام و روشنگری نسبت به تمییز شاهراه اصلی ولایت و امامت از بیراهه های خلفای خود ساخته است.
ولی آن چه نکته حائز اهمّیت است این که حضرتش در مقام تبیین این امر عظیم اصولی چند را رعایت و حتّی بدان توصیه می فرمود تا حسّاسیت ها برانگیخته نشود و نقشه های فتنه انگیزان ناکام بماند: 
 
امام رضا علیه السلام در راستای تبیین شاهراه وحدت، یعنی شاهراه ولایت و امامت، اصولی را رعایت می کرد تا هم حق ادا شود و هم در عین حال، احساسات ادیان دیگر تحریک نشود.
 
الف) اصل تقیه:
آن حضرت در روایات مختلف شیعیان را به حفظ تقیه فرمان می داد و حتّی آن را میثاقی می دانست که هر شیعه باید بدان متعهّد باشد. تقیه بدین معناست که شیعیان در شرایط خطر و در برابر دشمنان خاندان اهل بیت، به گونه ای سخن بگویند که مصلحت اسلام و شیعه حفظ شود و جان و مال و ناموس شیعیان و کیان اسلام و تشیع در خطر نیفتد.[14]
آن حضرت علی رغم این که شیعیان را به حفظ تولی و تبری توصیه می فرمود، ولی با استناد به آیه «وَ لاتَسُبُّوا الَّذِینَ یدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَیسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَیرِ عِلْم»[15] (انعام/108) آنها را از تصریح آشکار و علنی به دشمنی با دشمنان ائمه علیهم السلام باز می داشت، زیرا وقتی مخالفان ببینند که شیعیان آشکارا از پیشوایان ایشان بد می گویند، آنها نیز امامان شیعه را دشنام می دهند. (عیون اخبار الرضا علیه السلام، صدوق، ج1، ص304)
امام رضا علیه السلام خود نیز در عین تبیین حقیقت، بسیار پایبند تقیه بودند. به عنوان مثال حضرتش در خطبه آغازین ولایتعهدی خویش، علی رغم این که مسیر حق را تبیین کرده و از تحریف مسیر خلافت سخن فرمود، در همان حال، در حقّ مأمون، این گونه هوشمندانه دعا می کند: خداوند وی را در مسیر انجام کارهای نیک یاری رساند. (همان، ج2، ص145)
این همان اصل تقیه است که در عین بیان حقیقت، به گونه ای با مدارا و نرمی سخن گفته شود که حسّاسیتی را بر نیانگیزد و کیان اسلام و تشیع به خطر نیفتد. 
 
نخستین اصل، اصل تقیّه بود که امام علیه السلام هم خود بدان پایبند بود و هم شیعیان را بدان امر می فرمود.
 
ب‌) اصل توجّه به ظرفیت مخاطب:
بر اساس آیات قرآن کریم، افراد به سان جویبارهایی می مانند که هر کدام ظرفیتی خاصّ خود دارند و ظرف هدایت پذیریشان یکسان نیست: «أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسالَتْ أَوْدِیةٌ بِقَدَرِها».[16] (رعد/17) لذا چه بسا نکته ای هر چند حقّ که فرد کم ظرفیت را از جریان هدایت دور سازد و موجب به فتنه افتادن وی گردد. از همین رو امام رضا علیه السلام همانند اجداد گرامی خویش بدین مهم توجّه داشت و با افراد به میزان ظرفیتشان سخن می گفت تا احساسات افراد کم ظرفیت تحریک نشود و دشمنان نتوانند از این رهگذر فتنه انگیزی کنند، نیز شیعیان را امر می فرمود که اسرار علوم را نزد افراد کم ظرفیت بازگو نکنند. (الکافی، کلینی، ج1، ص401)
همچنین حضرات معصومین علیهم السلام در همین راستا یاران خود را امر می فرمودند که هرگاه فردی را دیدند که فسق اعتقادی یا عملی دارد، از فسق وی تبری جویند، ولی خود آن فرد را تحقیر نکنند. زیرا ظرفیت افراد متفاوت است و خداوند به همه استعداد یکسان نداده تا از همه به یک میزان تکلیف بخواهد. (همان، ج2، ص44-46)
نیز ایشان بین افراد قاصر و مقصّر تفاوت می گذاشتند. حسن بن جهم می گوید به امام رضا علیه السلام گفتم: جماعتی از مردمان هستند که محبّ (شما) هستند، ولی تصمیمی ندارند که به تشیع قائل شوند. امام فرمود: خداوند بر آنها خرده ای نمی گیرد. زیرا عتاب الهی متوجّه دانایان و اولی الابصار است (که حق را می دانند و کینه توزانه آن را انکار می کنند).[17] (همان، ج1، ص11) 
 
دومین اصل، اصل توجّه به ظرفیت متفاوت افراد در مسیر هدایت پذیری است؛ از همین رو امام رضا علیه السلام متناسب با ظرفیّت مخاطب خود سخن می فرمود؛ زیرا چه بسا نکته حقّی که فرد کم ظرفیّت را تحریک ساخته و موجب فتنه انگیزی وی شود.
 
ج‌) اصل اخلاق مداری:
امام رضا علیه السلام همچون اجداد گرامی اش، بزرگ اسوه و نمونه کرامت اخلاقی بود: «فِعْلُکمُ الْخَیرُ وَ عَادَتُکمُ الْإِحْسَانُ وَ سَجِیتُکمُ الْکرَمُ ... إِنْ ذُکرَ الْخَیرُ کنْتُمْ أَوَّلَهُ وَ أَصْلَهُ وَ فَرْعَهُ وَ مَعْدِنَهُ وَ مَأْوَاهُ وَ مُنْتَهَاهُ».[18] (من لا یحضره الفقیه، صدوق، ج2، ص616)
تاریخ گواه بر عظمت اخلاقی امام رضا علیه السلام و رأفت و مهربانی و اخلاق مداری ایشان حتّی با مخالفان است. هر کسی از هر دین و مذهبی می توانست به محضر امام شرفیاب شود، هر چه می خواهد بپرسد و در کمال رأفت و بزرگواری امام، پاسخ حضرتش را جویا شود.[19]
فضای آرام و منطقی حاکم بر مباحثات و سخنان امام رضا علیه السلام موجب می شد که آن حضرت در عین تبیین حقیقت برای مردمان، نگذارد فتنه انگیزی دشمنان اسلام و تشیع به ثمر رسد.
 
سومین اصل، اصل اخلاق مداری است. تاریخ گواه بر عظمت اخلاقی امام رضا علیه السلام و رأفت و مهربانی و اخلاق مداری ایشان حتّی با مخالفان است.
اگر به عصر خود بنگریم، در می یابیم علامه امینی، بزرگ پاسدار حریم امامت و ولایت با تأسّی از همین سیره معصومین علیهم السلام، یگانه قهرمان عرصه وحدت جامعه اسلامی است. وی با نگارش بیست جلد کتاب گرانسنگ الغدیر، حقّ ولایت خاندان اهل بیت علیهم السلام را بر اساس منطق و منابع خود اهل سنّت اثبات نمود و از تحریف تاریخی مسیر خلافت و خلفای خودساخته که هر کدام عدّه ای را به سوی خود خوانده و موجبات تفرقه امّت اسلامی شدند، پرده برداشت. در عین حال کلام متقن وی همراه با کرامت اخلاقی بود، تا جایی که وی پس از نگارش این کتاب، آن را از روی ادب، برای عالمان اهل سنّت فرستاد و همین اتقان علمی و اخلاقی اثر وی بود که موجب گشت شیخ الازهر و دیگر عالمان سنّی و حتّی مسیحی اثر وی را بستایند و بر کتاب وی تقریظ ها بنگارند؛ تقریظ هایی که همگی در آغاز مجلّدات مختلف این کتاب، مرقوم و امینی و شیعه و غدیر و پیشوای غدیر را ثناگوست.
 
نتیجه:
از آن چه گذشت معلوم می گردد امام رضا علیه السلام به مسئله وحدت و همدلی در سطوح مختلف جامعه، اعمّ از اجتماع خانواده، جامعه شیعه، اجتماع اسلامی و جامعه بشری اهتمام داشت و در سخن و سیره خود بدان امر می فرمود. 
 
لذا بر ماست که با رعایت این اصول، به تبیین شاهراه وحدت، یعنی شاهراه ولایت حقّه علویّه بپردازیم و بدانیم که برای تحقق وحدت جامعه اسلامی جز این راه، هر راه دیگری محکوم به شکست است.
 
در این میان مهمترین مسئله شاهراه تحقق وحدت نهایی جامعه اسلامی بود که از منظر سیره رضوی راهی جز تمسّک به حبل الله، یعنی قرآن و عترت ندارد. لذا معرّفی خاندان اهل بیت علیهم السلام به عنوان مفسّران حقیقی قرآن و خلفای بر حقّ رسول خدا، نهایی ترین و تنها شاهراه تحقق وحدت جامعه اسلامی بود که امام رضا علیه السلام با رعایت سه اصل زیر بدان پرداخت:
1. اصل تقیه
2. اصل توجّه به ظرفیت مخاطب
3. اصل اخلاق مداری
لذا بر ماست که با رعایت این اصول، به تبیین ولایت حقّه علویه بپردازیم و بدانیم که برای تحقق وحدت نهایی جامعه اسلامی جز این راه، هر راه دیگری محکوم به شکست است و افراط و تفریط ها جز تباهی به دنبال نخواهد داشت. 
 
علّامه امینی، صاحب کتاب گرانسنگ الغدیر با تأسّی به همین سیره رضوی، قهرمان عرصه وحدت جامعه اسلامی در جهان معاصر است.
 
فهرست منابع:
- قرآن کریم.
- الاختصاص، مفید، محمد بن محمد؛ تحقیق علی اکبر غفاری، چاپ اول، المؤتمر العالمی لالفیه الشیخ المفید، قم، 1413ق.
- بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، مجلسی، محمّدباقر بن محمّدتقی، الطبعة الثانیة، مؤسسة الوفاء، دار احیاء التراث العربی، بیروت، 1403ق.
- التحریر و التنویر، ابن عاشور، محمد بن طاهر، مؤسسة التاریخ العربی، بیروت، 1423ق.
- عیون اخبار الرضا علیه السلام، صدوق، محمد بن علی، تحقیق مهدی لاجوردی، چاپ اول، تهران، 1378.
- فرهنگ علم کلام، خاتمی، احمد، چاپ اول، انتشارات صبا، تهران، 1370.
- الکافی، کلینی، ابوجعفر محمد بن یعقوب رازی، تصحیح و تعلیق علی اکبر غفاری، الطبعه الثانیه، دار الکتب الاسلامیه، تهران، 1348.
- من لایحضره الفقیه، صدوق، محمد بن علی، تحقیق علی اکبر غفاری، چاپ دوم، دفتر انتشارات اسلامی، قم، 1413ق.
- نگاهی به برخی ویژگی های مناظره حضرت رضا علیه السلام با علمای ملل و نحل، شوبکلائی، مسلم:
www.shobkalayi.blogfa.com
- نهج البلاغه، شریف رضی، تحقیق صبحی صالح، چاپ اول، انتشارات هجرت، تهران، 1414ق.
 


پی نوشت ها:
[1]- «و ما انسان را به احسان در حقّ والدینش توصیه کردیم ... اگر تو را وادارند تا درباره چیزی که تو را بدان دانشی نیست به من شرک ورزی، از آنان فرمان مبر، و [لی‏] در دنیا به خوبی با آنان معاشرت کن».
[2]- مُعَمَّرِ بْنِ خَلَّادٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا ع أَدْعُو لِوَالِدَی إِذَا کانَا لَا یعْرِفَانِ الْحَقَّ قَالَ ادْعُ لَهُمَا وَ تَصَدَّقْ عَنْهُمَا وَ إِنْ کانَا حَیینِ لَا یعْرِفَانِ الْحَقَّ فَدَارِهِمَا فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ إِنَ‏ اللَّهَ‏ بَعَثَنِی‏ بِالرَّحْمَةِ لَا بِالْعُقُوق‏.
[3]- «و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید، و پراکنده نشوید».
[4]- «عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام قَالَ: یا عَبْدَ الْعَظِیمِ أَبْلِغْ‏ عَنِّی‏ أَوْلِیائِی السَّلَامَ وَ قُلْ لَهُمْ أَنْ لَا یجْعَلُوا لِلشَّیطَانِ عَلَی أَنْفُسِهِمْ سَبِیلًا وَ مُرْهُمْ بِالسُّکوتِ وَ تَرْک الْجِدَالِ فِیمَا لَا یعْنِیهِمْ وَ إِقْبَالِ بَعْضِهِمْ عَلَی بَعْضٍ وَ الْمُزَاوَرَةِ فَإِنَّ ذَلِک قُرْبَةٌ إِلَی وَ لَا یشْتَغِلُوا أَنْفُسَهُمْ بِتَمْزِیقِ بَعْضِهِمْ بَعْضاً فَإِنِّی آلَیتُ عَلَی نَفْسِی‏[4] إِنَّهُ مَنْ فَعَلَ ذَلِک وَ أَسْخَطَ وَلِیاً مِنْ أَوْلِیائِی ... خَرَجَ عَنْ وَلَایتِی وَ لَمْ یکنْ لَهُ نَصِیباً فِی وَلَایتِنَا وَ أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ ذَلِک‏».
[5]- «و بِذَلِک جَرَی السَّالِفُ فَصَبَرَ مِنْهُ عَلَی الْفَلَتَاتِ وَ لَمْ یعْتَرِضْ بَعْدَهَا عَلَی الْغَرَمَاتِ خَوْفاً عَلَی شَتَاتِ الدِّینِ وَ اضْطِرَابِ حَبْلِ الْمُسْلِمِینَ وَ لِقُرْبِ أَمْرِ الْجَاهِلِیةِ وَ رَصَدِ الْمُنَافِقِینَ فُرْصَةً تَنْتَهِزُ وَ بَائِقَةً تَبْتَدِر».
[6]- «مُحَمَّدِ بْنِ عَرَفَةَ قَالَ: قُلْتُ لِلرِّضَا علیه السلام یا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ مَا حَمَلَک عَلَی الدُّخُولِ فِی وِلَایةِ الْعَهْدِ؟ فَقَالَ مَا حَمَلَ جَدِّی أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام عَلَی الدُّخُولِ فِی الشُّورَی».
[7]- «و با مردم به نیکویی سخن بگویید».
[8]- «و بندگان خدای رحمان کسانی اند که روی زمین به نرمی گام بر می دارند و چون نادانان ایشان را طرف خطاب قرار دهند به ملایمت پاسخ می دهند».
[9]- «بگو: ای اهل کتاب، بیایید بر سر سخنی که میان ما و شما یکسان است بایستیم».
[10]- «وَ أَشْعِرْ قَلْبَک الرَّحْمَةَ لِلرَّعِیةِ وَ الْمَحَبَّةَ لَهُمْ وَ اللُّطْفَ بِهِمْ وَ لَا تَکونَنَّ عَلَیهِمْ سَبُعاً ضَارِیاً تَغْتَنِمُ أَکلَهُمْ فَإِنَّهُمْ صِنْفَانِ إِمَّا أَخٌ لَک فِی الدِّینِ وَ إِمَّا نَظِیرٌ لَک فِی الْخَلْقِ».
[11]- «فَفَرَضَ الله ... إِمَامَتَنَا أَمَاناً مِنَ‏ الْفُرْقَةِ».
[12]- «إِنْ کانَتْ هَذِهِ الْخِلَافَةُ لَک وَ اللَّهُ جَعَلَهَا لَک فَلَا یجُوزُ لَک أَنْ تَخْلَعَ لِبَاساً أَلْبَسَک اللَّهُ‏ وَ تَجْعَلَهُ لِغَیرِک وَ إِنْ کانَتِ الْخِلَافَةُ لَیسَتْ لَک فَلَا یجُوزُ لَک أَنْ تَجْعَلَ لِی مَا لَیسَ لَک‏».
[13]- «إِنْ أَعْفَیتَنِی مِنْ ذَلِک فَهُوَ أَحَبُّ إِلَی وَ إِنْ لَمْ تُعْفِنِی خَرَجْتُ کمَا کانَ یخْرُجُ رَسُولُ اللَّهِ وَ کمَا خَرَجَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ عَلِی بْنُ أَبِی طَالِبٍ».
[14]- تقیه یعنی کتمان عقیده و تظاهر به کاری که بر خلاف میل باطنی شخص باشد. شرط تقیه در نزد شیعه عدم اطمینان بر جان و مال خود است تا خویشتن را بدان وسیله از گزند دشمنان نگاه دارد. حضرت صادق (علیه السلام) فرمود: (التقیة دینی و دین آبائی) و نیز فرموده است: (من لا تقیة له لا دین له). (فرهنگ علم کلام، خاتمی، ص86)
[15]- «و آنهایی را که جز خدا می خوانند دشنام مدهید که آنان از روی دشمنی [و] به نادانی، خدا را دشنام خواهند داد».
[16]- «از آسمان آب فرستاد و هر رودخانه به اندازه خویش جاری شد. آیۀ مزبور در مقام تمثیل حقّ و باطل، حق را به آب خالص و باطل را به کف روی آن تشبیه می­سازد که سرانجام، کف می رود و آب خالص باقی می ماند» (برای آگاهی از وجه دلالت این آیه بر تفاوتهای فردی ر.ک: التحریر و التنویر، ابن عاشور، ج12، ص167-165؛ الأمثال فی القرآن الکریم، سبحانی، ص160-155).
[17]- «الْحَسَنِ بْنِ الْجَهْمِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی الْحَسَنِ علیه السلام. إِنَّ عِنْدَنَا قَوْماً لَهُمْ مَحَبَّةٌ وَ لَیسَتْ لَهُمْ تِلْک الْعَزِیمَةُ یقُولُونَ بِهَذَا الْقَوْلِ فَقَالَ لَیسَ أُولَئِک مِمَّنْ عَاتَبَ اللَّهُ إِنَّمَا قَالَ اللَّهُ فَاعْتَبِرُوا یا أُولِی الْأَبْصارِ».
[18]- «رفتار شما سراسر خیر و عادت شما نیکی و خوی شما کرامت و بخشندگی است. اگر از خیر سخن به میان آید، آغاز و اصل و فرع و معدن و پناهگاه و پایان آن شمایید».
[19]- ر.ک به: عیون اخبار الرضا علیه السلام، ج2، فصول مربوط به مناظرات حضرت رضا علیه السلام.
 
 
 



 
امتیاز دهی
 
 

نسخه قابل چاپ
  • ارسال به دوستان
نام ارسال کننده :  
ایمیل ارسال کننده:
نام دریافت کننده :
ایمیل دریافت کننده :  
موضوع ایمیل :
کد تصویری :
 

مطالب مرتبط

پیوند توحید و ولایت در حدیث رضوی سلسلة الذّهب
  • 1395/11/12 سه شنبه پیوند توحید و ولایت در حدیث رضوی سلسلة الذّهب
    موضوع این نوشتار، بررسی ابعاد محتوایی حدیث متواتر «سلسلة الذّهب» با تکیه حدّاکثری بر فراز «انا من شروطها» است. در این میان، فرض این نوشتار آن است که فراز «انا من شروطها»، گویای شرطیّت ولایت من الله، هم در مرحله نیل به مقام توحید و هم به منظور بقاء در این مقام است. در نتیجه بررسی های فقه الحدیثی و...
صفات ذات الهی از منظر امام رضا (علیه السلام)
  • 1395/6/14 يكشنبه صفات ذات الهی از منظر امام رضا (علیه السلام)
    حدیث دهم از باب احادیث توحیدی امام هشتم در کتاب عیون أخبار الرضا (علیه السلام) آمده است که اشاره به صفات ذاتی خداوند متعال و تحذیر از افتادن در تشبیه و خروج از ولایت ائمه (علیهم السلام) دارد. این حدیث با توجه به بررسی های صورت گرفته ...
امام رضا علیه السلام و مقام رضوان، تحلیلی عرفانی از نام رضا
  • 1394/6/4 چهارشنبه امام رضا علیه السلام و مقام رضوان، تحلیلی عرفانی از نام رضا
    مقام رضا از بالاترین مقامات عرفانی است. تحصیل این مقام میدان وسیعی دارد که همه انسان ها حتی معصومین در آن امکان پیشروی دارند. امام معصوم در نظام هستی وسیله ی رسیدن به این مقام است. رضا برای خواص از نخستین مراحل سلوک و برای عوام از دشوارترین آنهاست. مرتبه ی رضا از ثمرات محبت و نتیجه ی آن صفت است....
اصول زندگی ساده زیستانه در سیره ی رضوی
  • 1394/6/2 دوشنبه اصول زندگی ساده زیستانه در سیره ی رضوی
    زندگی ساده زیستانه، در ارتباط انسان با خود، خدا و دیگری، شکل می گیرد. نمی توان این سه وجه زندگی انسان را از هم جدا کرد. با توجه به سیره ی امام رضا (علیه السلام) در می یابیم: قناعت که در رابطه ی انسان با خدا شکل می گیرد، سخاوت که در رابطه ی انسان با دیگری ست و اعتدال که در رابطه انسان با مصرف ....
امانت داری در سیره رضوی علیه السلام
امام على(ع):امروز تنها عید کسى است که خداوند روزه‏اش را پذیرفته و شب زنده‏دارى‏اش را سپاس گزارده است . نهج البلاغه حکمت 428