,
در حال بارگزاری

ایجاد انس در خودمان

'گام اول

    راه‌کارهای ایجاد انس با قرآن


  • احساس نیاز

گام دوم

    راه‌کارهای ایجاد انس با قرآن


  • ميثاق نامه تلاوت روزانه قرآن

گام سوم

    راه‌کارهای ایجاد انس با قرآن


  • حفظ تداوم و پيوستگي با کمک عوامل بیرونی

گام چهارم

    راه‌کارهای ایجاد انس با قرآن


  • درک معانی و تدبّر در آیات

گام پنجم

    راه‌کارهای ایجاد انس با قرآن


  • حفظ قرآن

گام ششم

    راه‌کارهای ایجاد انس با قرآن


  • عمل به آیات
گام اول ، برای ایجاد انس با قرآن در خود
X

گام اول: احساس نیاز، احساس نیاز و احساس نیاز
از مهمترين عواملی که باعث ایجاد رغبت به انجام هر كارى می‌شود «احساس نياز» به آن کار است. اگر اين اتفاق افتاد و انسان احساس نياز به آن كار را در درون خود احساس كرد، آن کار را با میل و رغبت انجام خواهد داد و کم‌تر احساس ملالت و خستگی به سراغ وی خواهد آمد.
از سوی دیگر خود انجام عمل و تکرار آن، اعتقاد و احساس نیاز به آن کار را تقویت خواهد کرد و این، نکته مهمی است؛ یعنی این‌که می‌گوییم گام اول اعتقاد و احساس نیاز است به این‌معنا نیست که همیشه باید به انتظار ایجاد اعتقاد و احساس نیاز نشست و عمل را ترک کرد تا احساس نیاز ایجاد شود. گاهی این‌دو باید توأمان باشند. گاهی ابتدا انجام عمل، آن اعتقاد و احساس نیاز را شکوفا می‌کند و بعد اعتقاد بر روی عمل و کمیت و کیفیت عمل تأثیر می‌گذارد، عمل که رشد یافت به نوبه خود اعتقاد را قوی‌تر می‌کند و اعتقاد قوی‌تر دوباره بر روی عمل تأثیرگذار است و این سیکل رو به کمال و رشد ادامه دارد.
احساس نیاز نیز، زاییده علم و معرفت است. هر چه گستره این شناخت و علم وسیع‌تر و عمیق‌تر باشد به همان نسبت تشنگی و احساس نیاز، شدیدتر وجود انسان را فرا خواهد گرفت و در مورد موضوع مورد بحث، هر قدر انسان نسبت به عظمت و منزلت قرآن و نقش آن در زندگي خويش جاهل باشد، به همان ميزان شوق وذوق او در مراجعه و اطاعت از آن كمتر خواهد شد؛ وقتي انسان نداند كه اين كتاب چه فايده و بركاتي براي او دارد، به يقين رغبتي در توجه و پيروي از آن نشان نمي‌دهد.
اما سؤال این است که چگونه مى توان احساس نياز را در خود ايجاد كرد؟
به نظر مى‌آيد اصل «احساس نياز» به قرآن در درون انسان‌ها نهفته است اما گاهى چيزهاى ديگر مى‌آيد به صورت بدلى اين نياز را ارضا مى‌كند يا اين كه موانعى باعث مى‌شود ضمير تشنه انسان همواره در اين تشنگى بماند تا حيات خود را از دست بدهد. انجام گناه مانع است. گناه حیات معنوی انسان را از بین می‌برد و هنگامى كه انسان حيات معنوى و روحانى نداشت دليلى ندارد احساس نياز به امور معنوى كند. بنابراين بايد اين موانع را كنار زده تا نداى فطرت انسان خواسته‌هاى فطرى خود را به گوش جان انسان برساند و از سوی دیگر عواملی را انجام داد که این «احساس نياز» را در شما زنده كند تا به دنبال آن انگيزه بيشترى براى تلاوت قرآن و توجه به معانى قرآن ايجاد شود.
افزون بر این موارد، دقت و مطالعه در سرفصل‌ ذیل و سرفصل‌های مشابه آن، در بینش و معرفت و زاویه دید ما نسبت به قرآن و به تبع در مقدار احساس نیاز ما به قرآن تاثیر دارد.
قرآن کتاب هدایت
کشتی‌ بزرگی را در دریای مواج و طوفانی فرض کنید که شب هنگام، در هوای مه آلود و تاریکی مطلق، زیر رگبار باران و باد و بوران حرکت می‌کند.
در این وضعیت قطب‌نمای کشتی نیز از کار افتاده است.
این کشتی چه باید کند و به کدام سو باید حرکت کند تا به ساحل نجات برسد؟
می‌تواند خود را به دست امواج بسپارد؟
در چنین وضعیتی با دیدن کوچک‌ترین نوری، به سمت آن نور حرکت خواهد کرد. حال این نور ممکن است نور فانوس دریایی و ساحل نجات باشد یا نور کشتی دزدان دریایی. به هر حال از سرگردانی و حیرانی بهتر است.
قرآن در کشتی زندگی پر فراز و نشیب ما، حکم همان قطب‌نما را دارد. قرآن جهت حرکت ما و جامعه ما را مشخص می‌کند.
سکان‌دار کشتی دین، پیامبر اکرم(ص)، این قطب‌نما را برای ما به امانت سپرده است و سفارش‌های زیادی کرده است که با این قطب‌نما مأنوس باشید تا گمراه نشوید.
ما با این قطب‌نما چگونه رفتار کرده‌ایم؟
آیا این کافی است که این قطب‌نما را در جعبه‌های مرصع و با کمال احترام بر روی طاقچه‌ها نگاه داریم و محافظت کنیم و در تمام مشکلات و فراز و نشیب‌های روزگار، از آن بی‌بهره باشیم؟
آیا این منطقی است که حتی با زبان این قطب‌نما بیگانه باشیم؟
آیا این منطقی‌است که بنا به سفارش بزرگانمان فقط به حفظ خط به خط نوشته‌های روی قطب‌نما بپردازیم و هر روز تکرار کنیم؛ ولی در حرکت، به جهتی که قطب‌نما نشان می‌دهد بی اعتنا باشیم؟
واقعیت این است که قرآن کتاب هدایت است و اگر بدان توجه شود فرد و جامعه را به سعادت خواهد رساند؛ اما ما هنوز احساس نیاز واقعی، برای رجوع بدان پیدا نکرده‌ایم.
لازم است دوباره برگردیم و از ابتدا مرور کنیم که این قطب‌نما اشتباه راه‌نمایی نمی‌کند؛ چون:
1. قرآن وحی و کلام الهی است؛ إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْىٌ يُوحَى‏(نجم/4)
2. جمع قرآن وحیانی بوده است؛ إِنَّ عَلَيْنَا جَمْعَهُ وَ قُرْءَانَهُ‏(قیامت/ 17)
3. قرآن از تحریف مصون و محفوظ بوده است؛ إِنَّا نحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لحَافِظُون‏(حجر/ 9)
پس چرا با این قطب‌نما مأنوس نیستیم؟
قرآن جلوه‎ای از علم و حکمت پروردگار و نشانگر عظمت خداوند متعال است. انس با قرآن، همراه شدن با گنجینه بی پایان و در اختیار داشتن برنامه جامع و کامل یک زندگی سعادتمندانه است. برنامه‌ای که عمل بدان تمام مشکلات مادی و معنوی فرد و جامعه بشری را رفع خواهد کرد. برنامه‌ای که همه در پی آنند؛ ولی نمی‌دانند که در کنارشان قرار دارد.
یار در خانه و ما گرد جهان می‎گردیم.
...

گام دوم ، برای ایجاد انس با قرآن در خود
X

گام دوم: ميثاق نامه تلاوت روزانه قرآن
در مورد قرائت قرآن، به انواع و اقسام سفارشات و دستورات ائمه(ع) در این زمینه توجه کنید تا بتوانیم از آن نتیجه‌ای بگیریم:
1. نگهداری قرآن در خانه
امام صادق(ع) فرمود: «إنَّهُ لَیعْجِبُنِی أَنْ یکُونَ فِی الْبَیتِ مُصْحَفٌ یطْرُدُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ الشَّیاطِین» (کافی، ج 2، ص 613) من خوش دارم قرآنی در خانه باشد و خداوند شیاطین را به واسطه آن از خانه دفع کند.
2. نگاه به خطوط قرآن
پیامبر(ص) در این باره فرمود: «النَّظَرَ فِی الْمُصْحَفِ مِنْ غَیرِ قِرَاءَةٍ عِبَادَة؛ نگاه کردن به خطوط قرآن بدون خواندن آن عبادت است».(اختیار معرفة الرجال، ج 2، ص 616)
3. سکوت هنگام قرائت و استماع قرآن
خداوند متعال دستور می‎دهد که: «وَإِذَا قُرِئَ الْقُرْءَانُ فَاسْتَمِعُواْ لَهُ وَ أَنصِتُواْ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُون»[ اعراف،آیه204] هنگامی که قرآن خوانده شود، گوش فرا دهید و خاموش باشید شاید مشمول رحمت خدا شوید!
حضرت علی بن الحسین(ع) فرمود: هرکس تنها یک حرف از قرآن را گوش کند هرچند آن را قرائت نکند، خداوند برای او یک حسنه می نویسد و یک گناه از او محو می کند و یک درجه بالایش می‎برد.(ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص 103)
4.تلاوت با نگاه و بدون تلفّظ
امام سجّاد(ع) در روایتی می فرماید: «مَنْ قَرَأَ نَظَراً مِنْ غَیرِ صَوْتٍ کَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِکُلِّ حَرْفٍ حَسَنَةً وَ مَحَا عَنْهُ سَیئَةً وَ رَفَعَ لَهُ دَرَجَةً»؛ هرکس با نگاه و بدون صوت و تلفّظ، قرآن بخواند، خداوند برایش در برابر هر حرفی حسنه ایی می نویسد و گناهی را از او محو می کند و درجه او را بالا برد.
5. قرائت از روی مصحف
رسول خدا (ص) فرمود: لَیسَ شَی ءٌ أَشَدَّ عَلَی الشَّیطَانِ مِنْ قِرَاءَةِ الْمُصْحَفِ نَظَرا؛ هیچ چیزی بر شیطان دشوارتر از قرائت قرآن از روی آن نیست.
امام صادق(ع) هم فرمود: هرکه قرآن را از روی آن بخواند، از دیدگان خود بهره مند شود و سبب سبک شدن عذاب پدر و مادرش گردد اگر چه آن دو کافر باشند.
6. مقدار قرائت روزانه
در حديثي كه از امام باقر(ع) از رسول گرامی خدا(ص) رسيده است استفاده مي‎شود اگر مسلمان بخواهد از غافلان و بي‎خبران نباشد بايستي روزانه حداقل ده آيه از قرآن بخواند؛ مَنْ قَرَأَ عَشَرَ آياتٍ في لَيْلَةٍ لَمْ يُكْتَبْ مِنَ الْغافِلينَ.
در ادامة حديث آمده است، كسي كه هر روز پنجاه آيه قرآن تلاوت كند در زمرة كساني است كه هميشه به ياد خدا هستند: «وَ مَنْ قَرَأ خَمسينَ آيَةً كُتِبَ مِنَ الذّاكرين»[ اصول كافي، كليني، ج 2، باب «ثواب قراءة القرآن»، ص 448].
در حدیث امام صادق(ع) نیز صحبت از پنجاه آیه شده است: «اَلْقُرْآنُ عَهْدُ اللهِ اِلي خَلْقِهِ فَقَدْ يَنْبَغي لِلْمَرْءِ الْمُسْلِمِ اَنْ يَنْظُرَ في عَهْدِهِ وَ اَنْ يَقْرَأَ مِنْهُ في كُلِّ يَوْمٍ خَمْسينَ آيَةً»؛ قرآن پيمان خدا با مردم است. پس يقيناً براي شخص مسلمان سزاوار استكه با دقت در پيمان خويش بنگرد و از آن در هر روز پنجاه آيه بخواند[ اصول كافي، ج 2، «باب في القراءته»، ص 446].
7. تداوم بر قرائت
بسياري از عبادات هنگام مريضي، مسافرت يا جهاد در راه خدا از انسان ساقط مي‎شود و يا تخفيف پيدا مي‎كند؛ امّا خداوند تأكيد مي‎نمايد در اين موارد نيز سعي كنيد تا مي‎توانيد قرآن بخوانيد:
عَلِمَ أَن سَيَكُونُ مِنكمُ مَّرْضىَ‏ وَ ءَاخَرُونَ يَضْرِبُونَ فىِ الْأَرْضِ يَبْتَغُونَ مِن فَضْلِ اللَّهِ وَ ءَاخَرُونَ يُقَاتِلُونَ فىِ سَبِيلِ اللَّهِ فَاقْرَءُواْ مَا تَيَسَّرَ مِنْهُ(مزمل/20)؛ او مى ‏داند بزودى گروهى از شما بيمار مى‏شوند، و گروهى ديگر براى به دست آوردن فضل الهى (و كسب روزى) به سفر مى ‏روند، و گروهى ديگر در راه خدا جهاد مى‏ كنند (و از تلاوت قرآن بازمى ‏مانند)، پس به اندازه‏اى كه براى شما ممكن است از آن تلاوت كنيد.
یعنی فرمانِ قرائتِ مستمر، بقدرِ توان. اين آيه شريفه دو دستور در ابتدايِ سوره را تخفيف داده است. الف: وجوب قيام در هر شب: «قُمِ اللَّيلِ الّا قَليلاً...»؛
ب: تلاوت قرآن به نحو ترتيل در هر شب: «وَ رَتِّلِ القُرآنَ تَرْتيلاً».
وجوبِ قيام به استحباب مبدّل گشته است كه ديگر، الزامش امري شخصي و به اختيار خود مي‎باشد كه با توجّه به نيازِ خويش و آمادگي و توانِ لازم تنظيم مي‎گردد.
«ترتيل قرآن در شب»نيز مبدل به «قرائت قرآن به مقدار ميسور گشته است كه اين ميسور بودن هر وقتي از شبانه روز را شامل مي‎گردد و ديگر به شب مقيد نيست.
در مورد اهمیت قرائت، همین بس که امام خمینی (ره) به فرزندش می‌فرماید: فرزندم! با قرآن، این کتاب بزرگ معرفت آشنا شو و با قرائت آن راهی به سوی محبوب باز کن و تصور مکن که قرائت بدون معرفت اثری ندارد، که این وسوسه شیطان است. این کتاب از طرف محبوب است برای تو و برای هرکس و نامة محبوب است، گرچه عاشق و محبّ، مفاد آن را نداند؛ و با این انگیزه شاید حب محبوب که کمال مطلوب است، به سراغت آید و دستت را بگیرد. (امام خمینی، 1386ش، ص 93)
8. با صوت زیبا خواندن
پیامبر(ص) فرمود: «لِکُلِّ شَی ءٍ حِلْیةٌ وَ حِلْیةُ الْقُرْآنِ الصَّوْتُ الْحَسَن»؛ هرچیزی زینت و آرایشی دارد و زینت قرآن هم با صوت زیبا خواندن است.
اهل بیت (ع)خود نیز چنین بودند و قرآن را با صوت زیبا می خواندند. از حضرت امام صادق(ع) روایت شده است: امام باقر(ع) خوش صوت‌ترین قاری قرآن بود. شب هنگام، زمانی که برمی‌خاست و به قرائت قرآن، مشغول می‌گردید، صوت خود را بلند می‌کرد. در آن هنگام که سقّاها، برای آوردن آب، از کنار او میگذشتند و همچنین، زمانی که عابران از آنجا عبور می‌کردند به خاطر صوت خوش آن حضرت، می‌ایستادند و به قرائت قرآن او گوش فرا می‌دادند. (مجلسی، 1403 هـ.ق، ج 2، ص 195)
سرّ اين همه سفارش چيست؟
سر این همه سفارش بر ارتباط با قرآن چیست؟ تا جایی که حتی به نگهداری قرآن در خانه و نگاه به مصحف برای کسی که سواد ندارد و استماع و گوش دادن به قرائت قرآن و رعایت سکوت هنگام قرائت دیگران سفارش کرده‌اند.
چرا بر قرائت مستمر و روزانة قرآن حتی هنگام سفر و مریضی اين همه تأكيد شده است؟
چگونه است که پیامبر(ص)، قرائت قرآن را در همه حال به امیرالمومنین وصیت می‌کند؟ چه این‌که معمولاً كسي كه در مقام وصيت و سفارش است چيزهايي را سفارش مي‎كند كه مهم و سرنوشت‎ساز باشد.
می‌فرماید: «وَ عَلَيْكَ بِتِلاوَةِ الْقُرْآنِ عَلي كُلِّ حالٍ»؛ در همه حال و در هر شرايطي قرآن تلاوت كن[ وسائل الشيعه، ج 4، ص 839].
با این همه سفارش و دستور بزرگان دین چه ‌کنیم؟
جدای از سیره ائمه در قرائت مداوم، سیره علمای ربانی نیز بر همین بوده است.
يكي از بستگان نزديگ امام خمینی(ره) در اين زمينه نقل مي‎كند: يك دفعه كه با ايشان در نجف بوديم، چشمشان ناراحت شده بود. دكتر بعد از معاينة چشمشان گفت: «شما بايد چند روز قرآن نخوانيد و به چشمتان استراحت بدهيد». امام خنديدند و گفتند: دكتر! من چشمم را براي قرآن خواندن مي‎خواهم. چه فايده‎اي دارد كه چشم داشته باشم و قرآن نخوانم؟ شما يك كاري بكنيد كه من بتوانم قرآن بخوانم!
آية الله توسّلي از نزديكان حضرت امام (ره) مي‎گويد: امام با همة اشتغالاتي كه داشتند، به انجام مستحبات، به ويژه خواندن قرآن، دعا و نماز اوّل وقت، اهميت مي‎دادند. امام، هر روز سه تا پنج مرتبه قرآن مي‎خواندند. در ماه مبارك رمضان، سه بار قرآن را ختم مي‎كردند.
آیا نه این است که این همه سفارش حکایت از امر مهم و سرنوشت سازی دارد؟
قرآن کتاب هدایت است. قرآن کتاب زندگی است. قرآن برنامة زندگي سعادتمندانة هر مسلمان است. به اين جهت سزاوار است مسلمانان هر طور شده خود را به این کتاب بچسبانند و با آن به هر طریقی که می‌توانند مأنوس باشند. از نگهداری قرآن گرفته تا نگاه به مصحف و قرائت روزانه حداقل پنجاه آیه و در مرحله بعد تفکر و تدبر و عمل به قرآن. هر روز به آن مراجعه نمايند و درسهاي زندگي را از آن بگيرند و به آن عمل كنند. همانگونه كه انسان براي انجام كارهاي روزانه برنامه تهيه مي‎كند و هر روز صبح به برنامه‎اش نگاه مي‎كند تا كارهاي روزانه را مطابق آن انجام دهد، هر مسلماني كه مي‎خواهد به قرآن عمل كند لازم است به طور مستمر و روزانه به قرآن مراجعه كند تا در پرتو دستورات و راهنمايي‎هاي قرآن در دنيا و آخرت كامروا شود.
طبق این سفارشات شایسته است هر مسلمانی با خود عهد کند و میثاق‌نامه‌ای را برای تلاوت روزانه قرآن امضاء کند و با امید به خدا برنامه عملی انس خود با کتاب هدایت را آغاز کند.

گام سوم ، برای ایجاد انس با قرآن در خود
X

گام سوم: حفظ تداوم و پيوستگي با کمک عوامل بیرونی
حفظ تداوم در همه مراحل انس با قرآن از تلاوت تا تدبر و حفظ و عمل به قرآن مهم است. اما در گام‌های اولیه از آن‌جایی که نفس بدان عادت ندارد، از اهمیت بیشتری برخوردار است؛ از این رو در گام سوم، به نکاتی در اهمیت حفظ تداوم و راه‌کارهایی عملی برای حفظ تداوم اشاره می‌کنیم. این راه‌کارها می‌تواند برای همه مراحل و همه سطوح انس با قرآن مفید باشد.
اهمیت حفظ تدریج و تداوم
مهم‌ترین مطلب بعد از آغاز برنامه انس، حفظ تداوم و پیوستگی برنامه است. امام باقر(ع) فرمودند «أحّبُّ الأعْمالِ إِلَي اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ ما داوَمَ العَبْدُ عَلَيْهِ وَ انْ قَلَّ»؛ محبوبترين اعمال بسويِ خدايِ عزيز و جليل عملي است كه بنده بر آن استمرار داشته باشد اگر چه اندك باشد.
رهرو آن نيست گهي تند، گهي كند رود رهرو آنست كه آهسته و پيوسته رود.
جريان تحول و رشدِ روحِ انساني، امري پيوسته و تدريجي است؛ از این رو رعایت اصل تدريج و پيوستگي در جريانِ برنامه انس نیز بسیار مهم و اساسی است.
هم‌چنان‌که تغذیه جسمی انسان مستمر و دائمی است، رزقِ روحيِ نیز باید مستمر باشد. در هر شبانه روز، سهمي براي روحِ خويش در نظر بگيريم، همانگونه كه خداوندِ عالم، نماز را در پنج وقتِ شبانه روز واجب فرموده است و به هيچ وجهي و در هيچ شرايطي قابل فسخ نیست.
آثار تداوم قرائت
رعایت تداوم در قرائت قرآن علاوه بر تقویت روحیه انس با قرآن آثار دیگری نیز داراست که در روایات بدان اشاره شده است.
الف: استجابت دعا
انسِ دائمي با قرآن براي قاري، شرافتي را فراهم مي‎آورد كه به حرمت اين همنشيني و رفاقت، نيازهايِ معيشتي و معادي او برطرف مي‎شود، قبل از اينكه، شخص به دعا بپردازد:
امام صادق(ع): «إنَّ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ: مَنْ شَغَلَ بِذِكْري عَنْ مَسئَلَتي إعْطَيْتُهُ أفْضَلَ ما أُعْطِي مَنْ سَألَني»؛ هركه بجاي درخواست از من به ذكر من مشغول شود به او بالاترين مقداري را عطاء خواهم نمود كه به هر كه از من درخواست نمايد عطاء مي‎كنم.
و در واقع، قرآن عينِ ذكر و مصداق اتم و اكمل آن مي‎باشد: «إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ».
در حدیث مشابه دیگری این‌چنین آمده است که : «قالَ اللهُ تَبارَكَ وَ تَعالَي: مَنْ شَغَلَ بِقِراءَةِ القُرآنِ عَنْ دُعائي وَ مَسْئَلَتي أعْطَيْتُهُ أفْضَلَ ثَوابِ الشاكِرينَ»؛ هركه بجاي دعا و درخواست از من به قرائتِ قرآن مشغول شود به او بالاترين پاداشِ شاكرين را عطاء خواهم نمود.
ب: نظم روحي
اساساً عباداتِ مستمر در اوقات معين از جمله نماز و قرائتِ قرآن، نَفْس را به نظم مي‎كشاند و بتدريج به زير قيد و كنترل عقلِ رحماني در مي‎آورد، از اين رو اگر چه در بعضي از روزها بظاهر از قرائت قرآن، بهره‎اي نبريم و حالِ توجه نداشته باشيم، ليكن كمترين اثرش، به نظم در آمدنِ نَفْس مي‎باشد.
ما نفس خويش را براي تزكيه و سازندگي بايد بتدريج با تمرين و رياضت آماده كنيم. كار نفس ما بر اثر كثرتِ بي‎نظمي و لاقيدي، به هرج و مرج كشيده شده است و زمينة هر گونه خلاف و گناه و آلودگي نفس پديد آمده است، پس بايد او را به قيد و بند و كنترل كشاند، اين كنترل بايد از امور آسان، شروع شود تا كه نفس نَرَمد و زير بار رود و به تدريج توانِ نفس افزايش يافته، قيودات و تكاليف بيشتري را با ميل و رغبت پذيرا گردد. قرائتِ مستمر با مقدارِ حداقل ده آيه اولين عملي است كه بايد در كنار واجباتِ شرعي بر نفس، بار نمود حال اگر نشاطي بود تا هر مقدار ميسور باشد در روز قرائت گردد ليكن هرگز نبايد مقدار اقل را از دست داد و لو با بي‎حالي و خستگيِ مفرط و عدمِ تمركز همراه باشد؛ بايد به نَفْسِ ‌خويش، بفهمانيم كه در شرايطي بايد اين امر انجام شود!، با اين روش كم كم بهانه‎هاي نَفْس از دستش گرفته شده، آماده مي‎شود و با اين آمادگي قرآن بر نفس اثر كرده، در آن نفوذ مي‎كند. بر اثرِ نظم، كسالتهاي و بي‎حاليها كنترل شده، حالِ توجه در نفس پديد آمده، امكانات و توانِ بالقوة نفس، در امر سازندگي، كم كم بروز مي‎كند.
راه‌کارهایی عملی برای حفظ تداوم
1. شرکت در جلسات قرآن و محافل انس با قرآن
برای حفظ تداوم قرائت و انس بیشتر و همچنین آموختن روخوانی و تجوید باید وقت گذاشت و برنامه داشت. شرکت در جلسات قرآن می‌تواند این انس را قوت بخشیده و به تداوم کار کمک کند. در هر فامیل و محله‌ای معمولا جلسات قرائت قرآن وجود دارد. چه خوب است که اگر چنین جلساتی در فامیل شما وجود ندارد، توفیق راه‌اندازی آن به دست شما باشد. جلسات کوچک، ساده و صمیمی که علاوه بر صله رحم که آثار و برکات خاص خود را دارد، انس و آموزش قرآن نیز محور جلسه قرار می‌گیرد.
شرکت در جلسات بزرگ‌تر و دیدن قرآنیان موفق و در جو جلسه قرار گرفتن، اثری دارد که در جلسات خانگی نیست. از این جلسات نیز نباید غافل شد.
2. شرکت در مسابقات
شرکت در مسابقات می‌تواند انسان را به کار و تلاش بیشتر تحریک کند و بهانه‌ای برای رشد قرار گیرد. برد و باخت مهم نیست. نفس شرکت و تلاش و حفظ آمادگی مهم است. شرکت در این مسابقات با تمام قوا می‌تواند مداومت بر انس را تضمین کند.
3. مباحثه روزانه قرآن
در هر مرحله‌ای از انس با قرآن هستید، مباحثه روزانه می‌تواند عامل مهمی در حفظ ارتباط و انس با قرآن باشد. دو نفر هم‌پا پیدا کنید و آن‌چه از کلاس قرآن یاد گرفته‌اید، به بحث بگذارید یا اگر کلاس مشترکی شرکت نمی‌کنید، متن و کتابی را مشخص کنید و قبل از مباحثه به مطالعه شخصی پرداخته و بعد در جلسه‌ مباحثه یک نفر بحث را القاء و دیگران به نقد آنه بپردازند
. اگر وقت و حوصله مطالعه پیش از مباحثه را ندارید به مقارئه بپردازید، یعنی همان افراد جمع شوید و مطالعه دست جمعی کنید یعنی یک نفر از روی کتاب بخواند و دیگران خط برده و گوش کنند و در صورت نفهمیدن مطلب سوال را در جمع مطرح کند.
تجربه نشان داده است افراد هم مباحث اگر کمتر از سه نفر باشند با غیبت یک نفر بحث تعطیل می‌شود و اگر بیش از سه نفر باشند مباحثه شلوغ شده و وقت افراد گرفته می‌شود.
4. دوستان و گروه هم‏سالان
اثرگذاری دوست بر انسان مطلبی است که بر کسی پوشیده نیست. بسیار دیده‌اید که بعد از مدتی رفت و آمد دو دوست، ناخودآگاه حتی تکه کلام‌های هم را تکرار می‌کنند. آهسته آهسته آن‌چه برای او مهم است برای ما هم مهم جلوه می‌کند و آن‌چه او بدان بی‌توجه است برای ما نیز اهمیت خود را از دست می‌دهد. این مطلب در نوجوانان و جوانان شدیدتر مشاهده می‌شود.
بر این اساس رفت و آمد با گروه دوستان قرآنی می‌تواند، زندگی ما را نیز قرآنی کند. دوستی با قاریان، حافظان و کسانی که با قرآن مأنوس هستند، موجب می‏شود که فرد به محافل قرآنی سوق داده شود و از این راه با قرآن مأنوس گردد.
5. دیدار با نخبگان و مأنوسین با قرآن
دیدن انسان‌های موفق، تأثیر عجیبی در تحریک اراده و همت انسان دارد. دیدن نخبگان و مانوسین با قرآن؛ کسانی که با قرآن نفس می‌کشند و با شنیدن آیات قرآن لذت می برند، این امید را در انسان زنده می‌کند که من هم می‌توانم. چرا من این‌گونه نباشم؟ سعی کنید هر چند مدت، گروهی یا فردی ملاقات‌هایی را با این افراد داشته باشید و از نفس آن‌ها مدد بگیرید.

گام چهارم ، برای ایجاد انس با قرآن در خود
X

گام چهارم: درک معانی و تدبّر در آیات
از مراحل بالای انس با قرآن، درک معانی و تدبّر در آیات قرآن است. با درک معانی و مفاهیم قرآن انسان مومن می تواند درباره ویژگی زندگی دنیوی،برزخ ،جهان آخرت،بهشت و دوزخ و ... به مجموعه ای از شناخت ها دست یابد. اساس ورود به مرحله پیشرفته شناخت قرآن آشنایی با ادبیات و زبان عرب است. با استفاده از ترجمه های قرآن یقینا راه برای انس و ارتباط آگاهانه و هدفمند با قرآن گشوده می‌شود.
قرآن تدبر را از جمله وظایف انسان به‎شمار آورده است.
أَ فَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْءَانَ وَ لَوْ كاَنَ مِنْ عِندِ غَيرِ اللَّهِ لَوَجَدُواْ فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا؛ آيا درباره قرآن نمى‏انديشند؟! اگر از سوى غير خدا بود، اختلاف فراوانى در آن مى‏يافتند(نساء/82)
أَ فَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْءَانَ أَمْ عَلىَ‏ قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا؛ آيا آنها در قرآن تدبّر نمى‏كنند، يا بر دلهايشان قفل نهاده شده است‏؟(محمد/24).
تدبّر در آیات هرگز معطّل شدن و توقّف بی حرکت و تفکّر نیست؛ تدبّر در آیات قرآن در واقع تفسیر آیات به آیات دیگر است، تطبیق آیات با یکدیگر و توأم با حرکت فکری است، در أثر تدبّر در آیات هم‎سویی و هماهنگی معانی و معارف آنها نمایان می شود؛ آنگاه انسان می تواند به معانی اصیل و ناب آیات قرآن دست یابد.
انس با مفاهیم قرآن با روش تدبر و تفسیر ساختاری
آیات قرآن در نگاه اول از هم گسیخته و بدون ارتباط به نظر می‌رسند: صحبت از توحید است به یک‌باره داستانی از پیامبران پیشین مطرح می‌شود و هنوز داستان تمام نشده، بحث دیگری آغاز می‌شود...؛ مثل این که کتابی را با قیچی بریده بریده کرده باشند و دوباره اتفاقی به هم چسبانده باشند. مطالعه چنین کتابی برای خواننده کسالت آور است؛ اگرچه ممکن است در هر بار مطالعه نکات عمیق و ارزشمندی نیز دست انسان را بگیرد. سیر مباحث و ربط بین مطالب فهمیده نشود، احساس خستگی و عدم ارتباط و انس، طبیعی است. اکثر تفاسیر موجود نیز از این مشکل رنج می‌برند. به تعبیری روش تفاسیر رایج، سوزنی است. به عمق مطالب تک‌تک آیات می‌پردازند؛ اما به ارتباط آیات همجوار کم توجهی می‌کنند. این‌گونه است که مخاطب به وسط سوره که می‌رسد از اول سوره فراموش کرده، و به آخر سوره که می‌رسد وسط و اول سوره را از یاد برده است و در آخر نیز بعد از کلی مطالعه، مفهوم کلی سوره را دریافت نکرده و احساس نفهمیدن مطالب او را آزرده خاطر می‌سازد.
اما در روش ساختاری، سیر بحث از ابتدا تا انتهای سوره مشخص است. مباحث تمام آیات داستان‌وار و زنجیره‌ای به هم متصل است. نخی تمام دانه‌های تسبیح آیات را به هم متصل کرده و در تمام سوره دیده می‌شود؛ به گونه‌ای که با بالا آمدن گوشه‌ای از نخ تسبیح، کل مهره‌های آیات به حرکت در می‌آید. سیر مباحث و ارتباط آیات که روشن باشد، مخاطب احساس می‌کند کل سوره ‌را فهمیده است؛ اگر چه به عمق برخی آیات نرسیده باشد. مخاطب این ‌گونه، لذت فهم قرآن را تجربه کرده و با آیات قرآن انس می‌گیرد. امروزه، تفسیر ساختاری، بسان یک روش نوظهور در تفسیر قرآن کریم مطرح است. نظريه «ساختارمندي سوره‏هاى قرآن» از مباحثى است كه در سال‏هاى اخير مورد توجه خاص قرآن‌پژوهان و مفسران قرار گرفته است و در مباحث علوم قرآنی با عناوینی مثل هدفمندی سوره‌ها، وحدت موضوعی سوره‌ها، علم تناسب آیات، ارتباط آیات، نظم و انسجام مضمونی قرآن، تفسير بنايي ... منعکس شده است.
بر اساس این نظریه هر دسته از آيات به لحاظ تناسب درونى و ارتباط نزديكى كه با يكديگر دارند، ذيل يك فصل قرار مى‏گيرند. اين فصل‏ها در يك نكته اساسى مشتركند كه هدف و غرض اصلى سوره را تشکیل می‌دهد. لازمه طبيعى اعتقاد به هدفمندى سوره‏ها، اين است كه به ارتباط منطقى آيات با يكديگر معتقد باشيم؛ به‌گونه‏اى كه بتوان در يك نمودار درختى، همه آيات را از طريق محورها و عناوين فرعى به يك عنوان و موضوع اصلى متصل ساخت.
از مزایای این روش، آموزش سریع و آسان مفاهیم قرآن است. شیوه تفسیر ساختاری، فهرستی منظم و سامان یافته از مطالب سوره را در اختیار می‌گذارد تا با یک نگاه با آن‌چه در آن سوره مطرح شده آشنا شویم. مطالعه معارف سوره‌ با کمک این نمودارها، شیرینی و انس زیادی را برای خواننده به ارمغان خواهد آورد.
این نمودارها به حافظان قرآن نیز کمک مي‌کند تا با سرعت و دقت بيشتري به حفظ آيات قرآن و تثبيت آنها در ذهن بپردازند.
و برای مطالعه بیشتر رجوع کنید به کتب ذیل:
1. تدبر در قرآن (در سه جلد، جزء‌های 27 تا 30)، محمد حسین الهی زاده، تدبر در قرآن و سیره، مشهد، اول، 1392ش.
2. تفسير ساختاري قرآن كريم: سوره نبأ؛ محمد خامه‌گر، محمد هادی میهن دوست، نشر ارسلان، مشهد، اول، مهر92.

گام پنجم ، برای ایجاد انس با قرآن در خود
X

گام پنجم: حفظ قرآن
حفظ قرآن از مراحل بالای انس با قرآن است. کسی که حافظ است می‌تواند در هر زمان و مکانی به تدبر در قرآن بپردازد. در خلوت خود در آیات قرآن تفکر کند و بهره ببرد و با قرآن همیشه مأنوس باشد. از سوی دیگر کسی که حافظ قرآن است برای تثبیت و ماندگاری حفظ خود ناچار است مداوم آیات قرآن را مرور کند و این خود توفیقی دیگر است.
در فضیلت حافظان قرآن همین بس که پیامبر اکرم(ص) حافظان قرآن را دوستان خدا معرفی کردند و امام صادق(ع) در فضیلت حافظ قرآن فرموند: الْحَافِظُ لِلْقُرْآنِ الْعَامِلُ بِهِ مَعَ السَّفَرَةِ الْکِرَامِ الْبَرَرَة؛کسی که قرآن را حفظ و از بر نماید و عامل به‎دستورهای آن باشد، (در آخرت) با فرشتگان نیکوکار و ارجمندی که واسطه میان خداوند و پیامبران هستند محشور میگردد.
مقام معظم رهبری در اهمیت مسئله حفظ قرآن این چنین فرمودند: پس اول بايد خوب بخوانيد، تلاوت را خوب، صحيح و جامع بخوانيد؛ دوم، معاني و مفاهيم قرآني را بفهميد، و سوم، قرآن را حفظ كنيد. حفظ قرآن خيلي مهم است. شما جوان ها به اين احتياج داريد و مي توانيد. وقتي شما حافظ قرآن هستيد، اين تكرار آيات قرآني و انس دائمي با قرآن، به شما فرصت مي دهد كه در قرآن تدبّر كنيد. «تدبّر در قرآن» با همين طور خواندن و رد شدن به دست نمي آيد؛ با يك بار و دوبار خواندن هم حاصل نمي شود؛ با تكرار و انس با آيه اي از قرآن، امكان تدبّر در آن به دست مي آيد. و چه قدر لطايف در قرآن كريم هست كه اين ها را جز با تدبّر نمي توان فهميد. بنابراين حفظ و فهم معاني قرآن و تلاوت آن لازم است
(بيانات مقام معظم رهبری در ديدار با قاريان شركت كننده در بيست و سومين مسابقات بين المللي قرآن در تاريخ 04/07/85)

گام شش ، برای ایجاد انس با قرآن در خود
X

گام ششم: عمل به آیات
غایت همه گام‌های نخست، عمل به قرآن است. قرائت و حفظ و تدبر و تفسیر همه مقدمه‌اند برای رسیدن به مرحله عمل. ماندن در قرائت و حفظ و تفسیر ماندن در مقدمه است و گاهی ممکن است همین‌ها خود حجاب معنوی انسان برای رشد و تعالی وی باشند.
کتاب قرآن برای عمل است و مخاطب دستورات آن، من هستنم؛ خود من! و این دستورات درمان دردهای ریز و درشت من و جامعه من است.
خیلی ها وقتی قرآن می خوانند، تصورشان اینگونه است که خداوند با پیغمبرش سخن می گوید، اگرچه این تصور غلط نیست؛ اما نباید در همین حد متوقف شد، بلکه باید به این نکته نیز توجه داشت که قرآن با من سخن می گوید. این نکته نسبت به آیاتی که خطاب به مومنان است [یا ایها الذین آمنوا]، راحت تر درک می‌شود، ولی منحصر به این آیات نیست و تمام قرآن با تک تک انسان ها حرف می زند، و اگر این طور نبود، چرا در قرآن ذکر شده است، وضعیت ما چه ربطی با بنی اسرائیل دارد؟ پس از اینجا که خداوند متعال این آیات را نازل فرموده است، معلوم می شود به ما ارتباط دارد
به هرحال، سخن ما این است که در زمان قرائت قرآن به این نکته توجه کنیم که دارد با من حرف می زند و در ادامه، مسئله اصلی این است که حالا که دارد با من حرف می زند، وضعیت من در مقایسه با این آیات چگونه است؟ تا چه حد به این آیه عمل کردم و در شرایط امروز چطور می‌توانم به این آیه عمل کنم؟
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ؛ وقتی این آیه را می خوانی این سوالات را از خودت بپرس، آیا من در تمام کارهایم، از خدا کمک گرفته و حقیقتا[نه فقط در زبان] با نام و یاد او شروع می کنم؟ آیا من خدا را بخشنده و مهربان می دانم؟ اگر این طور است، پس چرا این همه ناامید هستم؟
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ؛ آیا من تمام نعمت ها را از خدا می دانم و تمام سپاس ها را مخصوص او می دانم؟ اگر این طور است پس چرا اینقدر گمان می کنم که کارها با دست این و آن انجام می شود و تشکر جانانه خود را نثار آنان می کنم؟
آیا من خداوند را پروردگار همه عالم می دانم؟ پس چرا این همه از مشکلات می نالم و آنها را در مسیر رشد خود نمی بینم؟
این نگاه و تلاوت عمل‌گرایانه، انسان را به حیطه عمل می‌کشاند و وی را به سعادت می‌رساند.
مقام معظم رهبری درباره اهمیت عمل به قرآن، این‌گونه تصریح کرده‌اند:
«برادران من! اين خواندن و تلاوت قرآن قدم اول است، قدم آخر نيست. اول آشنايي و انس با قرآن لازم است. بعد، مفاهيم قرآني را به صورت سطور قطعي و مجسم برنامة زندگي در مقابل چشم نگه داشتن … »
(بيانات مقام معظم رهبری در ديدار با قاريان شركت كننده در بيست و يكمين دورة مسابقات بين المللي قرآن كريم در تاريخ 26/06/1383).
من همين جا اين را عرض بكنم و تذكر بدهم، كه اگر ما معتقديم ـ كه معتقديم ـ كه عمل به قرآن، اساس و محور احياء قرآن است و مسئله به تلاوت و خواندن و اينها ختم نم يشود ـ كه به آن اعتقاد داريم؛ معتقديم بايد به قرآن عمل كنيم، بايد جامعه مان را قرآني كنيم، بايد فكرمان را قرآني كنيم، بايد عملمان را قرآني كنيم، بايد قرآن را باور كنيم؛ و وعدة قرآن را وعدة صدق و حق بدانيم، همين طور كه خود قرآن ميفرمايد: «و تمّت كلمه ربّك صدقاً و عدلاً لا مبدّل لكلماته»؛ همچناني كه بايد تعاملمان با شخص خودمان، با افراد خانواده مان، با افراد محيط كارمان، با افراد اجتماعمان، با مسلمين كشورهاي ديگر، با قدرتها، با ملتها و همه اينها بايد نَفَس و روح قرآني تنظيم بشود؛ اينها همه اش درست است و به آن اعتقاد داريم؛ احياء قرآن، عمل به قرآن و گراميداشت قرآن اين است (بيانات مقام معظم رهبری در ديدار با قاريان شركت كننده در بيست و سومين مسابقات بين المللي قرآن در تاريخ 04/07/1385).
هدف ما اين است كه ملت ما به معناي حقيقي كلمه، قرآني بشوند. مگر مي شود ملتي خود را مسلمان بداند، اما قرآني نباشد؟! قرآني شدن هم فقط به ظواهر و تلاوت آيات و اين چيزهايي كه بيشتر چشم را مي نوازد و مقابل چشم مي آيد، نيست؛ قرآني شدن به اين است كه ملت با قرآن آميخته بشود، به قرآن عمل كند و معرفت قرآني را به طور كامل به دست بياورد. ما امروز در دنياي اسلام، اين را كم داريم. اسم اسلام، تفاخر به اسلام و ادعاي مسلماني همه جا هست، آنچه ما به آن نياز داريم، آميخته شدن به معارف قرآن و عمل به قرآن است كه اين، مسلماني واقعي است(بیانات مقام معظم رهبری در جلسه اختتامیه مسابقات قرائت قرآن 05/11/1371).
تمسک به قرآن، فقط تلاوت قرآن نیست؛ قرآن باید در عمل و زندگی و رفتار و منش ما و حرکت عمومی امت اسلام تجسم پیدا کند. انس با قرآن، تلاوت قرآن و حفظ قرآن لازم است؛ اما هدف نهایی، تمسک به قرآن است؛ آن هم در متن زندگی(بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با شرکت کنندگان یازدهمین دوره ی مسابقات قرآنی 1381/07/16).

ایجاد انس در کودکان

راههای انس کودکان با قرآن

  • مقدمه
  • خواندن قرآن و عمل به آن توسط پدر و مادر

راههای انس کودکان با قرآن

  • تلاوت قرآن با صوت زیبا در دوران بارداری
  • آشنا کردن گوش کودک با آیات قرآن در نوزادی

راههای انس کودکان با قرآن

  • بازی های نمایشی و قرآنی
  • قصه های قرآنی

راههای انس کودکان با قرآن

  • شناساندن الگو های قرآنی به بچه ها
  • شعر وسرود با مفاهیم قرآنی

راههای انس کودکان با قرآن

  • بازی ها واسباب بازی های قرآنی
  • نقاشی قرآنی

راههای انس کودکان با قرآن

  • تلاوت قرآن در خانواده
  • ارائه تصویری خوشایند از قرآن

راههای انس کودکان با قرآن

  • تکرار و مداومت بر تلاوت زیبای قرآن
  • معاشرت با دوستان و همسالان مناسب

راههای انس کودکان با قرآن

  • توجه به زیبایی های دین وخدا و قرآن
X

انس گرفتن در فرهنگ دهخدا یعنی خو گرفتن وآرام یافتن با چیزی.
انس ضد وحشت است .انس با چیزی زمانی تحقق می یابد که آدمى دمی به چیزی با ذوق و شوق خو بگیرد و عادت کند.
وقتی شخصی با چیزی انس گرفت ، دیگر وحشتی از همدمی و در کنار آن بودن ندارد و با آن به آرامش می رسد. و از بودنش در کنارش احساس شادمانی و لذت می کند
برای انس با قرآن لازم است قرآن وارد تمام جنبه های زندگی شود. انس با قرآن یعنی، تکرار خوشایند و آموزش مستمر و پیاپی آن، تا کودک با آن خو بگیرد.
انس حقیقی و واقعی با قرآن این است که مفاهیم ارزشی قران شنیده و دانسته شود و در زندگی به کار گیرد.
انس با قرآن یعنی آموختن قرآن، حفظ قرآن، فهم قرآن، عمل به آن. خواندن قرآن با انس گرفتن آن متفاوت است. بسیاری از مردم قرآن را برای ثواب می خوانند نه برای اینکه مفاهیم را بشناسند. انس با قرآن باید سبب تغییر رفتار شود طوری که شخص و جامعه به آرامش معنوی دست یابد. انس با قرآن باید سبب تغییر رفتار شود طوری که شخص و جامعه به آرامش معنوی دست یابد.
در دوره کودکی که هنوز خمیر مایه شخصیتی کودکان شکل نگرفته تلاوت قرآن و نزدیکی با آن سبب انس کودکان با قرآن می شود.بهترین راه برقراری ارتباط با خدای بزرگ هم انس با قرآن است.
رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای می فرمایند:در این فضای آلوده مادیات شایسته است در دریای بی کران معنویت قرآن کریم شنا کرد ،تا از پلیدی ها ی دنیا پاک شود و این جز با انس مداوم با این کتاب آسمانی ممکن نیست.
برای اینکه کودک مان را با قرآن انس دهیم راه های زیادی وجود دارد،که به ترتیب ذکر می کنیم.

خواندن قران و عمل به آن توسط پدر و مادر
X

خواندن قرآن و عمل به آن توسط پدر و مادر
اولین الگوی کودک، پدر و مادرش هستند،با اعمال مذهبی والدین در خانه که مقابل چشمان کنجکاو کودک صورت می گیرد انتقال حس مذهبی به صورت عملی انجام می شود.
فرزندی که می بیند پدرش صبح ها هر روز چند صفحه قرآن تلاوت می کند،یا در جلسات قرآن شرکت می کند ،انس با قرآن را می آموزد.
مادری که در خانه دروغ نمی گوید،غیبت نمی کند،دیگران را مسخره نمی کند،عیب جو نیست و ...بهترین الگوی عملی قرآنی برای کودک خردسالش است

تلاوت قرآن با صوت زیبا در دوران بارداری
X

تلاوت قرآن با صوت زیبا در دوران بارداری
نزدیک ترین فرد به هر نوزاد و قبل از آن دوره جنینی مادر است.مادر می تواند کودکش را با هر صدایی انس دهد ،هم صدای خوب و آرام بخش مثل صوت قرآن یا صداهای بلند و ناهنجار مثل موسیقی های غربی.
درباره تاثیر صدای قرآن بر جنین تحقیات زیادی شده و روانشناسان و متخصصین شنوایی می گویند جنین با هر صدایی که می شنود انس می گیرد و پس از تولد به آن صدای آشنا پاسخ می دهد.
در تحقیق که روی چندین کودک در آزمایشگاه شد موسیقی خاص را برای بچه ها پخش کردند و از کودکان خواستند هر کدام قبلا این صدا را شنیده اند اعلام کنند.یکی از کودکان اعلام کرد قبلا این صدا را شنیده و پس از تحقیقات معلوم شد این موسیقی را مادر کودک در ایام بارداری گوش می داده برای همین این صدا برای کودک آشنا بود.
مادر می تواند به این روش جنینش را با صوت و موسیقی قرآن آشنا کند.تا زمینه انس با قرآن را در دیگر دورانهای زندگی کودکش فراهم کند.

آشنا کردن گوش کودک با آیات قرآن در نوزادی
X

3-آشنا کردن گوش کودک با آیات قرآن در نوزادی
ائمه معصومین ،پدران و مادران را سفارش فراوان کرده اند که قرآن را با صدای بلند بخوانند تا در روح و جان فرزندانشان نفوذ کند.پیامبر اکرم می فرمایند:فرزندتان را به سه ویژگی تربیت کنید ،محبت اهل بیت ،محبت پیامبرتان و قرآن.کنز العمال ص456
پیامبر اکرم نیز می فرمایند:هر کس به فرزندش قرآن بیاموزد روز قیامت پدر و مادر او را می خوانند و دو جامه بر آنان می پوشانند که از نور آن چهره بهشتیان روشن می شود.کافی ج6ص49
شنیدن آیات قرآن در نوزادی گوش کودک را با نوای قرآن آشنا می کند.
خواندن آرام قرآن هنگامی که نوزاد در آغوش مادر و در حال شیر خوردن است می تواند دلش را با قرآن نزدیک و مانوس می کند.
مادر می تواند همان طور که در گوش کودکش لالایی می خواند ،و به او آرامش می دهد با خواندن آهنگین و ملایم آیات قرآن آرامش واقعی را به کودک هدیه دهد

بازی های نمایشی و قرآنی
X

بازی های نمایشی و قرآنی
بازی های نمایش ابزاری برای پرورش ادراک ،حافظه و تخیل کودک است.و مهارت های حرکتی و عضلانی او را قوی می کند.اجرای نمایش های عروسکی قوه تخیل کودک را به پرواز در می آورد.و عملا مفاهیم دینی و اخلاقی و معنوی را حس می کند.
تاثیر کلام و نصیحت بر کودک کم است اما در نمایش چون کودک خودش درگیر است و تنها شنونده نیست، هماهنگی با قهرمانان داستان برایش لذت بخش خواهد بودو تاثیر پذیری بیشتری خواهد داشت.

قصه های قرآنی
X

قصه های قرآنی
کودکان قصه را دوست دارند چون سرشار از عواطف و احساسات هستند و داستان هم با احساس آدم سر و کار دارد.
با مطالعه قرآن می بینیم در این کتاب روشنگر از احوال پیامبران ،جنگ ها ،اخبار و اقوام گذشتگان حکایت و داستان های زیادی بیان کرده ،بالغ بر 69 داستان از زندگی پیامبران در قرآن آمده که می توان هر کدام را با زبانی کودکانه برای بچه ها روایت کرد.
در انتخاب داستان برای کودکان باید به روحیات آنها هم توجه داشته باشیم و داستان مناسب را برایشان بازگو کنیم.
مثلا داستان ذبح اسماعیل توسط پدرش یا داستان غرق شدن عالم در آب و نجات کسانی که در کشتی بودند را نمی توان برای بچه ها نقل کرد چون درکش برای آنها آسان نیست و به علاقه فطری کودک به خدا لطمه می زند.
گلستان شدن آتش برای حضرت ابراهیم، داستان تجدید بنای کعبه،ماجرای حضرت عیسی،و .. قصه های مناسبی است که می توان به آن اشاره کرد
به دلیل علاقه بچه ها به حیوانات نیز می توان از قصه های حیوانات در قرآن استفاده کرد مثل سگ اصحاب کهف یا هد هد و ملکه بلقیس یا مورچه و حضرت سلیمان و خر حضرت عزیز
گوشه ای از داستان" پدر بزرگ غمگین است" از مجموعه قصه های قرآنی نوشته مجید ملا محمدی را با هم می خوانیم.
این داستان درباره سوره انسان و نذر حضرت علی(ع) و حضرت زهرا (س) برای بچه هایشان است
هوا گرم بود. صدای جیک جیک گنجشک ها فضای مدینه را پر کرده بود حسن(ع) و حسین(ع) آرام خوابیده بودند از چهره رنگ پریده شان پیدا بود هر دو بیمارند
فاطمه(س) با نگرانی به فرزندانش نگاه می کرد. فضه خدمتکار مهربان شان بر پیشانی داغ آنها دستمال نمناک می گذاشت و آنها را پاشویه می کرد اما تب بچه ها پایین نمی آمد. فاطمه (س) دعا می خواند و از کنار آنها تکان نمی خورد. هیچ دارویی بر انها اثر نکرده بود....
ادامه داستان را می توانید در این کتاب بخوانید

شناساندن الگو های قرآنی به بچه ها
X

شناساندن الگو های قرآنی به بچه ها
امام رضا(ع) خود بر خواندن قرآن تاکید فراوان داشتند و همگان را به خواندن قرآن ترغیب می کردند. پناه بردن به قرآن را در همه حالات توصیه می کردند. و می فرمودند: هر گاه از چیزی ترسیدید صد آیه از قرآن مجید را تلاوت کن
ابن فهدحلی عده الداعی ص294
برنامه امام رضا(ع) در تلاوت قرآن این چنین بود: هر گاه به آیه ای می رسیدند که در آن از بهشت یا دوزخ سخن رفته بود گریه می کردند و از خدا درخواست بهشت می کردند.
ایشان می فرمایند سزاوار است مردم پس از نماز صبح پنجاه آیه قران تلاوت کنند
طوسی تهذیب الاحکام ج2ص138
ارائه الگوهای قرآنی بچه ها را به یاد گرفتن و مانوس شدن با قرآن علاقه مند می کند

شعر وسرود با مفاهیم قرآنی
X

شعر وسرود با مفاهیم قرآنی
همه انسان ها از شنیدن شعر لذت می برند زیرا شعر کلامی موزون و آهنگین است که به همین دلیل تأثیر بیشتری از خود برجای می گذارد. با استفاده از قالب شعر می توان مفاهیم زیادی از جمله آداب تلاوت قرآن، انواع سوره های مکی و مدنی، دستورات قرآنی و ... را به کودک آموزش داد.
آموزش سوره فیل
اول با یاد خدا
خدای خیلی دانا
که خوب و مهربونه
هر کی اینو می دونه
گفت به پیامبر ما
خدای خوب و دانا
ندیده ای چه آسون
خالق هفت آسمون
با اون شاه ستمگر
ابرهه بی خبر
که فکر می کرد زرنگه
خواست با خدا بجنگه
خدا یه درس خوب داد
تا نبره اون از یاد
رو سپاهش فرستاد
پرندگان زیاد
سنگ ها رو ریختن پایین
از هوا سوی زمین
شاه تو قصه مون زود
شد با سپاهش نابود

بازی ها واسباب بازی های قرآنی
X

بازی ها واسباب بازی های قرآنی
کودکان ذاتا عاشق بازی و تحرک هستند و دنیای کودکی سرشار از تحرک و شادی و جنب و جوش است. بنابراین اگر بخواهیم کودکی را با مفاهیم قرآنی مانوس کنیم باید از دریچه دنیای کودکی اش وارد شویم و بازی هایش را سمت و جهت مثبت و قرآنی دهیم. در طراحی بازی های قرآن می شود بازی هایی طراحی کرد که با فعالیت جسمی مثل دویدن پریدن پا زدن و ... همراه باشد.
نمونه ای از بازی قرآنی
کودکان دایره وار می نشینند و دست همدیگر را می گیرند مربی می گوید
شکوفه های آسمونی بچه ها جواب می دهند بله
قرآن می خونید بله
دوستش دارید بله
قرآن اومده چی چی آورده
یه سوره آسمونی به اسم چی
مربی نام سوره ای را می گوید مثلا ماعون
بچه ها مثل عمو زنجیر باف در حالی که سوره گفته شده را می خوانند از داخل زنجیر رد می شوند.

نقاشی قرآنی
X

نقاشی قرآنی
کودکان علاقه زیادی به نقاشی و استفاده از مداد رنگی دارند. همه چیز را ساده می بینند و به همان سادگی هم به تصویر می کشند.
می توان قصه های قرآنی را همراه با تصویر و نقاشی به بچه ها نشان داد یا بعد از خواندن قصه برای کودک از او بخواهیم آنچه درباره قصه به ذهنش می رسد را نقاشی کند.
مثلا غار اصحاب کهف را نقاشی کنند .

تلاوت قرآن در خانواده
X

تلاوت قرآن در خانواده
پدران و مادرانی که دوست دارند فرزندشان به تلاوت قرآن دل بدهد باید خودشان در حضور فرزندان با صوت زیبا قرآن تلاوت کنند. پیامبر اکرم(ص) شنیدن آیات قران را بسیار دوست داشتند و دیگران را به شنیدن آن توصیه می کردند.
پیامبر می فرمایند:آگاه باشید که دوستدار خداوند باید به کلام او هم گوش سپارد.
الا من اشتاق الی الله فلیستمع کلام الله
امام سجاد (ع)هنگام تلاوت قرآن به آن اندازه صدای خود را بالا می بردند که اهل خانه بشنوند.
امام خمینی با همه اشتغالاتی که داشتند هر روز سه تا پنج نوبت قرآن می خواندند.

ارائه تصویری خوشایند از قرآن
X

ارائه تصویری خوشایند از قرآن
در قرآن آیه های زیادی در مورد بهشت و زیبایی های آن ،پاداش نیکوکاران ،و... وجود دارد. با ارایه این تصاویر زیبا می توان کودکان را به قرآن علاقه مند کرد.
بندگان مخلص خدا در با غ های پر نعمت بهشت،در حالی که بر تخت ها تکیه زده اند و اطرافشان نوشیدنی گوارایی است.سوره صافات ایات 39 تا 49

توجه به زیبایی های دین وخدا و قرآن
X

توجه به زیبایی های دین وخدا و قرآن
ارائه تصویری زیبا و مهربان از خداوند فطرت خدا جوی کودک را به سوی پروردگار الهی جذب می کند.به بچه ها یاد بدهیم خدا آنها را دوست دارد .
خداوند به حضرت داوود فرمود ای داوود به بندگانم بگو من دوست کسی هستم که مرا دوست داشته باشد و هم نشین کسی هستم که هم نشین من باشد و مونس کسی هستم که با یاد من مانوس و همراه باشد.بحار الانوار ج3 ص325

تکرار و مداومت بر تلاوت زیبای قرآن
X

تکرار و مداومت بر تلاوت زیبای قرآن
کار نیکو کردن از پر کردن است. برای تقویت و ایجاد رفتاری ثابت و استوار در کودکان باید از مجرای تکرار وارد شد.بسیاری از اعمال و افکار در سایه تمرین و عمل مکرر در انسان تثبیت می شود.حتی ایمان آدمی هم نوعی تثبیت در سایه عمل است. لا تثبیت الایمان الا العمل
هر قدر عمل مکرر تر باشد امکان تثبیت آن بیشتر است.اصول کافی ج1 کتاب کفر و ایمان
ببرای تثبیت انس با قرآن از کودکی تا بزرگسالی باید قرآن را مکرر با صوت زیبا تلاوت کرد و با توجه به همه نکاتی که در بالا گفته شد انشاءالله کودکانی قرآنی و عاقبت به خیر خواهیم داشت

معاشرت با دوستان و همسالان مناسب
X

معاشرت با دوستان و همسالان مناسب
جایگاه دوست و تاثیر آن در زندگی انسان بسیار مهم است تا جایی که قرآن دلیل شقاوت برخی انسان ها را دوست بد معرفی می کند و می گوید: روزی که ستمکار از حسرت دست به دندان می گزد و می گوید وای بر من ای کاش فلانی را دوست نمی گرفتم. (فرقان آیه 27 و 28)
اگر خانواده ها در انتخاب همسالان و دوست برای کودک عنصر مذهبی بودن را مورد توجه قرار دهند ،کودک به دلیل تاثیر پذیری ،به مسائل مذهبی علاقه مند می شود.
وقتی فرزندما با قاریان و حافظان و کسانی که با قرآن مأنوس هستند در ارتباط باشد خواه ناخواه به سوی محافل و مجالس قرآنی سوق داده می شود و در این راه با قرآن مانوس می شود.
به امید روزی که بچه ها و بزرگترها به جای آنکه پای ماهواره ها و اینترنت دنبال حق و حقیقت باشند لا به لای آیات نورانی قرآن این مهم را بجویند و این میسر نیست جز انس و الفت با قرآن از کودکی تا بزرگسالی.

برکات انس با قرآن

برکات انس با قرآن

  • مقدمه
  • تقرب‌ انسان‌ به‌ سوي‌ خداوند سبحان
  • استفاده از سفره نعمت الهي
  • بهره مندی از رحمت الهی

برکات انس با قرآن

  • نجات يافتن از فتنه ‏ها و شرايط بحرانی
  • نورانيت
  • صیقل دل از زنگار (صفاى دل)
  • خرمى دلها

برکات انس با قرآن

  • زندگی و مرگ سعادتمندانه
  • شكل دادن به رفتار و چگونه زيستن خود
  • نگهداشته شدن از شر شیطان
  • افزایش ایمان و بارورى آن

برکات انس با قرآن

  • درمان بيماري ‏ها
  • توانگری و بی ‏نیازی
  • خير و گشايش در زندگي
  • برآورده شدن حاجت ‏ها

برکات انس با قرآن

  • وحشت نداشتن از جدايي دوستان
  • جلب حسنات
  • به دست آوردن حکمت
  • بصیرت و آگاهی

برکات انس با قرآن

  • تقويت حافظه و پيشرفت در كارهاى علمى
  • اثر در انديشه هاي كودك
  • رضايت الهي

برکات انس با قرآن

  • دوري از گناهان
  • نجات از آتش جهنم
  • پوشاندن گناهان
  • برداشتن عذاب از پدر و مادر

برکات انس با قرآن

  • برخوردارى از ثواب پيامبران و محشور شدن با آنان
  • مفتخر شدن به درجه ای از نبوت
  • ورود به بهشت و بالا رفتن از درجات آن
  • موارد دیگر
بركات انس با قرآن
X

بركات انس با قرآن
قرآن بركات زيادي دارد كه بايد همگان به فراخور فهم خود از آن براى صيقلى كردن طبع خويش بهره گيرند چرا كه بركات‏ قرآن‏ پايان‏ ناپذير است و در اين باغ بزرگ آن ‏قدر گل‏ هاى طرب ‏انگيز براى چيدن هست كه هيچ‏ كس از آن تهى دست باز نمي ‏گردد به درستي كه قرآن مجيد دريائيست گرانبها كه گوهرهاي فراوان در آن بسيار است: احكام شريعت، حكايت پيغمبران گذشته، تاريخ قرون، مواعظ و نصايح، ترغيب به خوبي‏ها و پرهيز از بدي‏ها و ... كه هر يك از اين مباحث صفا و رنگ و بوى خاصي براي خود دارد. تنها كافيست كه انسان همراه با قرآن شود و با آن انس و الفت گيرد.
انس با قرآن، آثار و برکات مادی و معنوی فراوانی چه دنيوي و چه اخروي به همراه دارد که در این جا به بخشی از آن با توجه به آيات قرآني و روایات اسلامي اشاره می‌کنیم:

تقرب‌ انسان‌ به‌ سوي‌ خداوند سبحان
X

تقرب‌ انسان‌ به‌ سوي‌ خداوند سبحان
1- تقرب‌ انسان‌ به‌ سوي‌ خداوند سبحان
تقرب‏ به‏ معناى‏ آن است كه كسى بخواهد به چيزى يا كسى نزديك شود، بنده خدا با اعمال صالح خود مى ‏خواهد به خدا نزديك گردد و با اين نزديكى در معرض شمول رحمت الهى واقع شود و شر اسباب و عوامل شقاوت و محروميت را از او دور كنند.
يكي از وسائل تقرب به خداوند، قرآن است چنانچه حضرت علي عليه‌ السلام مي‌فرمايند:
«فَاسْأَلُوا اللَّهَ بِهِ وَ تَوَجَّهُوا إِلَيْهِ بِحُبِّهِ وَ لَا تَسْأَلُوا بِهِ خَلْقَهُ إِنَّهُ مَا تَوَجَّهَ الْعِبَادُ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى بِمِثْلِهِ/ به وسيله قرآن خواسته هاى خود را از خدا بخواهيد و با دوستى قرآن به خدا روى آوريد و به وسيله قرآن از خلق خدا چيزى نخواهيد، زيرا وسيله‏ اى براى تقرّب‏ بندگان به خدا، بهتر از قرآن وجود ندارد». (نهج البلاغة صبحي صالح ص: 252)
آري بندگان خدا، براى توجه و توسل به خدا، وسيله‏ اى بهتر از قرآن ندارند چرا كه قرآن در نزد خداوند سبحان كرامتي ويژه و مقامي دارد كه طبق روايات همه به آن غبطه مي‌خورند پس قرآن بهترين وسيله براي بندگان در رسيدن به مقاصد و مسائل دنيوي و اخروي است بنابراين هر كسي كه با چنين وسيله‌اي مأنوس بوده و مقام آن را در نظر دارد و با آن به سوي خداوند سبحان متوجه گردد حاجتش رد نشده و اميدش ناميد نمي‌گردد.

استفاده از سفره نعمت الهي
X

استفاده از سفره نعمت الهي
انسانی که با قرآن انس گرفته و آن را هم نشین خویش ساخته، خود را بر سفره رنگارنگي می بیند که میزبان آن خداست، خدایی غنی، کریم و توانا، چگونه ممکن است آدمی بر سر چنین سفره ای حاضر شود و دست خالی برگردد. به علاوه اين پيام الهى از عمق، گستردگى و جذّابيت بى ‏انتها برخوردار است و دلهاى پاك را خيلى سريع به‏ سوى خود جذب مى‏ كند و همه اقشار و انواع انسانها را از زلال كوثر خويش سيراب مى ‏سازد به تعبير رسول خدا صلى الله عليه و آله «الْقُرآنُ‏ مَأْدَبَةُ اللَّهِ‏ فَتَعَلَّمُوا مَأْدَبَةَ اللَّهِ مَااسْتَطَعْتُمْ/ قرآن سفره [معارف‏] الهى است و تا مى ‏توانيد از سفره الهى توشه برگيريد». (بحار الأنوار چاپ بيروت، ج‏89، ص: 19)
و چون سفره خداست، هرگز غذاهايش پايان نمى ‏پذيرد و هيچ كس نيز از كنار آن گرسنه برنمى‏ خيزد همانطور كه که از نخستین روزهای نزول قرآن تاکنون هرکس به فراخور حال و نیاز و استعداد خویش از آن کسب معرفت نموده است. پيغمبر اكرم قرآن را تشبيه به چنين طعامى فرموده چون انواع و اقسام غذاهاي روحى از معارف الهى و اخلاق انسانى و كمالات نفسانى و عبادات بدنى كه موجب تكميل روح انسانى و سعادت اخروى و رسيدن به فيوضات و نعمتهاي بهشتى است در اين كتاب بوده و بر هر كس لازم است كه از اين خوان نعمت الهى باندازه استطاعت و توانايى خود فرا گيرد.

بهره مندی از رحمت الهی
X

بهره مندی از رحمت الهی
خداوند از يك سو در سوره حجر، آيه 8 مي فرمايد: «إِنَّا نَحْنُ‏ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ‏/ اين قرآن را ما نازل كرديم و بطور قطع آن را حفظ خواهيم كرد» قرآن‏ ذكر ناميده شده چون قرآن دين خدا را به ياد بندگان مى ‏آورد و اعتقاد حق و عمل صالح را بدانها خاطر نشان مى ‏كند از سوي ديگر هم مي فرمايد: «أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُ‏ الْقُلُوبُ‏/ آگاه باش كه با ياد خدا دلها آرامش مى‏ يابد» (رعد/ 28) كه ذکر الهی را مایه آرامش و اطمینان قلوب دانسته است.
الفت و مأنوس بودن با کلام الهی موجب سرازيري رحمت خدا بر انسان است در سخني پیامبر اکرم(ص) به سلمان سفارش مي كند که: «يَا سَلْمَانُ الْمُؤْمِنُ إِذَا قَرَأَ الْقُرْآنَ فَتَحَ اللَّهُ عَلَيْهِ بَابَ الرَّحْمَةِ/ اي سلمان چون مؤمن قرآن بخواند خدا بر او درهاى رحمت را باز كند» (جامع الأخبار شعيري، ص: 40) و فرموده: «إِنَّ الْمُؤْمِنَ إِذَا قَرَأَ الْقُرْآنَ نَظَرَ اللَّهُ إِلَيْهِ بِالرَّحْمَةِ/ هرگاه مؤمن قرآن بخواند خدا به وى نظر رحمت اندازد» (جامع الأخبار شعيري، ص: 39)

افزایش ایمان و بارورى آن
X

افزایش ایمان و بارورى آن
افزایش ایمان و بارورى آن از ديگر بركات انس و همراهي با قرآن است خداوند به هنگام بيان يكي از صفت مؤمنان مى ‏فرمايد: «وَ إِذا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آياتُهُ زادَتْهُمْ إِيماناً/ و هنگامى كه آيات خدا بر آنها خوانده شود بر ايمانشان افزوده مى‏ شود» (أنفال/ 2) رشد و تكامل، خاصيت همه موجودات زنده است، موجود فاقد نمو و تكامل يا مرده است يا در سراشيبى مرگ قرار گرفته، مؤمنان راستين، ايمانى زنده دارند، كه نهالش با آبيارى از آيات خدا روز به روز رشد بيشتر و ميوه‏ هاى تازه‏ ترى پيدا مى‏ كند و هر روز كه نو مى‏ شود فكر و ايمان و صفات آنها هم نو مى‏ شود.
خداوند در آيه 124 توبه نيز به بارورى ايمان مؤمنان اشاره كرده و مي‏ فرمايد:
«وَ إِذا ما أُنْزِلَتْ سُورَةٌ ... فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا فَزادَتْهُمْ إِيماناً/ هنگامى كه سوره ‏اى نازل مى ‏شود (بر خلاف بعضى از منافقان) كسانى كه ايمان آورده ‏اند نزول اين آيات بر ايمانشان مى‏ افزايد و آثار شادى و خوشحالى را در چهره ‏هايشان آشكار مى ‏سازد. آيات قرآنى با تعليمات الهى و با نيروى معنوى، مؤمناني را كه در مقام پذيرش بر آيند و بخواهند بشنوند و بفهمند به قرب رحمت پروردگار سوق مي ‏دهد، مؤمنان كه دانشجويان مكتب قرآن در مقام پذيرش هستند، در اثر شنيدن آيات قرآنى و درك معارف الهى صورت اعتقادى و نيروى ايمان آنان ثابت ‏تر و بر شهود حقايق و استقامت آنها افزوده خواهد شد.
مولى الموحدين، امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السّلام در جمله اي زيبا مي ‏فرمايند:
«لقاح الإيمان، تلاوة القرآن/ آبستن‏ ساز و افزون ‏كننده ايمان، تلاوت قرآن كريم است» (غرر الحكم و درر الكلم، ص: 572).
طبق اين گفته مولا، تلاوت قرآن مجيد است كه ايمان را در تلاوت كننده ثابت و راسخ مى‏ گرداند.

برخوردارى از ثواب پيامبران و محشور شدن با آنان
X

از بهترين همنشينان در آخرت پيامبران‏ هستند و خوشا به حال كسي كه با آنان محشور و همنشين شود. حاملان علم و عمل قرآن از اين سعادت برخوردارند كه با پيامبران محشور شوند. پیامبر گرامی اسلام صلي الله عليه و آله و سلم در روايتي در اين باره فرموده: «إِنَّ أَكْرَمَ الْعِبَادِ عِنْدَ اللَّهِ تَعَالَى بَعْدَ الْأَنْبِيَاءِ الْعُلَمَاءُ ثُمَّ حَمَلَةُ الْقُرْآنِ يَخْرُجُونَ مِنَ الدُّنْيَا كَمَا يَخْرُجُ الْأَنْبِيَاءُ وَ يُحْشَرُونَ مِنَ الْقُبُورِ مَعَ الْأَنْبِيَاءِ وَ يَمُرُّونَ عَلَى الصِّرَاطِ مَعَ الْأَنْبِيَاءِ وَ يَأْخُذُونَ ثَوَابَ الْأَنْبِيَاءِ فَطُوبَى لِطَالِبِ الْعِلْمِ وَ حَامِلِ الْقُرْآنِ مَا لَهُمْ عِنْدَ اللَّهِ مِنَ الْكَرَامَةِ وَ الشَّرَفِ/ گرامی ترین بندگان خدا پس از پیامبران، عالمانند و سپس حاملان قرآن که (عالمان و حاملان علم و عمل قرآن) به گونه پیامبران از دنیا می ‏روند و حشر آنان و عبورشان از صراط، همراه پیامبران خواهد بود و از ثواب انبیا بهره‏ مند می‏ شوند؛ پس خوشا به حال جویندگان علم و حاملان قرآن که از کرامت و شرف الهی برخوردارند» (جامع الأخبار شعيري، ص: 40).
مفتخر شدن به درجه ‏ای از نبوت
اساسی ‏ترین امتیاز نبوت، بهره ‏مندی از وحی الهی است و برترین وحی‏ ها در قرآن کریم جمع شده است؛ بنابراین اگر کسی به قرآن روی آورد و از تعالیم و آموزه‏ های آن بهره گیرد، به بهره ‏ای از بهره‏ های نبوت دست یافته است. امام صادق عليه السّلام از رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم روايت كرده كه فرمود: «مَنْ خَتَمَ الْقُرْآنَ فَكَأَنَّمَا أُدْرِجَتِ‏ النُّبُوَّةُ بَيْنَ جَنْبَيْهِ وَ لَكِنَّهُ لَا يُوحَى إِلَيْه‏/ هر كه قرآن را (با تدبر و فهميدن) ختم كند گويا نبوت را در دل خود جاى داده ولى باو وحى نمي‏ رسد» (كافي چاپ إسلاميه، ج‏2، ص: 604) ابو امامه نيز از رسول گرامي اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم چنين روايت كرده كه حضرتش فرمود: «مَنْ قَرَأَ ثُلُثَ الْقُرْآنِ فَكَأَنَّمَا أُوتِيَ ثُلُثَ النُّبُوَّةِ وَ مَنْ قَرَأَ ثُلُثَيِ الْقُرْآنِ فَكَأَنَّمَا أُوتِيَ‏ ثُلُثَيِ‏ النُّبُوَّةِ وَ مَنْ قَرَأَ الْقُرْآنَ كُلَّهُ فَكَأَنَّمَا أُوتِيَ تَمَامَ النُّبُوَّةِ ثُمَّ يُقَالُ لَهُ اقْرَأْ وَ ارْقَ بِكُلِّ آيَةٍ دَرَجَةً فَيَرْقَى فِي الْجَنَّةِ بِكُلِّ آيَةٍ دَرَجَةً حَتَّى يَبْلُغَ مَا مَعَهُ مِنَ الْقُرْآنِ ثُمَّ يُقَالُ لَهُ اقْبِضْ فَيَقْبِضُ ثُمَّ يُقَالُ لَهُ اقْبِضْ فَيَقْبِضُ ثُمَّ يُقَالُ لَهُ هَلْ عَلِمْتَ مَا فِي يَدِكَ فَيَقُولُ لَا فَإِذَا فِي يَدِهِ الْيُمْنَى الْخُلْدُ وَ فِي الْأُخْرَى النَّعِيمُ/ هر كه ثلثى‏ از قرآن بخواند، گويا او را ثلثى‏ از نبوّت داده‏ باشند و هر كه دو ثلث‏ بخواند گويا كه او را دو بهره‏ از نبوّت‏ داده باشند و هر كه همه قرآن را بخواند چنان باشد كه او را همه نبوّت داده باشند. سپس‏ به او گويند: بخوان و برو بالا، هر آيه اي كه بخواند درجه‏ اى‏ در بهشت‏ بالا رود تا به آنچه را كه از قرآن با او باشد برسد بعد‏ گويند: بگير او بگيرد دو مرتبه بگويند: بگير او بگيرد سپس به او گويند مي‏ دانى كه چه در دست دارى؟ گويد: نه! چون كه‏ نگاه كند، در دست راست بهشت جاودان دارد و در دست چپ بهشت پرنعمت» (مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ج‏4، ص: 262).
7- ورود به بهشت و بالا رفتن از درجات آن
ورود به بهشت، يكي از بركات همراهي با قرآن است در اين باره از امام صادق عليه السّلام روايت شده كه: «مَنْ قَرَأَ الْقُرْآنَ وَ هُوَ شَابٌّ مُؤْمِنٌ اخْتَلَطَ الْقُرْآنُ‏ بِدَمِهِ‏ وَ لَحْمِهِ‏ ... فَيَكْسُوهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ حُلَّتَيْنِ مِنْ حُلَلِ الْجَنَّةِ وَ يُوضَعُ عَلَى رَأْسِهِ تَاجُ الْكَرَامَةِ ... قَالَ فَيُعْطَى الْأَمْنَ بِيَمِينِهِ وَ الْخُلْدَ بِيَسَارِهِ ثُمَّ يَدْخُلُ الْجَنَّةَ فَيُقَالُ لَهُ اقْرَأْ آيَةً وَ اصْعَدْ دَرَجَةً ... قَالَ وَ مَنْ قَرَأَ كَثِيراً وَ تَعَاهَدَهُ مِنْ شِدَّةِ حِفْظِهِ أَعْطَاهُ اللَّهُ أَجْرَ هَذَا مَرَّتَيْنِ/ چون جوان‏ با ايمانى قرآن را تلاوت كند، قرآن با گوشت‏ و خون‏ او بياميزد و خداوند او را با فرشتگانى كه سفير حضرت حقّند و بزرگوار و نيكوكارند همراه كند و قرآن در روز قيامت از رفتن او در آتش جهنّم جلوگيرى مى‏ كند و مى ‏گويد: پروردگارا! هر خدمتكارى به جز خادم من دستمزد خويش را گرفته است، پس گرامي ‏ترين بخشش‏ هاى خود را بر او ارزانى دار، پس خداوند دو جامه از جامه‏هاى بهشتى بر اندام او مى‏ پوشاند و تاج كرامت بر سر او نهاده مى‏شد، آنگاه به قرآن خطاب مى‏ شود كه: آيا تو را به خاطر اين جوان خشنود ساختيم؟ قرآن در پاسخ مى‏ گويد: پروردگارا! من بيش از اين (از رحمت‏ تو) در باره او آرزو داشتم، پس امان نامه‏اى را به دست راست و منشور جاودانگى او در بهشت در دست چپ او قرار می دهند، وارد بهشت مى‏شود» و به او گفته مى ‏شود: بخوان و يك درجه بالا برو و به قرآن خطاب مى ‏شود: آيا او را به پاداشى كه مى ‏خواستى نواختيم و تو را از اين موهبت خشنود ساختيم؟ قرآن در پاسخ مى ‏گويد: آرى اى خداوندگار من! امام عليه السّلام فرمود: كسى كه آن را زياد بخواند و عليرغم سختي ‏هايى كه دارد (قرآن) را به خاطر بسپارد، خداوند دو بار اين پاداش را به او عنايت فرمايد» (ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، النص، ص: 100). كسي كه قرآن را ختم نمايد پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم درباره‏اش فرموده: «أَعْطَاهُ اللَّهُ بِكُلِّ سُورَةٍ فِي الْقُرْآنِ مَدِينَةً فِي الْجَنَّةِ الْفِرْدَوْسِ/ او را به تعداد هر سوره قرآن، شهرى در بهشت فردوس بدهد» (جامع الأخبار شعيري، ص: 39).

نجات يافتن از فتنه ‏ها و شرايط بحرانى‏
X

نجات يافتن از فتنه ‏ها و شرايط بحرانى‏
انسان در دنيايي زندگی مي ‏كند كه همواره در معرض دردها، رنجها و فتنه ‏هاست فتنه ‏هايي که حيرت و سرگرداني را در حل و رفع آن به همراه دارد، چاره ‏ساز و مشكل ‏گشا در اين شرايط بحراني، قرآن است همچنانكه پیامبر صلي الله عليه و آله و سلم مي‏ فرمايد:
«إِذَا الْتَبَسَتْ‏ عَلَيْكُمُ‏ الْفِتَنُ‏ كَقِطَعِ اللَّيْلِ الْمُظْلِمِ فَعَلَيْكُمْ بِالْقُرْآنِ فَإِنَّهُ شَافِعٌ مُشَفَّعٌ وَ مَاحِلٌ مُصَدَّقٌ‏ وَ مَنْ جَعَلَهُ أَمَامَهُ قَادَهُ إِلَى الْجَنَّةِ- وَ مَنْ جَعَلَهُ خَلْفَهُ سَاقَهُ إِلَى النَّارِ- وَ هُوَ الدَّلِيلُ يَدُلُّ عَلَى خَيْرِ سَبِيلٍ/ هر گاه كارها چون شب ظلمانى برايتان مشتبه و تاريك گرديد، بر شما باد به قرآن، چون او شفيعى است كه شفاعتش پذيرفته و شاهدى است كه تصديق شده است، هر كس كه او را رهبر خويش گرداند، وى را به بهشت رهنمون مى ‏سازد و هر كس كه بدان پشت پا زند، به جهنم سوقش مى‏ دهد. قرآن روشن‏ ترين راهنما به سوى بهترين راههاست (وسائل الشيعة، ج‏6، باب استحباب التفكر .... ص: 171)
در اين باره حضرت على عليه السلام نيز در سخني فرموده: «فَفِي اتِّبَاعِ مَا جَاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ وَ فِي تَرْكِهِ الْخَطَأُ الْمُبِين‏/ رستگارى بزرگ در پيروى از قرآن است و در ترك آن، خطا و گمراهى آشكار مى‏باشد. (بحار الأنوار چاپ بيروت، ج‏23، ص: 102)
كسي كه به قرآن و راهنمايي‏ هايش تكيه كرده و همواره در شرايط بحراني به فرامين او سر گذارده مي ‏تواند موفق و سربلند از اين فتنه ‏ها و آزمايش ‏ها بيرون آيد و نجات يافته و گام در مسير صحيح بگذارد.

نورانیت
X

قرآن چون از جانب خداوندي كه نور است فرستاده شده خود باعث نورانيت است و به جامعه، قلب، چشم و خانه قاري آن نيز نور و صفا مي ‏دهد.
• سوق جامعه از تاريكي به سوي نور
قرآن‏ نور است‏ به جهت آنكه آيات آن، از عالم نور آمده و در تشخيص مرض ‏هاى بشر و كيفيّت علاج آنها هرگز وا نمانده است. در تكامل افراد بشر آنچه را كه مى ‏گويد و شرح مى‏ دهد؛ همه علم و بصيرت است و وصول به نتيجه و هدف. پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم مي ‏فرمايند: «إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ هُوَ حَبْلُ اللَّهِ وَ هُوَ النُّورُ الْمُبِينُ وَ الشِّفَاءُ النَّافِعُ/ بدرستى كه اين قرآن نوريست روشن و شفائيست نفع دهنده» (جامع الأخبار شعيري، ص: 40) پس هر ابهام و اشكالى را كه در ميان آيد، بايد با قرآن رفع نمود و در پرتو تابش اين نور، برطرف كرد چون كتاب ظهور و آشكارا نماينده است «يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّور» در أخبار بسيارى نيز داريم كه:
اگر خبرى بر شما از ما عرضه شد و نتوانستيد صحّت و سقم آن را دريابيد؛ به كتاب الله عرضه بداريد. اگر مفادش مطابق بود بگيريد و گرنه ردّ كنيد. با اين توضيحي كه گفته شد در اين ظلمتكده دنيايي تنها با كمك نور معنويت و معرفت مي‌توان قدم برداشت و به سر منزل مقصود رسيد. اين نور، در سايه انس با قرآن به دست مي‌آيد. علي عليه ‏السلام در اين باره مي ‏فرمايند: «مَا جَالَسَ هَذَا الْقُرْآنَ أَحَدٌ إِلَّا قَامَ عَنْهُ بِزِيَادَةٍ أَوْ نُقْصَانٍ زِيَادَةٍ فِي هُدًى أَوْ نُقْصَانٍ مِنْ عَمًى/ كسى با قرآن همنشين نشد مگر آن كه بر او افزود يا از او كاست، در هدايت او افزود و از كور دلى و گمراهى ‏اش كاست». (نهج البلاغه صبحي صالح، ص: 252).
امام سجاد «ع» چنين دعا مي ‏كنند: «خدايا! بر محمد و آلش درود فرست، و ما را از كسانى قرار ده كه به ريسمان قرآن چنگ مى‏ زنند، از امور شبهه انگيز به پناهگاه قرآن پناه مى‏ برند، در سايه بال قرآن قرار مى‏ گيرند و از نور فروغ ‏گستر قرآن راه مى‏ يابند، از پرتو روشناييهاى قرآن پيروى مى ‏كنند، چراغ خويش از چراغ قرآن مى‏ افروزند و هدايت را از جز قرآن خواستار نمى ‏شوند» (صحيفه سجّاديّه دعاى 42).
• نورانیت قلب انسان
قرآن، نور است و آن که در مسير زندگي، اين نور و روشنی را انتخاب کند و با آیات آن مأنوس شود نتيجه ‏اي جز نورانیت ظاهر و باطن نخواهد داشت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در سفارشي به ابوذر می‏ فرمایند: «عَلَيْكَ بِتِلَاوَةِ الْقُرْآنِ وَ ذِكْرِ اللَّهِ فَإِنَّهُ ذِكْرٌ لَكَ فِي السَّمَاءِ وَ نُورٌ لَكَ فِي الْأَرْض‏/ همواره قرآن بخوان و ذكر خدا را فراموش مكن، كه اگر چنين كنى، در آسمانها تو را ياد مى ‏كنند و در زمين سبب نورانيّت قلبت مى‏ شود» (إرشاد القلوب ديلمي، ج‏1، ص: 140).
• روشنايى ديدگان
قرآن خواندن و انس با آن نه تنها بر روشني قلب مي ‏افزايد بلكه باعث روشني چشم قاري نيز مي‏ شود امام جعفر صادق عليه السلام در اين باره فرموده: «مَنْ قَرَأَ الْقُرْآنَ فِي الْمُصْحَفِ‏ مُتِّعَ بِبَصَرِهِ وَ خُفِّفَ عَنْ وَالِدَيْهِ وَ إِنْ كَانَا كَافِرَيْنِ/ هر كه قرآن را در مصحف‏ [از رو با نگريستن بر آيات] بخواند، به روشنىِ چشم‏ خويش برخوردار و بهره ‏مند شود و عذاب بر پدر و مادرش سبك گردد هر چند كه كافر باشند» (كافي بَابُ قِرَاءَةِ الْقُرْآنِ فِي الْمُصْحَف‏ ج‏2، ص: 613).
• صفا و نورانیت فضاي خانه
نورانیت فضاي خانه از ديگر بركات انس گرفتن با قرآن است چرا كه رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم به هنگام سفارش به خواندن قرآن در خانه‏ ها فرموده ‏اند: «نَوِّرُوا بُيُوتَكُمْ‏ بِتِلَاوَةِ الْقُرْآنِ‏ وَ لَا تَتَّخِذُوهَا قُبُوراً كَمَا فَعَلَتِ الْيَهُودُ وَ النَّصَارَى صَلَّوْا فِي الْكَنَائِسِ وَ الْبِيَعِ وَ عَطَّلُوا بُيُوتَهُمْ فَإِنَّ الْبَيْتَ إِذَا كَثُرَ فِيهِ تِلَاوَةُ الْقُرْآنِ كَثُرَ خَيْرُهُ وَ اتَّسَعَ أَهْلُهُ وَ أَضَاءَ لِأَهْلِ السَّمَاءِ كَمَا تُضِي‏ءُ نُجُومُ السَّمَاءِ لِأَهْلِ الدُّنْيَا/ خانه‏ هاى خود را به تلاوت قرآن روشن كنيد و آنها را گورستان نكنيد چنانچه يهود و نصارى كردند، در كليسا ها و عبادتگاه‏ هاى خود نماز كنند، ولى خانه ‏هاى خويش را معطل گذارده ‏اند (و در آنها عبادتى انجام ندهند) زيرا كه هر گاه در خانه بسيار تلاوت قرآن شد خير و بركتش زياد شود، و اهل آن بوسعت رسند، و آن خانه براى اهل آسمان درخشندگى دارد چنانچه ستارگان آسمان براى اهل زمين مي‏ درخشند» (كافي ج‏2، باب الْبُيُوتِ الَّتي يُقْرَأُ فِيهَا الْقُرْآن‏ ص: 610 حديث 1).

صیقل دل از زنگار (صفاى دل)
X

صیقل دل از زنگار (صفاى دل)
در آيه 46 سوره حج مى‏ خوانيم: «فَإِنَّها لا تَعْمَى الْأَبْصارُ وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ/ چشمهاى ظاهر نابينا نمى‏ شود، بلكه دلهايى كه در سينه ‏ها جاى دارد نابينا مى‏ گردد» آرى بدترين اثر گناه و ادامه آن، تاريك ساختن قلب، و از ميان بردن نور علم و حس تشخيص است، گناهان از اعضاء و جوارح سرازير قلب مى‏ شود و قلب را به يك باتلاق بد بو و گنديده مبدل مى‏ سازد، اينجاست كه انسان راه و چاه را تشخيص نمى‏ دهد، و مرتكب اشتباهات عجيبى مى‏ شود كه همه را حيران مى‏ كند. با دست خود تيشه به ريشه سعادت خويش مى‏ زند و سرمايه خوشبختى خويش را به باد فنا مى‏ دهد.
حال چه كنيم كه دل زنگار گرفته جلا يابد؟ پاسخ اين سؤال را رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم اين چنين بيان كرده است:‏ «إِنَ‏ الْقُلُوبَ‏ تَصْدَأُ كَمَا يَصْدَأُ الْحَدِيدُ قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَا جَلَاؤُهَا قَالَ قِرَاءَةُ الْقُرْآنِ وَ ذِكْرُ الْمَوْتِ‏/ تحقيقا بر روى دلها زنگار مى ‏نشيند همان‏طوركه بر روى آهن زنگار مى ‏نشيند. گفتند: اى رسول خدا جلا دادن آنها به چه چيز است؟ فرمود: تلاوت قرآن كردن و ياد مرگ نمودن» (عوالي اللئالي ج‏1، ص: 279)
قرآن، مرهم زخم ‏هاى روانى است. لذا زنگار دل را پاك مى ‏كند و قلب را صيقل مى ‏زند؛ آماده براى تابش انوار الهيّه مى ‏نمايد. در اين صورت تمام صفات حسنه و مكارم اخلاق، در تلاوت‏ كننده قرآن پديدار مى‏ گردد.

خرمى دلها
X

خرمى دلها
انسان داراى چند نوع حيات و مرگ است: نخست حيات و مرگ «نباتى» كه مظهر همان نمو و رشد و تغذيه و توليد مثل است و از اين نظر با تمام گياهان همگام مى‏ باشد. ديگر حيات و مرگ «حيوانى» است كه نشانه آن احساس و حركت است و در اين دو ويژگى نيز با تمام حيوانات همراه است. اما نوع سومى از حيات است كه مخصوص انسان هاست و آن حيات «انسانى و روحانى» است، اين همان چيزى است كه در روايات اسلامى از آن به عنوان «حيات القلوب» يعني حيات روح و عقل و عواطف تعبير شده است. امير مؤمنان على عليه ‏السلام در خطبه ‏اى درباره قرآن مى ‏گويد: «وَ تَعَلَّمُوا الْقُرْآنَ فَإِنَّهُ أَحْسَنُ الْحَدِيثِ وَ تَفَقَّهُوا فِيهِ‏ فَإِنَّهُ‏ رَبِيعُ‏ الْقُلُوبِ‏ وَ اسْتَشْفُوا بِنُورِهِ فَإِنَّهُ شِفَاءُ الصُّدُور/ و قرآن را بياموزيد كه نيكوترين گفتار است و در آن انديشه و طلب فهم نمائيد كه قرآن بهار دلها است (همه گونه گلهاى علوم و حكمتها در دل مى‏ روياند) و به نور هدايت آن شفاء و بهبودى (از بيمارى جهل و نادانى) بخواهيد كه قرآن شفاى (بيمارى) سينه ‏ها است» (‏ نهج البلاغه صبحي صالح، ص: 164) چنانكه بهار باعث نشو و نماى نباتات و شكفتگى و خرمى طبايع مى ‏شود همچنان خواندن قرآن و انس با آن باعث شكفتگى و خرّمى دلها مى‏ شود.
شايسته است در اينجا اين نكته را هم يادآور شويم كه خود قرآن نيز هميشه شاداب و خرم است. امام رضا عليه‏ السلام از پدرش نقل مى ‏كند كه فرمود: «مردى از امام صادق عليه السلام پرسيد: چه رازى در قرآن نهفته است كه هر چه بيشتر منتشر مى‏ گردد و تدريس مى ‏شود، بر خرّمى آن مى‏ افزايد؟ امام پاسخ داد:
«لِانَّ اللَّهَ تَبارَكَ وَ تَعالى‏ لَمْ يَجْعَلْهُ لِزَمانٍ دُونَ زَمانٍ وَ لا لِناسٍ دُونَ ناسٍ فَهُوَ فى‏ كُلِّ زَمانٍ جَديدٌ وَ عِنْدَ كُلِّ قَوْمٍ غَضٌّ الى‏ يَوْمِ الْقِيامَةِ/ زيرا خداوند بزرگ، قرآن را براى برهه خاصّى از زمان يا قشر خاصّى از مردم قرار نداده است؛ در نتيجه، در هر زمانى، جديد و پيش هر گروهى، تا قيامت، شاداب و خرّم است» (بحارالانوار، ج 92، ص 15).

دوري از گناهان
X

دوري از گناهان
نماز، آدمی را از کار زشت باز می دارد چرا كه نماز، سخن گفتن خدا با بنده است قرآن نیز که سخنی با پروردگار است چنین اثری را بر عمل آدمی می ‏گذارد و اگر آدمي پيرو قرآن و همراه با آن باشد او را از کار زشت باز می ‏دارد.
امام سجاد عليه السلام در دعايي چنين عرضه داشته ‏اند: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اجْعَلِ‏ الْقُرْآنَ‏ لَنَا فِي‏ ظُلَمِ‏ اللَّيَالِي مُونِساً، وَ مِنْ نَزَغَاتِ الشَّيْطَانِ وَ خَطَرَاتِ الْوَسَاوِسِ حَارِساً، وَ لِأَقْدَامِنَا عَنْ نَقْلِهَا إِلَى الْمَعَاصِي حَابِساً.../ خدايا! بر محمد و آلش درود فرست و قرآن‏ را در تاريكى شبها مونس‏ ما قرار ده و در برابر تحريكات شيطان و خطر وسوسه ‏ها پاسدار ما كن و چنان كن كه قدمهاى ما را از رفتن به سوى نافرماني ‏ها باز دارد« (صحيفه سجّاديّه/ دعاى 42).

بصیرت و آگاهی
X

بصیرت و آگاهی
قرآن كريم در سوره اعراف آيه 203 به عنوان «بصير» توصيف شده است: «هذا بَصائِرُ مِنْ‏ رَبِّكُم‏» بصير به معناى بينش درست و درك صحيح مي ‏باشد و اين مطلب را مي‏ رساند كه قرآن كريم، بينش انسان را نافذ و قوى و كاربرى مي‏ كند و به او توانائى فهم درست و درك حقايق عالم را ارزانى مي ‏دارد، انسانى كه با هدايت قرآن گام برمي‏ دارد، در تفكرات و انديشه‏ ها و همچنين در تصميم‏ گيري‏ هاى خود دچار انحراف و اشتباه نمي ‏شود.
انسانى كه با قرآن باشد و به دستورات آن عمل كند قرآن او را به مرتبه كامل از ايمان و فضيلت و به حد شهود و بصيرت مي‏ رساند چرا كه آيات معجزه ‏آساي آن دلائل آشكارى است كه سبب شناسائى حق و حقيقت است حق را از باطل جدا مي‏ نمايد و واقع و حقيقت را به شهود مي رساند و در محور حقايق اعتقادى و مواد اخلاقى و وظايف عملى دور مي ‏زند.
از زينب دختر امير المؤمنين عليهما السّلام روايت شده است كه گفت: (مادرم) فاطمه عليهما السّلام‏ در خطبه ‏اى كه در موضوع فدك ايراد فرمود: چنين گفت: «لِلَّهِ‏ فِيكُمْ‏ عَهْدٌ قَدَّمَهُ‏ إِلَيْكُمْ‏ وَ بَقِيَّةٌ اسْتَخْلَفَهَا عَلَيْكُمْ‏ كِتَابُ اللَّهِ بَيِّنَةٌ بَصَائِرُهُ وَ آيٌ مُنْكَشِفَةٌ سَرَائِرُهُ وَ بُرْهَانٌ مُتَجَلِّيَةٌ ظَوَاهِرُهُ مُدِيمٌ لِلْبَرِيَّةِ اسْتِمَاعُهُ وَ قَائِدٌ إِلَى الرِّضْوَانِ أَتْبَاعَهُ مُؤَدِّياً إِلَى النَّجَاةِ.../ خدا را در دست شما عهدى (كتابى) است كه براى شما فرستاد و باقى گذاشته‏ اى كه در ميان شما نهاد (يعنى قرآن) كه بصيرت آموزي ‏هاى آن آشكار است و مقاصد عميق آن روشن، و برهانى است كه ظواهر آن نمودار است، همواره همگان را به گوش فرا دادن فرا مى ‏خواند و پيروان خود را به رضوان الهى مى ‏رساند و تابعان خويش را به نجات و رستگارى. (من لا يحضره الفقيه، ج‏3، ص: 567)
امام سجاد عليه السلام در دعاي ختم قرآن چنين مي‏ فرمايد:‏ «اللَّهُمَّ إِنَّكَ‏ أَعَنْتَنِي‏ عَلَى‏ خَتْمِ‏ كِتَابِكَ‏ الَّذِي أَنْزَلْتَهُ نُوراً ... وَ جَعَلْتَهُ نُوراً نَهْتَدِي مِنْ ظُلَمِ الضَّلَالَةِ وَ الْجَهَالَةِ بِاتِّبَاعِهِ... وَ نُورَ هُدًى لَا يَطْفَأُ عَنِ الشَّاهِدِينَ بُرْهَانُهُ، وَ عَلَمَ نَجَاةٍ لَا يَضِلُّ مَنْ أَمَّ قَصْدَ سُنَّتِه‏.../ خدايا! مرا به ختم كردن قرآن يارى كردى، كتابى كه آن را همچون روشنى فرو فرستادى ... و فروغى ساختى كه در پرتو آن از تاريكي ‏هاى گمراهى و نادانى بيرون مى ‏آييم و نور هدايتى قرار دادى كه روشنگرى آن هيچ گاه از ميان نمى ‏رود و نشانه نجاتى كه هر كس به روش آن رود گمراه نخواهد شد ...» (صحيفه سجاديه، دعاي 42 ص: 176).

زندگی و مرگ سعادتمندانه
X

زندگی و مرگ سعادتمندانه
سعادت گمشده همه انسانها است و هر كس آن را در چيزى مى‏ جويد و هر كس از نظر شرائط روحى، جسمى، خانوادگى، محيط و فرهنگ، اسباب بيشترى براى رسيدن به هدف‏هاى والا در اختيار داشته باشد سعادتمندتر است.
قرآن، انسان را به سعادت رهنمون مي ‏كند همچنانكه خداوند در سوره جنّ آيه 2 مي ‏فرمايد: «يَهْدِي‏ إِلَى‏ الرُّشْدِ/ اين قرآن همگان را به راه راست هدايت مى‏كند» هدايت قرآن به سوى رشد، همان دعوت اوست به سوى عقايد حق و اعمالى كه عاملش را به سعادت واقعى مى‏ رساند.
پیامبر اکرم(ص) می فرمایند: «إِنْ أَرَدْتُمْ عَيْشَ‏ السُّعَدَاءِ وَ مَوْتَ الشُّهَدَاءِ وَ النَّجَاةَ يَوْمَ الْحَسْرَةِ وَ الظِّلَّ يَوْمَ الْحَرُورِ وَ الْهُدَى يَوْمَ الضَّلَالَةِ فَادْرُسُوا الْقُرْآنَ فَإِنَّهُ كَلَامُ الرَّحْمَنِ وَ حِرْزٌ مِنَ الشَّيْطَانِ وَ رُجْحَانٌ فِي الْمِيزَانِ/ اگر زندگی نیک بختان و مرگ شهیدان و رستگارى در روز حسرت و سايه در روز گرم و راه راست در روز گمراهى را می‏ خواهید پس‏ قرآن را یاد بگیرد.» (جامع الأخبار شعيري، ص: 41).
قرآن كتاب هدايت است، راهنماى افكار و عقول انسان است و در راهنمائيش هرگز كوتاهي نكرده و حقيقتى را پنهان نگذاشته است. كمال و تماميت هر كتاب به آنست كه پيرامون موضوع خود چيزى را مبهم و مجهول نگذاشته باشد، موضوع قرآن‏ مجيد هدايت پرهيزگاران است، سعادت‏ و نيكبختى آدميزاد است و به طور قطع در اين زمينه چيزى را نگفته باقى نگذاشته و هر تر و خشكى را كه مربوط به هدايت و تأمين سعادت ماست آنهم‏ به طور اساسى بيان فرموده است.
امام صادق عليه السلام فرموده كه رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم فرمود: «الْقُرْآنُ ... وَ بَيَانٌ مِنَ الْفِتَنِ وَ بَلَاغٌ مِنَ الدُّنْيَا إِلَى الْآخِرَةِ وَ فِيهِ كَمَالُ دِينِكُمْ وَ مَا عَدَلَ أَحَدٌ عَنِ الْقُرْآنِ إِلَّا إِلَى النَّارِ/ قرآن در مورد هر فتنه و اشتباه و وسيله رسيدن از دنيا به سعادت‏ آخرت است و در آن است كمال دين شماها و هيچ كس از قرآن منحرف نشود جز به دوزخ سوزان» (كافي چاپ إسلاميه، ج‏2، ص: 600).

شكل دادن به رفتار و چگونه زيستن خود
X

شكل دادن به رفتار و چگونه زيستن خود
قرآن‏ كتاب هدايت و راهنمايى به استوارترين آيين‏ هاست «إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ يَهْدي لِلَّتي‏ هِيَ أَقْوَم‏/ بى ‏ترديد اين قرآن به استوارترين آيين هدايت مى ‏كند» (أسراء/ 7). خداوند آن را فرو فرستاده تا چگونه‏ زيستن‏ را به مسلمانان بياموزد، راه درست زيستن را فراروى آنها بگشايد، آنان را به خداجويى، وارستگى و عدالت فراخواند، مايه‏ هاى پى ‏ريزى مكتبى اخلاقى و نيز مايه‏ هاى استنباط احكام فقهى و حقوقى را در اختيار آنان گذارد.
قرآن سرمشق‏ هايى نيكو پيش چشم مردمان قرار مي دهد پيامبران همه اسوه و الگوهايى نيكو هستند كه همگان بايد چگونه‏ بودن و چگونه زيستن‏ را از آنان بياموزند و شيوه‏ هاى زيستى آن را سرمشق خويش سازند، از قرآن‏ بشنويم: «لَقَدْ كانَ لَكُمْ في‏ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَة/ بى گمان پيامبر خدا براى شما سرمشقى نيكوست» (احزاب/ 21)، «قَدْ كانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ في‏ إِبْراهيمَ وَ الَّذينَ مَعَهُ/ بى‏گمان در ابراهيم و همراهان او، براى شما سرمشق ‏هايى نيكوست» (ممتحمه/ 4) چون اينان، همانانند كه خداوند، رهنمونشان کرده، پس بايد از راه آنان پيروى كرد.
هر كه با قرآن انس داشته باشد چون قرآن، قانون اساسى اسلام است و اسوه و الگوهاي نيكو را معرفي كرده با خواندن و توجه به معانى قرآن مى ‌توان به رفتار و چگونه زيستن خود شكل داد.

نگهداشته شدن از شر شیطان
X

نگهداشته شدن از شر شیطان
هر كس در هر مرحله ‏اى از ايمان و در هر سن و سال گهگاه گرفتار وسوسه‏ هاى شيطانى مى ‏گردد و گاه در خود احساس مى‏ كند كه نيروى محرك شديدى در درون جانش آشكار شده و او را به سوى گناه دعوت مى ‏كند، راه نجات از آلودگى در چنين شرائطى چيست؟
قرآن در سوره اعراف آيه 201 مي ‏فرمايد: «إِنَّ الَّذينَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّيْطانِ تَذَكَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ/ مسلماً كسانى كه [نسبت به گناهان، معاصى و آلودگى ‏هاى ظاهرى و باطنى‏] تقوا ورزيده ‏اند، هرگاه وسوسه ‏هايى از سوى شيطان به آنان رسد (بى‏ درنگ) متذكر شوند پس بينا شوند [و از دام وسوسه ‏هايش نجات يابند.] يكي از مصاديق ذكر، قرآن كريم است در سوره آل عمران آيه 58 مي‏ خوانيم: «ذلِكَ نَتْلُوهُ عَلَيْكَ مِنَ الْآياتِ وَ الذِّكْرِ الْحَكِيمِ» در اين آيه منظور از «ذكر حكيم» قرآن‏ است كه ذكر خدا است و از حيث آيات و بياناتش محكم است، يعنى به هيچ وجه باطل در آن رخنه نمى‏ كند و شوخى با جدش آميخته نمى ‏گردد.
پیامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم می ‏فرمایند: «فَادْرُسُوا الْقُرْآنَ فَإِنَّهُ كَلَامُ الرَّحْمَنِ وَ حِرْزٌ مِنَ الشَّيْطَانِ/ قرآن را بیاموزید زیرا که قرآن سخن خدای مهربان و مایه حفظ از شیطان است.» (جامع الأخبار شعيري، ص: 41)

درمان بيماري‏ها
X

درمان بيماري‏ ها
• درمان يافتن بيمارى‌هاى روحى
• انسان همانطور كه سلامتى و ناسلامتى جسمى دارد يك سلامتى و ناسلامتى روحى هم دارد و همانطور كه اختلال در نظام جسمى او باعث مى ‏شود كه دچار مرضهاى جسمى گردد همچنين اختلال در نظام روح او باعث مى ‏شود به مرضهاى روحى مبتلا شود و همانطور كه براى مرضهاى جسميش دوائى است، براى مرضهاى روحيش نيز دوائى است. مثلا مرض شك و ريب كه هم آدمى را در باطن دچار اضطراب و تزلزل نموده به سوى باطل متمايل مى ‏سازد، قرآن كريم با دلائل قاطع و براهين خود، انواع شك، ترديد ها و شبهاتى را كه در راه عقايد حق و معارف حقيقى مى‏ شود از بين برده با موعظه‏ هاي شفا دهنده، داستان هاى آموزنده، مثل ‏هاى دلنشين، وعده و وعيد و احكام و شرايعش، با تمامى آفات دلها مبارزه نموده همه را ريشه‏كن مى ‏سازد، به همين جهت خداوند قرآن را شفاى دل مؤمنان ناميده است. «وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ/ ما قرآن را نازل مى ‏كنيم كه مايه شفا و رحمت مؤمنان است‏» (إسراء/ 82).
از اميرالمؤمنين علي عليه السلام درباره قرآن روایت شده که: «فَاسْتَشْفُوهُ مِنْ أَدْوَائِكُمْ وَ اسْتَعِينُوا بِهِ عَلَى لَأْوَائِكُمْ‏ فَإِنَّ فِيهِ شِفَاءً مِنْ أَكْبَرِ الدَّاءِ وَ هُوَ الْكُفْرُ وَ النِّفَاقُ وَ الْغَيُّ وَ الضَّلَالُ/ پس درمان خود را از قرآن‏ بخواهيد و در سختى‏ ها از قرآن يارى بطلبيد، كه در قرآن درمان بزرگ ‏ترين بيمارى ‏ها يعنى كفر و نفاق و سركشى و گمراهى است (نهج البلاغه صبحي صالح، ص: 252)
پیامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم نيز فرموده: «إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ ... الشِّفَاءُ النَّافِعُ/ به درستى كه اين قرآن شفائيست نفع دهنده» (جامع الأخبار شعيري، ص: 40)

توانگری و بی‏ نیازی
X

توانگری و بی‏ نیازی
معارف دينى، ميان مطالب ساده همه ‏كس فهم و عاليترين آگاهي هاى عقلى و فلسفى در نوسان است و انسان ها در هر درجه ‏اى از عقل و آگاهى باشند مى ‏توانند مورد خطاب پيام الهى قرار گيرند، آن را بفهمند و مورد اجرا قرار دهند و همان ‏طور كه هيچ انسانى ‏از پيام هاى خدا بى‏ نياز نيست، دين خدا نيز از نظر محتوا و صلابت و استحكام و عالى بودن مطالب آن، نياز به هيچ صاحب انديشه ‏اى ندارد، به فرموده رسول اكرم صلى الله عليه و آله: «الْقُرْآنُ غِنًى لَا غِنَى دُونَهُ وَ لَا فَقْرَ بَعْدَهُ/ قرآن، بى ‏نيازى است كه جز آن، بى ‏نيازى وجود ندارد و پس از (فراگيرى) آن نيز نيازمندى نيست» (جامع الأخبار شعيري، ص: 40)
حضرت علي عليه السلام نيز در اين باره مي ‏فرمايد: «وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ لَيْسَ عَلَى أَحَدٍ بَعْدَ الْقُرْآنِ مِنْ فَاقَةٍ وَ لَا لِأَحَدٍ قَبْلَ الْقُرْآنِ مِنْ غِنًى/ بدانيد كه هيچ كس پس از داشتن قرآن فقر (معنوى) ندارد و براى هيچ كس پيش از آن، غنا و توانگرى (معنوى) نيست»‏ (نهج البلاغه صبحي صالح، ص: 252) پس خداوند به بركت توسّل به قرآن مجيد و انقطاع از غير آن، همه حاجات او را برآورد و هيچ كس را پيش از توسّل به آن توانگريى و بي ‏نيازي در هر دو سرا حاصل نمى‏ شود.
امام صادق عليه السلام نيز در كلامي مي‏ فرمايد: «مَنْ‏ قَرَأَ الْقُرْآنَ‏ فَهُوَ غَنِيٌ‏ وَ لَا فَقْرَ بَعْدَهُ وَ إِلَّا مَا بِهِ غِنًى‏/ هر كه قرآن بخواند او بى‏نياز شود و نيازى پس از آن نيست و گر نه (اگر قرآن بى ‏نيازش نكند) هيچ چيز او را بى ‏نياز نكند» كافي چاپ إسلاميه، ج‏2، ص: 605)
در حقيقت انسان با همراهي با قرآن، غنى است. چون حقّ است و متحقّق به حقّ است و معلّم علوم حقيقي است و انسان بدون آن فقير است گرچه تمام كتابخانه ‏هاى دنيا را ديده باشد و كتابها را مطالعه نموده باشد، در عين حال فقير است زيرا كه از علوم خيالي و وهمي تجاوز نكرده و به علوم حقيقي و وجداني دست نيافته است. پس حال كه چنين است و قرآن چنين توانگري است، كسي كه همراه با قرآن باشد نيز فقر و حاجتي به هيچ چيز و هيچ كس جز قرآن ندارد و بي ‏نيازي را در خود مي ‏بيند.

خير و گشايش در زندگي
X

خير و گشايش در زندگي
علاوه بر بعد ثروت معنوی قرآن، تلاوت آیات و انس با آن بر خیر و برکت مادی انسان نیز می ‏افزاید. از پیامبر اکرم صلي الله عليه و اله و سلم روایت شده که: «فَإِنَّ الْبَيْتَ إِذَا كَثُرَ فِيهِ تِلَاوَةُ الْقُرْآنِ كَثُرَ خَيْرُهُ وَ اتَّسَعَ أَهْلُه‏/ هر گاه در خانه بسيار تلاوت قرآن شد خير و بركتش زياد شود» (كافي چاپ إسلاميه، ج‏2، ص: 610)
از امام جعفر صادق عليه السلام روايت شده كه فرمود: اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود: «الْبَيْتُ الَّذِي يُقْرَأُ فِيهِ الْقُرْآنُ وَ يُذْكَرُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِيهِ تَكْثُرُ بَرَكَتُهُ وَ تَحْضُرُهُ الْمَلَائِكَةُ وَ تَهْجُرُهُ الشَّيَاطِينُ وَ يُضِي‏ءُ لِأَهْلِ السَّمَاءِ كَمَا تُضِي‏ءُ الْكَوَاكِبُ‏ لِأَهْلِ الْأَرْضِ وَ إِنَّ الْبَيْتَ الَّذِي لَا يُقْرَأُ فِيهِ الْقُرْآنُ وَ لَا يُذْكَرُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِيهِ تَقِلُّ بَرَكَتُهُ وَ تَهْجُرُهُ الْمَلَائِكَةُ وَ تَحْضُرُهُ الشَّيَاطِينُ/ خانه ‏اى كه قرآن در آن خوانده مى ‏شود و خداى عزوجل در آن ياد مى ‏شود، بركتش بسيار مى ‏شود و فرشتگان در آن خانه حاضر مى ‏شوند و شياطين از آن دور مى ‏شوند و آن خانه از براى اهل آسمان روشنى دهد، چنان كه ستاره‏ از براى اهل زمين روشنى مى ‏دهد و به درستى كه خانه‏ اى كه قرآن در آن خوانده نمى ‏شود و خداى عزوجل در آن ياد نمى ‏شود، بركتش كم مى ‏شود و فرشتگان از آن دور مى‏ شوند و شياطين در آن حاضر مى‏ شوند» (كافي چاپ إسلاميه، ج‏2، ص: 610)

برآورده شدن حاجت‏ ها
X

برآورده شدن حاجت‏ ها
استجابت دعا و برآورده شدن حاجت از ديگر بركات انس با قرآن است. امام صادق علیه السّلام می ‌فرماید: «از حضرت رسول اکرم صلّی الله علیه و آله سوال شد، بهترین مردم چه کسانی هستند؟ فرمود: الحالُ المرتحل، سؤال شد یا رسول الله صلّی الله علیه و آله معنی حال المرتحل چیست؟ فرمود: کسی که قرائت قرآن را شروع کند و آن را ختم نماید، برای او نزد خداوند دعای مستجاب شده‌ای است» (ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، النص، ص: 102).
در بعضي روايات آمده است:
«أَنَ‏ الدُّعَاءَ بَعْدَ قِرَاءَةِ الْجَحْدِ عَشْرَ مَرَّاتٍ عِنْدَ طُلُوعِ الشَّمْسِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ مُسْتَجَابٌ/ دعا بعد از ده مرتبه خواندن سوره جحد هنگام طلوع آفتاب روز جمعه، مستجاب است» و از امير المؤمنين عليه السّلام نقل شده است كه فرمود: «مَنْ قَرَأَ مِائَةَ آيَةٍ مِنْ أَيِّ آيِ الْقُرْآنِ شَاءَ- ثُمَّ قَالَ يَا اللَّهُ سَبْعَ مَرَّاتٍ فَلَوْ دَعَا عَلَى‏ صَخْرَةٍ لَفَلَقَهَا اللَّهُ تَعَالَى/ هر كس كه صد آيه از هر جاى قرآن بخواند، بعد هفت مرتبه بگويد: يا اللَّه! اگر بر صخره هم دعا كند، خداوند متعال آن را مى ‏شكافد» (عدة الداعي و نجاح الساعي، ص: 297)

وحشت نداشتن از جدايي دوستان
X

وحشت نداشتن از جدايي دوستان
هر كس كه با قرآن انس بگيرد از جدايي دوستان وحشتي نخواهد داشت. اين معنا را از حديث امام سجاد عليه السلام گرفته شده كه فرمود: «لَوْ مَاتَ مَنْ بَيْنَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ لَمَا اسْتَوْحَشْتُ بَعْدَ أَنْ يَكُونَ الْقُرْآنُ مَعِي‏/ اگر آنچه از مردمانى كه در ميان مشرق تا مغرب جهان هستند بميرند (و من تك‏ وتنها، و بدون يك انيس و مونس زنده بمانم) ابدا براى من وحشت و هراسى رخ نمى ‏دهد، بعد از آنكه قرآن با من است‏» (كافي چاپ إسلاميه، ج‏2، ص: 602).
همچنين ايشان در دعايي اينگونه عرضه مي ‏دارند: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اجْعَلِ‏ الْقُرْآنَ‏ لَنَا فِي‏ ظُلَمِ‏ اللَّيَالِي مُونِساً، وَ مِنْ نَزَغَاتِ الشَّيْطَانِ وَ خَطَرَاتِ الْوَسَاوِسِ حَارِساً، وَ لِأَقْدَامِنَا عَنْ نَقْلِهَا إِلَى الْمَعَاصِي حَابِساً.../ خدايا! بر محمد و آلش درود فرست و قرآن‏ را در تاريكى شبها مونس‏ ما قرار ده و در برابر تحريكات شيطان و خطر وسوسه ‏ها پاسدار ما كن و چنان كن كه قدمهاى ما را از رفتن به سوى نافرماني ها باز دارد« (صحيفه سجّاديّه/ دعاى 42).

جلب حسنات
X

جلب حسنات
يكي از راه هاي جلب حسنات، همراه شدن با قرآن است به اينكه خودمان را در مسير خواندن و آموختن و ياد دادن قرآن قرار دهيم.
حضرت رسول اکرم صلّی الله علیه و آله درباره كسي كه به فرزند خود قرآن را بياموزد، می‌ فرماید: «مَنْ عَلَّمَ وَلَدَهُ الْقُرْآنَ‏ فَكَأَنَّمَا حَجَ‏ الْبَيْتَ عَشَرَةَ آلَافِ حِجَّةٍ وَ اعْتَمَرَ عَشَرَةَ آلَافِ عُمْرَةٍ وَ أَعْتَقَ عَشَرَةَ آلَافِ رَقَبَةٍ مِنْ وُلْدِ إِسْمَاعِيلَ‏ ع وَ غَزَا عَشَرَةَ آلَافِ غَزْوَةٍ وَ أَطْعَمَ عَشَرَةَ آلَافِ مِسْكِينٍ مُسْلِمٍ جَائِعٍ وَ كَأَنَّمَا كَسَى عَشَرَةَ آلَافِ عَارٍ مُسْلِمٍ وَ يُكْتَبُ لَهُ بِكُلِّ حَرْفٍ عَشْرُ حَسَنَاتٍ وَ يُمْحَى عَنْهُ عَشْرُ سَيِّئَاتٍ وَ يَكُونُ مَعَهُ فِي قَبْرِهِ حَتَّى يُبْعَثَ وَ يَثْقُلُ مِيزَانُهُ وَ يُجَاوَزُ بِهِ عَلَى الصِّرَاطِ كَالْبَرْقِ الْخَاطِفِ وَ لَمْ يُفَارِقْهُ الْقُرْآنُ حَتَّى يَنْزِلَ بِهِ مِنَ الْكَرَامَةِ أَفْضَلَ مَا يَتَمَنَّى.../ هر کس به فرزندش قرآن خواندن را یاد بدهد، گوئی که ده هزار حج تمتع و ده هزار عمره به جا آورده است و ده هزار برده از فرزندان حضرت اسماعیل را آزاد کرده است و ده هزار غزوه (جنگ در رکاب پیامبر) انجام داده است و ده هزار فقیر مسلمان گرسنه را طعام داده است و گوئی ده هزار مسلمان برهنه را لباس پوشانده است ‌و برای او به هر حرفی ده حسنه می ‌نویسند و ده گناه از او محو می ‌کنند» (جامع الأخبار شعيري، ص: 49).
از حضرت صادق عليه السلام نيز روايت شده كه فرمود: «مَنِ اسْتَمَعَ حَرْفاً مِنْ كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ غَيْرِ قِرَاءَةٍ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ حَسَنَةً وَ مَحَا عَنْهُ سَيِّئَةً وَ رَفَعَ لَهُ دَرَجَةً وَ مَنْ قَرَأَ نَظَراً مِنْ غَيْرِ صَوْتٍ‏ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِكُلِّ حَرْفٍ حَسَنَةً وَ مَحَا عَنْهُ سَيِّئَةً وَ رَفَعَ لَهُ دَرَجَةً وَ مَنْ تَعَلَّمَ مِنْهُ حَرْفاً ظَاهِراً كَتَبَ اللَّهُ لَهُ عَشْرَ حَسَنَاتٍ وَ مَحَا عَنْهُ عَشْرَ سَيِّئَاتٍ وَ رَفَعَ لَهُ عَشْرَ دَرَجَات‏.../ هر كس يك حرف از قرآن را گوش كند فقط گر چه نخواند، خداوند براى او يك حسنه بنويسد و يك گناه از او محو كند و يك درجه برايش بالا برد و هر كس با نگاه و بدون صوت و تلفظ آن را بخواند، برايش بهر حرفى حسنه اى بنويسد و گناهى از او محو كند و درجه او بالا برد و هر كس يك حرف ظاهر از آن را بياموزد خداوند برايش ده حسنه بنويسد و ده گناه از او محو كند و ده درجه برايش بالا برد» (كافي چاپ إسلاميه، ج‏2، ص: 612).

به دست آوردن حکمت
X

به دست آوردن حکمت
حكمت، مجموعه ‏اى از معرفت و اخلاق پاك و تقوا و نور هدايت است. اين موهبت الهي به هر فردي داده نمي ‌شود بلكه بايد سزاوار چنين موهبتي بود، قرآن مي ‌تواند چنين شايستگي را در انسان به وجود آورد. تلاوت هميشگي قرآن موجب مي ‌شود كه حتي در كودكي به انسان حکمت داده شود در اين باره رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم می ‌فرمایند: «من قرأ القرآن قبل‏ ان‏ يحتلم‏ فقد أوتي‏ الْحُكْمَ صَبِيًّا/ هر کس پیش از بلوغ، قرآن تلاوت کند در کودکی به او حکمت عطا شده است» (الدر المنثور فى تفسير المأثور، ج‏4، ص: 261)
هر كس كه حكمت به او داده شود در دنيا و آخرت سعادتمند خواهد بود. امام صادق عليه السّلام فرمود: «خداوند هيچ نعمتى به بنده‏اى نداد كه بزرگ ‏تر و بالاتر و فراوان ‏تر و افتخارآميزتر از حكمت باشد. خداوند متعال نيز فرموده است: «وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً/ و آنكه به او حكمت داده شود، بى ‏ترديد او را خير فراوانى داده ‏اند» (بقره/ 269)

تقويت حافظه و پيشرفت در كارهاى علمى
X

تقويت حافظه و پيشرفت در كارهاى علمى
حفظ و قرائت قرآن، موجب تقويت حافظه مى‌ گردد و در نتيجه در زندگى مسلمان تأثير مى‌گذارد و موجب پيشرفت در كارهاى علمى او مى‌گردد.
امام رضا عليه السلام از امير مؤمنان عليه السّلام روايت كرده كه فرمود: «ثَلَاثَةٌ يَزِدْنَ فِي الْحِفْظِ وَ يَذْهَبْنَ بِالْبَلْغَمِ قِرَاءَةُ الْقُرْآنِ وَ الْعَسَلُ وَ اللُّبَان‏/ سه چيز قدرت حافظه را مى ‏افزايد و بلغم را مي ‏زدايد: قرائت قرآن و خوردن عسل و جويدن كندر» (عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج‏2، ص: 38).
امام صادق عليه السلام هم در اين باره مي‏ فرمايند: «حمد و آية الكرسى و انا انزلناه و يس و الواقعه و حشر و تبارك و توحيد و معوّذتين را با زعفران بنويسيد ... بعد در آخر شب دو ركعت نماز بخوانيد در هر ركعت پنجاه بار حمد و قل هو الله و پس از نماز آن را بنوشيد كه براى حافظه بسيار مفيد و مجرّب است ان شاء الله تعالى» (مكارم الأخلاق، ص: 341).

اثر در انديشه هاي كودك
X

اثر در انديشه هاي كودك
نقش مادران به عنوان مادر در صلاح يا فساد جامعه قابل انكار نيست. اگر اين گروه با قرآن انس داشته باشند، بسيارى از مشكلات جامعه حل خواهد شد؛ چون انسان‌هاى نسل بعد در دامن زن پرورش پيدا مي‌كند و زنِ آشناى با قرآن و مأنوس با قرآن و متفاهم با مفاهيم قرآن، مي‌تواند در تربيت فرزند تأثيرات زيادي داشته باشد.
نخستين مدرسه هر انسانى دامان مادر و آغوش پدر اوست و در همين جا است كه نخستين درس هاى فضيلت يا رذيلت را مى‏ آموزد. اگر مفهوم تربيت را عام در نظر بگيريم نخستين مدرسه، رحم مادر و صلب پدر است كه آثار خود را به طور غير مستقيم در وجود فرزند مى‏گذارد و زمينه ‏ها را براى فضيلت و رذيلت آماده مى‏ سازد.
در احاديث اسلامى تعبيرات بسيار دقيقى در اين قسمت وارد شده مانند روايتي كه على عليه السلام فرمود: «حُسْنُ الْاخْلاقِ بُرْهانُ كَرَمِ الْاعْراقِ؛ اخلاق پاك و نيك، دليل وراثت هاى پسنديده انسان (از پدر و مادر) است».
به همين دليل در خانواده‏هاى پاك و با فضيلت غالباً فرزندانى با فضيلت پرورش‏ مى ‏يابند و بعكس افراد شرور غالباً در خانواده‏ هاى شرور و آلوده ‏اند. تأثير تربيت پدر و مادر در فرزندان تا آن پايه است كه در حديث مشهور نبوى آمده است: كُلُّ مَوْلُودٍ يُولَدُ عَلَى الْفِطْرَةِ حتّى‏ يَكُونَ ابَواهُ هُمَا اللَّذانِ يُهَوِّدانِهِ وَ يُنَصِّرانِهِ؛ هر نوزادى بر فطرت پاك توحيد (و اسلام) متولّد مى‏ شود مگر اين كه پدر و مادر او را به آئين يهود و نصرانيّت وارد كنند» جائى كه تربيت خانوادگى، ايمان و عقيده را دگرگون سازد چگونه ممكن است در اخلاق اثر نگذارد؟
مادری که می ‏داند اندیشه ‏های او در کودکش اثر می ‏گذارد و بینش‏های خود را تعالی می ‏بخشد پس سعی می ‏کند در همان ابتداي تشکیل نطفه کودک او را با آوای قرآن آشنا سازد چرا كه قرآن و اثر آن بر روح و تمام اعضای آن جنین اثراتی خواهد گذاشت که کودک را رو به کمال و اعلی درجه انسانی می ‏برد پس با قرآن خواندن مادر، این کودک نیز با این صدا مأنوس شده و وقتی چشم به این دنیا می ‏گشاید به دنبال گمشده خود است تا به ملکوت برسد و خدا این نور را برای هدایت او فرستاد پس به دنبال گمشده ‏اش خواهد گشت و به کمال صعود خواهد کرد.

رضايت الهي
X

رضايت الهي
رضايت الهي، پاداش معنوى خداوند است كه بعضي از مؤمنان از آن برخوردار خواهند شد اين پاداش بزرگترين پاداش ‏هاست همچنانكه خود خداوند در سوره توبه آيه 72 مى‏ فرمايد: «وَ رِضْوانٌ‏ مِنَ‏ اللَّهِ‏ أَكْبَرُ/ رضايت و خشنودى خدا كه نصيب اين مؤمنان راستين مى ‏شود از همه برتر و بزرگتر است» هيچكس نمى ‏تواند آن لذت معنوى و احساس روحانى را كه به يك انسان به خاطر توجه رضايت و خشنودى خدا از او، دست مى ‏دهد، توصيف كند لذتي برتر و بالاتر از تمام بهشت و نعمتها و مواهب گوناگون و رنگارنگ و بى ‏پايانش.
كسي كه همراه و مونس با قرآن باشد مورد رضايت الهي قرار مي ‏گيرد. پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم در اين باره مي ‏فرمايند: «تَنْزِلُ عَلَى صَاحِبِهِ الرَّحْمَةُ وَ تَسْتَغْفِرُ لَهُ الْمَلَائِكَةُ وَ اشْتَاقَتْ إِلَيْهِ الْجَنَّةُ وَ رَضِيَ عَنْهُ الْمَوْلَى/ بر همراه قرآن رحمت فرمود مى ‏آيد و فرشتگان براى او استغفار مي ‏كند و بهشت به وى مشتاق مى ‏شود و خدا از وى راضى مى ‏شود» (جامع الأخبار شعيري، ص: 39).

نجات از آتش جهنم
X

نجات از آتش جهنم
قرآن در روز قيامت از رفتن كسي كه با او انس داشته در آتش جهنّم جلوگيرى مى ‏كند از حضرت صادق عليه السلام روايت شده: «مَنْ قَرَأَ الْقُرْآنَ وَ هُوَ شَابٌّ مُؤْمِنٌ اخْتَلَطَ الْقُرْآنُ‏ بِدَمِهِ‏ وَ لَحْمِهِ‏ وَ جَعَلَهُ اللَّهُ مَعَ السَّفَرَةِ الْكِرَامِ الْبَرَرَةِ وَ كَانَ الْقُرْآنُ حَجِيجاً عَنْهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ يَقُولُ يَا رَبِّ إِنَّ كُلَّ عَامِلٍ قَدْ أَصَابَ أَجْرَ عَمَلِهِ إِلَّا عَامِلِي فَبَلِّغْ بِهِ كَرِيمَ عَطَايَاكَ فَيَكْسُوهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ حُلَّتَيْنِ مِنْ حُلَلِ الْجَنَّةِ وَ يُوضَعُ عَلَى رَأْسِهِ تَاجُ الْكَرَامَةِ ثُمَّ يُقَالُ لَهُ هَلْ أَرْضَيْنَاكَ‏ فِيهِ فَيَقُولُ الْقُرْآنُ يَا رَبِّ قَدْ كُنْتُ أَرْغَبُ لَهُ فِيمَا هُوَ أَفْضَلُ مِنْ هَذَا قَالَ فَيُعْطَى الْأَمْنَ بِيَمِينِهِ وَ الْخُلْدَ بِيَسَارِهِ ثُمَّ يَدْخُلُ الْجَنَّةَ.../ چون جوان‏ با ايمانى قرآن را تلاوت كند، قرآن با گوشت‏ و خون‏ او بياميزد و خداوند او را با فرشتگانى كه سفير حضرت حقّند و بزرگوار و نيكوكارند همراه كند و قرآن در روز قيامت از رفتن او در آتش جهنّم جلوگيرى مى ‏كند و مى ‏گويد: پروردگارا! هر خدمتكارى به جز خادم من دستمزد خويش را گرفته است، پس گرامي ‏ترين بخشش‏ هاى خود را بر او ارزانى دار، پس خداوند دو جامه از جامه ‏هاى بهشتى بر اندام او مى ‏پوشاند و تاج كرامت بر سر او نهاده مى ‏شد، آنگاه به قرآن خطاب مى ‏شود كه: آيا تو را به خاطر اين جوان خشنود ساختيم؟ و قرآن در پاسخ مى ‏گويد: پروردگارا! من بيش از اين (از رحمت‏ تو) در باره او آرزو داشتم، پس امان نامه‏اى را به دست راست و منشور جاودانگى او در بهشت در دست چپ او قرار مى ‏دهند، وارد بهشت مى ‏شود» (ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، النص، ص: 100)
در حديثي از رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم نقل شده كه خطاب به سلمان مي ‏فرمايد: «يَا سَلْمَانُ عَلَيْكَ بِقِرَاءَةِ الْقُرْآنِ فَإِنَّ قِرَاءَتَهُ كَفَّارَةُ الذُّنُوبِ وَ سُتْرَةٌ مِنَ النَّارِ وَ أَمَانٌ مِنَ الْعَذَابِ/ اي سلمان به خواندن قرآن ملازم باش كه خواندن آن كفاره گناهان و مانع از آتش و امان از عذاب است» (جامع الأخبار شعيري، ص: 39).
همچنين رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم درباره كسي كه ختم قرآن نمايد مي ‏فرمايد: «حَرَّمَ اللَّهُ جَسَدَهُ عَلَى النَّارِ/ خدا بدن او را بر دوزخ حرام گرداند» (جامع الأخبار شعيري، ص: 39).
آنجناب صلي الله عليه و آله و سلم در جاي ديگر مي ‏فرمايد: «يُدْفَعُ عَنْ تَالِي الْقُرْآنِ بَلْوَى الْآخِرَةِ/ از خواننده قرآن بلاء آخرت دفع مى ‏شود» (جامع الأخبار شعيري، ص: 40).

پوشاندن گناهان
X

پوشاندن گناهان
پوشاندن گناهان در آخرت از ديگر بركات قرآن براي افرادي است كه قرآن را مي خوانند و با آن انس گرفته اند. رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم در سخني خطاب به سلمان مي ‏فرمايد: «يَا سَلْمَانُ عَلَيْكَ بِقِرَاءَةِ الْقُرْآنِ فَإِنَّ قِرَاءَتَهُ كَفَّارَةُ الذُّنُوبِ وَ سُتْرَةٌ مِنَ النَّارِ وَ أَمَانٌ مِنَ الْعَذَابِ/ اي سلمان به خواندن قرآن مداومت داشته باش كه خواندن آن كفاره گناهان و مانع از آتش و امان از عذاب است» (جامع الأخبار شعيري، ص: 39).
رسول خدا صلّی الله علیه و آله در جاي ديگر فرموده: «مَنْ قَرَأَ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ مِائَةَ مَرَّةٍ حِينَ يَأْخُذُ مَضْجَعَهُ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ ذُنُوبَ خَمْسِينَ سَنَةً/ هر كس هنگامى كه به بستر خواب‏ رود صد بار سوره‏ «قُلْ‏ هُوَ اللَّهُ‏ أَحَدٌ» را بخواند خداوند گناه پنجاه سال او را بيامرزد» (كافي چاپ إسلاميه، ج‏2، ص: 620).

برداشتن عذاب از پدر و مادر
X

برداشتن عذاب از پدر و مادر
قرآن خواندن و انس با آن نه تنها براي انسان در آخرت سودمند و كارگشاست بلكه براي پدر و مادر او هم مفيد است همچنانكه امام جعفر صادق عليه السلام در اين باره فرموده: «مَنْ قَرَأَ الْقُرْآنَ فِي الْمُصْحَفِ‏ مُتِّعَ بِبَصَرِهِ وَ خُفِّفَ عَنْ وَالِدَيْهِ وَ إِنْ كَانَا كَافِرَيْنِ/ هر كه قرآن را در مصحف‏ [از رو با نگريستن بر آيات] بخواند، به روشنىِ چشم‏ خويش برخوردار و بهره ‏مند شود و عذاب بر پدر و مادرش سبك گردد هر چند كه كافر باشند» (كافي بَابُ قِرَاءَةِ الْقُرْآنِ فِي الْمُصْحَف‏ ج‏2، ص: 613).
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم درباره كسي كه قرآن را ختم نمايد مي ‏فرمايد: «لَا يَقُومُ مِنْ مَقَامِهِ حَتَّى يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُ وَ لِأَبَوَيْهِ/ برنخيزد از جاى خود تا آنكه خدا او را و پدر و مادر او را بيامرزد» (جامع الأخبار شعيري، ص: 39).

مفتخر شدن به درجه‏ای از نبوت
X

مفتخر شدن به درجه‏ای از نبوت
اساسی ‏ترین امتیاز نبوت، بهره‏ مندی از وحی الهی است و برترین وحی ‏ها در قرآن کریم جمع شده است؛ بنابراین اگر کسی به قرآن روی آورد و از تعالیم و آموزه ‏های آن بهره گیرد، به بهره ‏ای از بهره ‏های نبوت دست یافته است.
امام صادق عليه السّلام از رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم روايت كرده كه فرمود: «مَنْ خَتَمَ الْقُرْآنَ فَكَأَنَّمَا أُدْرِجَتِ‏ النُّبُوَّةُ بَيْنَ جَنْبَيْهِ وَ لَكِنَّهُ لَا يُوحَى إِلَيْه‏/ هر كه قرآن را (با تدبر و فهميدن) ختم كند گويا نبوت را در دل خود جاى داده ولى باو وحى نمي ‏رسد» (كافي چاپ إسلاميه، ج‏2، ص: 604)
ابو امامه نيز از رسول گرامي اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم چنين روايت كرده كه حضرتش فرمود: «مَنْ قَرَأَ ثُلُثَ الْقُرْآنِ فَكَأَنَّمَا أُوتِيَ ثُلُثَ النُّبُوَّةِ وَ مَنْ قَرَأَ ثُلُثَيِ الْقُرْآنِ فَكَأَنَّمَا أُوتِيَ‏ ثُلُثَيِ‏ النُّبُوَّةِ وَ مَنْ قَرَأَ الْقُرْآنَ كُلَّهُ فَكَأَنَّمَا أُوتِيَ تَمَامَ النُّبُوَّةِ ثُمَّ يُقَالُ لَهُ اقْرَأْ وَ ارْقَ بِكُلِّ آيَةٍ دَرَجَةً فَيَرْقَى فِي الْجَنَّةِ بِكُلِّ آيَةٍ دَرَجَةً حَتَّى يَبْلُغَ مَا مَعَهُ مِنَ الْقُرْآنِ ثُمَّ يُقَالُ لَهُ اقْبِضْ فَيَقْبِضُ ثُمَّ يُقَالُ لَهُ اقْبِضْ فَيَقْبِضُ ثُمَّ يُقَالُ لَهُ هَلْ عَلِمْتَ مَا فِي يَدِكَ فَيَقُولُ لَا فَإِذَا فِي يَدِهِ الْيُمْنَى الْخُلْدُ وَ فِي الْأُخْرَى النَّعِيمُ/ هر كه ثلثى‏ از قرآن بخواند، گويا او را ثلثى‏ از نبوّت داده‏ باشند و هر كه دو ثلث‏ بخواند گويا كه او را دو بهره‏ از نبوّت‏ داده باشند و هر كه همه قرآن را بخواند چنان باشد كه او را همه نبوّت داده باشند. سپس‏ به او گويند: بخوان و برو بالا، هر آيه اي كه بخواند درجه ‏اى‏ در بهشت‏ بالا رود تا به آنچه را كه از قرآن با او باشد برسد بعد‏ گويند: بگير او بگيرد دو مرتبه بگويند: بگير او بگيرد سپس به او گويند مي ‏دانى كه چه در دست دارى؟ گويد: نه! چون كه‏ نگاه كند، در دست راست بهشت جاودان دارد و در دست چپ بهشت پرنعمت» (مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ج‏4، ص: 262).

ورود به بهشت و بالا رفتن از درجات آن
X

ورود به بهشت و بالا رفتن از درجات آن
ورود به بهشت، يكي از بركات همراهي با قرآن است در اين باره از امام صادق عليه السّلام روايت شده كه:
«مَنْ قَرَأَ الْقُرْآنَ وَ هُوَ شَابٌّ مُؤْمِنٌ اخْتَلَطَ الْقُرْآنُ‏ بِدَمِهِ‏ وَ لَحْمِهِ‏ ... فَيَكْسُوهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ حُلَّتَيْنِ مِنْ حُلَلِ الْجَنَّةِ وَ يُوضَعُ عَلَى رَأْسِهِ تَاجُ الْكَرَامَةِ ... قَالَ فَيُعْطَى الْأَمْنَ بِيَمِينِهِ وَ الْخُلْدَ بِيَسَارِهِ ثُمَّ يَدْخُلُ الْجَنَّةَ فَيُقَالُ لَهُ اقْرَأْ آيَةً وَ اصْعَدْ دَرَجَةً ... قَالَ وَ مَنْ قَرَأَ كَثِيراً وَ تَعَاهَدَهُ مِنْ شِدَّةِ حِفْظِهِ أَعْطَاهُ اللَّهُ أَجْرَ هَذَا مَرَّتَيْنِ/ چون جوان‏ با ايمانى قرآن را تلاوت كند، قرآن با گوشت‏ و خون‏ او بياميزد و خداوند او را با فرشتگانى كه سفير حضرت حقّند و بزرگوار و نيكوكارند همراه كند و قرآن در روز قيامت از رفتن او در آتش جهنّم جلوگيرى مى ‏كند و مى‏ گويد: پروردگارا! هر خدمتكارى به جز خادم من دستمزد خويش را گرفته است، پس گرامي ‏ترين بخشش ‏هاى خود را بر او ارزانى دار، پس خداوند دو جامه از جامه ‏هاى بهشتى بر اندام او مى ‏پوشاند و تاج كرامت بر سر او نهاده مى شد، آنگاه به قرآن خطاب مى ‏شود كه: آيا تو را به خاطر اين جوان خشنود ساختيم؟
قرآن در پاسخ مى ‏گويد: پروردگارا! من بيش از اين (از رحمت‏ تو) درباره او آرزو داشتم، پس امان نامه‏ اى را به دست راست و منشور جاودانگى او در بهشت در دست چپ او قرار مى ‏دهند، وارد بهشت مى‏شود» و به او گفته مى ‏شود: بخوان و يك درجه بالا برو و به قرآن خطاب مى ‏شود: آيا او را به پاداشى كه مى‏خواستى نواختيم و تو را از اين موهبت خشنود ساختيم؟ قرآن در پاسخ مى ‏گويد: آرى اى خداوندگار من! امام عليه السّلام فرمود: كسى كه آن را زياد بخواند و عليرغم سختي‏ هايى كه دارد (قرآن) را به خاطر بسپارد، خداوند دو بار اين پاداش را به او عنايت فرمايد» (ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، النص، ص: 100).
كسي كه قرآن را ختم نمايد پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم درباره‏ اش فرموده: «أَعْطَاهُ اللَّهُ بِكُلِّ سُورَةٍ فِي الْقُرْآنِ مَدِينَةً فِي الْجَنَّةِ الْفِرْدَوْسِ/ او را به تعداد هر سوره قرآن، شهرى در بهشت فردوس بدهد» (جامع الأخبار شعيري، ص: 39).

بركات دنيوي و اخروي
X

بركات دنيوي و اخروي كه در اينجا بيان شد تنها بخشي از بركات انس با قرآن است. البته ميتوان موارد زير را نيز از بركات قرآن برشمرد:
1- تقرب‌ انسان‌ به‌ سوي‌ خداي‌ متعال‌
2- دلدادگی به خدا و وعده‌های الهی
3- درک نوازش‌های الهی
4- دیدن و توجه به گرمی حضور خداوند متعال
5- عشق و علاقه به خدا و اهل بیت(ع)
6- موعظه و عبرت برای پروا پیشگان
7- تذکر و یادآوری وظایف اهل ایمان
8- آشکار شدن طرح، نقشه و روش گنه کاران
9- تقويت دين و نظام اجتماعى مسلمانان
10- پاسخگويي به مسائل
11- پيشگيری و بهبود مشکلات و اختلالات روان
12- وسعت رزق و روزی و ثروت
13- عمر با بركت
14- رفع غم و اندوه
15- ايجاد اطمينان قلبي
16- زمینه ساز تزکیه و تعلیم انسان
17- هم‌نشينى با فرشتگان

داستانهای قرآنی

علاقه امام خميني«قدِّس سرُّه» به تلاوت قرآن

  • علاقه امام خميني«قدِّس سرُّه» به تلاوت قرآن

قاری نیمه شب قرآن و جهنم!!

  • قاری نیمه شب قرآن و جهنم!!

مشاهده انوار آیات قرآن

  • مشاهده انوار آیات قرآن

کشاورزی که یک شبه حافظ قرآن شد

  • کشاورزی که یک شبه حافظ قرآن شد

توبه فضیل بن عیاض

  • توبه فضیل بن عیاض

خواندن قرآن بدون فهمیدن متن

  • خواندن قرآن بدون فهمیدن متن
علاقه امام خميني«قدِّس سرُّه» به تلاوت قرآن
X

علاقه امام خميني«قدِّس سرُّه» به تلاوت قرآن
حضرت امام خميني قدِّس سرُّه با قرآن انس بسيار داشت، در شبانه‌روز، به خصوص هنگام نماز شب، به تلاوت قرآن مي‌پرداخت و در هر فرصتي كه به دست مي‌آورد، مشغول تلاوت قرآن مي‌شد، هنگامي كه در پاريس بود، وقتي خبرنگارها براي مصاحبه به محضرش مي‌آمدند، معمولاً حدود ده دقيقه يا يك ربع براي آماده كردن دوربين‌هايشان معطل مي‌شدند، امام در همين فرصت به تلاوت قرآن مشغول مي‌شد، بعضي از حاضران مي‌گفتند: خود را براي مصاحبه آماده كنيد (يعني فعلاً قرآن نخوانيد).
فرمود: آيا در اين چند دقيقه وقتم ضايع شود.
علاوه بر اين، هر سال چند روز قبل از ماه رمضان، حضرت امام دستور مي‌داد براي افرادي كه مورد نظر مباركش بود، چند بار قرآن قرائت شود.[1]
حتي در روزهاي آخر عمر، كه در بستر بيماري بود، دوربين مخفي لحظه‌هاي دشوار زندگي‌اش را ثبت كرد و همه دريافتند كه در نيمه‌هاي شب قرآن به دست داشت و مشغول تلاوت بود.
حضرت امام خميني قدِّس سرُّه به عظمت قرآن توجه عميق و مداوم داشت و به طور جدي مقيد بود تا در ظاهر و باطن به قرآن احترام گذاشته شود، خاطره‌هاي زير صحت اين سخن را نشان مي‌دهد:
1. شخصي چند قرآن به قطع كوچك (شامل چند سوره از قرآن) به خانه امام آورد تا امام آنها را تبرك كند و سپس به جبهه بفرستد.
امام كه گمان مي‌كرد، نبات يا چيز ديگري است، پرسيد: داخل پاكت چيست؟
پاسخ دادند: قرآن‌هاي كوچك است، كه شامل چند سوره است، آورده‌اند تا براي جبهه تبرّك شود.
امام ناگهان به طور بي‌سابقه‌اي برآشفت، مضطربانه دستش را عقب كشيد و با لحني تند و عتاب آميز فرمود:
«من قرآن را تبرك كنم؟ اين چه كارهايي است كه مي‌كنيد؟!»[2]
2. امام به طور معمول در حسينيه جماران روي صندلي مي‌نشست، ولي يك روز وقتي وارد حسينيه شد، با اينكه صندلي در جاي خود بود، روي زمين نشست، زيرا آن روز نفرات ممتاز مسابقات قرآن آمده بودند و قرار بود در‌ آن جلسه چند آيه از قرآن تلاوت شود.[3]
3. روزي امام طبق معمول روي صندلي نشسته بود، كه قرآني آوردند و روي زمين گذاردند، امام وقتي متوجه شد، بي‌درنگ آن را برداشت، روي ميزي كه در كنارش بود، گذاشت و فرمود: «قرآن را روي زمين نگذاريد.»[4]

منبع: بهترين روش حفظ قرآن - محمدحسين اجرائي
[1] . سرگذشتهاي ويژه از زندگي امام خميني، ج 5، ص 68 ـ 70.
[2] . در سايه آفتاب، ص 114.
[3] . در سايه آفتاب، ص 114.
[4] . همان، ص 115.

قاری نیمه شب قرآن و جهنم!!
X

قاری نیمه شب قرآن و جهنم!!
یک چهارم از شب گذشته بود که امیر مومنان علی(علیه السلام) از مسجد کوفه بیرون آمد و به سوی منزل رهسپار گردید. کمیل بن زیاد که از اصحاب خاص و مخلص آن حضرت بود، همراه آن حضرت حرکت می کرد، در راه به در خانه مردی رسیدند، صدای قرآن از خانه وی شنیدند.
او نیمه شب برخاسته بود و قرآن می خواند، علی(علیه السلام) و کمیل شنیدند او این آیه را با صدای دلنشین و پرسوز می خواند: «امّن هو قانت آناء اللّیل ساجداً و قائماً یحذر الاخره و یرجو رحمه ربّه...؛ آیا کسی که در دل شب به اطاعت خدا و سجده و قیام به سر برد و از آخرت ترسان و به رحمت خدا امیدوار است، با کسی که با گناه و کفر زندگی می کند یکسان می باشد؟!» (1)
کمیل در دل خود آهی کشید. صدای دلنشین قرآن، آن هم در دل شب و از لبان یک انسان شب زنده دار، او را به نشاط آورد، ولی چیزی نگفت.امام به کمیل توجه کرد و فرمود: «صدای دلنشین این شخص تو را نفریبد، این قاری قرآن، ازاهل جهنم است که به زودی راز این مطلب را به تو خبر خواهم داد».
کمیل در حیرت و تعجب فرو رفت، از این رو که امام (علیه السلام )از فکر و نیّت او آگاه گشته و گواهی می دهد که آن قاری قرآن از اهل دوزخ است!!
مدتی از این جریان گذشت، تا این که ماجرای خوارج نهروان پیش آمد و آنها بر ضد علی (علیه السلام) اعلام جنگ کردند و در سرزمین نهروان، جنگ خونینی بین سپاه علی (علیه السلام) با سپاه خوارج درگرفت و همه خوارج ـ جز 9 نفر فراری ـ کشته شدند.
کمیل در جبهه همراه علی (علیه السلام) بود، علی (علیه السلام)در حالی که از شمشیرش خون می چکید، به کمیل رو کرد و فرمود: با من بیا سپس هر دو نفر به اتفاق هم کنار کشته ها و سرهای بریده که به زمین افتاده بود رفتند، علی (علیه السلام) سرشمشیرش را بر سر کشته ها می نهاد، تا این که نوک شمشیر را بر سر همان قاری قرآن نهاد و فرمود: ای کمیل امّن هو قانت آناء اللّیل... این سر همان شخصی است که نیمه شب این آیه قرآن را می خواند و تو را مجذوب ساخته بود.کمیل امام را بوسید و از آرزوی جاهلانه خود استغفار کرد.(2)
امام علی( علیه السلام) شنید، مردی از خوارج «حَروُریّه» (منسوب به حروراء نزدیک نهروان) نماز شب خوانده و قرآن تلاوت می کند، فرمود: «نومٌ علی یقینٍ خیرٌ من صلاه فی شکِّ؛ خواب همراه یقین و ایمان، بهتر از نماز با شک است».(3) احتمال دارد که این گفته مربوط به همان قاری باشد که در جنگ نهروان به هلاکت رسید.

منبع: 1ـ سوره زمره/ 9.
2ـ سفینه البحار، ج2، ص492ـ493.
3ـ نهج البلاغه، حکمت 97.

مشاهده انوار آیات قرآن
X

مشاهده انوار آیات قرآن
آیت الله تهرانی می نویسد: « حضرت آیت الله العظمی بهجت فرمودند: در زمان جوانی ما، مرد نابینایی بود که قرآن را باز می کرد و هر آیه ای را که می خواستند نشان می داد و انگشت خود را کنار آیه مورد نظر قرار می داد، من نیز در زمان جوانی روزی خواستم با او شوخی کرده و سر به سر او گذارده باشم گفتم: فلان آیه کجاست؟ قرآن را باز کرد و انگشت خود را روی آیه گذاشت. من گفتم: نه اینطور نیست، اینجا آیه دیگری است. به من گفت: مگر کوری نمی‌بینی؟! »
منبع: سایت شهید آوینی خاطراتی از آیت الله بهجت

کشاورزی که یک شبه حافظ قرآن شد
X

کشاورزی که یک شبه حافظ قرآن شد
حدود یك صدسال پیش در روستایی به نام ساروق كه آن روزها از دهات بزرگ حومه اراك محسوب می‌شد، واقعه‌ای در اعماق خاموشی روی داد كه طی آن جوان پاك نهاد 27ساله‌ای به نام محمدكاظم كریمی كه هنوز به مكتب نرفته بود و به قول خودش ملا ندیده بود، به یك باره حافظ كل قرآن شد. واقعه ‌ای كه محمدكاظم بعدها سعی در مخفی نگه داشتن آن داشت اما به ضرورتی كه پیش آمد آن راز از پرده بیرون افتاد و برای سال‌ها بزرگترین علمای دینی ایران، عراق، كویت و مصر پیرامون آن به بررسی و مطالعه پرداختند و اغلب قریب به اتفاق ایشان بر این معجزه قرآنی مهر تأیید نهادند. آیة الله سیداحمد زنجانی، آیة الله سیدعبدالله شیرازی، آیة الله مرعشی نجفی و آیة الله مكارم شیرازی از جمله این بزرگانند.
مرحوم حاج محمدكاظم در سال 1300 هجری قمری در روستای ساروق و در خانواده‌ای فقیر به دنیا آمد وی اهل مسجد و منبر بود. یك سال محرم كربلایی كاظم به مسجد می‌رود و روحانی اعزامی از اراك در مورد خمس و زكات و اهمیت آن صحبت می‌كند. كربلایی كاظم چند روز بعد و تحت تأثیر سخنان آن روحانی با ارباب ده صحبت می‌كند و می‌پرسد كه آیا شما زكات گندمی كه زمینش را من می‌كارم پرداخت می‌كنی؟ ارباب ناراحت می‌شود و می‌گوید: تو به كار من كاری نداشته باش و خودت هر كاری می‌خواهی بكن. وی می‌گوید حالا كه زكات نمی‌دهی من هم برای تو كار نمی‌كنم بعد با حالت قهر روستا را ترك می‌كند و مدت سه سال در اطراف اراك به كارگری می‌پردازد. بعد از مدتی ارباب پشیمان می‌شود و برای او پیغام می‌فرستد كه حاضرم زكات بدهم و مجدداً به ساروق برمی‌گردد و مشغول كشت و كار می‌شود.
بعد از آن كه حاج محمدکاظم مجدداً به ساروق برمی‌گردد تا مشغول كشاورزی شود، بذری را كه قرار است بكارد ابتدا زكاتش را می‌دهد و بعد به كشت و كار می‌پردازد. یك سال تابستان كه گندم‌هایش را چیده و كوبیده بود و در «خرمن » ریخته بود تا باد بدهد اما آن روز باد نمی‌آمد مرد فقیری كه هر ساله از کربلایی کاظم مقداری گندم می‌گرفت نزد وی می‌آید و می‌گوید: كربلایی قدری گندم می‌خواهم تا به آسیاب ببرم فرزندانم گرسنه هستند. ایشان می‌گوید: می‌بینی كه باد نمی‌آید، تا برایت گندم آماده كنم با این حال برمی‌گردد به ده، غربال می‌آورد و مقداری گندم غربال می‌كند و به مرد می‌دهد. بعد می‌رود مقداری علف برای گوسفندان می‌چیند و به سمت خانه به راه می‌افتد. در بین راه به امام زاده‌ای كه به «72 تن » معروف است می‌رود و فاتحه‌ای می‌خواند وقتی بیرون می‌آید تا علف‌ها را به دوش بگیرد و به خانه ببرد ناگهان دو سید عرب نورانی و بسیار خوش سیما با لباس‌های عربی و عمامه سبز نزد او می‌آیند و به او می‌گویند؛ محمدكاظم بیا با هم در امامزاده برای بچه‌های پیغمبر فاتحه‌ای بخوانیم.
وی می‌ گوید: من الآن در امامزاده بودم و فاتحه خوانده‌ام. آنها اصرار می‌كنند و داخل امام زاده می‌شود.
یكی از آن آقایان به محمدکاظم می‌گوید: محمد كاظم كتیبه‌های سقف امام زاده را بخوان! ایشان به سقف نگاه می‌كند و خط هایی به صورت نور برجسته را می‌بیند كه قبلاً نبوده بعد می‌گوید: آقا من سواد ندارم، مكتب نرفته‌ام، چطور بخوانم. آن آقا دوباره تكرار می‌كند كه بخوان! بعد می‌گوید: ما می‌خوانیم تو هم بخوان و در حالی كه با دست به سینه وی می‌كشد شروع می‌كنند به خواندن 6 آیه از سوره اعراف از آیه 54 تا 59:
«بسم الله الرحمن الرحیم، ان ربكم الله الذی خلق السموات و الارض فی سته ایام ثم استوی علی العرش یغشی اللیل النهار یطلبه حثیثا والشمس و القمر و النجوم مسخرات بامره، الاله الخلق و الامر تبارك الله رب العالمین...»
کربلایی کاظم آن آیه را با چند آیه پس از آن همراه با آن سید می‌خواند و آن سید همچنان دست به سینه او می‌كشد تا می‌رسند به آیه 59 «انی اخاف علیكم عذاب یوم العظیم.»
کربلایی کاظم بعد از خواندن آن آیات سرش را برمی‌گرداند تا با آن آقا حرفی بزند اما كسی را آنجا نمی‌بیند بعد با خودش می‌گوید كه آنها یا امام بوده‌اند یا فرشته؟ اسم مرا از كجا می‌دانستند؟ آنها غریب بوده‌اند؟ آنها قرآن را در سینه من گذاشتند و رفتند. بعد بی‌هوش می‌شود و تا اذان صبح در امام زاده می‌ماند. بعد كه به هوش می‌آید نماز صبح را می‌خواند. هوا كه روشن می‌شود علف‌ها را برمی‌دارد و به منزل می‌آید پدرش از وی می‌پرسد: دیشب كجا بودی؟ خیلی دنبالت گشتیم. می‌گوید: دیشب امام زاده بودم و ماجرا را تعریف می‌كند. اهل خانه فكر می‌كنند كه او دعایی شده یا جن گرفته پس او را نزد همان واعظی كه هر ساله به ساروق می‌آمد می‌برند.
واعظ که حاج شیخ صابر عراقی نام داشت می‌پرسد: پسر جان چطور شده آیا سواد داری. محمدکاظم می‌گوید: نه سواد ندارم. كسانی هم كه آنجا بوده‌اند گواهی می‌دهند كه سواد ندارد. آقا صابر می‌پرسد چه چیز را یادت دادند؟ وی شروع به خواندن قرآن می‌كند. آقا صابر می‌گوید: این قرآن می‌خواند. جن گرفته نیست. به او كرامت شده آقا صابر قرآن می‌خواهد، می‌آورند هر جایی از قرآن را كه باز می‌كند و یك آیه می‌خواند حاج محمدکاظم بقیه‌اش را می‌خواند. آقا صابر می‌گوید: حالا كه به تو كرامت شده برویم خط هایی را كه در سقف امام زاده است ببینیم. وقتی وارد امامزاده می‌شوند می‌بینند نه خطی است، نه نوری!
حال این سوال مطرح می‌شود که چرا خداوند كربلایی كاظم را مورد لطف خود قرار داده و او را حافظ قرآن قرار می‌دهد؟
خود کربلایی کاظم به این سوال اینگونه پاسخ می‌دهد که: من سه چیز را رعایت می‌كردم كه شاید به خاطر همین سه چیز مورد لطف خداوند قرار گرفتم:
1- این كه هرگز لقمه حرام نخوردم،
2- هرگز نماز شبم ترك نشد،
3- پرداخت خمس و زكاتم را هرگز قطع نكردم.
ایشان می‌گفت وقتی می‌خواهم لقمه شبهه‌ناكی بخورم احساس سیری به من دست می‌دهد. وی می‌گفت روی سینه‌ام نوری را می‌بینم كه به محض مواجه شدن با لقمه حرام آن نور به تیرگی گرایش پیدا می‌كند و اگر لقمه حرامی بخورم بالا می‌آورم.

منبع: داس‍ت‍ان ح‍اف‍ظ ق‍رآن ش‍دن ک‍رب‍لای‍ی‌ک‍اظم، تالیف:اسماعیل کریمی؛ ناشر:م‍وس‍س‍ه آم‍وزش‍ی و پ‍ژوه‍ش‍ی ام‍ام خ‍م‍ی‍ن‍ی

توبه فضیل بن عیاض
X

توبه فضیل بن عیاض
فُضیل بن عیاض در ابتداى جوانى یکى از راهزنان و سارقان و غارتگران و دزدان و بدکاران و هرزه گران و عیّاشان مشهور زمان خود بود که هر کس ‍ اسم او را مى شنید لرزه بر اندامش می افتاد که در آن زمان سلطان و خلیفه وقت خود هارون الرشید از دست او ناراحت بود و ترس ‍ داشت
از نزدیکى یک آبادى مى گذشت، دخترکى را دید و نسبت به او علاقه مند شد، عشق سوزان دخترک «فضیل» را وادار کرد که شب هنگام از دیوار خانه او بالا رود، و تصمیم داشت به هر قیمتى شده به وصال او نائل گردد، در این هنگام بود که در یکى از خانه هاى اطراف، شخص بیدار دلى مشغول تلاوت قرآن بود و به آیه رسیده بود «أَ لَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللّهِ...» (آیا وقت آن نرسیده که قلب مؤ منان خاضع و خاشع گردد بذکر خدا)
این آیه همچون تیرى بر قلب آلوده «فضیل» نشست، درد و سوزى در درون دل احساس کرد، تکان عجیبى خورد، اندکى در فکر رفت، این کیست که سخن مى گوید؟ و به چه کسى این پیام را مى دهد؟ به من مى گوید: اى فضیل! «آیا وقت آن نرسیده است که بیدار شوى؟ از این راه خطا برگردى؟ از این آلودگى خود را بشوئى؟ و دست به دامن توبه زنى؟! ناگهان صداى «فضیل» بلند شد، و پیوسته مى گفت: «بَلى وَ اللّهِ قَدْ آنَ، بَلى وَ اللّهِ قَدْ آن»؛ (به خدا سوگند وقت آن رسیده است، به خدا سوگند وقت آن رسیده است)!
او تصمیم نهائى خودش را گرفته بود، و با یک جهش برق آسا، از صف اشقیا بیرون پرید، و در صفوف سُعدا جاى گرفت، به عقب برگشت، از دیوار بام فرود آمد، و به خرابه اى وارد شد که جمعى از کاروانیان آنجا بودند، و براى حرکت به سوى مقصدى، با یکدیگر مشورت مى کردند، مى گفتند: فضیل، و دارودسته او در راهند، اگر برویم راه را بر ما مى بندند و ثروت ما را به غارت خواهند برد! فضیل، تکانى خورد، و خود را سخت ملامت کرد، گفت: چه بد مردى هستم! این چه شقاوت است که به من رو آورده؟ در دل شب به قصد گناه از خانه بیرون آمده ام، و قومى مسلمان از بیم من، به کنج این خرابه گریخته اند!
روى به سوى آسمان کرد، و با دلى توبه کار، این سخنان را بر زبان جارى ساخت: «اللّهُمَّ إِنِّى تُبْتُ إِلَیْکَ وَ جَعَلْتُ تَوبَتِى إِلَیْکَ جِوارَ بَیْتِکَ الْحَرامِ...»!؛ (خداوندا من به سوى تو بازگشتم، و توبه خود را این قرار مى دهم که پیوسته در جوار خانه تو باشم، خدایا از بدکارى خود در رنجم، و از ناکسى در فغانم، درد مرا درمان کن، اى درمان کننده همه دردها! و اى پاک و منزه از همه عیبها! اى بى نیاز از خدمت من! و اى بى نقصان از خیانت من! مرا به رحمتت ببخشاى، و مرا که اسیر بند هواى خویشم از این بند رهائى بخش)!
خداوند دعاى او را مستجاب کرد، و به او عنایتها فرمود، و از آنجا بازگشت و به سوى «مکّه» آمد، سالها در آنجا مجاور بود و از جمله اولیاء گشت!
«فضیل» که در کتب رجال، به عنوان یکى از راویان موثق، از امام صادق(علیه السلام) و از زهاد معروف، معرفى شده و در پایان عمر، در جوار «کعبه» مى زیست و همانجا در «روز عاشورا» بدرود حیات گفت،
گداى کوى تو از هشت خلد، مستغنى است
اسیر عشق تو، از هر دو کون، آزاد است!

منبع: گرد آوري از کتاب: تفسیر نمونه، آيت الله العظمي مکارم شيرازي،دارالکتب الإسلامیۀ، چاپ بیست و هفتم، ج 23، ص358.

خواندن قرآن بدون فهمیدن متن
X

خواندن قرآن بدون فهمیدن متن
مردی بود قرآن می خواند و معنی قرآن را نمی فهمید .
پسرکوچکش از او پرسید چه فایده ای دارد قرآن می خوانی بدون اینکه معنی آن رابفهمی؟
پدر گفت سبدی بگیر واز آب رودخانه پرکن وبرایم بیاور .
پسر گفت : غیر ممکن است که آب درسبد باقی بماند.
پدر گفت امتحان کن. دخترم.
پسر سبدی که درآن زغال میگذاشتند گرفت ورفت بطرف دریا وامتحان کرد سبدرا زیرآب زد وبه سرعت به طرف پدرش دوید ولی همه آبها از سبد ریخت وهیچ آبی در سبد باقی نماند.پس به پدرش گفت که هیچ فایده ای ندارد .
پدرش گفت دوباره امتحان کن. پسرکم .
پسر دوباره امتحان کرد ولی موفق نشد که آب رابرای پدر بیاورد .برای بار سوم وچهارم هم امتحان کرد تا اینکه خسته شد وبه پدرش گفت که غیر ممکن است…
پس پدر به او گفت سبد قبلا چطور بود؟
اینجا بود که پسر ک متوجه شد و به پدرش گفت بله پدر قبلا سبد از باقیمانده های زغال کثیف وسیاه بود ولی الان سبد پاک وتمیز شده است.
پدر گفت: این حداقل کاری است که قرآن برای قلبت انجام میدهد. درست است که قرآن را نمی فهمیم ولی قرآن هم همانند آبی که سیاهی این سبد را پاک کرده زنگار گناه را از قلب پاک می کند

چند رسانه ای

قرآن در کلام بزرگان

  • یاد خداوند و آرامش دلها | مرحوم آیت الله خمینی (ره) تلاوت قرآن |مقام معظم رهبری نهضت حسینی بر مبنای قرآن | آیت الله جوادی املی حل مشکلات جامعه با قرآن |مقام معظم رهبری
  • عمل قرآنی |آیت الله خامنه ای قرآن معجزه باقی |مرحوم ابت الله بهجت(ره) تعبیرات مسلمانان نسبت به قرآن | آیت الله مکارم شیرازی درک عظمت قرآن | آیت الله وحید
  • تدبر در قرآن |آیت الله خامنه ای مداومت بر تلاوت قرآن | آیت الله وحید غفلت ازقرآن ظلم به کتاب خداست | آیت الله وحید جذابیت قرآن | مرحوم ابت الله بهجت(ره)
  • قرآن در دشواریها راه گشاست | آیت الله وحید قسم در قرآن | آیت الله مشکینی انس با قرآن | آیت الله وحید قلب پاک عامل ارتباط باعمق قرآن | آیت الله ضیاء آبادی

پوستر