ارسال به دوستان
 
ارسال به دوستان
  • ارسال به دوستان
  • اضافه كردن به ليست دلخواه مرورگر
  • تعیین صفحه پیش فرض مرورگر
  • چاپ
  • آر.اس.اس
  • آمار بازدید
    تعداد بازدید از سایت: 174209846
    تعداد بازدید این صفحه: 525333
    در امروز: 96627

نام ارسال کننده :  
ایمیل ارسال کننده:
نام دریافت کننده :
ایمیل دریافت کننده :  
موضوع ایمیل :
کد تصویری :
 
 
امتیاز دهی
 
 

نظر شما
نام
پست الكترونيک
وب سایت
نظر
×
 
1395/6/8 دوشنبه

 کراماتی از امام رضا علیه السّلام در سفر به ایران

از امام رضا ـ علیه السّلام ـ چه در طول سفرش به ایران در منازل وچه در حین حضور در مدینه و مرو کرامتهای فراوان به اثبات رسیده؛ آثار برخی از آنها تا به امروز موجود است که به شماری از آنها اشاره می‌ شود:
1) خدیجه دختر حمدان گوید: وقتی حضرت در نیشابور در محلّة غزو به خانه ما وارد شد، در کنار خانه درخت بادامی کاشت. آن درخت روئید و بزرگ شد و در همان سال میوه داد و مردم خبردار شدند و از میوه‌اش برای شفای مریض‌ها می‌بردند. هر که به دردی مبتلا می شد برای تبرک و شفا از آن می خورد و سلامتی خود را باز می یافت. هر که چشمش درد می گرفت، از میوة آن به چشم می مالید صحّت می ‌یافت و زن آبستن که زائیدنش دشوار می شد از آن می خورد به آسانی وضع حمل می کرد. برای قولنج حیوانات چوب آن را به شکم آنها می مالیدند خوب می شد. پس از مدتی درخت خشک شد، جدّ من حمدان شاخه های آن درخت را برید و کور شد. پسرش عمرو آن را از بیخ کند، تمام مالش که هفتاد الی هشتاد هزار درهم بود. از بین رفت ...

2) شیخ صدوق روایت کرده چون امام رضا ـ علیه السّلام ـ داخل نیشابور شد در محلّه‌ای فرود آمد که او را «فوزا» می‌گفتند و آنجا حمامی بنا نمود و آن حمام امروز به «گرمابه رضا» معروف است و نیز در آنجا چشمه‌ای بود که آبش کم شده بود، حضرت کسی را برای تعمید آن گماشت، تا اینکه آب آن چشمه بسیار شد و در بیرون دروازه حوضی ساخت که چند پله پایین می‌رفت، حضرت داخل آن حوض شد و غسل کرد و بیرون آمد و بر پشت آن نماز گزارد و مردم می‌آمدند به آن حوض و غسل می کردند و از آب آن می آشامیدند و در آنجا دعا می خواندند و حوائج خود را از خدا می خواستند و حوائج آنها روا می شد و آن چشمه را «عین کهلان» می نامند و مردم تا به امروز به آن چشمه می آیند.

3) شیخ صدوق و ابن شهر آشوب از ابوصلت روایت کرده‌اند که چون امام رضا ـ علیه السّلام ـ به ده سرخ رسید، گفتند: یا ابن رسول الله ظهر شده است، نماز نمی‌خوانید؟ حضرت پیاده شد و فرمود: آب بیاورید، گفتند: آب نداریم، پس با دست مبارک خود خاک زمین را کنار زد، چشمه ‌ای جوشید حضرت و همراهانش وضو گرفتند و اثرش هنوز باقی است و چون به سناباد رسید پشت مبارک خود را به کوهی گذاشت که دیگ ‌ها را از آن می‌تراشند و گفت: خدایا! نفع ببخش به این کوه و برکت ده در هر چه در ظرفی گذارند که از این کوه تراشند و فرمود که برایش دیگ‌ ها از سنگ تراشیدند و فرمود که غذایش را نپزند مگر در آن دیگ‌ها. پس از آن روز مردم دیگ‌ ها و ظرف‌ ها از آن تراشیدند و برکت یافتند.

4) از ابوهاشم جعفری نقل کرده‌اند که گفت: وقتی رجاء بن ابی ضحاک، امام رضا ـ علیه السّلام ـ را از طریق اهواز به سمت خراسان می‌برد، چون خبر تشریف فرمایی امام به من رسید، خودم را به اهواز رساندم و خدمت حضرت شرفیاب شدم، آن موقع زمان اوج گرمای تابستان بود و ایشان نیز بیمار بودند. آن حضرت به من فرمودند: طبیبی برای ما بیاور! حرکت کرده و طبیبی حاذق را به خدمتشان آوردم، امام گیاهی را برای طبیبی توصیف کرد، طبیب از آن همه اطّلاعات امام متعجب شد و گفت: هیچ کس را جز شما سراغ ندارم که این گیاه را بشناسد، امام فرمود: پس «نی شکر» تهیه کن، طبیب گفت: یافتن «نی شکر» در این فصل از آنچه در ابتدا نام بردید دشوارتر است چرا که در این وقت سال نیشکر یافت نمی شود، امام فرمود: هر دو در سرزمین شما و در همین زمان موجود است، آن گاه امام به من ـ ابوهاشم ـ اشاره کرد و فرمود: با او همراه شو و به آن سوی آب بروید ، پس خرمنی انباشته می‌یابید به سوی آن بروید مردی سیاه را خواهید دید، از او محلّ روییدن «نی شکر» و آن گیاه را بپرسید.
ابوهاشم می‌گوید: من با آن طبیب به همان نشانی که امام فرموده بود رفتیم، سپس آن گیاه و نی شکر را تهیه کرده و به خدمت آن حضرت آوردیم، طبیب که از آن همه اطّلاعات و علم غیب آن حضرت شگفت زده شده بود از من پرسید این مرد کیست؟ ... چون خبر این واقعه و کرامت امام به گوش رجاء بن ضحاک رسید او فوراً به یاران خود دستور داد امام را حرکت دهند.

5) از عبدالرحمان صفوانی گفته: قافله ‌ای از خراسان به کرمان می رفت دزدان، راه آنها را بستند و یکی از آنها را به ثروتمندی متهم کرده و گرفتند و مدتی شکنجه دادند تا اینکه مالی بدهد و خود را آزاد کند، او را در برف نگه داشتند و دهنش را از برف پر کردند تا اینکه یکی از زنان دزدان به وی رحم کرده و آزادش کرد او فرار کرد ولی زبان و دهانش فاسد شد به طوری که قدرت حرف زدن نداشت. به خراسان آمد و شنید که امام رضا ـ علیه السّلام ـ در نیشابور است، پس در خواب دید گویا کسی به او می‌گوید: پسر رسول خدا(ص) وارد خراسان شده علّت خود را از او بپرس...، پس آن مرد از خواب بیدار شد و فکر نکرد در آن خوابی که دیده بود، تا اینکه به دروازة نیشابور رسید. به او گفتند: امام رضا ـ علیه السّلام ـ از نیشابور کوچ کرده است و در رباط سعد است.
در خاطر مرد افتاد که نزد آن حضرت رود و حکایت خود را به ایشان بفهماند، شاید که نفع بخشد، پس به رباط سعد آمد و به آن حضرت داخل شد و قضیه را گفت؛ و از حضرت خواست که دوایی تعلیم دهد، که از آن سود برد، امام فرمود: آنچه در خواب گفتم، و تعلیم کردم، انجام بده ، آن مرد می گوید: به دستور حضرت عمل کردم و عافیت یافت.

منبع: http://www.andisheqom.com
 
کلید واژه ها
پاسخگویی , امام رضا , کرامات امام رضا , ایران , سفر به ایران , کرامات امام رضا در سفر به ایران 
 
 
امتیاز دهی
 
 

نظر شما
نام
پست الكترونيک
وب سایت
نظر
نسخه قابل چاپ
پاسخ به بیش از یکصد سوال پیرامون امام حسین علیه السلام
ولایت عهدی امام رضا(ع)
پرونده ویژه شهادت امام جواد(ع)
شناسنامه امام جواد (ع)
آیا ثواب و خاصیت انگشتر حرز امام جواد(ع) هم مثل انگشتر عقیق است؟
ارتباط با ما
نشانی: مشهد مقدس، حرم مطهر امام رضا علیه السلام، صحن جامع رضوی، ایوان غربی
تلفن: 32212008-051
فکس: 32003552-051
صندوق پستی: 91735/517
ایمیل: razavi@aqr.ir 
 
 
وقتی بناست، در بارگاه نورانی حضرت رضا(علیه السلام) خدمت‌گذار باشی و رضای حق‌تعالی را طلب کنی، بایستی اهدافی به بلندای نگاه و نظر حجت حق بر زمین، متصور شوی. باتوجه به این مهم، ادارۀ پاسخ ‌گویی به سوالات دینی اهداف پیش رو را در جهت انجام وظایف خود در نظر گرفته است. در ادامه به وظایف این اداره اشاره می‌کنیم: 1. برنامه ریزی و نظارت بر دفاتر پاسخگویی به سؤالات شرعی و مرکز مشاورۀ دینی و نشستهای پرسش‌وپاسخ تخصصی و عمومی؛ 2. تدوین و تعیین اولویتهای محتوایی حلقه های معرفت و نشستهای تخصصی و برنامه های ویژۀ گروههای زیارتی؛ 3. مدیریت فرایند شناسایی، جذب، به کارگیری و ارتقای استادان پاسخگو به سؤالات شرعی، مشاورۀ دینی، همایش های تخصصی و گروه‌ های زیارتی.  
×