ارسال به دوستان
 
ارسال به دوستان
  • ارسال به دوستان
  • اضافه كردن به ليست دلخواه مرورگر
  • تعیین صفحه پیش فرض مرورگر
  • چاپ
  • آر.اس.اس
  • آمار بازدید
    تعداد بازدید از سایت: 144380602
    تعداد بازدید این صفحه: 243744
    در امروز: 76038

نام ارسال کننده :  
ایمیل ارسال کننده:
نام دریافت کننده :
ایمیل دریافت کننده :  
موضوع ایمیل :
کد تصویری :
 
×
 
دوشنبه 20/10/1395

 چه راه‌حل‌هایی برای مواجهه با انگلیس وجود دارد؟

در یادداشت‌های پیشین به این مسائل پرداخته شد که انگلیسی‌ها نه‌تنها نقش مخربی در ایران پیش و پس از انقلاب داشته‌اند، بلکه در بی‌ثباتی منطقه‌ی غرب آسیا و شمال آفریقا تا می‌توانسته‌اند ناامنی ایجاد و نقش ایفا کرده‌اند. 
در این قسمت تلاش خواهیم کرد به برخی از تجویزها یا الزامات و راه‌حل‌هایی اشاره کنیم که درصورتی‌که به آن‌ها تأکید و اشاره نشود، منطقه کما فی‌السابق اسیر سیاست‌های انگلیسی‌ها خواهد بود.

 1. تمام زمینه‌های بهره‌برداری انگلیسی‌ها بایستی گرفته شود
 انگلیسی‌ها دشمن وحدت ملی و همگرایی منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای هستند و از نمد همین عدم وحدت است که برای خود کلاه می‌بافند. راهکار این موضوع این است که زمینه‌ی بهره‌بری از این سیاست از آن‌ها گرفته شود. هر کشوری نیاز به یک استراتژی ملی واحد دارد که ضروری است تمام نخبگان آن کشور به آن استراتژی ملی احترام بگذارند. وحدت پاشنه‌ی آشیل انگلیسی‌هاست و زمینه‌ی بهره‌برداری انگلیسی‌ها از فضای ملی یک کشور را می‌گیرد. بنابراین بهتر و ضروری است همه‌ی نخبگان و مردم طرح واحد ملی را شناسایی کرده، به رسمیت بشناسند و از آن متابعت کنند. وقتی وحدت در یک جامعه وجود نداشته باشد، سیاست‌های تفرقه‌گرایانه نمود پیدا می‌کند که نمونه‌ی آن را می‌توان در فتنه‌ی 88 پی‌جویی کرد.

 2. حفظ تمامیت ارضی کشورهای منطقه
 انگلیسی‌ها یکی از سرسخت‌ترین دشمنان حفظ تمامیت ارضی کشورها در طول تاریخ بوده‌اند. نگاهی به قرن هجده و نوزده میلادی و مداخلات این کشور در کشورهای اروپایی نشان می‌دهد آن‌ها ابتدا از قاره‌ی سبز شروع کرده‌اند، بعد از آن و با بین‌المللی‌تر شدن نگاهشان و منافعشان و ورود به هند و پاکستان، یکی از دشمنان اصلی حفظ یکپارچگی هندی‌ها شدند، بعد از آن و در حین جنگ‌های جهانی از دشمنان سرسخت کشورهای بزرگ و یکپارچه همچون عثمانی شدند که در پی آن با انعقاد قرارداد سایکس‌پیکو کشورهای ذره‌ای به وجود آوردند که بعدها خودشان نیز آن‌ها را به رسمیت نشناختند. بعد از آن و با شروع نهضت‌های ملی‌گرایی در جهان، از مخالفان سرسخت ملی شدن‌ها شدند: ملی شدن صنعت نفت ایران، ملی شدن کانال سوئز و... بعد از آن وارد فاز جدید مخالفت با تمامیت ارضی کشورها شدند و با ایجاد تفرقه تلاش کردند تا می‌توانند کشورهای دنیا را اسیر این منازعات در ابعاد ملی کنند.
 سیاست صحیح در قبال این برنامه‌ی طولانی‌مدت انگلیسی‌ها، احترام کشورهای منطقه به تمامیت ارضی یکدیگر است. هیچ کشوری حق مداخله در امور داخلی کشور دیگر را ندارد. هیچ کشوری حق توسل به زور در اقسام متعدد آن را ندارد. هیچ کشوری حق حمایت از گروه‌های برانداز در کشور دیگر را ندارد. این‌ها آموزه‌های غیرقابل تغییر بشر در طول تاریخ بوده است، اما انگلیسی‌ها به هیچ‌یک احترام نگذاشته‌اند و دلیل آن نیز مشخص است. انگلیسی‌ها در اساس اعتقادی به حقوق بین‌الملل فراتر از مرزهای خود ندارند.
 چرا انگلیسی‌ها هرازگاهی در اربیل عراق کنفرانس برگزار می‌کنند. این جز به‌معنی حمایت از گروه‌هایی برای براندازی نظام سیاسی است؟ چرا انگلیسی‌ها از سعودی تا بن دندان مسلح حمایت نظامی و مستشاری می‌کنند و به او سلاح می‌فروشند. این جز ترغیب یک کشور به حمله به کشور دیگر معنی دیگری هم دارد؟ چرا انگلیسی‌ها از تشدید اختلاف بین ایران و سعودی استقبال می‌کنند. این جز سیاست کهنه‌ی تفرقه بینداز و حکومت کن، معنی دیگری دارد؟ چرا انگلیسی‌ها از روی کار آمدن و تقویت داعش حمایت می‌کنند؟ این جز تلاش برای تشدید ناآرامی‌ها در منطقه‌ی بحران‌زده‌ی غرب آسیا، معنی دیگری هم دارد؟
 این‌ها و مسائلی شبیه به این‌ها که انگلیسی‌ها یا مستقیماً در آن مداخله می‌کنند یا از طریق نوابشان در آن مداخله می‌کنند، نشان‌دهنده‌ی این است که آن‌ها هیچ احترامی به اصول حقوق بین‌الملل همچون حفظ تمامیت ارضی کشورها نمی‌گذارند و تا جایی به این اصول قائل هستند که منافع دولت فخیمه‌ی انگلیس را تأمین کند. به‌محض در خطر افتادن دولت فخیمه‌، انگلیسی‌ها پرونده‌ی حقوق بین‌الملل را در آن منطقه بسته و در پستو رها خواهند کرد.

 3. احترام به توانایی‌های ملی، همان‌طور که پیش‌تر اشاره شد
 انگلیسی‌ها هیچ میانه‌ی خوشی با تولید و توانایی ملی کشورها خصوصاً کشورهای غرب آسیا و شمال آفریقا ندارند. علت آن نیز مشخص است. انگلیسی‌ها در اساس اعتقادی به توانایی ملی کشورهای دیگر ندارند، چون استقلال ملی سایر کشورها را بزرگ‌ترین مانع خود می‌بینند و به همین سبب، تمام تلاش خود را به کار می‌گیرند تا عاملی که سبب استقلال ملی می‌شود، از بین ببرند یا موانع محکمی در برابر آن ایجاد کنند. نگاهی تاریخی به رویکرد این کشور در برابر ملی شدن‌های پی‌درپی یک‌صد سال اخیر، مؤید این موضوع است که آن‌ها نه‌تنها اعتقادی به آن ندارند، که سد محکمی نیز در برابر آن محسوب می‌شوند.
 البته این موضوع به‌قدری هم تاریخی نیست که نتوان با آن ارتباط برقرار کرد. همین موضوع هسته‌ای ایران یکی از آن ملی شدن‌هایی است که انگلیسی‌ها با تمام قوا در برابر آن ایستادند و با شرکای خود تلاش کردند تا مانع از به ثمر رسیدن آن شوند و اگر ایستادگی ایران در این موضوع نبود، قطعاً چیزی به نام دستاورد هسته‌ای نصیب ایران نمی‌شد.
بنابراین راه‌حل، احترام به توانایی ملی کشورها و ملت‌ها در همه‌ی ابعاد آن است. توانایی ملی از توانایی‌های صنعتی تا سیاسی را دربرمی‌گیرد. برای مثال، وقتی عراقی‌ها تلاش داشتند تا مدل نظام سیاسی خود را معرفی کنند، به‌یکباره با کوه بلندی به نام تجزیه‌طلبی کردها که مشوق آن لندن بود، از یک‌سو و جانی‌ترین و سازمان‌یافته‌ترین گروه تروریستی دنیا که آن‌هم با حمایت لندن قدرت گرفته بود، از دیگر سو مواجه شدند. یا زمانی که بحرینی‌ها در حال چشیدن مزه‌ی انقلاب مردمی خود بودند، به‌یکباره با یک حکومت شداد مواجه شدند که کاملاً تحت امر انگلیسی‌ها و مزدوران منطقه‌ای آن‌ها بود.
 ملت‌های منطقه با علم به این موضوع باید تلاش کنند تا اختلافات را به حداقل رسانده و تولیدات ملی خود را در ابعاد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و صنعتی به حد اعلای خود ارتقا دهند و به آن احترام بگذارند. تا به‌واسطه آن مانع از ورود سیاست‌های نفاق‌آمیز انگلیسی‌ها در منطقه شوند، در غیر این صورت، منازعات قومی، اختلافات و عدم عزت ملی مهم‌ترین و بزرگ‌ترین عایدی آن‌ها از سیاست‌های نپخته‌شان خواهد بود.

 4. احترام به تنوع فرهنگی
 یکی دیگر از مسائلی که انگلیسی‌ها همیشه روی آن سواری مجانی می‌کرده‌اند، مسئله‌ی اختلافات فرهنگی و قومی بوده است. در نتیجه‌ی همان قرارداد معروف سایکس‌پیکو ملت‌های منطقه از یک ناهمگونی قومی تشکیل شده‌اند، موضوعی که انگلیسی‌ها از همان بدو انعقاد و امضای آن قرارداد نیت بهره‌مندی از آن را در سر می‌پروراندند، آن‌ها از همان ابتدا به این موضوع می‌اندیشیدند که چگونه می‌توانند روزی بر روی این اختلافات سوار شوند و به مطامع خود برسند.
 اختلافات فرهنگی و قومی این پتانسیل را برای آن‌ها فراهم می‌کرد تا همیشه رژیم صهیونیستی را در حاشیه‌ی امن خود نگه داشته و آن را در یک منطقه‌ی آشوب‌زده، ایمن نگه دارند. لذا از ابتدا برای آن برنامه داشته‌اند و هم ازاین‌رو هیچ‌گاه از ذهن خود در نکرده‌اند که اختلافات بایستی وجود داشته باشد و به‌صورت فزاینده‌تر بایستی همیشه شبیه آتش زیر خاکستر و آماده‌ی خیزش باشد.
 سنی در برابر شیعه، کرد در برابر عرب، عرب در برابر فارس، فارس در برابر عرب و... همه آن چیزهایی است که انگلیسی‌ها برای آن برنامه‌های بلندمدت داشته و دارند.
 راه‌حل چیست؟ راه‌حل همان چیزی است که انگلیس را با تمام اختلافاتی که در کشورش وجود دارد، به‌صورت یک موجودیت واحد تبدیل کرده است. راه‌حل آن چیزی است که انگلیس را تبدیل به بریتانیا کرده است. احترام به قومیت‌های مختلف چگونه است که ولز تحت سلطه‌ی انگلیسی‌هاست و انگلیسی‌ها هیچ احترامی به داشتن یک مدل سیاسی مستقل در ولز نمی‌دهند، ولی از جانب دیگر، دائم بر اسب اختلاف قومی در منطقه، سواری مجانی می‌گیرند. چگونه است که ملکه‌ الیزابت در تمام کشورهای تحت امرش حکمرانی می‌کند، ولی درعین‌حال اربیل را مستقل از عراق می‌داند و می‌بیند؟
 راه‌حل دقیقاً در موجودیت انگلیس نهفته است. ملت‌های منطقه و اقوام منطقه بایستی به یک احترام متقابل ذیل یک تمامیت ارضی واحد دست یافته و تلاش کنند از هر مکانیسمی که سبب افتراق و واگرایی میان آن‌ها می‌شود پرهیز کرده و دست‌های تفرقه‌افکن را از خود دور کنند.
داشتن یک کردستان مستقل هیچ دستاوردی به‌جز تحت امر انگلیس و آمریکا بودن برای کردها ندارد. هیچ دستاوردی جز جنگ‌های متوالی و بلندمدت بین اعراب و کردها نخواهد داشت. نه‌تنها عراقی‌ها، که سوری‌ها نیز کشورهای آشوب‌زده و بحران‌زده هستند. در سال‌های آتی و دهه‌های آینده به وجود یک کردستان مستقل در همسایگی خود احترام نخواهند گذارد و منطقه اسیر همان چیزی می‌شود که انگلیسی‌ها از بدو امضای سایکس‌پیکو به‌دنبال آن بوده‌اند؛ یعنی وجود اختلافات و متعاقباً درگیری‌های نظامی دائمی در منطقه و بهره‌وری از آن.
 انگلیسی‌ها اگر بنا بود به حق تعیین سرنوشت اقوام و ملت‌ها احترام بگذارند، اول به حق تعیین سرنوشت بحرینی‌ها که جمعیتشان به‌سختی به یک میلیون نفر می‌رسد، احترام می‌گذاردند. بنابراین قطعاً غم کردها و سنی‌های عراق و سوریه را نمی‌خورند و مطامع سیاسی‌تر و واگرایانه‌تری از طرح کنفرانس‌هایی شبیه آنچه سال 93 در اربیل برگزار شد را دارند.
 ضروری است که کشورها و ملت‌های منطقه به این مهم توجه داشته و مانع از شکل‌گیری نظم آشوب و بی‌ثبات در منطقه شوند که هیچ حاصلی جز سیطره‌ی قدرت‌های فرامنطقه‌ای در منطقه را نداشته و نخواهد داشت.
 در منطقه‌ی غرب آسیا و شمال آفریقا تمدن‌های بزرگی حاکم بوده است، به‌جای برجسته کردن اختلافات در ابعاد مختلف که دستاوردی جز کینه و جنگ داخلی ندارد، بهتر است روی تقویت عوامل عزت ملی تأکید شود. بدین‌گونه همیشه عوامل وحدت ملی نیز برجسته می‌شوند و این ملت‌ها به‌عنوان ملت‌های ناهمگن معرفی نخواهند شد.

 فرجام سخن
انگلیسی‌ها همیشه و در طول تاریخ به‌عنوان کشور مداخله‌گر در امور داخلی کشورهای دیگر معرفی شده‌اند و به‌واسطه‌ی همین مداخله بوده است که منافع خود را تحصیل کرده‌اند. در قسمت‌های پیش اشاره شد که سیاست انگلیسی‌ها عدم احترام به عزت ملی کشورهای منطقه‌ی غرب آسیا و شمال آفریقا از یک‌سو و تلاش برای ایجاد نفاق و تفرقه در اقوام منطقه برای حکمرانی بر آن‌ها از دیگر سو بوده است. برای آن نیز شواهد متعددی بیان شد و مخالفت با ملی شدن‌ها تا مداخلات مستقیم و غیرمستقیم نظامی، که این کشور در منطقه داشته است، به‌عنوان شاهد مورد بررسی قرار گرفت. در این قسمت تلاش شد تا به برخی راه‌حل‌ها یا تجویزها و الزامات کشورها و ملت‌های منطقه برای مواجهه با این فعالیت‌های مخرب و آشوب‌زای انگلیس در منطقه اشاره شود و بیان شود درصورتی‌که ملت‌های منطقه نتوانند به اصول حاکمیت ملی، عزت ملی، وحدت ملی و تمامیت ارضی یکدیگر احترام بگذارند، به‌واقع اسیر سیاست‌های انگلیسی‌ها شده‌اند.

منبع :برهان 
  
کلید واژه ها:
استعمار انگلیس , راه کارهای مقابله با انگلیس , اختلاف افکنی انگلیس 

نظر شما
نام
پست الكترونيک
وب سایت
نظر
بيشتر
نسخه قابل چاپ
چرا کار، کارِ انگلیس است؟
  • 1394/6/9 دوشنبه چرا کار، کارِ انگلیس است؟
    همواره جای این پرسش باقی است: هنگامی که از استعمار بریتانیا در رابطه با ایران سخن به میان می آوریم، چه منظوری داریم؟
ارتباط با ما
نشانی: مشهد مقدس، حرم مطهر امام رضا علیه السلام، صحن جامع رضوی، ایوان غربی
تلفن: 32212008-051
فکس: 32003552-051
صندوق پستی: 91735/517
ایمیل: razavi@aqr.ir 
 
 
گسترش معنویت در دنیای مدرن و استشمام شمیم خوش تفکر الهی در قرن ما بی تردید مدیون انقلاب اسلامی در ایران عزیز به رهبری بنیانگذار کبیر انقلاب حضرت امام خمینی (ره) است .
 بی شک درسالهای بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تبلیغ معارف اهل بیت در حرم مطهررضوی رشدی شگرف داشته است . لذا توجه به گسترش فرهنگ انقلاب اسلامی و اندیشه های حضرت امام و مقام معظم رهبری یکی از بخش های مهم پورتال معاونت تبلیغات را تشکیل می دهد .
در این سایت ریشه های انقلاب اسلامی مردم ایران ؛ بیداری ا سلامی؛ نقش انقلاب در گسترش معارف اهل بیت و سایر موضوعات از این دست مورد توجه و دقت خواهد بود.
 
×