• درباره ما
    معرفی معاونت تبلیغات و ارتباطات اسلامی
    معرفی معاونت تبلیغات و ارتباطات اسلامی

    رضوان علم ، منظومه ای زیباشناسانه در تماشای انسان اشرف در آینه تمام نمای هستی است برای میل به بینهایت مطلق همراه با کملین و پیوستگان تا حقیقت مسجود بودن را در قوسین خلقت در بازگشت از هبوط به نظاره بنشیند . همراه با رضوان نظاره گر باشیم .

     
    ×
  • تماس با ما
    شما می توانید با پر کردن فرم زیر، ما را از نظرات خود در مسیر بهبود کیفیت این وب سایت مطلع سازید:

    فرم ارتباط با ما
    * نام و نام خانوادگي
    * پست الكترونيك
    * نظر
     
    امتیاز دهی
     
     

    ×
راهنما
بازگشت به خانه

درگاه خدمات فرهنگی تبلیغی حرم مطهر امام رضا علیه السلام | رضوان علم


  • فرم ثبت اطلاعات
    * نام و نام خانوادگی * شماره موبایل
    * نام استان * ایمیل
    نام شهرستان نام شهر در خارج از كشور
    تاريخ ثبت
     
    امتیاز دهی
     
     

    ×
  •  
  •  
  •  
  •  

ویژه نامه ها

اوقات شرعی

  اذان صبح
  طلوع خورشید
  اذان ظهر
  غروب خورشید
  اذان مغرب
اوقات به افق :


انفاق فی سبیل الله، بایدها، نبایدها و راهکارها

فاطمه رضاداد، دانشجوی دکتری علوم قرآن و حدیث، دانشگاه فردوسی مشهد        
 
چکیده
به تناسب اهمیت انفاق در دین مبین اسلام، مسأله اصلی این نوشتار، بایدها و نبایدهای یک انفاق خالصانه و راهکار تربیتی قرآن برای حصول آن است. فرض اصلی مقاله، نیل به انفاق خالصانه از رهگذر تأکید بر معرفت توحیدی و حبّ عبودی است که در کنار بایدها و نبایدها، انفاقی خالصانه و بی ریا را نتیجه میدهد. در نتیجة مراجعه به آیات و روایات و بررسی های درون دینی، صحّت فرضیّه مزبور به اثبات میرسد و نقش کلیدی ایمان توحیدی و خداگرایی در حصول انفاق خالصانه معلوم میگردد.
کلید واژه: اسلام، انفاق فی سبیل الله، اخلاص، معرفت توحیدی، حبّ عبودی.
 
مقدمه:
همان گونه که می دانیم، یکی از مضامینی که بارها در قرآن کریم مورد تأکید قرار گرفته است، انفاق است. مروری بر آیات بسیار قرآن کریم و روایات معصومین علیهم السلام که به موضوع انفاق پرداخته اند، به خوبی اهمّیّت موضوع انفاق را بر ما آشکار می سازد.
در این میان، آنچه حائز اهمّیّت است اینست که از منظر قرآن کریم و روایات معصومین علیهم السلام این تنها صِرف انفاق نیست که مورد تأکید است، بلکه یک انفاق، زمانی نیکو و حسن شمرده می شود که مطابق با معیارها و موازین و طبق بایدها و نبایدهایی باشد که خداوند آنها را لازم شمرده است.
لذا شایسته است به این موضوع و مسأله اصلی بپردازیم که بایدها و نبایدهای یک انفاق خالصانه چیست و قرآن کریم برای تربیت یک انسان نیکوکار و اهل انفاق چه راهکاری را بر می گزیند؟
آنچه ضرورت بخش پرداختن بدین مسأله است، جایگاه والا و مورد تأکید انفاق در اسلام و سیره معصومین علیهم السلام است،[1] به گونه ای که مدعای جامعه مسلمانی بدون اهتمام به ترویج فرهنگ انفاق، خطاست.
ذیلاً از منظری تحلیلی و درون دینی بدین مهم می پردازیم. اساساً هدف از این نوشتار نیز چیزی جز تأسّی به آیات قرآن کریم و سیره معصومین علیهم السلام در انفاق خالصانه نیست. در این میان، فرض اصلی این نوشتار نیل به انفاق خالصانه از رهگذر تأکید بر معرفت توحیدی و حبّ عبودی است که در کنار بایدها و نبایدها، انفاقی خالصانه و بی ریا را نتیجه میدهد؛ به گونه ای که اگر سوره دهر، انفاق خالصانه خمسه آل عبا علیهم السلام را می ستاید،[2] ریشه این انفاق در برخورداری آن حضرات از نابترین معارف توحیدی و والاترین مراتب خداگرایی است.
 
1-  انفاق کریمانه، بایدها و نبایدها
قرآن کریم آنگاه که به مسأله انفاق می پردازد، بایدها و نبایدهایی را برای تحقق نیکوی این عمل حسنه شرط می کند که از جمله آنها عبارتند از:
 
1-1- انفاق به نیّت طلب رضای پروردگار
از منظر قرآن کریم انفاق هنگامی بسیار نیکو و پسندیده است که تنها و تنها با نیّت طلب رضایت پروردگار تحقق یابد و حتّی پاداش دنیوی و اخروی این عمل نیز در نیّت انسان جایی نداشته باشد، چونانکه به گواهی آیه سوره دهر، حضرت زهرا سلام الله علیها و خانواده مطهّرش در انفاق سه روزه خویش جز رضای پروردگار در پی چیز دیگری نبودند: « إِنمَّا نُطْعِمُکمُ‏ لِوَجْهِ اللهِ لانُرِیدُ مِنکمُ‏ جَزَاءً وَ لاشُکُورًا» (هل اتی:8)
گواه بر این شرط، آیۀ «وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ خَیْرٍ فَلِأَنْفُسِکُمْ وَ ما تُنْفِقُونَ إِلاَّ ابْتِغاءَ وَجْهِ اللهِ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ خَیْرٍ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ» (بقره: 72) است.[3]
در این آیۀ شریفه، خداوند در آغاز و پایان به متربّی یادآور می شود که اجر و پاداش او بدون هیچ کاستی، محفوظ است، ولی بایسته میداند که وی تنها برای طلب رضای خدا انفاق کند و همّتش را از سطح منفعت گرایی به خداگرایی ارتقا بخشد.
 
1-2- اعتدال در انفاق
دومین شرطی که قرآن کریم برای یک انفاق شایسته بر می شمرد، رعایت اعتدال در انفاق است. خداوند متعال خطاب به پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید: «وَ لاتَجْعَلْ یَدَکَ مَغْلُولَةً إِلى‏ عُنُقِکَ وَ لاتَبْسُطْها کُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً.»[4] (اسراء: 29)
طبق این آیه شریفه، انسان نباید چنان بخیل باشد که گویا دستش بسته و از عطا ناتوان است و نه چنان گشاده دست باشد که همه چیزش را ببخشد و خود تهی دست و مفلس بماند.
در پرتو این آیه مبارکه، رعایت توازن و تعادل در انفاق، قاعده ای مهم و شرطی اساسی است.[5]
 
3-1- انفاق از آنچه برای خود ما دلپسند و خوشایند است
سومین شرط انفاق نیکو اینست که از طیّبات و از آنچه که خود دوست داریم، انفاق کنیم.
قرآن کریم در این باره به اهل ایمان دستور میدهد که از اموال پاکیزه و شایسته انفاق کنند و در پی انفاق اموال بی ارزشی نباشند که خود از پذیرش آنها به عنوان هدیه اکراه دارند: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِنْ طَیِّباتِ ما کَسَبْتُمْ ... وَ لاتَیَمَّمُوا الْخَبیثَ مِنْهُ تُنْفِقُونَ وَ لَسْتُمْ بِآخِذیهِ إِلاَّ أَنْ تُغْمِضُوا فیهِ».[6] (بقره:267)
گواه دیگر بر این امر، این آیه شریفه است: «لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَیْ‏ءٍ فَإِنَّ اللهَ بِهِ عَلیمٌ».[7] (آل عمران:92)
طبق این آیه شریفه، آدمی هنگامی به حقیقت برّ و نیکوکاری دست می یازد که از اموال مورد علاقه خویش انفاق کند، چونانکه نیل به مقام نیکوکاران بدون این شرط محقق نیست.
 
4-1- انفاق بدون منّت و آزار
از مهمترین شرایط تحقق یک انفاق نیکو و شایسته، اینست که انفاق کننده هیچ گونه منّتی بر سر سائل نگذارد و با هیچ سخن و حرکتی دل او را نیازارد.
قرآن کریم در این باره می فرماید: «الَّذینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فی‏ سَبیلِ اللهِ ثُمَّ لایُتْبِعُونَ ما أَنْفَقُوا مَنًّا وَ لا أَذىً لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لاخَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ».[8] (بقره:262)
طبق این آیه شریفه تنها انفاقی مورد رضایت و پاداش دهی حضرت حق است که هیچ گونه منّت و آزرده خاطری در پی نداشته باشد.
این شرط چنان مهم است که از منظر قرآن کریم، یک کلام نیکو و شایسته که دل سائل را خشنود سازد، بهتر از انفاقی است که دل او را بشکند و توأم با منت و آزار باشد: «قَوْلٌ مَعْرُوفٌ وَ مَغْفِرَةٌ خَیْرٌ مِنْ صَدَقَةٍ یَتْبَعُها أَذى».[9] (بقره:262)
 
راهکار تربیتی قرآن کریم برای تحقق انفاق خالصانه در جامعه
مروری بر آیات قرآن کریم گواه بر اینست که گرچه ترغیب و ترهیب دنیوی و اخروی بنده را به وادی انفاق می کشاند، ولی تنها تأکید بر ایمان توحیدی می تواند خالصانه ترین انفاق ها را نتیجه دهد و بذر انفاق فاطمی را در جامعه بارور سازد.[10]
از آنجا که ایمان توحیدی متشکّل از دو بُعد معرفت و محبّت است، قرآن کریم در آیات متعدد برای تحقق انفاق خالصانه بر دو بُعد معرفت توحیدی و حبّ عبودی تکیه میکند. ذیلاً بدین دو محور می پردازیم:
 
الف) تربیت بر محور معرفت توحیدی
اهمّیّت بینش توحیدی در بسیاری از آیات قرآن کریم که مسألۀ انفاق و بخشش را موضوع گفتار قرار می دهند، ملحوظ است؛ چنانکه بسیاری از آنها[11] متعلّق انفاق را با عباراتی چون «ممّا رزقناهم» و «ما آتاهم» توأم ساخته اند.
توضیح اینکه در تحقّق رذیلۀ بخل، فرض وجود تملّک و دارایی ضروری است؛ حال آنکه در بینش توحیدی، انسان فقیر ذاتی است و چیزی ندارد تا بخواهد نسبت بدان بخل ورزد؛ لذا زمینه ای برای بروز رذیلۀ بخل متصوّر نیست.
یکی از بارزترین آیاتی که به گونه ای جدّی، از این رهگذر به تربیت اخلاقی متربّی همّت گماشته است، این نمونه می باشد: «آمِنُوا بِاللهِ وَ رَسُولِهِ وَ أَنْفِقُوا مِمَّا جَعَلَکُمْ مُسْتَخْلَفینَ فیهِ فَالَّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ أَنْفَقُوا لَهُمْ أَجْرٌ کَبیرٌ * ... وَ ما لَکُمْ أَلاَّ تُنْفِقُوا فی‏ سَبیلِ اللهِ وَ لِلَّهِ میراثُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ».[12] (حدید:10-7)
وقتی به سیاق این آیه می نگریم، در می یابیم قرآن کریم نخست در آیات پیشین، بر مالکیّت مطلقۀ خداوند بر همۀ آسمانها و زمین تأکید ورزیده است: «لَّهُ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ إِلىَ اللهِ تُرْجَعُ الْأُمُور».[13] (حدید:5) مالکیّتی که در این آیات موضوع گفتار قرار میگیرد، از جنس «مُلک» است و مُلک گونه ای از مالکیّت را گویند که به دارایی رعیّت و زیردست تعلّق گیرد. بر این اساس، مالکیّت خداوند، مالکیّت مطلقه ای است که همۀ پهنۀ گیتی را با همۀ برخورداریها و دارایی های ظاهری اش در بر میگیرد و چیزی برای غیر باقی نمی گذارد. (المفردات، راغب اصفهانی، ص775؛ المیزان، طباطبایی، ج3، ص130؛ التحریر و التنویر، ابن عاشور، ج3، ص68)
لازمۀ برخورداری از چنین بینشی که حول مسألۀ مالکیّت مطلقۀ پروردگار چرخ می زند، ایمان است که در صورت تحقّق، دیگر جایی برای رذیلۀ بخل باقی نمی گذارد و راه را برای انفاق می گشاید: «آمِنُوا بِاللهِ وَ رَسُولِهِ وَ أَنْفِقُوا مِمَّا جَعَلَکُمْ مُسْتَخْلَفینَ فیهِ».
وجه پیوند بینش عامّ توحیدی با مسألۀ بخل و بخشش، در عبارت «أَنْفِقُوا مِمَّا جَعَلَکُمْ مُسْتَخْلَفینَ فیهِ» تبیین بیشتری یافته است. توضیح بیشتر اینکه در این آیۀ شریفه، قرآن کریم به هنگام بیان متعلّق انفاق، قید «ممَّا جَعَلَکُمْ مُسْتَخْلَفینَ فیهِ» را بکار می گیرد که خود، الهام بخش دو نکته است:
1-  اگر به حکم آیات پیشین، مالکیّت اصلی همۀ هستی - از جمله برخورداریهای ظاهری آدمی - همگی از آن خداست، پس تملّک انسان تنها از مقولۀ استخلاف است و وی تنها در حکم یک جانشین، باید این دارایی ها را که به رسم امانت به وی سپرده شده، در مسیری که مطلوب مستخلفٌ عنه است، به مصرف برساند.
2-  اگر مالکیّت آدمی - به سان مالکیّت دیگر مخلوقات - مالکیّتی غیرحقیقی و عاریتی و از مقولۀ استخلاف است، این امانت روزی باز پس گرفته خواهد شد و یگانه مالک هستی، یگانه میراث بر آن نیز خواهد بود: «وَ لِلَّهِ میراثُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ». لذا فرض وجود و تحقّق هرگونه مالکیّت مستقلّی برای آدمی منتفی است و وی در اصل وجود و نیز، در همۀ متعلّقات خویش همواره به خداوند تعلّق خواهد داشت. (برای آگاهی بیشتر ر.ک: فی ظلال القرآن، قطب، سیّد، ج6، ص3483-3482؛ من وحی القرآن، فضل الله، ج22، ص20-19؛ المیزان، طباطبایی،ج19، ص154-152؛ الفرقان، صادقی تهرانی، ج28، ص130129)
با این واقع نمایی که حتّی امکان تحقّق هرگونه مالکیّت حقیقی را برای آدمی منتفی می سازد، دیگر چه جایی برای بخل باقی می ماند و چه چیزی می تواند وی را از بخشش مال خودِ خداوند در راه او باز دارد: «وَ ما لَکُمْ أَلاَّ تُنْفِقُوا فی‏ سَبیلِ اللهِ وَ لِلَّهِ میراثُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ»؟ (حدید:10)
در این صورت، آدمی در یک تمثیل ناقص، کارمند بانکی را ماند که در روز، میلیونها تومان موجودی به دستش رسیده، آنها را به صاحبانش پرداخت کرده، نه از دریافت آنها خشنود می شود و نه از پرداخت آنها غم و حسرتی به دل راه داده، دریغ و امساک می ورزد؛ زیرا پول از آنِ دیگری است و ارتباطی با او ندارد.
این نحوۀ تربیت منحصر بدین آیۀ قرآن کریم نیست و در آیات دیگر نیز به چشم می خورد.[14]
 
ب) تربیت بر محور حبّ عبودی قرآن کریم
دومین عنصر ایمان توحیدی، حبّ عبودی است که قرآن کریم در مسیر تربیت متربی بر آن تکیه میکند تا انفاقی خالصانه تحقق یابد. توضیح اینکه قرآن کریم بارها برای ترغیب متربّی خداگرای خویش به فضیلت بخشش، آن را نه به عنوان فضیلتی سودآور و منفعت زا، بلکه به عنوان واسطۀ قرب الهی معرّفی می سازد و با تکیه بر امر مرضیّ خداوند، وی را به وادی فضیلت می کشاند. نمونه ای از این تربیت حبّ محور در آیۀ ذیل قابل مشاهده است: «وَ مِنَ الْأَعْرابِ مَنْ ...َ یَتَّخِذُ ما یُنْفِقُ قُرُباتٍ عِنْدَ اللهِ وَ صَلَواتِ الرَّسُولِ أَلا إِنَّها قُرْبَةٌ لَهُمْ سَیُدْخِلُهُمُ اللهُ فی‏ رَحْمَتِهِ».[15] (توبه:99)
این آیۀ شریفه در مقابل افرادی که انفاق را نوعی ضرر تلقّی می کنند، از مردمانی سخن به میان می آورد که انفاق را واسطه ای برای قرب به خدا و رسول می بینند و در این عمل، انگیزه و هدفی جز تقرّب به خداوند متعال و دریافت سلامی از جانب پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ندارند. در مواجهه با چنین مخاطبانی قرآن کریم برای ترغیب ایشان بدین فضیلت، نه از منافع دنیوی و نه از بهره های اخروی، بلکه تنها از قرب و رحمت خویش سخن گفته، با ایراد حرف تنبیه «ألا»، نیز با آوردن حرف تأکید إنّ و جملۀ اسمیّه (أَلا إِنَّها قُرْبَةٌ لَهُمْ)، اهل انفاق را مقرّبان حتمی درگاه ربوبی و مستغرقان رحمت خاصّۀ الهی برمی شمرد. همین مضمون در آیۀ «الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَوةَ وَ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ * أُوْلَئکَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لهُّمْ دَرَجَاتٌ عِندَ رَبِّهِمْ[16] وَ مَغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ کَرِیم»[17] (انفال: 4-3) تکرار می شود و نیل به قرب الهی باز واسطه ای چون انفاق می طلبد.
نیز برخی آیات، پس از دعوت متربّی به احسانِ برخاسته از باور توحیدی، اِخبار از عدم محبّت و رضایت باری نسبت به بخیلان را ضامن اجرایی آن قرار می دهند و رذیله بودن بخل را بر محور ناخوشایندی باری تعالی تعلیل می کنند: «وَ اعْبُدُواْ اللهَ وَ لَا تُشرِکُواْ بِهِ شَیْا وَ بِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَنًا وَ بِذِى الْقُرْبىَ‏ وَ الْیَتَامَى‏ وَ الْمَسَاکِینِ ... إِنَّ اللَّهَ لا یحِبُّ مَن کَانَ مخْتَالاً فَخُوراً * الَّذِینَ یَبْخَلُونَ وَ یَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ وَ یَکْتُمُونَ مَا ءَاتَئهُمُ اللهُ مِن فَضْلِهِ».[18] (نساء:37-36)
 
نتیجه:
از آنچه گذشت معلوم میگردد با توجه به اهمیت انفاق شایسته در آیات کتاب الهی و روایات معصومین علیهم السلام، قرآن کریم، بایدها و نبایدهایی را برای تحقق یک انفاق نیکو لازم میداند که عبارتند از:
  1. نیت طلب رضایت پروردگار
  2. رعایت اعتدال در انفاق
  3. انفاق از اموال پاکیزه و مرغوب
  4. پرهیز از هرگونه منت و آزار در انفاق
برای تحقق چنین انفاق نیکو و بایسته ای در جامعه، قرآن کریم افزون بر شیوه ترغیب و ترهیب دنیوی و اخروی، در والاترین راهکار تربیتی خویش، تنها بر ایمان توحیدی تکیه می کند و از رهگذر بینش توحیدی و حبّ عبودی، به ترویج انفاقی خالصانه در جامعه می پردازد.
با اثبات این نکته که فرضیه اصلی این مقاله را تشکیل می دهد، رسالت ما اینست که با تبعیّت از رهنمودهای قرآن کریم، نسبت به اصل انفاق اهتمام ورزیده، بایدها و نبایدهای یک انفاق خالصانه قرآنی را رعایت نموده، بر اساس ایمان توحیدی و ترویج آن در جامعه، به ترویج فرهنگ انفاق در جامعه بپردازیم.
 
فهرست منابع:
- قرآن کریم.
- تفسیر التحریر و التنویر المعروف بتفسیر ابن عاشور، ابن عاشور، محمّدطاهر (1879-1973م)، بیروت، مؤسسة التاریخ العربی، 1423ق.
- عوالم العلوم، بحرانی اصفهانی، عبدالله (ق.12) تحقیقی محمدباقر موحد اصفهانی، موسسه الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، قم، بی تا.
- الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن، صادقی تهرانی، محمّد (۱۳۰۷-1390)، قم، انتشارات فرهنگ اسلامی، 1365.
- فی ظلال القرآن، قطب، سید (۱۹۰۶-۱۹۶۶م.)،بیروت، دارالشروق، 1412ق.
- مجمع البیان فی تفسیر القرآن، طبرسی، فضل بن حسن (در حدود ۴۶۸- ۴۵۸ق)، تهران، ناصرخسرو، 1372.
- المفردات فی غریب القرآن، راغب اصفهانی، حسین بن محمّد (قرن۴ق)، تحقیق صفوان عدنان داوودی، دمشق، الدار الشامیّة، 1412ق.
- تفسیر المنار، رشیدرضا، محمّد (1865-1935م)، مصر، الهیئة المصریة العامّة للکتاب، 1990م.
- مبانی و راهکارهای تربیت اخلاقی در قرآن کریم (پایان نامه کارشناسی ارشد)، فاطمه رضاداد، دانشگاه فردوسی مشهد، بی نا، بی تا.
- من وحی القرآن، فضل‌الله، محمّدحسین (۱۹۳۵-2010م)، بیروت، دارالملاک، ۱۴۱۹ق.
- المیزان فی تفسیرالقرآن، طباطبائی، محمّدحسین (۱۲۸۱-۱۳۶۰)، قم، دفتر انتشارات اسلامی،1417ق.
 
  


پی نوشت ها:
[1]- بعنوان مثال، مروری بر زندگانی حضرت زهرا سلام الله علیها گواه بر اهتمام بسیار حضرتش به مسأله انفاق است، چونانکه حتی در شب زفاف، لباس عروسی خود را به فقیر می بخشد تا بر فراز قله «برّ» در فرا راه تاریخ بایستد و مصداق آیه «لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّون» (آل عمران:92) گردد. (عوالم العلوم، بحرانی اصفهانی، ج11، ص230)
[2]- مأخذشناسی و ارزیابی سندی اصل نزول سوه هل اتی در شأن اهل بیت علیهم السلام، جلالی، رضاداد، ص143.
[3]- «و هر مالى که انفاق میکنید ثوابش از آن خود شماست و جز براى خشنودى خدا چیزى انفاق مکنید و هر چه انفاق کنید پاداش آن به شما میرسد و بر شما ستم نخواهد شد.»
[4]- «و دستت را به گردنت زنجیر مکن و بسیار [هم ] گشاده دستى منما تا ملامت شده و حسرت زده بر جاى مانى».
[5]- این قاعده در آیات متعدد دیگر نیز مورد تأکید قرار گرفته است. بعنوان مثال خداوند متعال آنگاه که صفات «عباد الرحمان» را بر می شمرد، می فرماید: «وَ الَّذینَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَ لَمْ یَقْتُرُوا وَ کانَ بَیْنَ ذلِکَ قَواماً». (فرقان:67)
[6]- «اى کسانى که ایمان آورده اید، از چیزهاى پاکیزه اى که به دست آورده اید، و از آنچه براى شما از زمین برآورده ایم، انفاق کنید، و در پى ناپاکِ آن نروید که [از آن] انفاق نمایید، در حالىکه آن را [اگر به خودتان مى دادند] جز با چشم پوشى [و بى میلى] نسبت به آن، نمى گرفتید».
[7]- «هرگز به نیکوکارى نخواهید رسید تا از آنچه دوست دارید انفاق کنید و از هرچه انفاق کنید قطعاً خدا بدان داناست».
[8]- «کسانى که اموالِ خود را در راه خدا انفاق مى کنند، سپس در پىِ آنچه انفاق کرده اند، منّت و آزارى روا نمى دارند، پاداش آنان برایشان نزد پروردگارشان [محفوظ] است، و بیمى بر آنان نیست و اندوهگین نمى شوند».
[9]- «گفتارى پسندیده [در برابر نیازمندان] و گذشت [از اصرار و تندىِ آنان] بهتر از صدقه اى است که آزارى به دنبال آن باشد».
[10]- رجوع کنید به: مبانی و راهکارهای تربیت اخلاقی در قرآن کریم، فاطمه رضاداد، فصل ششم.
[11]- بعنوان نمونه ر.ک: البقرة:254؛ آل عمران:180؛ النساء:39؛ الأنفال:3؛ الشورى:38؛ الحدید:7؛ المنافقون:7و10.
[12]- «به خدا و پیامبرش ایمان بیاورید و از آن مال که به وراثت به شما رسانده است انفاق کنید. از میان شما هر که را ایمان آورده و انفاق کرده، مزدى فراوانش دهند و چرا در راه خدا انفاق نمى کنید و حال آنکه از آنِ خداست میراث آسمانها و زمین؟»
[13]- «فرمانروایى آسمانها و زمین از آن اوست، و همه کارها به خدا باز میگردد».
[14]- آل عمران:180؛ النساء:39-38.
[15]- «و پاره اى از عربهاى بادیه نشین ... آنچه را که خرج مى کنند براى نزدیک شدن به خدا و به خاطر دعاى پیامبر خرج مى کنند. بدانید که همین سبب نزدیکیشان به خدا خواهد شد و خدا به رحمت خویش داخلشان خواهد کرد».
[16]- مراد از مقام عندیّت، مقام قرب ربوبی است. (المفردات، راغب اصفهانی، ص590؛ المیزان، طباطبایی، ج9، ص12؛ الفرقان، صادقی تهرانی، ج12، ص126)
[17]- «همان کسان که نماز میگزارند و از آنچه روزیشان داده ایم انفاق مى کنند، اینان مؤمنان حقیقى هستند. در نزد پروردگارشان صاحب درجاتند و مغفرت و رزقى نیکو».
[18]- «خداى را بپرستید و هیچ چیز شریک او مسازید و با پدر و مادر و ... و بندگان خود نیکى کنید. هرآینه خدا متکبران و فخرفروشان را دوست ندارد، آنان که بخل مى ورزند و مردم را به بخل وا مى دارند و مالى را که خدا به آنها داده است پنهان مى کنند.»






 
امتیاز دهی
 
 

نسخه قابل چاپ
  • ارسال به دوستان
نام ارسال کننده :  
ایمیل ارسال کننده:
نام دریافت کننده :
ایمیل دریافت کننده :  
موضوع ایمیل :
کد تصویری :
 
 
امتیاز دهی
 
 

مطالب مرتبط

بررسی دلالی القاب فاطمی «راضیه» و «مرضیه»
  • 1396/3/15 دوشنبه بررسی دلالی القاب فاطمی «راضیه» و «مرضیه»
    به فراخور ایّام ولادت یگانه بانوی خلقت، پژوهش حاضر بر آنست تا با بهره گیری از روش کتابخانه ای و از رهگذر نگاهی تفسیری و فقه الحدیثی دلالت القاب فاطمی «راضیه» و «مرضیه» را به مطالعه بنشیند و معلوم سازد این دو لقب، چه ابعادی از شخصیّت والای حضرت زهرا سلام الله علیها را به تصویر می کشند. از حاصل این پژوهش...
خلوص نیت در همه اعمال
  • 1395/2/26 يكشنبه خلوص نیت در همه اعمال
    از منظر تعالیم اسلامی خلوص نیت به منزله حسن فاعلی، نقشی اساسی در هویت عبادی شدن و درنتیجه قبول آنها دارد. دقت در متون دین نشان میدهد که مؤمن میتواند با خالص سازی نیت، امور مباح را نیز به عبادت تبدیل کند، با این ملاحظه که در امور مباح اگر آنها را با خلوص نیت و به قصد جلب رضایت الهی انجام ندهیم عقابی...
رابطه اخلاص در عمل و برترین مصلحت
  • 1395/1/10 سه شنبه رابطه اخلاص در عمل و برترین مصلحت
    روایتی از حضرت زهرا (سلام الله علیها) درباره فرود آمدن برترین مصلحت از ساحت الهی برای عبادت خالصانه ی بنده، تأییدی بر اهمیت اخلاص در عبادات است. گرچه عبادات دارای دو نوع مصلحت نفس عبادت و مصلحت سلوکیه اند؛ اما ظاهراً منظور از مصلحت برتر با توجه به روایات قرب نوافل، تحصیل ولایت تکوینی است. بدین ...
اصول زندگی ساده زیستانه در سیره ی رضوی
  • 1394/6/2 دوشنبه اصول زندگی ساده زیستانه در سیره ی رضوی
    زندگی ساده زیستانه، در ارتباط انسان با خود، خدا و دیگری، شکل می گیرد. نمی توان این سه وجه زندگی انسان را از هم جدا کرد. با توجه به سیره ی امام رضا (علیه السلام) در می یابیم: قناعت که در رابطه ی انسان با خدا شکل می گیرد، سخاوت که در رابطه ی انسان با دیگری ست و اعتدال که در رابطه انسان با مصرف ....
امام على(ع):امروز تنها عید کسى است که خداوند روزه‏اش را پذیرفته و شب زنده‏دارى‏اش را سپاس گزارده است . نهج البلاغه حکمت 428