.
.
 
 
 

 
 
ارسال به دوستان
 
ارسال به دوستان
  • ارسال به دوستان
  • اضافه كردن به ليست دلخواه مرورگر
  • تعیین صفحه پیش فرض مرورگر
  • چاپ
  • آر.اس.اس
  • آمار بازدید
    تعداد بازدید از سایت: 161846970
    تعداد بازدید این صفحه: 2250599
    در امروز: 52212

نام ارسال کننده :  
ایمیل ارسال کننده:
نام دریافت کننده :
ایمیل دریافت کننده :  
موضوع ایمیل :
کد تصویری :
 
×
دوشنبه 18/11/1395

 هفت اقلیم عشق

السلام ای یگانه حضرت عشق، دل من التیام می خواهد/ مرهمی از نگاه آبیتان، یک علیک السلام می خواهد
السلام ای یگانه حضرت عشق، دل من التیام می خواهد
مرهمی از نگاه آبیتان، یک علیک السلام می خواهد
 
جانم و انگور سال ها سر را، به گریبان خود فرو بردند
دلم اما زعشقتان هر دم، جام را پشت جام می خواهد
 
هفت اقلیم عشق در دستم، تا هوا خواه کویتان هستم
عشق من اندک است می دانم، دل جنونی مدام می خواهد
 
زهر نوشانده ام به مامونی که به سر فکر دوری ما داشت
مددی ده که جان نامردان، جرعه ای ناتمام می خواهد
 
ای تو شمش الشموس بی همتا، دل من خسته است، تاریکست
مهربانی کن و بمان در من، روشنایی دوام می خواهد
 
غیر کویت دگر طبیبی نیست، معجزه قصه عجیبی نیست
از رهایی به لب رسیده دلم، آهوی خسته دام می خواهد
 
دل زخمی اسیر گیسویت، شبی ام به سیاهی مویت
درد آغاز داستان من است، قصه آقا تمام می خواهد
 
نامه دادم به دستتان نرسیده، شعر گفتم نگاهتان نگرفت
دارم از خود مدام می پرسم، دل من از امام می خواهد؟
 
سیده فرزانه کوهبنانی نژاد (کرمان)
کلید واژه ها:
شمش الشموش , داستان , ضامن آهو , عشق حقیقی 

نظر شما
نام
پست الكترونيک
وب سایت
نظر
نسخه قابل چاپ
 پنجره اجابت
  • 1396/3/10 چهارشنبه پنجره اجابت
    خراسان و حال و هوایش تمام هفته ها را در صحن دلم قدم می زنند و چقدر دلم لک زده است برای بوییدن ضریحت ...
    دلنوشته
آقا جان ! هوای دلم بارانیست
زمزمة یار
  • 1395/12/11 چهارشنبه زمزمة یار
    چرا فراموش می کنیم هنوز «ضامن آهوها» هست؟ ما که از «آهوها» کمتر نیستیم؟!! نمی دانم شاید هم باشیم ... چه کسی می داند؟؟
    دل نوشته
آهوی سرگشته
  • 1395/11/20 چهارشنبه آهوی سرگشته
    ای عقل! همیشه مرا به خطا و آزمون بسیار سرزنش کردی، همیشه مرا به تعجیل در کارها شماتت نمودی، ولی این بار تو اشتباه کردی، مگر نگفتی که ...
    دلنوشته
زیباترین لحظه های شیرین زندگی (2)
  • 1395/10/19 يكشنبه زیباترین لحظه های شیرین زندگی (2)
    عزیز دکمۀ پیراهن آقاجون را میدوخت: «خیالم راحت شد. نذر کرده بودم که برم زیارت امام رضا (علیه السلام). بالاخره نصیبم شد. یک دفعه ذهنم جرقه زد: «عزیز، خب شما که می تونستی از همون تهران آقا رو زیارت کنی.
    داستان
 
 
ارسال نظر
ارتباط با ما
نشانی: مشهد مقدس، حرم مطهر امام رضا علیه السلام، صحن جامع رضوی، ایوان غربی
تلفن: 32212008-051
فکس: 32003552-051
صندوق پستی: 91735/517
ایمیل: razavi@aqr.ir