.
.
 
 
 

دلنوشته/سه شنبه 3/12/13952017-02-21T16:49:39+03:30

 بالاخره پس از چند سال امام او را طلبید.

با خودش گفت: اگر این پنجره فولاد آقا، از فولاد نبود، چگونه می توانست دلهای لرزان و سیاه از گناه زائران را...
دلنوشته/چهارشنبه 20/11/13952017-02-08T18:14:57+03:30

 آهوی سرگشته

ای عقل! همیشه مرا به خطا و آزمون بسیار سرزنش کردی، همیشه مرا به تعجیل در کارها شماتت نمودی، ولی این بار تو اشتباه کردی، مگر نگفتی که ...
دل نوشته و خاطره/چهارشنبه 13/11/13952017-02-01T19:28:13+03:30

 اولین دیدار

تکیه گاهی برای سنگینی شانه های خسته ی همه ی مان شده بودی تا فارغ از هر دلواپسی و اضطرابی، سر بر دامن مهرت گذاریم و بغض های نهفته و ....
دلنوشته/چهارشنبه 6/11/13952017-01-25T12:36:58+03:30

 مولای مهربان

نکن این بند را آقا! این بند را دوست دارم. این بند که دستم را گره می زند به پنجرۀ خانۀ تو، به بازترین پنجرۀ دنیا. پنجره ای که رو به تکه ای از بهشت اوست، ....
دل نوشته و خاطره/چهارشنبه 29/10/13952017-01-18T16:44:26+03:30

 خاکسار حرم

چشم هایت را می بندی نفس هایت معطر می شود. رضا، در مویرگهای احساست می نشیند. اینجا تنهاترین جغرافیاست که همیشه حال و هوای حرمش بارانیست. اگر باور نداری لحظه ای چشم های خیس را بنگر. چترهایتان را ببندید
/چهارشنبه 22/10/13952017-01-11T15:34:49+03:30

 نقطه اشتیاق

اشتیاق فاصله ها را کم می کند، فرسنگ فرسنگ می پیمایم تا رو به روی آن نقطه ی درخشان بایستم، بایستم و صدایت بزنم ...
دخترونه/دوشنبه 24/8/13952016-11-14T10:14:44+03:30

 چقدر دلم پنجره فولاد می خواهد

چقدر واژه هایم در برابر تو حقیر و کوچکند. اما من هر روز به عشق تو قلم به کاغذ می فشارم...
دخترونه/پنجشنبه 21/5/13952016-08-11T12:02:11+04:30

 زیارت قبول

تا می‌فهمند مشهدی‌ام التماس دعا می‌گویند.حسرت می‌خورند و غبطه، که نمی‌توانند مثل من هر روز از نزدیک به تو سلام بدهند...
12345>>>
نسخه قابل چاپ