.
.
 
 
 

دل نوشته و خاطره/چهارشنبه 29/10/13952017-01-18T16:44:26+03:30

 خاکسار حرم

چشم هایت را می بندی نفس هایت معطر می شود. رضا، در مویرگهای احساست می نشیند. اینجا تنهاترین جغرافیاست که همیشه حال و هوای حرمش بارانیست. اگر باور نداری لحظه ای چشم های خیس را بنگر. چترهایتان را ببندید
/چهارشنبه 22/10/13952017-01-11T15:34:49+03:30

 نقطه اشتیاق

اشتیاق فاصله ها را کم می کند، فرسنگ فرسنگ می پیمایم تا رو به روی آن نقطه ی درخشان بایستم، بایستم و صدایت بزنم ...
دخترونه/دوشنبه 24/8/13952016-11-14T10:14:44+03:30

 چقدر دلم پنجره فولاد می خواهد

چقدر واژه هایم در برابر تو حقیر و کوچکند. اما من هر روز به عشق تو قلم به کاغذ می فشارم...
دخترونه/پنجشنبه 21/5/13952016-08-11T12:02:11+04:30

 زیارت قبول

تا می‌فهمند مشهدی‌ام التماس دعا می‌گویند.حسرت می‌خورند و غبطه، که نمی‌توانند مثل من هر روز از نزدیک به تو سلام بدهند...
/چهارشنبه 22/2/13952016-05-11T17:03:22+04:30

 تبلور ایثار و استقامت

حسین (علیه السلام) همان اَبَر مرد عاشورا است که فرمانده لشکر حق می شود و برای احیای سنت پیامبر (صلی الله علیه و اله و سلم) با خانواده و برادران و یاران باوفایی چون وهب، مسلم بن عوسجه...
/شنبه 22/12/13942016-03-12T12:36:26+03:30

 غریب مدینه

زیر لب زمزمه می کردم: آقای من! سرور من! غریب الغربا! اذن می خواهم آقا! راهی حرم جدت رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) هستم ... مولای من راهی مرقد مطهر مادرت زهرا (سلام الله علیها) هستم ... روسیاهم آقا، اما اذن می خواهم تا سلامت را به مادر پهلو شکسته ات برسانم ...
/پنجشنبه 30/7/13942015-10-22T21:09:28+03:30

 خاطره سؤال از زیارت عاشورا

چند هفته پیش، برای یک اردوی دانشجویی از چند استان دعوت شدم در میان پرسش ها، یکی از دانشجویان پرسید: چرا ما زیارت عاشورا می خوانیم و لعن می کنیم؟!
/يكشنبه 5/7/13942015-09-27T21:02:35+03:30

 زیارتی با معرفت (عارفاٌ بحقه)

نمی دانم چرا چنین حسی به من دست داد. رو کردم به گنبد آقا. خیلی دلم می خواست حرف های دلم را به او بگویم اما بغضی دردناک گلویم را می فشرد...
12345>>>
نسخه قابل چاپ