.
.
 
 
 

/چهارشنبه 6/2/13962017-04-26T08:05:38+04:30

 نگاهم کن

امروز که قلم برداشتم به یاد پیرمرد کفاش افتادم که التماس دعا گفت و من یادم رفت که بگویم محتاجم به دعایش ...
دلنوشته/چهارشنبه 9/1/13962017-03-29T11:57:06+04:30

 دور باشی یا نزدیک، امروز روز دیدار است

اما من خیلی دعا کردم که به نزدیک خویش دعوتم کند. ...
دلنوشته/چهارشنبه 2/1/13962017-03-22T14:02:22+04:30

 من خودم را گم کرده ام !!

آخر تو جنس دردها را می شناسی، تو گره های کور را خوب وا می کنی، در من گره کوری چنبره زده است، قار قار... این صدای کلاغی ست در میان خیابان های تو در تو،...
دلنوشته/چهارشنبه 25/12/13952017-03-15T17:00:10+03:30

 آقا جان ! هوای دلم بارانیست

شنیده ام خیلی مهربانی و به این امید دل را به تو داده ام. بی کسی ام را فقط تو در می یابی، ای ضامن چشمان مست آهو،
دل نوشته/چهارشنبه 18/12/13952017-03-08T14:45:17+03:30

 خط خط ارزوهای دلم

حرف های دلم را این کاغذ طاقت ندارد. نمی دانم چگونه برایت بنویسم که …
دل نوشته/چهارشنبه 11/12/13952017-03-01T17:56:28+03:30

 زمزمة یار

چرا فراموش می کنیم هنوز «ضامن آهوها» هست؟ ما که از «آهوها» کمتر نیستیم؟!! نمی دانم شاید هم باشیم ... چه کسی می داند؟؟
دلنوشته/سه شنبه 3/12/13952017-02-21T16:49:39+03:30

 بالاخره پس از چند سال امام او را طلبید.

با خودش گفت: اگر این پنجره فولاد آقا، از فولاد نبود، چگونه می توانست دلهای لرزان و سیاه از گناه زائران را...
دلنوشته/چهارشنبه 20/11/13952017-02-08T18:14:57+03:30

 آهوی سرگشته

ای عقل! همیشه مرا به خطا و آزمون بسیار سرزنش کردی، همیشه مرا به تعجیل در کارها شماتت نمودی، ولی این بار تو اشتباه کردی، مگر نگفتی که ...
123456>>>
نسخه قابل چاپ