درگاه خدمات فرهنگی تبلیغی حرم مطهر امام رضا علیه السلام | سبک زندگی
هفت اقلیم عشق
السلام ای یگانه حضرت عشق، دل من التیام می خواهد/ مرهمی از نگاه آبیتان، یک علیک السلام می خواهد
مرغ باغ ملکوت
مرغ باغ ملکوتم نِیم از عالم خاک/ چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم
زیارت قبول
تا می‌فهمند مشهدی‌ام التماس دعا می‌گویند.حسرت می‌خورند و غبطه، که نمی‌توانند مثل من هر روز از نزدیک به تو سلام بدهند...
داستان: بیناتر از هر چشم
آنچه تو دیدی همین بود، اما آنچه تو ندیدی، این بود که من پس از سالها کوری، راه را یافتم و بینا شدم. او مرا بینا کرد. او چشم من را به دنیایی باز کرد که تا به حال آن را نمی دیدم....
داستان: در آرزوی میزبانی امام
احمد به سمت او نگاهی تند کرد و سپس به سمت دروازه های شهر حرکت کرد. عامر پسر تاجر بزرگ شهر نیشابور بود که با احمد پسنده نزد بی بی شطیطه درس ...
داستان: داغی بر سینه
نیم نگاهی به همسرش و قاضی می انداخت و دوباره سرش را پایین می گرفت و به کفش های کهنه اش چشم می دوخت. این کفشها را از ابتدای ازدواجشان نگه داشته ...
وسیله بودن شیخ الرئیس (شفا دست خداست)
سخت است پزشک باشی و بیماری داشته باشی، اما نتوانی بیمارت را درمان کنی؛ سخت است، هم از این جهت که نتوانسته ای به یک ناتوان و نیازمند کمک کنی، و هم از این جهت که غرور و اعتبار علمیت زیر سؤال می رود. حرفم را می فهمی بهمنیار؟ ...
بيشتر